نامه ای به مادر ندا: مادرم، مگر می شود ندا را فراموش کنیم؟

سایت خبری راه کارگر: وبلاگ نویسی به نام گمنام بعد از دیدن فیلم سوگواری مادر ندا بر سر مزار ندا نامه ای خطاب به مادر ندا نوشته و احساسات انسانی خود را در این نامه با دیگران تقسیم کرده است. وی نوشته که «مادر ندا هنگامی که سبزه و گل بر سر آرامگاه ندا دیده بوده گفته است :مادرت بمیره که مردم فراموشت نکردند. متن زیر نامه من است به مادرم، همانی که بر سر آرامگاه خواهرم ندا ضجه می زد».

مادرم، با هر ضجه تو من اشک ریختم. طاقت دیدن دوباره فیلم ضجه تو را ندارم، ضجه تو از جنس نگاه ندا است، جگر را می سوزاند ، جگر را آب می کند ، کمر هر مردی خم می شود از بار غم آن.

مادرم غم دیده ام،

باور کن اگر تو دخترت را از دست دادی، من نیز خواهرم را از دست دادم، خواهری که هیچ گاه از نزدیک ندیدمش،اولین بار در ویدیویی دیدم که با موبایل گرفته شده بود، گلوله خورد و خون بالا آورد. همان بار اول، با نگاه ندا، من ضجه زدم، فریاد زدم، گریه کردم، گفتم این فرشته خواهر من است که اینگونه به خون می غلطد. این خواهر من است که اینگونه نگاه می کند و با چشمهایش مظلومیت را فریاد می کند.

اولین سالی است که تو بدون ندا هستی، بانو پروین فهیمی بدون سهراب است، ده ها مادر دیگر نیز همچنین. من و میلیونها زن و مرد ایرانی دیگر نیز خواهران و بردرانمان را از دست داده ایم، ما نیز بدون خواهران و برادرنمان ، ندا و سهراب و اشکان هستیم. ما در غم تو شریکیم.

هزاران کیلومتر فاصله بین ما است، اما آرزو داشتم که نزد تو می بودم و بر دست تو و پای تو بوسه می زدم که دختری مانند ندا را به جامعه تحویل دادی.

مادرم،

یک ندا از دست دادی، اما هزاران دختر و پسر دیگر به دست آوردی. همه ما فرزند تو هستیم، مگر می شود ندا را فراموش کنیم؟

مگر می توانم فراموش کنم دختر جوانی را ، فرشته ای را، که به خاطر آینده من و فرزندان من، آنگونه مظلومانه جان باخت ؟

مادرم،

کشور ما به سوی تباهی می رفت، برای عوض کردن مسیر، باید برای آزادی و دموکراسی تلاش می کردیم، بدون آزادی و دموکراسیی، کشور ما به سوی نابودی می رفت، ما محتاج آزادی بودیم، البته که این آزادی مفت بدست نمی آید، باید که هزینه می دادیم و بدهیم. این هزینه ، نفت نیست، طلا نیست ، جواهر نیست، پول نیست ، که ای کاش پول . جواهر بود.باید گوهرهایی را می دادیم که که همسنگ و برابر با آزادی باشد.

چه گوهری همسنگ آزادی است؟ البته که خون ندا و سهراب و دیگر جوانان هم ارزش آزادی است.

خون ندا و سهراب ها ، بهای آزادی ما است.

مادرم،

قسم به ضجه تو ، قسم به ناله جگرسوز تو، زمانی که آزادی را به دست آوردیم، قدرش را خواهیم دانست ، چرا که خونبهای آزادی آینده ما، همان خونی است که ندا بالا آورد.

مادرم،

اسم و یاد ندا تا آخر عمرم با من است، اگر زمانی فرزند دختری داشته باشم، اسمش را ندا خواهم گذاشت. اگر پسر داشته باشم، اسمش را سهراب خواهم گذاشت، آرزو می کنم که خودم و فرزندان آینده ام ، ادامه دهنده راه ندای تو و سهراب ها باشند.

پی نوشت: مادر ندا در این ویدیو شیون می کند و می گوید: ….به جای صحرا باید بهشت زهرا باشم، مادر، بمیرم ندا، ندا بمیرم ، بمیرم مادر، الهی مادرش بمیره، آخ، آخ ندا جان، چطوری سال رو تحویل کنم، مادرت بمیره، تو این همه آرزو داشتی، مادرت بمیره، ندا با این همه خونی که بالا آوردی ، مادرت بمیره، نه بابا بود نه مامان، ندا مادر دردم رو به کی بگم، دردم رو به کی بگم؟آخ ندا جان؛ندا ، ندا ، چرا باید بهشت زهرا باشم..

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s