اول ماه مه گذشت، اما….! رضا سپیدرودی

2013-05-04_194_1may-vahedاول ماه مه روز جهانی کارگر گذشت. فعالان و تشکل های مستقل کارگری داخل کشور در این روز هر قدر که در توان داشتند و هر جا که شرایط را فراهم دیدند اقدام و اعتراض کردند. از اقدام ابتکاری سندیکای شرکت واحد در گرامی داشت روز کارگر تا تظاهرات در سنندج با وجود جو بسیار شدید پلیسی و امنیتی و تجمع در برابر مجلس در تهران. متقابلا امنیتی ها و سرکوبگران نیز بشدت فعال بودند تا با دستگیری و تهدید و ارعاب فعالین کارگری جلوی هر گونه اعتراضی را بگیرند.


اول ماه مه گذشت، اما….!رضا سپیدرودی

خانه کارگری ها هم مراسم شان را در ورزشگاه خیرالعمل با حضور ایادی خودشان برگزار کردند که صدایی هم بیرون نیاید. بهانه شان این بود که وزارت کشور اجازه راه پیمایی نداده است. این ها آنقدر ترسو و بزدل هستند که حتی حاضر نشدند در دفتر رسمی شان برنامه بگذارند. اگر مجوز بهانه نبود، دفتر رسمی که دیگر مجوز نمی خواست؟ جز این بود که می ترسیدند کارگران به همین بهانه در اطراف خیابان ابوریجان تجمع کنند و صدای اعتراض شان را نتوانند خفه کنند؟

اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران و روز دادخواهی طبقه کارگر در سراسر جهان علیه بیدادگری های سرمایه و متحدانش گذشت، اما دادخواهی کارگر ایرانی با دستمزدی که چندین برابر زیر خط فقر است منحصر به اول ماه مه نمی تواند باشد. معادله ای که امسال در برابر کارگران گذاشته اند زندگی نیست، هزار بار مردن و زنده شدن است؛ یک جهنم تحمل ناپذیر است که جایی برای سکوت باقی نگذاشته است.

اول ماه مه گذشت، اما مبارزه برای حق تشکل مستقل، حق برخورداری از دستمزدی که بتوان با آن زندگی کرد، حق برخورداری از امنیت شغلی، مبارزه با شرکت های غارتگر پیمانی و قراردادهای برده دارانه کار و بالاخره اعتراض، تحصن و اعتصاب علیه عدم پرداخت دستمزدها همچنان ادامه خواهد یافت. جز این نمی تواند باشد. جز این راهی وجود ندارد. با این که هر صدای حق خواهی کارگران بیرحمانه و وحشیانه سرکوب می شود و فعالین کارگری تحت آزار و پیگرد و تعقیب قرار می گیرند، با این که دشمنان طبقه کارگر در لباس دوست همچنان توطئه می کنند و از هیچ ترفندی برای مصادره نارضایتی کارگران و زحمتکشان فروگذار نیستند، با این که تامین یک لقمه نان شیره جان کارگر را می مکد و توش و توانی برایش باقی نمی گذارد، و با این که طبقه کارگر و مبارزان مستقل کارگری در شرایط بسیار دشواری قرار گرفته اند، اما در همین شرایط هم می توان بسوی تقویت اراده جمعی کارگران گام برداشت. اگر دسته دسته کارگران را از کارخانه ها اخراج می کنند، می توان اراده این بخش از نیروی کار را که محلات فقیرنشین حاشیه شهر زیستگاه اصلی شان است در سطح محلات سازمان داد. در حالی که تحت تاثیر بحران فروپاشی اقتصادی، فشار بیرحمانه تحریم ها و عوارض برچیدن یارانه ها روز به روز بیکاری گسترش می یابد، سازماندهی بیکاران حلقه ای است که می تواند این نیروی عظیم را که اکنون در پراکندگی قدرتی از خود ندارد به صحنه اقدام بکشاند. در حالی که نارضایتی در میان مزد و حقوق بگیران بخش بهداشت و درمان و خدمات عمومی و شهری بشدت گسترده و فراگیر است، می توان با تمرکز بر سازماندهی مستقل خواست ها و مطالبات این بخش مهم و حساس کارگری، با سیاست جنایتکارانه باندهای مختلف حاکمیت در انداختن تمامی هزینه بحران بر دوش کارگران و زحمتکشان کشور مقابله کرد و آنها را به عقب نشینی واداشت؛ می توان نارضایتی گسترده از حداقل دستمزدها را به کارزاری توده ای برای اعمال فشار بر رژیم و به عنوان ابزاری در خدمت تشکل یابی کارگران ناراضی تبدیل کرد. حمایت از خواست های بازنشستگان، مبارزه علیه کار کودکان، کمک به ایجاد تشکل های مستقل در میان زنان کارگر، مقابله با طرح های مختلف رژیم در زمینه تجاوز بیشتر به حقوق کارگری، گسترش همسویی و اتحاد عمل مبارزاتی در زمینه مطالبات کارگری در سطوح مختلف، همه و همه حوزه های عمل و اقدام است که درست با همان شدت و حدتی که پیش از اول ماه مه مطرح بودند حالا هم هستند.
جمعه سوم ماه می ۲۰۱۳

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s