گفتگو، نگاه به ختنه را تغییر داد Grethe Savosnick مازیار واحدی

گروه های بحث برای زنان اهل سومالی، به افزایش دانش و نگرش به ختنه زنان منجر شد

در این مقاله من سعی دارم تجربیات گروه های بحث با زنان اهل سومالی را روشن کنم. تمام این زنان ختنه شده بودند و هدف جلوگیری از ختنه بود. اما من ابتدا سعی دارم توضیح بدم که ختنه زنان چیست و چه فرهنگی پشت امر ختنه زنان قرار دارد.

گفتگو، نگاه به ختنه را تغییر داد Grethe Savosnick مازیار واحدی
مفاهیم گوناگون

اساس موضوع های بحث در گروه زنان از کتاب «زندگی زنان و سلامتی در تبعید» کاری از پروژه ملی «او- کی» (مراقبت و دانش علیه ختنه زنان) گرفته شده است. این کتاب اماده شده چون یک راهنما برای درخواست گروه های بحث، که هدف آن فراهم کردن پروسه هائی که به تغییرات و رشد زندگی و سلامت زنان در تبعید منجر شود. این راهنما دارای پیشنهاد برای برنامه گروه های بحثی است که در آن ختنه زنان موضوع بحث است. من در این مقاله به عهده خود گرفتم گروه های کاری، که در آنها سنت و سلامتی زنان، بویژه «زیر شکم» زنان، مورد بحث قرار گرفت. من می خواهم مثالهائی نشان دهم در مورد اینکه، چگونه ما با زنان اهل سومالی در مورد جلوگیری از ختنه زنان وارد گفتگو شدیم.

شکل های بسیار گوناگونی از ختنه زنان وجود دارد. انتخاب این لغت نتایج اخلاقی، گویا و پرباری را داراست. در نروژ، لغت «ختنه زنان» بکار گرفته می شود. «قطع عضو تناسلی زنان» یا ختنه از سوی مقامات بکار گرفته می شود بدلیل اینکه نشان دهند این یک سوء استفاده علیه زنان و دختران است. بنابراین استفاده از واژه بایستی با شرایط موجود هم خوانی داشته باشد. در این مقاله از هر سه واژه استفاده می شود. اما با شرایط مشخص وفق خواهد کرد.

تعریف

سازمان بهداشت جهانی، هر نوع عملی که تمام یا بخشی از قسمت خارجی الت تناسلی دختران را بر می دارند، و یا هر عملی که به دلایل فرهنگی و یا به هر دلیلی غیر از پزشکی، به الت تناسلی زنان اسیب برساند، را ختنه دختران تعریف می کند. سازمان بهداشت جهانی ختنه زنان را به جهار قسمت تقسیم کرده است:

نوع اول: در این نوع همه یا قسمتی از پوست ختنه گاه (چوچوله) برداشته می شود. که در سطح جهانی پنج درصد از دختران و زنان ختنه شده، در این گروه قرار دارند.

نوع دوم: در این نوع بخشی از چوچوله و همزمان تمام یا بخشی از لبه های کوچک بریده می شود. این نوع از ختنه رایجترین شکل ان است که حدود هفتاد تا هشتاد درصد زنان ختنه شده در این گروه قرار دارند. ختنه نوع اول و دوم را «سوونا» می نامند.

نوع سوم: برداشتن تمام یا قسمتی از قسمت خارجی آلت دختران و دوختن دوباره آن، بدین شکل که دهانه لوله ادرار با پوستی پوشانده می شود و دهانه مهبل حدود یک سانتیمتر تنگتر می شود. این نوع از ختنه «این فی بولاشون» خوانده می شود و بیشتر در سومالی رایج است.

نوع جهارم: «طبقه بندی نشده» تمام عمل های دیگری که به ارگانهای تناسلی زنان بدلایل غیر پزشکی اسیب برساند، در این گروه قرار می گیرند.

انتشار و پراکندگی

ختنه زنان یک سنتی است که عمیقا ریشه در فرهنگ و اخلاق دارد. این عمل نزد مسلمانان و مسیحیان، مردمی با اعتقادات محلی و بومی، کشاورزان و عشایر، شهرنشینان و روستائیان، ثروتمندان و فقراء، تحصیل کرده ها و بیسوادان رخ می دهد. ختنه زنان و دختران در چهل کشور رایج است، که بیست و هشت تا از این کشورها از کشورهای افریقائی است. هم چنین تا حدودی نیز، در بعضی از کشورها در آسیا و خاورمیانه وجود دارد. تحقیقات جدید نشان از وجود آن در بعضی گروه های کرد دارد. بطور عمومی این عمل بیشتر، نه در سطح ملی، بلکه در بین گروه های معین مردمی رخ می دهد. و یک چنین سنتی به برداشتهای عمیق فرهنگی، نگرش و ارزشها وابسته است، که تغییر آنان به زمان نیاز دارد. مناطق و گروه های مختلف مردمی، دلایل گوناگونی برای ختنه کردن زنان و دختران دارند. ما باید بدانیم که منظور آنان از ختنه، درد و رنج نیست. هدف آن است که با ختنه، به ارزش و شأن دختر اضافه خواهد شد.

آنچه در سومالی می گذرد

جامعه سومالی از سال 1988 گرفتار هرج ومرج، جنگ، ناامنی، گرسنگی و فقر است. بدلیل جنگ داخلی در بیست ساله اخیر، حکومتی در کشور وجود نداشته است. زیرساختهائی مانند مدارس و بیمارستانها بطور کامل خراب شده، به شکلی که به بی سوادی بخش بزرگی از مردم منجر شده است. به همین دلیل زنان در مورد کارکرد بدن خود و عواقب ختنه زنان، از نظر سلامتی، بسیار کم و یا تقریبا هیچ دانش و آگاهی ندارند.

حدود 98 درصد از زنان سومالی ختنه می شوند. بیشتر زنان ختنه شده، خیلی کم در مورد آن می دانند. «این چیزی است که همه، نسل اندر نسل، آنرا انجام می دهند». خیلی ها آنرا مثل یک عمل اخلاقی تجربه می کنند. در سومالی این امکان وجود دارد که یک زن ختنه نشده بصورت یک زن نجس دیده شود و خطر ازدواج نکردن او را تهدید می کند. در فرهنگی که مادر شدن تنها نقشی است که به زن شخصیت می دهد، زن ازدواج نکرده، هیچ امکاناتی ندارد. در سومالی مهم است که دختران را برای ازدواج آماده کنند و مادرها برای ختنه آنها دلایل فرهنگی خود را دارند. این زنان بزرگسال هستند که سنتها را حفظ و به پیش می برند.

سوء استفاده؛ نه

زنانی که ختنه شده اند و زنان و مردانی که فرزندان خود را ختنه می کنند، به این موضوع به نه عنوان سوء استفاده، بلکه به صورت مثبت نگاه می کنند. مادران اینکار را با بهترین آرزوهایشان انجام می دهند. ما باید آگاه باشیم در آن شرایط که ختنه رخ می دهد، یک دختر ختنه نشده، یک فرزند نادان به نظر می رسد. یک آلت تناسلی ختنه نشده، غیر طبیعی و نجس به نظر می رسد. در این شرایط فرهنگی یک زن برای اینکه «زن» شود، بایستی که ختنه شود. ختنه بودن وی نشانه آن است که وی از خانواده ای خوب آمده و خوب تربیت شده است. در یک چنین محیطی یک زن ختنه نشده، برای پیدا کردن همسر مشکل پیدا خواهد کرد. مادران اینکار را انجام می دهند بخاطر اینکه دخترانشان زنانی پاک و همسرانی خوب باشند. هر چند عجیب به نظر می رسد، ختنه بیانی است برای مراقبت و عشق. با وجود دردها و رنج های بزرگ، به صورت یک چیز مهم و خوب دیده می شود و زنان را جزئی از «جامعه زنان» می کند.

دردناک

مشکل است که این سنت شکسته شود. مادران کاری را انجام می دهند که فرهنگشان از آنان انتظار دارد. خارج از فرهنگ خود ایستادن سخت و مشکل است. در سومالی ختنه شدن، بخشی از «زن شدن و منزه شدن» است. بسیاری از دختران سومالی با خوشحالی انتظار ختنه شدن را می کشند. زیرا که یک دوره انتقال به «بزرگ» شدن است. در فرهنگ افریقائی این مراسم با جشن همراه است. مراسمی که اعلام می کند که دختران از «سطحی به سطحی دیگر» رفته اند. بسیاری فکر می کنند که ختنه یک وظیفه مذهبی است، اما هیچ دستوری در قران وجود ندارد که زنان بایستی ختنه شوند.

ختنه شدن بسیار دردناک است. بسیاری از آنان مشکلاتی در زمینه دفع ادرار و دوران قاعدگی پیدا می کنند. با این وجود، اما دردها در مقابل اینکه، ختنه شدن «غرور و امنیت» می آورد، سنجیده می شوند. دختران ختنه را به صورت چیزهای مثبت، هم چون، پاکی، نشانه دوشیزگی، تعلق خاطر، پذیرش و افتخار در نظر می اورند. عوارض جسمی و فیزیکی ناشی از نادانی و داشتن دردهای زیرشکمی بخشی از «زن شدن» شمرده می شوند. «انسان به مثال زن، ارزشمندتر می شود». در سومالی در مورد ختنه زنان بحث و گفتگوئی بین زنان و مردان صورت نمی گیرد. «کاری است که انسان انجام می دهد، بدون انکه بپرسد».

جامعه مردسالار

جامعه سومالی یک جامعه مردسالار با تفکیک جنسیتی قوی است. زنان سومالی بطور سنتی، موقعیتی قوی در خانه و خانواده دارند. به مرور زمان جامعه سومالی تحت تاثیر فقر مفرط قرار گرفته است. بنابراین بسیار مهم است که دختران را خوب شوهر بدهند، به شکلی که انها هم بتوانند خود و خانواده را پشتیبانی کنند.

مردان در سومالی بطور سنتی در بین خود در مورد ختنه زنان صحبت نمی کنند. صحبت کردن راجع به این موضوع به دنیای زنان تعلق دارد. مردان و زنان در سومالی تکالیف و نقشهای مختلفی در خانواده دارند که همدیگر را تکمیل می کنند. انها به صورت سنتی در دو دنیای جداگانه زندگی می کنند. زنان و مردان در مورد ختنه در بین خود صحبتی نمی کنند. مردان تنها زمانی در مورد ختنه صحبت می کنند که یکی از آنها بخواهد ازدواج کند. یک مرد سنتی سومالیائی، بطور معمول آرزو دارد، همسر آینده اش ختنه شده باشد، زیرا که نشانه «پاکی» اوست.

گروه زنان

رهبری کردن یک گروه بحث، که موضوع آن حساس و شخصی است، آن چنان که من در این مقاله شرح می دهم، نیازمند کار بسیار است. وقتی یک نفر می خواهد کار با گروه زنان، آنجا که جلوگیری از ختنه زنان موضوع اصلی است، را شروع کند، همکاری کردن با کسانی که در این زمینه، آسیب دیده اند، مزیّت بزرگیست. تجربه ها نشان می دهند که نگرش ها و عملکردها در اقلیت های قومی، هنگامی که منابع محلی بطور فعال در اینکار شرکت می کنند، آسانتر تغییر می کنند. مفروضات بسیاری بایستی بکار گرفته شود تا کار در یک چنین گروهی پیش رود. رهبر گروه بایستی سعی در ایجاد یک فضای خوب و امن در گروه داشته باشد. این می تواند زمینه ای برای دیالوگ خوب، اعتماد متقابل و احترام ایجاد کند.

همه شرکت کنندگان باید احساس کنند که حرفهایشان شنیده می شود و خود آنها نیز دیده می شوند. هیچ کس نباید احساس کند که کم ارزش شده است. این مهم است که رهبر گروه نیز، با حق برابر با دیگران در جلسات شرکت کند. هم چنین مهم است که رهبر گروه و «شخص محلی»، یعنی کسی که از نظر دیگر زنان، «خودی» است، همکاری متقابل و خوبی داشته باشند.

شروع

پانزده زن برای شرکت در یک گروه زنان با مضمون «ختنه زنان» شرکت کردند. یک خانم سومالیائی برای جذب شرکت کنندگان کمک کرد. وی بصورت فعال در جلسات گروه شرکت کرده و گاها به عنوان مترجم به کار گرفته می شد. از پانزده نفر دعوت شده، در جلسه اول تنها سه نفر شرکت کردند. به گفته این سه نفر، علت عدم شرکت دیگران می توانست این باشد که آنها دوست نداشتند در مورد این موضوع حرف بزنند، زیرا که از نظر انها این، موضوعی کاملا خصوصی بود. وقتی این خانم ها متوجه شدند که چه موضوع هائی در جلسات مورد بحث قرار خواهد گرفت، گفتند که این می تواند برای تعداد بیشتری از خانم ها جذاب و جالب باشد. انها گفتند: ما زنان سومالیائی به دانش بیشتری در مورد سلامتی زنان و عوارض ناشی از ختنه زنان احتیاج داریم.

رهبر گروه از کسانی که در جلسه اول شرکت کرده بودند، پرسید چه کاری می شود انجام داد که تعداد بیشتری از زنان در جلسات شرکت کنند. آنها گفتند که دعوتنامه بایستی تغییر داده شود و از استفاده از کلمه «ختنه زنان» اجتناب شود. هم چنین ما نبایستی از کلماتی مانند سلامتی زنان، سنت ها و جذب شدن در جامعه جدید استفاده کنیم. بنابراین یک دعوتنامه جدید با زبان سومالیائی نوشته شد. بعد از مدتی، همکار ما با بیشتر زنان تماس گرفت و پرسید که آنها نامه را دریافت کرده اند. وی در مورد اینکه در نامه ها چه نوشته شده بود و موضوع های بحث چه خواهد بود، اطلاع رسانی کرد.

تمِ (موضوع) مشکل

دفعه بعد ده نفر در جلسه شرکت کردند. به آنها اطلاع داده شد که هدف از تشکیل این گروه چیست. بسیاری از زنان شرکت کننده گفتند که که آنها نمی خواهند در مورد «ختنه زنان» حرف بزنند. کاملا روشن بود که این تمِ بسیار سختی برای بحث و گفتگو بود، ولی آنها با کمال میل می خواستند در موردِ سلامتی زنان و سنتها حرف بزنند. رهبر گروه توضیح داد که در ارتباط با سلامتی زنان و سنتها، وارد شدن به بحث «ختنه زنان» نیز ضروری خواهد بود. زنان کامل ساکت شدند. پُرواضح بود که این برای آنها ناخوشایند بود. رهبر گروه به آنها وقت داد که درباره این موضوع بین خود و با زبان سومالیائی، بحث کنند.

بیشتر خانم های شرکت کننده زبان نروژی را خیلی کم می دانستند. خیلی کم و شاید هیچ، به مدرسه رفته و در مورد جامعه جدید (نروژ) خیلی کم می دانستند. بچه های آنها بین سه ماهه تا شانزده ساله بودند.

سنت ها

وقتی که قرار بود در مورد سنت ها بحث و گفتگو شود، شش نفر در جلسه شرکت کردند. از آنها به عنوان تکلیف پرسیده شده بود که کدام سنتها را انها دوست دارند به فرزندان خود منتقل کنند و کدام سنتها را انها دوست ندارند که به فرزندانشان منتقل کنند. بسیاری از آنها گفتند که آنها در سومالی تنها سنتهای بد دارند. آنها برای مثال گفتند که در سومالی زنان حق و حقوقی ندارند، شانس این را ندارند که به مدرسه رفته و تحصیل کنند، و هم چنین آنها زیر سلطه مردان خود قرار دارند. امّا چرا این زنان فکر می کردند که در سومالی آنها تنها سنتهای «بد» داشتند؟ آیا انها در وضعیتی که قرار داشتند احساس ناامنی می کردند یا اینکه سعی داشتند نظر رهبر گروه را جلب کنند؟ آیا آنها فکر می کردند که سنت های آنها در نروژ هیچ ارزشی نداشتند؟ برای رهبر گروه مهم بود که بخشهای مثبت فرهنگ زنان را پیش بکشد تا انها بتوانند ارزشهای خود را دوباره بدست بیاورند. رهبر گروه از حرکات آنها متوجه شد که این کار تاثیر مثبتی در زنان داشت. این حرکت برای ادامه کاری این جلسات لازم بود.

در همین جلسه بحث «ختنه زنان» پیش کشیده شد. یک زن گفت: که ختنه زنان یک سنت بد است که به ما آسیب می رساند و برایمان مشکل ایجاد می کند. من ختنه شده ام، دو دختر دارم و نمی خواهم این سنت را روی بچه های خودم اجراء کنم. ابتدا کسی در مورد حرفهای وی چیزی نگفت. مدتی طولانی سک.ت برقرار شد. امّا کمکم گروه شروع به بحث در مورد «ختنه زنان» کرد و به یک بحث جالب تبدیل شد.

سلامتی زنان

هنگامی که تمِ سلامتی زنان و بخصوص آلت تناسلی زنان را داشتیم دوازده زن شرکت کردند. دو نفر از آنها، دوست خود را نیز همراه آورده بودند. همه می دانستند که موضوع جلسه قرار است در مورد ختنه زنان و عوارض ناشی ار آن باشد. قبلا شرکت در جلسات متنوع بود. امّا وقتی قرار که شد صحبت در مورد ختنه باشد، علاقه مندی زیادی نشان داده شد. به زنان در مورد اینکه با ختنه، چه اتفاقی روی می دهد و از دید سلامتی، چه عواقبی امکان رخ دادن دارد، اطلاعات و دانش مورد نیاز ارائه شد. پس از آن، آنها عکسهائی دیدند از آلات تناسلی زنانی که ختنه شده بودند و زنانی که ختنه نشده بودند. هم چنین تصاویری نشان داده شد از عوارضی که ممکن است بعد از ختنه بوجود بیاید. قبل از آن به زنان اطلاع داده شده بود که این تصاویر قوی (سنگین) هستند و آنها در دیدن یا ندیدن این تصاویر آزاد هستند.

عوارض و عواقب

سپس رهبر گروه پرسید که آنها در مورد چیزهائی که در جلسه دیده و شنیده اند، چه فکر می کنند. یکی از زنان گفت: من خیلی غمگین می شوم، وقتی اینرا می شنوم. من در مورد این عوارض چیزی نمی دانستم. زن دیگری گفت: فکر نمی کردم که تشکیل «کیست» در بدن یکی از عوارض ختنه است. فکر می کردم بیمارئی است شبه دیگر بیماریها. «خواست خدا بوده و بشر نمی تواند کاری در مقابل انجام دهد». یک زن گفت: این حادثه ای بود که بعد از ختنه برای وی، روی داد، یعنی او سخت بیمار شد و مجبور شد در بیمارستان بستری و جراحی شود. «این خواست خدا نبود». یکی دیگر از زنان گفت که این مردان بودند که می خواستند دختران ختنه شوند.

دانش نیاز دارند

رهبر گروه پرسید: به چه دلیل این دختران ختنه می شوند؟ هیچکس جوابی نداد. رهبر گروه هم اصراری نکرد. سوالهای فرضیه ای می توانند گشایش بحث کنند. مخصوصا برای اینکه شرکت کنندگان آلترناتیوهای مختلفی را مورد بحث قرار دهند، بکار می آید.

چه اتفاقی می افتد، اگر دختران شما ختنه نشوند؟ یکی از زنان جواب داد: آنوقت کسی با آنان ازدواج نخواهد کرد.

اگر هیچ دختری ختنه نشود، آنگاه پسران و مردان با چه کسانی ازدواج خواهند کرد؟ مدتی طولانی سکوت برقرار شد. «فکرش را هم نمی توان کرد، امّا خیلی خوب می شد. آنوقت هیچ مشکلی نبود. آنوقت مردان بایستی با دختران ختنه شده، ازدواج می کردند. ناگهان یکی گفت: ما باید هر کاری از دستمان بر میاید، برای پایان دادن به این ماجرا انجام دهیم.

رهبر گروه از زنان پرسید که چه کاری باید انجام داد تا این سنت از بین برود؟ زنی گفت که این او نیست که تصمیم می گیرد، بلکه بیشتر، مردان در مورد ختنه تصمیم می گیرند. زنی دیگر گفت که او دو تا دختر کوچک دارد که نمی خواهد دخترهایش را ختنه کند. یکی دیگر از زنان گفت: او می خواهد با تمام کسانی که می شناسد، در مورد میزان آسیب زا بودن ختنه در زنان صحبت کند. برای اینکه او آگاهی نداشت که باراحتی های زنانه وی ناشی از ختنه بوده است. یک زن گفت: بایستی آموزش در مورد آسیب زا بودن این سنت، (در برنامه مقدماتی و آموزش بزرگسالان در کشور جدید) اجباری گردد. یکی دیگر گفت: بایستی دیگران نیز امکان شرکت در چنین جلساتی را داشته باشند. «ما به دانش بیشتری در این زمینه نیاز داریم»

گروه زنان بتدریج پیشنهادهای مختلفی برای خاتمه دادن به این سنت ارائه داد. یکی از زنان گفت که وی با کمال میل حاضر است برای جذب زنان دیگر در این گروه همکاری کند. قبل از اتمام جلسه توافق شد با توجه به اینکه این جلسه برای بسیاری از آنان، سنگین و احساسی بود، جلسه آینده نیز در مورد همین موضوع تشکیل شود.

تغییر نگرش

چه دلیلی داشت که جلسه زنان در مورد سلامتی زنان و بخصوص «آلت تناسلی زنان» با موفقیت روبرو شد؟ یک دلیلش می تواند این باشد که رهبر گروه از پیش توضیح داده بود که تمِ مورد نظر چیست و شرکت کنندگان را از محتویات «قوی» تصاویر باخبر ساخته بود. رهبر گروه با استفاده از تصاویر واقعی و اسلاید و با شیوه ای علمی توضیح داد که چه اتفاقی برای بدن زنان، پس از ختنه روی داده بود. رهبر گروه با بکار بردن این شیوه، به شرکت کنندگان فرصت داد که بین خودشان به بحث پرداخته و نظرات خود را در مورد موضوع انعکاس دهند. هدف این نبود که مقدار زیادی اطلاعات بصورت تئوری در مورد ختنه یا قطع عضوی از بدن داده شود، بلکه این بود که زنان با تقسیم کردن افکار و تجربیات خود با دیگر زنان، به این بینش برسند که این امکان وجود دارد که سنت های غلط را تغییر داد. رهبر گروه نیز با این تجربه دریافت که این شیوه علمی و بحث گروهی، زنان شرکت کننده را به بینشی جدید نسبت به «ختنه زنان» رهنمون ساخت، و هم چنین انها امکان تغییر این سنت را نیز دیدند.

دو شکل از تغییرات در این زنان روی داد. تمِ «ختنه زنان» دیگر برای آنان، موضوعی «سنگین و حساس» برای اینکه نشود در مورد ان گفتگو کرد، نبود. بتدریج زنان خواستار برگزاری یک گروه اضافی دیگر برای بحث بیشتر در مورد همان تم شدند. تغییر دوم این بود که نگرش آنها به «ختنه زنان» بتدریج تغییر کرد. آنها شروع کردند به اینکه دیگر شانسها و راه حلها برای حل مشکلات خود را ببینند. ایا شیوه ای که زنان برخورد شد، این تغییرات را بوجود اورد، یا اینکه علوم جدید باعث آن گردید؟ آیا بدلیل خاصیت «جمع زنان» و «کارکرد و دینامیک کار گروهی» بود، یا بدلیل اینکه این زنان توانستند احساسات خود را در غالب کلمات بیان کنند؟

شعور جمعی

بتدریج و بعد از اینکه زنان با هم بیشتر آشنا شدند، یک درک و شعور جمعی بوجود آمد. روشهای مختلفی برای فکر کردن، احساس کردن و عمل کردن بوجود آمد. با رشد گفتگوها، زنان نیز نگرش خود را تغییر دادند. آنها کاملا آگاه شدند. از مخالفت با صحبت در باره موضوع انتخاب شده، به داشتن صراحت و شفافیت، هنگام صحبت کردن در مورد آن رسیدند. گفتگوها بسیار روشن و زنده شدند. با وجود صحبت از موضوعات سنگین از نظر محتوائی، انان با روحیه و خندان شده بودند. زنان در هر موضوعی، نکات جالبی برای بالا بردن روحیه پیدا می کردند. شاد بودن نیروئی است که می تواند توانئی ساختن و پیش بردن زندگی، به گونه جدید را بوجود بیاورد. گفتگو در گروه این امکان را برای زنان بوجود آورد که در مورد تم های سخت وسنگین صحبت کنند، و تفکر جدید بوجود آمد. این تغییرات ناشی از اجرای دستورالعمل های صادر شده از سوی رهبر گروه نبود، بلکه خود این زنان این تغییرات را بوجود آوردند. بتدریج که اعتماد متقابل بین زنان شرکت کننده بوجود آمد، انها خواستند از تجربیات شخصی خودشان پس از ختنه و اینکه چقدر دردناک بوده، با دیگران سخن بگویند. بتدریج توجه ها به سوی عکس العمل های روانی ناشی از این عمل معطوف شد. زنها به شدت احساساتی شده و خواهان جلب پشتیبانی دیگران می شدند. می توان گفت که گروه به تدریج، خاصیت درمانی برای شرکت کنندگان پیدا کرد.

شبکه

بسیاری از زنان گفتند که آنها آگاهی و دانش جدیدی نسبت به ختنه، و اینکه چه اتفاقی در بدن زنان روی می دهد، و عوارضی که پس از ختنه بوجود می آید، پیدا کردند. بیشترشان گفتند که آنها از ختنه «فاصله» خواهند گرفت. بسیاری نمی دانستند که دردهای زنانه گی آنها ناشی از ختنه بوده است. آنها گفتند که می خواهند دوستان و فامیل خود را از مشکلات جسمی ناشی از ختنه با خبر سازند و فکر می کردند که با این کار بتدریج این سنت از بین خواهد رفت. اکثر آنها فکر می کردند که این خوب بود که آنها توانستند راجع به این موضوع صحبت کنند، و هم چنین توانستند زنان سومالیائی دیگری را ملاقات کنند. آنها شبکه ارتباطی خود را گسترش داده و می خواستند چه در زندگی روزانه خود در نروژ و چه در کار مشترک برای از بین بردن این سنت آسیب زا از یکدیگر پشتیبانی کنند. این شبکه عمیقا مخواست که پس از پایان این جلسات گروهی، هم چنان به کار خود ادامه دهد.

از غرور تا شرم

خیلی مشکل است که این احساس را داشته باشی. » یک زن طاهر و کامل در وطن و کشور خودت، و یک زن معلول در کشور جدید.»

یک زن جوان سومالیائی تعریف کرد: از احساس غرور داشتن از اینکه زیباترین زن ختنه شده در بین هم روستائیان هستم، به احساس شرم داشتن از اینکه ختنه شده ام، رسیده ام. او گفت که غرورم به شرم مبدّل شد.تجربیات «مثبت» انها در کشورشان به عمل «زشت» در تبعید می شود. آنها آگاه می شوند به اینکه آنها به خاطر چیزی در خطر افتاده اند که درواقع نمی بایستی در خطر می افتادند. آنها قربانی شده اند.

هنگامی که انسان می خواهد برای جلوگیری از ختنه زنان کاری انجام دهد، خیلی مهم است که این چشم اندازها را در ذهن داشته باشد. ما بایستی هم چنین نسبت به فرهنگی که پشت این سنت خوابیده، اگاهی داشته باشیم. آنوقت گفتگو با این آسیب دیده گان راحتتر صورت خواهد گرفت.

پایان

یک موضوع مهم دیگر، که من در اینجا در موردش بحثی نکردم، این است که اکثریت چقدر حق دارد خود را در کارکرد «فرهنگی» اقلیت دخالت دهد. اقلیت باید حق داشته باشد، که در تبعید فرهنگ خود را حفظ کند، امّا وقتی فرهنگ و سنت ها برای سلامتی زنان و دختران آسیب زا هستند، وظیفه رژیم است که دخالت کند و مانع از آن، در اینجا ختنه زنان، شود. تجربه من از کارکرد این گروه، این امیدواری را در من بوجود آورده که امکان تغییر این سنت وجود دارد. و هم چنین این باور که، این امکان وجود داردکه به این عمل پایان داده شود. این بوسیله گفتگو و هم چنین علم جدید در مورد ختنه زنان زوی خواهد داد.

Grethe Savosnick

این مقاله حاصل تجربه یک پروژه است که توسط «گرِته ساوُسنیک» در اسلو به اجرا در امده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s