زير پوست زيبای نوروز : بهنام چنگائی

imagesدو روز ديگر عيد نوروز، جشنِ جشن های فرهنگ ايرانی ست؛ جشنی که پيوسته با اميد بتازگي، دگرگون سازی و با آرزوی رشد حال و هوای هستی خانواده های ايرانی پيوند خورده و همراه بوده است. جشنی که بويژه برای بچه ها مسرت بخش مانده و دارای يک مفهوم دلنشين، روياانگيز و شادی بخش می باشد.


زير پوست زيبای نوروز : بهنام چنگائی

مخصوصا بچه ها می دانند: نوروز که بيايد، حتما عيد است و عيدي، لباس تازه، شيريني، آجيل، ميوه، جشن، شادي، غذا های لذيذ و مهمانی رفتن و آمدن هم باو می آيد. سال نو که بيايد، آنگاه: قطعا بهار و گل هم می آيد و به زندگی يخ بسته و سرد و سخت، دوباره طراوت و خرمی و شادابی و سرزندگی می بخشد.

اما: نگاه به عيد و انتظار از همين نوروز برای فرزندان کارگران کم درآمد، تنگدستان حاشيه نشين و مزدبگيران بسياري، بازتاب خاص و متفاوتی دارد. مثلا برای کودکانی که داشتن خوراک و پوشاک و بهداشت برايشان بصورت اندک وجود دارد، و يا برای آنهائی که همان مقدار ناچيز اغلب رويا و شايد هم بيشتر اوقات دست نيافتنی می نمايد، و يا بچه هائی که اصولا درک و شناختی از فقر و گرسنگی و بی سرپناهی ندارند، طبيعتا حال و هوای نوروز و آرزوهای عيدانه برای اينگونه بچه های تنگدست با بچه های ديگر و بخصوص با بچه های متمولان تفاوت برجسته و دردناکی دارد.

اين تفاوت فاحش حق زندگي، محروميت ها و نارسائی های حياتی و ابتدائي، امروزه در زير سايه ی سر رهبری رژيم ولی فقيه و دزدان حرفه ايش برای اکثريت خانواده های بی بضاعت، بسيار تلخ و گسترده تر شده و بتبع آن کودکانشان از فقدان اوليه اين نيازمندی های ساده رنج می برند؛ در حاليکه برای کودکان دارا و آقا زاده ها، چنين مضيقه ها و نداشتن ها وجود حتی ذهنی هم نداشته، و کودکان ثروتمندان، هرگز حتی يکبار هم از گرسنگی رنج نبرده و اصولا از محروميت مالی بی خبرند. در ايران اسلامی هيچ منبع موثقی از بچه های بی سرپرست، کودکان خيابانی و تنگدست که رقم بسيار بزرگی را دارند، خبر درستی ندارد و سازمانی هم موجود نيست که در اين مواقع خاص سال و جشن بزرگ نوروز بفکر آنها باشد نيست.

پس می توان گفت که نوروز هم مفهوم و معنی خاص طبقاتی خود را در جامعه ما داشته و دارد و آنرا به همان سان که امکان مالی خانواده ها اجازه می دهد به کودکان شان هديه داده و يا تحميل تلخ می کند؛ آيا بهتر نيست گفته شود: لذت بردن از جشن نوروز و عيد هم نابرابر و حسرت انگيز است و اين جايگاه و پايگاه طبقاتی خانواده هاست، که سطح و سقف و چگونگی تمايلات نوروزی و بهره بری از آن را روشن می کند و بخصوص توقع عيدی بچه ها را تعيين کرده و متفاوت می سازد؟ قطعا چنين است.

جشن نوروزيکه برای بخش بزرگی از کودکان می تواند آرزوی تنها، يک شکم سير، تشويق تخيل پردازی از نوعی لباس رنگين و تازه و منشأ اميدهای هيجان اگيزتری از رفاه موقت خانواده در عيد باشد! چنين برداشتی از نوروز و عيد نسبت به کودکان خانواده های متمول اصلا معنی ندارد؛ و دعاوی آنها بسيار بيگانه با خواست اکثريت کودکان ما دارد و اين همان تناقض بيشرمانه حق نابرابر زندگی بچه ها در يک جامعه سرمايه داری ست که اينجا برای عده کثری شانس شکل گيری و رشد و زندگی شايسته و بايسته گم شده و عملا وجود خارجی ندارد.

در خانواده های مسکين دامنه نداشتن ها و محروميت های کودکان بالاست. اين کودکان، بخشی از آنچه را در طی يکسال نداشته و حسرتش را کشيده اند، بعضی پدر و مادر ها، وعده ی دريافت شان را بشکل نسيه و به بهانه ی عيدی به فرزندانشان می دهند تا آنان را آرام کنند، مرهمی بر زخم نداری تا رنج فقر و تنگدستی کودکان خود را در مقايسه با بچه ی دارا، که با دادن چنين وعده عيدی ها می پوشانند! و بسياری از بچه ها سالی را با اميد و بردباری بسر می برند تا بجای(تصور نياز) خود آرزو را واقعا در نوروز دريافت کرده و در آغوش بفشارند. ولی آيا همه پدر و مادرها، از امکان برآورد عيدی سالانه و ايجاد فضای جشن نوروز برای کودکانشان اينگونه استعداد مالی و کافی را دارند؟ بی گمان نه!

. بيائيد به خانواده های ندار و آرزوهای بچه های تنگدستان در اين نوروز فکر کنيم. به روياهای کودکانه تعمق کنيم که بزرگترين تمنای خيالشان داشتن (لباسی تازه، شکم سيری از شيريني، جيب پُری از اجيل، گرفتن اسکناس تانخورده عيدی و خانه و غذائی گرم) ناچيز است، فکر کنيم! به شرمندگی پدر و مادرهاشان بيانديشيم که چنين استطاعت و يارائی مالی را ندارند و در برابر خواست کودکان خود شرميگين و سرافکنده می باشند، فکر کنيم. به آرزوی داشتن و چيدن سفره های هفت سين رنگينی باشيم که خيلی ها آنرا نداشته و امسال هم دوباره شانس داشتنش را ندارند، فکر کنيم. به دست های خالی و چهره رنگ پريده ی خانواده ها و کودکان بسياری فکر کنيم که آرزوی خوردن قورمه سبزی آخر سال را دارند و از خوردنش محرومند، قدری بيانديشيم. به پدر و مادر هائی خيل عظيمی از بچه هائی فکر کنيم که امسال هم همچون سال های گذشته شايد توان برآورد قول عيدی شان را که داده اند و ناتوان از تهيه اش هستند فکر کنيم و در دل برای اين مظلوميت شان سوزناک بگيريم و با تمام وجود بر عليه ساختار جنايتکار، فرسوده، طماع وغيرانسانی سرمايه داری برخاسته و برای کنار نهادنش با هم متحد شويم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s