اگر آنها زنده بودند! خطاب به گردانندگان و طرفداران «تریبونال لندن» توفیق شالگونی

با درود به خانواده های شهدای راه ازادی و با خسته نبا شید به تمام دوستان و رفقایی که همچنان پا بر جا ایستاده اند برای دفاع از خون های ریخته شده وارمانهای انسانی همچنان پا بر جا ایستاده اند تا صبح ازادی در ایران.. و در این راه نه چون دیگران با هر باد و نسیمی نلرزیدند و خود را وام دار دیگران نکردند….. گم کردگان راه زمانی که کوس رسوایی بلند شد خود را پشت شهدا و جان به در بردگان پنهان کردند تا نسیمی دیگر باز شروع کنند…..حال که افرادی معلوم الحال این داد گاه ایران تریبونال راعلم کرده اند ره گم کردگان چنان استقبالی از این دادگاه کردند و مدیحه سرایی و گرد خاکی به راه انداخته اند .که بیاو ببین و غافل از اینکه این گردو خاک چشم خود شان را بسته است .
.در این راه یاران وفادار به ارمانهای شهدای راه ازادی و پرولتاریا به این دادگاه فرمایشی با شک و تردید نگاه کرده و دلایل خود را بعد از جمع بندی کامل انتشار داده اند واز تمام سازمانها و گروه ها و مبارزین در خواست کرده است که در این تریبو نال و مشابه این تریبو نالها که اهداف خاصی را دنبال می کنند و وابستگی به جایی دارند که برای اهداف خودشان یک همچنین دادگاهی را به راه می اندازند شرکت نکنند و خانواده شهدا و مبارزینی که جان به در برده اند را برای شرکت در این نوع تریبونالها تشویق نکنند…..انتشار این نامه چنان اتشی برخرمن این دوستان زده است که انگار ایرادی به قران خدا گرفته ای و مسلمانان وا اسلام سر داده اند .  من با خواندن تمام نامه های کسانی که یا در این تریبونال شرکت کرده بودند ویا جزو مشوقین این تریبو نال بوده اند چنان از خانواده شهدا وجان به در بردگان داد سخن می گفتند که من یک لحظه فکر کردم شاید که برادرم و من در نزدیکی زندان اوین در هتل اوین سوییت داشتیم و این اقایان در ۲۰۹ اوین بوده اند .. نه دوستان برادرم و من هم در زندان اوین بودیم و خوب را از بد تشخیص میدهیم .و احتیا جی به مداحی چون بهرام رحمانی نداریم . که در نامه اش چنان از ۸۳ نفر از خانواده زندانیان سیاسی و میلیو نها بیننده .داد سخن میگوید و اماری میدهد از کسانی که این تریبو نال را دنبال کرده اند .که جمهوری اسلامی هم اینقدر خالی بندی نمیکند ……….. البته این شوخی بود چون جمهوری اسلامی در همه چیز در دنیا مقام اول را دارد و بهرام رحمانی با این امار میلیو نی باید در دنیا دوم باشد…… در هر حال دوستان و رفقا چرا اینقدر بر اشفته شده اید .مقداری از این عصبانیت را هم نگه دارید برای مبارزه با جمهوری اسلامی. اشخاصی که این گونه بر اشفته میشوند و برای جواب دادن دست به قلم میبرند .مثل اذر ماجدی .عباس مظاهری . هوادار سوسیالیسم علمی . بهرام رحمانی . و………… هیات اجرایی راه کارگر و محمد رضا شالگونی را متهم به این میکنید که در راستای جمهوری اسلامی هستید. با مطرح کردن این نوشته ها دنبال چه چیزی میگردید .ایا میخواهید با این تاختن ها و حمایت همه جانبه از پیام اخوان و تریبونال همه چیز را ماله کشی کنید . نه آن هم نه بزرگ .این راهش نیست شهامت داشته باشید و اقرار به اشتباه کنید. چون شما از هر سازمان و گروهی که باشید شهدایی داشته اید در زندانهای جمهوری اسلامی که مخالف این قبیل کارها و موضع گیری هایتان بوده اند. و خود میدانید که اگر آنها زنده بودند شما ها در این جایگاه نبودید. برادرم علی اکبر شالگونی سال ۶۹ بصورت مرخصی از زندان بیرون امد وقتی شیخی پور در دادسرای اوین گفت اقای شالگونی این کاغذ مرخصی بخواه وامضا کن برادرم گفت امضا نمیکنم .شیخی پور به مزاح گفت نگفتم ندامت نامه گفتم برگه مرخصی که من گفتم من مینویسم و چون مادرم بیمار بود اکبر با اکراه ان را امضا کرد .. برادرم جزو اخرین بازماندگان کشتار ۶۷ بود که در زندان  مانده بود چون بعد از ان کشتار خیلیها با قبول شرط و شروط زندان ازاد شدند و برادرم بجز زندانیان حزب توده جزو اندک چپها و شاید آخرین چپی بود که در زندان مانده بود که با اصرار دادستانی به مرخصی آمد و در همان ایام فرار کرد و به خارج آمد.هر وقت از جایی میخواستند با برادرم مصاحبه کنند که از جنایات جمهوری اسلامی و از اعدام شدگان بگوید میگفت من باید مطمین باشم که اینها نمیخواهند از افشا گری من و نام بردن از دوستان اعدام شده ام سو استفاده برای جریان خاصی بکنند. چون خودش را وام دار شهدا میدانست و برای همین حاضر بود در هر کوی و برزن برای جمعی که مشتاق ایستادگی و مبارزه بودند حرف بزند ولی حاضر نبود از طرف هر تریبونی برای اسم در کردن خودش منتظر دعوت نامه باشد و خود را متخصص و همه فن حریف مبارزه بداند .حتی چندی از دوستان حرف هایی زدند و یکی کتاب نوشت و خاطراتی را از جایی که نبود و برادرم آنجا بوده وبرای او تعریف کرده بود مصادره کرده و بنام خود نوشت وقتی شنید و خواند گفتم جوابی نمیدهی گفت نه مشکلی نیست. ولی اگر کسی میخواست از خون شهدا و مبارزین برای خودش نمدی ببافد آنجا برخورد میکرد.در ضمن اقای رحمانی نه تنها اقای شالگونی، من و برادرم وخیلی از رفقا که اعدام شدند از اقای منتظری به نیکی یاد میکردیم ومیکنیم ودر سوگش هم بسیار ناراحت شدیم. یادم است در اطاقی که بودیم در سالن ۳ وقتی با زنده یادان پاشا مقیمی و احمد منادی از سازمان اقلیت وحسن امیری از سربداران از راهرو میگذشتیم که به هواخوری برویم و عکس منتظری را میدیدیم میگفتیم باید این عکس حامی زندانی ها را بزرگتر کنند. آقای رحمانی نگاهی به نوشته خودت بیانداز ۷۳ خط درباره اقای منتظری نوشتی و اینکه چرا اقای شالگونی از مرگ ایشان ناراحت بوده است کاش ۷۳ دقیقه درباره ایران تریبونال عمیق فکر میکردی بعد شرکت میکردی در ضمن سازمان راه کارگر هیات اجرایی در رابطه  ایران تریبونال اعلامیه  داده است نه فرد اقای شالگونی / وقتی آدم نوشته شما را میخواند فکر میکند شما تبلیغ برای فروش کتاب اقای منتظری کرده اید.این همه اسمان وریسمان بافتن برای محکوم کردن اقای شالگونی برای تسلیت گفتن برای این است که کار خودت را توجیه کنی. اقای رحماتی یا شما سر کلاف را گم کرده ای و یا فقط توجیه شده ای که بنویسی که بنظرم دومی درست تر است  . یادم است وقتی زنده یاد پاشا مقیمی خود را در زندان معرفی میکرد میگفت پاشا مقیمی هستم اقلیت . م.ل.ویا احمد منادی که سال ۵۲ حکم ابد گرفته بود واقعا اگر این اشخاص وامثال اینها زنده بودند سازمان اقلیت واعضا آن به خود اجازه حضور فعال در ایران تریبونال را میدادند؟ واقعا اینها میراث دار دلاوران سیاهکل و جزنی ها و…………. هستند؟ دوستان و رفقا انقلابی بودن راحت است انقلابی ماندن سخت است. به قول رفیق کاوه ان زمان در کردستان از هر کسی میپرسیدی چکاره ای میگفت پیشمرگم ولی در روزهای سخت معلوم میشد کی پیشمرگ ماند و کی جاش شد. از تمام نامه های موافق این تریبونال فقط نامه اقای تقی روزبه جالب بود چون رگه هایی در مطلبش هست که میشود فهمید که استقبال از تریبونال با چشم بسته اشتباه است …دو.ستان و رفقایی که در این تریبونال شرکت کردید وخود را داغدار حکومت جلادان اخوندی میدانید نگاه کنید ببینید از قدرت رانده شدگان جمهوری اسلامی چطور در خارج دور هم جمع میشوند واز زندانیانشان در زندانهای حکومت چه قهرمانهایی میسازند اگر انها قهرمانانی چون شهدای ما ها از سال ۶۰ تا ۶۷داشتند چه میکردند ؟ بعد شما ها چه میکنید ؟ یک سازمانی اعلامیه داده است و دادگاهی را محکوم کرده است که گردانندگانش شما ها نبودید اقای پیام اخوان و افرادی از قماش خودش بوده است .. سازمان راه کارگر چند سال قبل زمینه سازی چنین دادگاهی را کرد که به سر انجام نرسید شماها شروع دو باره میکردید تا زیر پرجم اخوانها و دفاتر کانادایی و امریکایی ها نروید و حال که رفته اید چنان طرفداری از کار خود میکنید که اگر حکومت دستتان بود گردن مخا لف این تریبونال را به گیوتین می سپردید ………….به راستی اقای رحمانی خود شیفتگی هم حدی دارد که شما مثل قلم به دستان کیهان تهران هر کسی مخالف بود رامیگویید دشمن و یا وابسته به ضد انقلاب شما را وهم برداشته که حکم مرجعیت دارید که از هر نوشته ای خوشتان نمی اید واز دادگاه تریبونال حمایت نمیکند میگویید به جمهوری اسلامی وابسته است و یا فلانی را چون میشناسم وابسته نیست اگر نمیشناختم و این مصاحبه را کرده بود میگفتم با جمهوری اسلامی رابطه دارد…به راستی شما چرا اینقدر تنور اختلافات را داغ میکنید منظورتان از این همه جنجال و تفرقه چیست ؟ رفقا اینقدر بد قلم به دستان کیهان را نگوییم ….در غربت قلم به دست دور از دفتر سر دبیر کیهان هست…..دوستان جدا شده که امروز خود را راه کارگر کمیته مرکزی معرفی میکنید .فکر کرده اید خانواده رفقایی که از این سازمان شهید شده اند و یا جان بدر بردگانی که چه در ایران وچه در خارج زندگی میکنند وقتی نوشته های شما را بر علیه رفقای هیت اجرایی را میخوانند به چه فکر میکنند و یاد چه کسی می افتند .به بروتوس می اندیشند که….شما ها دیگر چرا …..فقط منتظر جدا شدن بودید شما ها که هنوز نام راه کارگر را یدک میکشید و از شهدا مایه میگذارید …………….دوستان و رفقای چپ و مبارزان راه ازادی مبارزه تمام نشده است و احتیاج به هم دلی و اتحاد دارد ……………………………به امید اتحاد مبارزه پیروزی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s