حجاب، عمق فاجعهء ستم جنسيتی : شهناز غلامی

531732_4276636446152_1777334646_nجامعه ی مرد سالار و ستم بر زنان سابقه ای به درازای جوامع طبقاتی داراست و مبارزه عليه ستم جنسيتی در راه رهايی بشر از ارکان مهم مبارزات بشری محسوب می شود. به کرّات اين جمله را شنيده ايم که « حتی اگر يک زن تحت ستم باشد، هيچ انسانی آزاد نخواهد بود.


حجاب، عمق فاجعهء ستم جنسيتی : شهناز غلامی

» پس اين موضوع محدود به ايران نيست و تمامی کشورها را شامل می گردد.
ارتجاع جمهوری اسلامی بيش از٣٠ سال است با توحش تقلا ميکند جامعه ما را از نظرحقوق اجتماعی به دوره جاهليت و قهقرا براند. طبق احاديث و آيات قرآن زنان ناقص العقل، صغير، اغواگر و مظهر فساد محسوب می شوند؛ زنان بايد تابع مردان باشند چرا که خداوند مردان را برتر از زنان آفريده است؛ آنان مايملك و کشتزارو حتی لباس مردان هستند يعنی وسيله ای برای توليد مثل. پس بايد زنان را در پرده نگاه داشت تا مالكيت مردان برآنان تضمين شده و بدين وسيله نظم اجتماعی که بر پايه خانواده پدرسالاراسلامی است، حفظ شود.
اسلام مانند تمام اديان ديگرتاريخاً درتضاد با حقوق زن قرارداشته و دارد و قبل ازهر چيز ماهيت آن عمدتاً درخصلت زن ستيزی آن نمود می يابد.ارتجاع جمهوری اسلامی با فرودست کردن زنان، آنان را با خشونت عريان درزندانی به نام حجاب حبس کرد و نشان داد که زن ستيزی يکی از ارکان حياتی اش است.
زن يک برده جنسی است که حتی حقوق بردگان را هم ندارد. براساس قوانين اسلامی زن را می شود صاحب شد و به او تجاوز کرد و کل خواسته ها و تمايلات انسانی اش را لگد مال کرد.تا جايی که می توان بنام «دفاع از ناموس» او را به قتل رساند و در صورت داشتن رابطه خارج از چارچوب خانواده سنتی و پدرسالارانه او را سنگسار کرد.
يکی ازقانون هايی که سهم مهمی درمحکم کردن نقش کالايی زن داشته و دارد، حجاب اجباری می باشد.همانگونه که هرصاحب مالی برای حفظ اموالش آنرا پنهان ساخته واز ديد ودسترس ديگران ميپوشاند.اسلام نيزحکم می کند که مردان درجايگاه پدر، همسر، برادر و يا حتی فرزند مذکر برای حفظ زن ،او را از ديد و دسترس ديگران دور بدارند. زن را در سلول انفراديی به نام حجاب حبس کنند و حضور او درخارج از چارديواری خانه تنها با اجازه مرد و با حجاب کامل مجاز و مقدور باشد. بدين ترتيب مالک اين کالا با تحميل حجاب، مهرمالکيت خود را روی او حکّ می کند.
حجاب سمبل بردگی واسارت زنان است و بردگی زنان بردگی کل جامعه محسوب می شود. برای طالبان ايرانی مهم است که هر زنی يک پرچم سياه اسلام را روی خود بکشد تا قدرتمندی حکومت اسلامی را هرلحظه درخانه، کوچه و خيابان به همه مردم يادآورشود.
دراين جا به اين نکته لازم است توجه داشته باشيم که پوشش با حجاب فرق دارد. منظوراز پوشش يک مفهوم عام است که همهء انسانها را در بر ميگيرد. ولی حجاب ابزاری است که تحت عنوان پوشش، بر نيمی از جامعه برحسب تقسيم بندی «جنسيتی» مهر روابط کالائی دوران برده داری فئودالی زده و آنها را در واقع تصاحب می کند.وقتی از «حجاب» صحبت ميشود اين شاخصی است که عمدتاً مربوط به نيمی از جامعهء انسانی يعنی جنس مونث يا «زن» بوده و جنس مرد را فارغ از تعلق طبقاتی شامل نميشود.حجاب فقط نقش سمبوليک ندارد مادی و عينی است،ملموس بوده و با تمام حواس قابل درک است و بالطبع نزد نوع انسان جنبهء معنوی و روحی پيدا ميکند. مردسالاري، بنيادگرايى اسلامي، استبداد ايدئولوژيك و محافظه‌كارى سياسى عواملی هستند که ستم بر زنان را همواره در طی تاريخ توليد و بازتوليد کرده و می کنند. اما اين همه هنوز به عمق فاجعهء ستم جنسيتی قرون وسطائی که ازطريق «حجاب» جاری ميشود، نمی پردازند.
درجامعه ای که سنّت و خرافات و باورهای دينی جان و روان مردم را به بند کشيده و زنان تاوان بسياری ازعقب افتادگی های جامعه را بايد بپردازند، درجامعه ای که هر روز هزاران اوباش رژيم اسلامی درخيابانها به کنترل حجاب زنان می پردازند، سخن گفتن از»انتخاب» دراستفاده ازحجاب، اوج فريب کاری است. چون «انتخاب» واجبار درحجاب با قدرت سياسی اسلامي، قوانين و نيروهای سرکوبگر گره خورده است.زنان بايد آگاهانه برای نشان دادن اعتراض خود به قوانين ارتجاعی از سمبلهای اسلامی فاصله بگيرند.زنان وقتی حجاب از سر بر می دارند درواقع حکومت اسلامی را به مبارزه می طلبند،چرا که حجاب پرچم سياه ارتجاع مذهبی است.
واقعيت اين است که ارتجاع جمهوری اسلامی ايران يورش خود را به تمام دستاوردهای انقلاب 57 از فردای قدرت گيری با يورش به زنان آغاز کرد و جنگی را عليه جامعهء زن سازمان داد که نويد آن را خيلی بيش از اين داده بود.
هزاران زن در واکنش به اولين يورش رژيم يعنی فرمان حجاب اجباری برای چند روز متوالی به خيابانهای تهران ريختند و با شعار «ما انقلاب نکرديم تا به عقب برگرديم» به مخالفت با قانون حجاب اجباری پرداختند. اين مبارزه توانست رژيم را تا مدتی به عقب نشينی وا دارد و شروعی بود برای دوره جديدی از مبارزات جنبش زنان حجاب دراين بين يکی از ارکانی بود که هويت واقتدار حکومت جديد درکل برآنها قرارگرفته وبدون آن اين ساختمان بنا شدنی نبود.
جمهوری اسلامی آلياژی ازاستبداد دينی و ديکتاتوری سرمايه است وحجاب پيام روشن ارتجاع جمهوری اسلامی به مردم بود که درآن زمان نيز کسی نه درعرض و نه درعمق؛ به ابعاد فجايعی که در آن پنهان بود پی نبردند و ندانستند که چه بهای سنگينی دردراز مدّت بايد نسلها برای اين غفلت تاريخی و ناديده گرفتن نيروی مادی خود بپردازند.
واقعيت اينست که مبارزه عليه حجاب اجباری وآپارتايد جنسي، موضوع اعتراض مردم درطی بيش از سه دهه ازحاکميت رژيم اسلامی بوده است.جنبش زنان ايران بر پايه مقاومت و مبارزه وسيع وپيگير زنان آگاه عليه حجاب اجباری از دوران قدرت گيری رژيم جمهوری اسلامی بوجود آمده است. خواست لغو حجاب اجباری يک خواست پايه ای و عمومی دربين زنان از اقشارو طبقات گوناگون جامعه است.
برای ساختن جامعه نوين، جامعه ای عاری از ستم و نابرابري، مسئوليت سنگينی بردوش زنان است. زنان بايد به رشد و تکامل خود و مبارزه با نتايج روانی- اجتماعيٍ سرکوب و تحقيری که در طول تاريخ بر آنان تحميل شده است، همت گمارند.
روحيه شورشگری را همراه با بالا بردن آگاهی و شناخت از پيرامونشان، درخود رشد دهند و مبارزه با نابرابری های جنسيتی را به فردا های دور نسپارند وبی محابا و بی رحمانه با عاملان آن بستيزند.
نه گفتن به حجاب اجباری رساندن صدای آزادی خواهی و برابری طلبی زنان دربند ايران به گوش تمام جهانيان است چراکه رهايی زن رهايی جامعه است.

آنان ما را به قعر دوران برده داری پرت کردند ولی اکنون اين ما زنان هستيم که بيدارگشته ايم و ديگرحاضر نيستيم ذره ای از مطالبات خودمان را برای هيچ مصلحتی و برای به قدرت رسيدن هيچ جناحی فدا کنيم. رهايی ما زنان عمدتاً به دست خودمان ممکن است، رهايی ما پيش از همه با مبارزات آگاهانه و متحدانه ما زنان است.رهايی ما با نابودی تمام نشانه های حجاب اسلامی و اجباری موثر است.مبارزه عليه آپارتايد جنسی و حجاب، دو پرچم و سمبل مهم جمهوری اسلامي، از عرصه های مهم نبرد مردم با اين رژيم است و زنان آزاديخواه در صف مقدم اين مبارزات قرار دارند.
جامعه ايران ميرود تا برای هميشه حاکميت اسلامی و قوانين اش را بگور بسپارد. مردم ارتجاع اسلامی را تحويل موزه توحش خواهند داد.ميتوانند جنايت کنند و زندان وشکنجه و سرکوبشان را ادامه دهند. اما زنان ايران مانند ديگر نيروهای اجتماعی سرتسليم ندارند.هرروزبا نه گفتن به حجاب اجباری دارند اين را نشان ميدهند. هرروزدارند پرچم اين حکومت را زير پا له ميکنند. دربرابر چشمان لشکر تا بن دندان مسلح حکومت کار را به جايی رسانده اند که هر روز ناچارند ازبی حجابی زنان بنالند و کابوس مرگشان را بييند.
بنياد دين ومذهب بر زن ستيزی نهاده شده و مقولهء آزادی زن و رهائی زن در تضاد آشتی ناپذيری با آن قرار گرفته است. آزادی و رهائی زن نفی اين موجوديتها و قيد و بندهای هزاران ساله مادی و روحی است و دين و مذهب و خرافه انکار حتی حقوق اوليه و بدوی انسانی زنان است. شرايط برای تغييرمهيا شده و ما زنان درگذارتاريخ در گذرگاه پر تلاطم ولی نويد بخشی ايستاده ايم.

شهناز غلامی
پاريس – 02/03/2013

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s