بولتن خبری، سیاسی روزانه رادیو راه کارگر: دو شنبه 13 خرداد 1390 برابر 13 ژوئن 2011

◄ اخبار روز
◄ اعلامیه هیئت اجرائی سازمان در باره شهادت هدی صابر، روزنامه نگار وفعال ملی ــ مذهبی
کنفرانس سازمان جهانی کار و همبستگی بین المللی با کارگران ایران.به قلم بهروز نظری
◄ گفتگوی امیر جواهری با دکتر احمد سیف استاد دانشگاه و اقتصاددان پیرامون تاثیر حدف سوبسیدها وپیشبرد طرح هدفمند سازی یارانه برسربهداشت عمومی مردم …
گوش کنید

دانلود

ویدئو کلیپ:حکومت سوریه مجسمه های حافظ اسد را از میدانها جمع آوری میکند

کنفرانس سازمان جهانی‌ کار و همبستگی‌ بین‌المللی با کارگران ایران بهروز نظری

یکصدمین کنفرانس سازمان جهانی‌ کار در شهر ژنو برگزار شد. اجلاس سازمان جهانی‌ کار هر سال با شرکت هیأٔت‌های نمایندگی از ۱۸۳ کشور عضو این سازمان برای رایزنی و بررسی‌ مسایل کارگران برگزار میشود. صدمین کنفرانس این سازمان در شرایطی برگزار شد که جنبش کارگری در ایران و منطقه، بدنبال اشتعال انقلاب در جهان عرب و خیزش مجدد جنبش ضدّ دیکتاتوری در ایران، به تشدید تلاش‌های خود برای سازمان دهی‌ مستقل کارگران و مقابله با دیکتاتوری و فقر و بیکاری دست زده اند. این اجلاس همچنین در شرایطی برگزار شد که مسایل و مبارزات کارگران در ایران در صدر اخبار جنبش بین‌المللی کارگری قرار گرفته است.
ادامهٔ مطلب »

گفتگوی امیر جواهری از رادیو راه کارگر

میز گرد رادیوئی از رادیو بین المللی فرانسه

مردم و نظام به اين دست ها نگاه کنيد

روشنگری.تصوير زنان قاليباف روستاهای بخش «سادات محمودی» بعد از بيش از سی سال سلطه «نظام ولايتی»،گوياترين توصيف از اين نظام و رابطه اين با «مردم» و تاثير آن بر زندگی «مردم» را به نمايش ميگذارد. به اين دست ها نگاه کنيد و به تصاوير ديگر در لينک های زير: ادامهٔ مطلب »

بیست و دوم خرداد نود: سکوت نبود. همه‌جا زمزمه بود

گزارش از وبلاگ بابک .ق ساعت یازده شب است. دویست تا سیصد نفر آدم در کنار کلانتری گاندی تجمع کرده‌اند. دویست نفری هم در داخل همین یک کلانتری هستند که امروز دستگیر شده‌اند. می‌شود برآورد کرد که دوهزار نفری دستگیر شده‌اند.  گفته‌اند هرکس کارت شناسایی بیاورد٬ امشب آزاد خواهد شد. همه‌جور آدمی آنجا بود. دوپونت و دوپونط های احمق هم آمدند و در بدو ورود اتومبیل‌شان را به مینی‌بوس پارک‌شده‌ٔ نیروی اتظامی ‌کوبیدند که باعث خنده همگی ‌شد. همه خونسرد و آرام بودند. پسری سبزپوش که آزاد می‌شود٬‌ مادر چادری‌اش با عشقی او را بغل می‌کند گویی از جنگ بازگشته است. بقیه بغض می‌کنند و هم‌زمان لبخند می‌زنند. گروهی جوان آنطرف‌تر خاطرات امروز را با ولع تعریف می‌کنند. آرام از کنارشان رد می‌شوم و می‌گویم: اینها را بنویسید. ادامهٔ مطلب »