فصل دیگری از کتاب سراب سینمای اسلامی ! رضا علامه زاده

– کشمکش بر سر قدرت

بنیاد مستضعفان که با مصادره اموال منقول و غیر منقول صدها ثروتمند میلیاردر ایرانی حالا به بزرگترین غول اقتصادی کشور بدل شده است با سقوط دولت موقت و حرکت حاکمیت بسوی اقتدار مطلقه مذهبیون، سینما را هدف قرار داده است. سینما طعمه‌ای است که اگر قرار است بلعیده شود با حلقوم گشاد این غول همخوانی بیشتری دارد. غول برای بلعیدن، نیاز به لفت و لعاب و برنامه‌ریزی و زمینه‌چینی ندارد. سینما را با همه امکاناتش می‌توان در یک نشست بلعید. این منطق غول است!

«دادستانی کل انقلاب جمهوری اسلامی ایران در صدد رفع فساد و فحشاء در کلیه سطوح است و اماکن فرهنگی قابل استفاده عموم باید در اختیار ارگان قابل اعتمادی باشد تا جنبه پیشرفت دین مبین اسلام تقویت گردد و … در اجرای این منظور به بنیاد مستضعفین اجازه داده می‌شود که به تشخیص آن بنیاد با رعایت کامل موازین شرعیه نسبت به در اختیار گرفتن سینماهای کشور اقدام لازم بعمل آید.» [1]

محمد علی نجفی که حالا نه از طرف «ملی‌گراهای ضد اسلام» بلکه از سوی مذهبی‌تر از خودش زیر فشار قرار گرفته است براحتی قادر به حرکت نیست. بخش هنری بنیاد مستضعفین در همه شئون مربوط به سینما دخالت می‌کند و برای او به عنوان سرپرست امور سینمائی کشور تره هم خرد نمی‌کنند. او در یک مانور حساب شده با تکیه بر بخشی از علمای اعلام قم که با او و یارانش هماهنگی بیشتری احساس می‌کنند تا با بنیاد مستضعفین، در نامه‌ای به انجمن سینماداران می‌نویسد:

«… لازم است که از همین امروز کلیه سینماها در سطح کشور تعطیل شوند تا اولا گوشه‌ای از میدان عمل برای این دشمنان قانون اساسی و جمهوری اسلامی بسته شود و ثانیا فرصتی فراهم گردد تا پیش از تجزیه و تلاشی کل مجموعه سینمائی کشور، در این زمینه اقدامات لازم را اعمال نمایند.» [2]

و نیز در نامه دیگری خطاب به انجمن وارد کنندگان و انجمن تهیه کنندگان می‌نویسد:

«از آنجا که پروانه‌های صادره به آن انجمن به تبعیت از برنامه‌های اقتصادی-فرهنگی برای مجموعه سینما صادر گردیده است و این برنامه‌ها امروز بر اثر دخالت‌های ارگان‌های غیرمسئول عملا بصورتی غیر قابل اجرا درآمده، نتیجتا نمایش این فیلم‌ها فاقد ضرورت‌های پیش‌بینی شده از ناحیه این اداره می‌باشد. بدین جهت لغو پروانه‌ها تا دستور ثانوی… اعلام می‌گردد.» [3]

بنیاد مستضعفان تعطیل سینماها و لغو پروانه‌های نمایشی را عملی انحرافی اعلام می‌کند و سینماهای تابع خود را همچنان باز نگه می‌دارد [4]. کشمکش بر سر چپاول با اتهام‌زنی به یکدیگر ادامه می‌یابد تا اینکه ابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهور وقت با تعیین صادق طباطبائی عضو هیئت امنای بنیاد مستضعفین برای بررسی مسئله، پا در میانی می‌کند:

«انتخاب طباطبائی برای رسیدگی به امور سینماها در پی نامه‌ای صورت می‌گیرد که دکتر حسن حبیبی به رئیس جمهور نوشته است. در این نامه وزیر فرهنگ و آموزش عالی از ریاست جمهوری کشور خواسته است تا در چهار مورد زیر به وضع سینماها هر چه زودتر رسیگی شود:

1- برای ادامه سینماهای کشور چه باید کرد؟

2- تا هنگامی که سینمای داخلی موفق به تولید محصولاتی نشده است که جامعه کنونی ما با همه پیام‌های آن موافق باشد، ضوابط دوره انتقالی فیلم‌هائی که بر روی پرده می‌روند اعم از داخلی و خارجی چه باید باشد؟

3- اصولا آیا باید فیلم خارجی وارد کرد یا خیر؟

4- پیش از آنکه ضوابط نهائی دوره انتقالی تعیین شود در مورد سینماها و اداره آنها چه باید کرد و در کار سینما چگونه باید دخالت کرد؟» [5]

فردای روز تعیین طباطبائی برای بررسی اختلافات بین سرپرستی اداره امور سینمائی کشور و بخش هنری بنیاد مستضعفان از طرف رئیس جمهور وقت، محمد علی نجفی عقب‌نشینی می‌کند و سینماهای کشور کارشان را از سر می‌گیرند. [6]

در همین روز متن موارد پیشنهاد شده در قطعنامه «سمینار بررسی مسائل و مشکلات سینما» انتشار می‌یابد. بانی این سمینار بنیاد مستضعفین است که به همراهی نمایندگان سپاه پاسداران و جهاد سازندگی و دفتر امام خواستار اجرای خواست‌های بسیاری شده‌اند از جمله:

«الف- انحلال انجمن سینماداران، انجمن واردکنندگان و انجمن تهیه‌کنندگان فیلم.

ب- ضمن محکوم نمودن تعطیلی بدون مطالعه سینماها که می‌رفت تا توطئه‌ای را دامن زند و احیانا مورد استفاده افراد ضد انقلاب و گروه‌های فرصت‌طلب قرار گیرد اینک جهت بازگشائی مجدد سینماها کمیته برگزار کننده سمینار، هیئتی را برای بازبینی و صدور پروانه نمایش فیلم‌های موجود تعیین کند.

ج- تشکیل کمیته‌ای با همکاری «هیئت پاکسازی و سالم‌سازی ادارات» جهت رسیدگی به وضع مستضعفین سینما.

د- سمینار حمایت همه جانبه خود را از بیانیه حجت‌الاسلام شیخ صادق خلخالی در رابطه با فیلم قیصر و وزارت فرهنگ و آموزش عالی اعلام می‌کند.» [7]

تمامی بندهای بالا حکایت از مخالفت مستقیم با سیاست‌های اداره امور سینمائی کشور دارد. محمد علی نجفی که سندیکای هنرمندان و کارکنان سینما را عملا تعطیل کرده است تنها تکیه‌گاهش انجمن سینماداران و واردکنندگان و تهیه‌کنندگان فیلم است. تکیه‌گاهی سخت سست، بد نام، با پشتوانه‌ای غیر قابل دفاع. اکثر قریب به اتفاق اعضاء این سه انجمن سرمایه‌دارانی هستند که سال‌ها با ساختن فیلم‌های مبتذل کیسه‌اشان را انباشته‌اند. محمد علی نجفی با پشت کردن به سندیکا عملا مورد حمایت آنهاست. بنیاد مستضعفان این نقطه ضعف را می‌شناسد و برای ضربه زدن به او اولین خواستش را انحلال این انجمن اعلام می‌کند.

بنیاد مستضعفین در روز آغازین همین سمینار نمایندگان این انجمن‌ها را از جلسه اخراج کرده است. یگانه، یکی از مسئولان امور سینمائی بنیاد مستضعفین در این باره می‌گوید:

«وقتی اولین جلسه توجیهی سمینار تشکیل شد، شرکت کنندگان از نهادهای انقلابی دیدند که بافت سمینار، اسلامی نیست و آنها نمی‌توانند در کنار کسانی بنشینند که پیش از این فیلم‌های مستهجن سکسی از خارج وارد می‌کردند و هنوز هم مشغول کارند… روی این اصل سینماداران و انجمن تهیه‌کنندگان فیلم از سمینار اخراج شدند.» [8]

و حالا اولین خواست آنها در قطعنامه سمینار انحلال این انجمن‌هاست. انجمن‌هائی که پایگاه اقتصادی و حمایتی محمد علی نجفی معاون وزیر فرهنگ و آموزش عالی و سرپرست امور سینمائی کشور است.

خواست‌های بعدی نیز بدون پرده ‌پوشی، مخالف خوانی با اوست ولی از همه ظریف‌تر و آخوندانه‌تر حمایت همه جانبه سمینار از بیانیه شیخ صادق خلخالی است در رابطه با فیلم قیصر. قیصر معروف‌ترین ساخته مسعود کیمیائی است که نه تنها مشاور سابق محمد علی نجفی بلکه یار غار اوست. مخالفت خلخالی با قیصر وقتی به اوج خود رسید که «وی که به همراه محافظانش به سینما شهرفرنگ رفته بود، پس از تماشای این فیلم دستور توقیف آن را صادر کرد که حکم در همانجا به مورد اجراء گذاشته شد.» [9]

جنگ قدرت چند ماه دیگر ادامه می‌یابد. محمد علی نجفی کاملا فلج شده است. می‌گوید:

«نه فیلمی تولید می‌شود و نه کسی اشتیاقی نسبت به آن نشان می‌دهد… برای اینکه در انجام این کار تامین شغلی وجود ندارد. البته نه اینکه فکر کنید با مشکل مادی و نیروی انسانی روبرو هستیم، نه به هیچ‌وجه.» [10]

از عملکرد صادق طباطبائی که به درخواست دکتر حسن حبیبی وزیر فرهنگ و آموزش عالی توسط بنی‌صدر رئیس جمهور برای حل اختلاف دست بکار شده است چیزی جائی درز نمی‌کند. آنچه در عمل مشاهده می‌شود اینست که محمد علی نجفی در آغاز نیمه دوم سال 59 از سمتش کناره‌گیری می‌کند و به عنوان دستخوش کارگردانی اولین و پرخرج‌ترین مجموعه تلویزیونی بعد از انقلاب را با نام «سربداران» دریافت می‌دارد. مجموعه‌ای که گفته می‌شود بیش از 200 میلیون تومان بودجه را بلعیده است.

«گاهی چیزهائی می‌شنوم در این باره، بعنوان انتقاد. خب اگر این انتقاد است بمن باز نمی‌گردد. کسی که امضاء کرده حتما قبول هم دارد. کسانی که باید جوابگو باشند، حتما هستند. اما چیزهای جالب ارقامی است که می‌گویند، مثلا 235 میلیون تومان. این یعنی اینکه باید اطلاع دقیقی داشته باشند. چرا مثلا سرراست نمی‌گویند 230 میلیون؟ اینهاست که یک مقدار گفته‌ها را جالب می‌کند.» [11]

پست معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و آموزش عالی حالا به شخصی بنام «مهدی کلهر» داده می‌شود. و طبق معمول همه کارها متوقف‌تر از آنچه بود می‌شود. اعضای شوراها و کمیسیون‌ها تغییر می‌کنند، اجرای برخی مقررات متوقف می‌ماند و پروانه‌های نمایش باطل اعلام می‌شود. شورای جدید بررسی فیلم- اداره سانسور- از 12 مهر ماه 1359 با مسئولیت حجت‌الاسلام احمد صادقی اردستانی کارش را از سر می‌گیرد. در شورای بررسی فیلم بگفته حجت‌الاسلام اردستانی «نمایندگانی از اداره سیاسی ایدئولوژیک ارتش، سپاه پاسداران، جهاد سازندگی، بنیاد هنری مستضعفان، اداره نظارت و نمایش، جامعه روحانیت و تعداد دیگر از دوستانی که بطور مستقل این مهم را انجام می‌دهند» عضویت دارند. [12]

در این شورا تنها کسانی غایب هستند که از سینما چیزی می‌دانند! با این تغییر و تحولات بازی تا حدودی به سود خط فکری بنیاد مستضعفان پیش می‌رود ولی خاتمه نمی‌یابد. بنیاد مستضعفان با دراختیار داشتن صدها سالن سینما و فیلم‌های داخلی و خارجی حوصله سنگ‌اندازی‌های شورای بررسی فیلم را ندارد.

«فیلم‌های بسیار زیادی در اختیار بنیاد مستضعفان هست که مربوط به شرکت‌های مصادره شده سینمائی است. ما طی مذاکراتی با وزارت ارشاد اسلامی قرار شد فیلم‌هائی را که به فرهنگ جامعه ضرر نمی‌زند و بعنوان یک فیلم خوب و سرگرم کننده قابل استفاده باشد برای دریافت پروانه بفرستیم.» [13]

در عرصه کاسبی بنیاد مستضعفین خیلی در بند فرهنگ غنی اسلامی نیست. همینقدر که فیلم‌ها متعلق به بنیاد باشد و به فرهنگ جامعه ضرر نزند و سرگرم کننده باشد، کافی است. همه فیلم‌ها هم با کوتاه کردن برخی صحنه‌ها و عوض کردن چند گفتگو براحتی این خصوصیات را خواهند یافت. تنها کافی است پروانه نمایش را تدارک دید. درگیری وقتی بالا می‌گیرد که وزارت ارشاد اسلامی با تاسیس «بنیاد سینمائی فارابی» در اوائل نیمه دوم سال 1362 خود نیز به مدعی تولید و پخش فیلم بدل می‌شود. وزارت ارشاد اسلامی تا کنون ممیزی و خط مشی دادن به سینما را بر مبنای برداشتش از سینمای ناشناخته اسلامی هدف قرار داده بود ولی حالا تولید کننده فیلم و پخش کننده فیلم‌های ایرانی و خارجی نیز خواهد بود. این عرصه بلامنازع متعلق به بنیاد مستضعفین مدعی تازه ‌نفسی یافته است.

سید فخرالدین انوار که سال‌ها در سمت مدیر گروه فیلم و سریال و مدیر شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی خدمت کرده است همراه با سید محمد بهشتی از تلویزیون به وزارت ارشاد اسلامی انتقال می‌یابند. انوار سمت معاونت فرهنگی وزارت ارشاد اسلامی را تصاحب می‌کند و مدیریت عامل بنیاد سینمائی فارابی را به یارش سید محمد بهشتی می‌بخشد. نزدیکی انوار با میر حسین موسوی نخست وزیر راه را بر پیشرفت انوار و بهشتی هموار می‌کند. طرح‌های مختلفی برای قدرت بخشیدن به وزارت ارشاد اسلامی در هیئت دولت و مجلس شورای اسلامی ارائه می‌شود و به تصویب می‌رسد.

بر اساس مصوبه هیئت دولت در آغاز سال 1363 عوارض فروش فیلم ایرانی از 20 درصد به 25 درصد افزایش می‌یابد. در این مصوبه که هدفش حمایت از سینمای ایرانی در مقابل فیلم‌های خارجی است تنها برای فیلم‌های خارجی متعلق به بنیاد فارابی استثناء وجود دارد.

«2- در نمایش فیلم‌های خارجی که در سینماهای کشور به نمایش در می‌آید نحوه محاسبه به ترتیب زیر است:

الف- سهم شهرداری‌ها بابت عوارض شهرداری معادل 25 درصد کل بهای بلیط است.

3- فیلم‌های خارجی متعلق به بنیاد سینمائی فارابی وابسته به وزارت ارشاد اسلامی که در سینماهای کشور به نمایش در می‌آید از شیوه زیر پیروی می‌کنند:

الف- سهم شهرداری‌ها بابت عوارض شهرداری معادل 15 درصد از کل بهای بلیط است.» [14]

به این معنا عوارض برای تمام صاحبان فیلم‌های خارجی و در راسشان بنیاد مستضعفان، از 20 درصد به 25 درصد افزایش می‌یابد.

در همان تاریخ بنا به تصمیم وزارت ارشاد اسلامی ورود فیلم خارجی در انحصار بنیاد سینمائی فارابی قرار می‌گیرد. سید محمد بهشتی مدیر عامل بنیاد سینمائی فارابی اعلام می‌کند:

«طبق بخشنامه وزارت ارشاد، هیچ نهاد یا شخص حقیقی و حقوقی دیگری حق وارد کردن فیلم ندارد و فیلم‌های خارجی موجود نیز امکان تمدید رویالتی ندارد. انتخاب و ورود فیلم به عهده بنیاد فارابی است.» [15]

این ضربه کاری‌تر از آنست که صدای بخش فرهنگی بنیاد مستضعفین را در نیاورد. درگیری در حوزه‌های در بسته سینمائی چنان شدت می‌یابد که میر حسین موسوی نخست وزیر به نفع ارشاد اسلامی وادار به مداخله می‌شود. سید محسن طباطبائی سرپرست بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان، طبق سنت پرده ‌پوشی در مصاحبه‌ای می‌گوید:

«می‌دانید که جناب نخست وزیر چندی پیش طی حکمی اعلام کردند که بخش فرهنگی بایستی هماهنگی کامل با وزارت ارشاد و صدا و سیما و سازمان تبلیغات اسلامی داشته باشد، ما سعی کرده‌ایم که بیشترین هماهنگی را داشته باشیم و شاید الان بدون اغراق نزدیک‌ترین بازوی اجرائی و بزرگ‌ترین پشتیبان امور سینمائی وزارت ارشاد، بخش فرهنگی بنیاد مستضعفان است… برای دهه فجر برنامه‌ریزی مشترکی با وزارت ارشاد داریم که مقدماتش طی شده… در رابطه با تولید، نقطه نظرهای بسیار مشترکی با وزارت ارشاد داریم و احساس می‌کنیم که این وزارتخانه نیز در مورد تقویت تولید داخلی بسیار علاقمند است.» [16]

علیرغم این ادعا، نه تنها برنامه‌ریزی مشترک جامه عمل نمی‌پوشد بلکه رقابت‌ها حادتر می‌شود. هم او در پاسخ این سئوال که چرا بخش فرهنگی در سومین جشنواره فیلم فجر شرکت فعال نداشت می‌گوید:

«این بخش در اولین و دومین جشنواره، از تمام امکانات خود برای برگزاری آن مایه گذاشت، خیلی از دست اندر کاران هم آنرا ستودند. ما در جریان برگزاری دومین جشنواره علاوه بر تمام امکانات جمعا مبلغ چهارصد هزار تومان سرمایه گذاشتیم و دیناری هم از وزارت ارشاد طلب نکردیم. برای برگزاری سومین جشنواره به وزارت ارشاد پیشنهاد کردیم که بخاطر عدم تمرکز جشنواره مفصلی در یکی از استان‌های کشور برگزار شود ولی اعلام داشتند که برنامه‌ریزی دیگری دارند و سراغی از سینماهای بنیاد نگرفتند در حالیکه اگر این همکاری بین وزارت ارشاد و بنیاد مستضعفان که صادقانه اعلام کرد وجود داشت، جشنواره با کیفیت بهتری انجام می‌شد.» [17]

وزارت ارشاد اسلامی اما، برای تقویت بنیاد سینمائی فارابی و تبدیل آن به بزرگترین نهاد سینمائی کشور همچنان تلاش می‌کند. هیئت وزیران در اردیبهشت سال 1363 طی تصویب‌نامه‌ای «تجهیزات کالاهای فیلمسازی را که توسط وزارت ارشاد اسلامی و بنیاد فارابی از خارج خریداری و وارد کشور می‌شود، از پرداخت سود بازرگانی معاف» می‌دارد [18]. چنگ اندازی به اموال دیگران به شیوه بنیاد مستضعفان هم در جوار پیشبرد قانونی کارها از چشم بنیاد سینمائی فارابی دور نمی‌ماند.

«استودیو میثاقیه در اختیار بنیاد فارابی قرار گرفت.» [19]

با این امکانات مالی و قانونی است که بنیاد سینمائی فارابی باد در دماغش می‌افتد و مرتکب همان اشتباه مرگباری می‌شود که بنیاد مستضعفان شده است: تلاش برای ساختن فیلم «الگوی اسلامی». تلاشی که برای بنیاد مستضعفان سیاهه‌ای از مزخرف‌ترین فیلم‌های سینمای ایران را به‌جا می‌گزارد.

□◊□

[1] روزنامه اطلاعات- 24/1/59- صفحه 2

[2] روزنامه اطلاعات- 3/4/59

[3] همانجا.

[4] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 17-مهر 63 صفحه 29

[5] کیهان- 10/4/59

[6] کیهان- 11/4/59

[7] کیهان- 11/4/59

[8] روزنامه اطلاعات- 15/4/59

[9] ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 13- صفحه 13

[10] روزنامه کیهان- 23/5/59

[11] «سربداران» روایت سینمائی از یک رویداد تاریخی- ماهنامه سینمائی فیلم- شماره 13- صفحه 23

[12] روزنامه کیهان- 20/2/60

[13] ماهنامه فیلم- شماره 24- صفحه 6

[14] ماهنامه فیلم- شماره 12- صفحه 4

[15] ماهنامه فیلم- شماره 12- صفحه 5

[16] هماهنگی لازمه شکوفائی سینما در جمهوری اسلامی، ماهنامه فیلم- شماره 8- صفحات 8 و 9

[17] ماهنامه فیلم- شماره 24- صفحه 5

[18] ماهنامه فیلم- شماره 23- صفحه 11

[19] ماهنامه فیلم- شماره 12- صفحه 12

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s