مصطفی تاجزاده :انتقاد از خود و نظام در گفت‌وگو با بازجویان

دویچه وله :مصطفی تاجزاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و از پیشبرندگان سرشناس «خط امام»، در سالروز دستگیری‌اش نوشته‌ای را منتشر کرده که در آن به انتقاد از روند انقلاب اسلامی، این که چه می‌خواستند و چه شد، پرداخته است.

مصطفی تاجزاده :انتقاد از خود و نظام در گفت‌وگو با بازجویان

عنوان نوشته‌‌ی تاجزاده − «پدر، مادر، ما باز هم متهمیم» − یادآور سخنرانی‌‌ای از علی شریعتی است که موضوع آن شکاف نسل‌ها و برداشت‌ها و انتظارات مختلف از اسلام است. مصطفی تاجزاده نوشته‌ی خود را به ندا آقاسلطان تقدیم کرده است. وی در آن حاصل بازاندیشی خود در مورد روند انقلاب اسلامی را عرضه می‌کند. نوشته مصطفی تاجزاده، نخست در سایت‌های «نوروز» و «امروز» منتشر شده است.

گفت‌وگو با بازجویان

نوشته این گونه آغاز می‌شود:

« تجربه زندان به‌رغم همه تلخی‌های‌خود، نتوانست فرصت و امکان «گفت وگو» را از من دریغ دارد؛ امکان گفت‌وگو حتی در دشوارترین شرایط. با توجه به این که من و دوستانم نه به علت مبارزه با نظام، که به دلیل فعالیت در جهت پویایی و شکوفایی آن به زندان افتاده بودیم، با بازجویان درباره اصل نظام اختلاف نداشتیم و همین مسأله مشترک می‌توانست نقطه آغاز گفت‌وگوی ما ‌باشد. با وجود این، مؤلفه‌هایی که بعضی بازجوها برای جمهوری اسلامی ایران تشریح می‌کردند با مؤلفه‌هایی که من در ذهن داشتم در بسیاری موارد متفاوت و گاه متضاد بود.»

این آغاز، بر سر تاسر نوشته تأثیر گذاشته است. تاجزاده با بازجویان گفت‌وگو می‌کند، در حالی که این انتظار را برمی‌انگیزد که گویی می‌خواهد به انتقاد از نظام و نقشی بپردازد که کسانی چون خود وی در برپایی آن داشته‌اند.

تاجزاده با بازجویان مبنای فکری و سیاسی مشترکی دارد، همان گونه که خودش می‌گوید، در مورد اصل نظام با آنان اختلافی ندارد. در نتیجه گفت‌وگو در این جهت جریان می‌یابد که کدام جناح خیر واقعی نظام را می‌خواهد.

واقعیت و آرزو

نظام دارای یک اصل است، اصلی که تاجزاده می‌گوید در مورد آن میان زندانی‌ای چون او و بازجویان اختلافی نیست. اما همین نظام در واقعیت خود دور از آرزوهای مصطفی تاجزاده است. بخش اول نوشته‌ی تاجزاده شرح این دور افتادن واقعیت از آرزو است. او می‌نویسد: «به باور من، نظامی که قدرتش را در اعتراف‌گیری و تواب‌سازی در سلو‌ل‌های انفرادی ‌ببیند و نظامی که از بحث آزاد و مناظره و گفت‌وگو در رسانه‌ها تغذیه می‌کند، دو سیستم کاملاً متفاوت هستند.»

تاجزاده تفاوت آن‌چه را که هست و آن‌چه را که مطلوب است شرح می‌دهد و سپس دست به یک «اعتراف» می‌زند. او می‌نویسد: «من در محضر نسل جدید شهادت می‌دهم، نظامی که ما برای برپایی آن انقلاب کردیم و به قانون اساسی آن رأی دادیم، غیر از نظام نظامیانی است که می‌کوشند آن را ملک طلق خویش نمایند و در عرصه سیاست برای خود جایگاهی همانند فرماندهان دخالتگر ارتش ترکیه و پاکستان قائل شوند.»

مشکل «اصل خوب نظام − واقعیت بد نظام » را تاجزاده به صورتی «خط امامی» حل می‌کند: امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی مبنای خوبی را گذاشته و «تفسیر دموکراتیکی» از اسلام داشته، اما سرنوشت آن به دست جریانی افراطی افتاده که نماد آن مصباح یزدی است و این جریان افراطی از جمهوری اسلامی یک «آیینه مخدوش» ساخته، آیینه‌ای که تاجزاده می‌گوید: «من هرگز نتوانستم در این آینه مخدوش، سیمای رهبر فقید انقلاب و یاران واقعی‌اش و سیمای درخشان شهیدان و آرمان آنان را ببینم.»

تاجزاده به سران آن جریان افراطی انتقاد می‌کند که «می‌خواهند بگویند امام هم کسی بود مثل آقایان جنتی و مصباح، غافل از آن که این شبیه‌سازی مخدوش، روش‌های استبدادی و سرکوبگر را توجیه و آقایان را تطهیر نخواهد کرد. به عکس، دامنه بدبینی به رهبر فقید انقلاب محدود نمی‌شود و با تعمیم یافتن به ائمه اطهار (ع)، می‌تواند بی‌دینی و بی‌ایمانی را در نسل جوان دامن بزند که با کمال تأسف در برخی موارد زده است.»

ولی فقیه، آیت الله خامنه‌ای − از او در نوشته تاجزاده اسمی برده نشده است. موضوع ولایت فقیه، هم که اصل نظام است، در پانویس مقاله مطرح شده استBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: ولی فقیه، آیت الله خامنه‌ای − از او در نوشته تاجزاده اسمی برده نشده است. موضوع ولایت فقیه، که اصل نظام است، در پانویس مقاله مطرح شده است

اتهام متقابل «فاشیست» بودن

تاجزاده در ادامه‌ی شرح «گفت‌وگو»هایش با بازجویان می‌گوید که در هنگام انتقاد از آنان با انتقاد متقابلی با این مضمون مواجه شده که شما هم در دهه اول انقلاب از این کارها کرده و «رفتارهایی فاشیستی» داشته‌اید.

تاجزاده می‌نویسد: «بعضی بازجوها می‌کوشیدند با یادآوری مواردی از افراط کاری‌های دهه نخستین انقلاب، مرا و خط امامی‌های آن دوره و اصلاح‌طلبان کنونی را «فاشیست» معرفی کنند. متقابلاً من هم با یادآوری برخی رفتارهای فاشیستی که در همین ایام، در پیش دیدگان ملت ایران تکرار می‌شود، ‌توضیح می‌دادم که همه ما در آن دوره خطاهای جدی داشتیم، اما شما همین امروز به جای آن‌که جوانب مثبت رفتار ما را ادامه دهید، همان خطاها را در شرایطی که کشور نه در حال جنگ است و نه از تروریسم گسترده و کور رنج می‌برد، ادامه می‌دهید. به همین دلیل دیگر نمی‌توان آن را «خطا» نامید و ناشی از بی‌تجربگی انقلابیون دانست.»

تاجزاده در این جا دست به «انتقاد از خود» می‌زند:

«خطای ما این بود که در مقابل برخی رفتارهای دادگاه های انقلاب موضع نگرفتیم» … سکوت تأیید‌آمیز درباره نحوه محاکمات دادگاه انقلاب خطای ما بود»…

«نسل انقلاب باید اعتراف کند، ولی نه به دلیل مجاهده امروزینش برای بسط دموکراسی و ترویج حقوق بشر، که به علت عدم استفاده درست و کامل از فرصت‌هایی که ظهور تک‌صدایی را بر بستر عبور از آرمان‌های انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی غیرممکن می‌کرد.» …

«در عین حال اعتراف می‌کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت‌الله شریعتمداری و برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می‌کردیم، کار به جایی نمی‌رسید که امروز حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت‌الله منتظری و حضرات آقایان وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، جوادی آملی و… حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند.»

«باید از برخوردهای ناصوابی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت، عذر خواست و نیز باید از همه سیاسیونی که خواهان فعالیت قانونی بودند و حقوقشان به بهانه‌های مختلف نقض شد، پوزش طلبید.»

«همچنین باید از تحمیل یک سبک زندگی به شهروندان و دخالت در حریم خصوصی آنان معذرت خواست.»

آیت الله مصباح یزدی − تاجزاده انحرافات اصلی نظام را به فکر مصباح نسبت می‌دهد، فکری که منشأ آن نه Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: آیت الله مصباح یزدی − تاجزاده انحرافات اصلی نظام را به فکر مصباح نسبت می‌دهد، فکری که به نظر تاجزاده منشأ آن نه «متون اسلامی»، بلکه «استالین» است.

ریشه‌ی افراط‌ ها

تاجزاده در ادامه‌ی این بحث می‌نویسد: «بزرگترین خطای ما تعمیم مناسبات سیاسی در عصر «عصمت» به عصر «غیبت» بود.» این خطای معرفتی از نظر تاجزاده به بی‌تجربگی برمی‌گشته است. او می‌نویسد: «در حقیقت سال‌ها طول کشید تا کاملاً درک کنیم حکومت در عصر غیبت، با وجود و حضور انسان‌های متوسط که نه به همه اسرار و رموز جهان و جامعه و انسان آگاهند و نه از حب و بغض‌ها و منافع شخصی بری هستند، نمی‌تواند سعادت اخروی شهروندان را تأمین کند.»

تاجزاده در نوشته‌اش به خاطر بی‌توجهی‌اش به مقتضیات «عصر غیبت» و گرایش به افراط عذرخواهی می‌کند:

«به این ترتیب، اگرچه به باور من، شرط لازم برای مققابله با جریان اعتراف‌سازی، افشا و محکوم کردن آن جریان و شیوه های آن است، اما شرط کافی، بخشایش‌طلبی از صاحبان واقعی حق و از ستمدیدگان واقعی ااست و نیز اذعان به این نکته که اگر در زمان لازم این وظیفه اخلاقی و ملی را انجام داده بودیم، امروز گرفتار تواب‌سازی و اعتراف‌گیری نمی‌شدیم. بنابراین با تأسی به دکتر شریعتی به هم‌نسلان خود عرض می‌کنم «پدر، مادر ما باز هم متهمیم، نه متهم بازجوها بلکه متهم این نسل».»

نوشته شده در خبر. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s