خاتمی و مشایی را رد صلاحیت می‌ کنید! هاشمی را چطور؟

hashemi1خاتمی و مشایی را رد صلاحیت می‌ کنید! هاشمی را چطور؟
ارژنگ بامشاد
از روز هفدهم اردیبهشت ماه نود و دو، ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری آغاز خواهد شد. دستگاه ولایت که مسئول شکست های فضاحت بار در عرصه های گوناگون ادارۀ کشور است، تصمیم گرفته با «مهندسی انتخابات» کنترل خود بر عرصه های گوناگون اجرائی را نیز تداوم بخشد. این هدف، اما با موانع جدی روبرو شده است. شکست خفت بار سیاست های رهبر «با بصیرت» در عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و سیاست خارجی آنچنان آشکار شده که بسیاری از نیروهای حکومتی نیز دیگرولی فقیه را فصل الخطاب نمی دانند. شورش باند فاشیستی احمدی نژاد ـ مشائی، رویگردانی اصولگرایان سنتی و تهاجم سازمانیافتۀ هاشمی و خاتمی، دستگاه ولایت را در انزوای شدیدی قرار داده است. تلاش این جریانات برای وارد شدن در عرصۀ انتخابات و طرح شعار «انتخابات آزاد»، شرایط برای «مهندسی انتخابات» را مشکل کرده است. باند احمدی نژاد ـ مشائی با استفاده از امکانات دولتی و سفرهای استانی، تبلیغات انتخاباتی خود را با شدت به پیش می برد. افشاگری های احمدی نژاد و خط و نشان کشیدن هایش برای دارو دسته دستگاه ولایت و اصولگرایان سنتی، امکان بازی آرام در انتخابات را به پائین ترین حد خود رسانده است. شورش این باند که دست پرودۀ رهبر رژیم و بازوی اجرائی آن برای پیشبرد «منویات» او در قلع و قمع مخالفان درون حکومتی بوده ، برای دستگاه رهبری گران تمام شده است. همین امر باعث شده تا امکان عرض اندام اصولگرایان سنتی و حامیانشان در بیوت مراجع بوجود آید و دیگر حاضر نباشند توسط دستگاه ولایت به خط شوند.

شورش باند احمدی نژاد ـ مشائی، تنها مشکل دستگاه ولایت نیست. شکست برنامه های رهبر رژیم در هشت سال گذشته و کشاندن کشور به لبۀ پرتگاه، نقش هاشمی رفسنجانی را، علیرغم تلاش دستگاه رهبری برای حذف او از ارگان های قدرت، ا روز به روز برجسته تر ساخته است. هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از معماران جمهوری اسلامی، نسبت به سرنوشت حکومت احساس خطر کرده، مُهر سکوت را شکسته و به بیان مواضع خود روی آورده است. هاشمی رفسنجانی شرایط کنونی جمهوری اسلامی را خطرناکتر از آن می داند که بتواند با بی اعتنائی از کنار آن بگذرد. او به این نتیجه رسیده که مشکل اساسی جمهوری اسلامی سرشاخ شدن با آمریکا ، غرب و اسرائیل است. او می داند که جمهوری اسلامی جز از طریق عقب نشینی های روشن و قابل قبول نمی تواند از تور تحریم های همه جانبه خلاصی یابد. زیرا حذف تحریم ها حتی در اختیار رئیس جمهور آمریکا نیست و کنگرۀ این کشور در این مورد تصمیم می گیرد. با توجه به نقش لابی قدرتمند اسرائیل در تصمیمات کنگره و سنای آمریکا، حد عقب نشینی جمهوری اسلامی باید به گونه ای باشد که پاره ای از توقعات آن ها را برآورده سازد. از این روست که خوراندن جام زهر به رهبر رژیم ضرورت یافته است. همین نکته کلیدی بارها در سخنان هاشمی رفسنجانی تکرار شده و شخص ولی فقیه را عملأ مسئول این وضعیت بشدت خطرناک قلمداد می کند و خواهان آن نیز هست که خود او در این راستا اقدام کند. هاشمی رفسنجانی در آخرین سخنانش نیز توپ را به زمین رهبر انداخته و گفته در صورتی وارد عرصه انتخابات می شود که رهبر رژیم موافق باشد. جوهر موضع گیری های هاشمی روشن است. رهبر رژیم باید جام زهر را بنوشد. او باید به شکست سیاست های فاجعه بار خود اعتراف کند. رفسنجانی در دیدار با فعالان سیاسی و مطبوعاتی حکومتی هاله تقدس دور رهبر رژیم را دریده و بصورت بسیار روشن خطاپذیری او را مطرح ساخته و می گوید: « مردم صاحب حکومت هستند. خدا هم حق حکومت را تنها به ۱۲ معصوم داد و بعد از آن هر فردی که مسئول حکومت شد به رای مردم آمد. اگر دولت بر مردم تحمیل شود مردم در شرایط خطر همکاری نمی کنند و هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود.» او بر این باور است که همانطور که خمینی برای پایان جنگ، جام زهر را نوشید، رهبر کنونی نیزباید چنین کند تا خطر متلاشی شدن جمهوری اسلامی پیش نیاید. این مسئله را هاشمی رفسنجانی بارها به زبان آخوندی، اما با صراحت بیان کرده و کاررا به جائی کشانده که قربانی شدن رهبر رژیم را نیز برای حفظ نظام غیرممکن نمی داند. نقل قول یک جمله از خمینی در باره سرنوشت جمهوری اسلامی در وبسایت او بسیار گویاست :« حفظ جمهوري اسلامي از حفظ يك نفر – ولو امام عصر باشد – اهميتش بيشتر است ؛ براي اينكه امام عصر هم خودش را فدا مي كند براي اسلام» . شأن نزول و هدف این نقل قول آشکارتر از آن است که دستگاه رهبری و رهبر رژیم متوجه آن نشوند. از همین روست که «کیهان» شریعتمداری آن را نقل و به جوهر جهت گیری های هاشمی حمله کرده و آورده است:[ يادآور مي‌شود برخي مواضع آقاي هاشمي طي ساليان اخير در زمينه نرمش با آمريکا و اسرائيل خدشه در سياست‌هاي کلي جمهوري اسلامي، در تعارض و تناقض صريح با سيره انقلابي حضرت امام خميني(ره) است. از جمله آقاي هاشمي اخيرا و در حالي که سران بي‌سر و پاي رژيم صهيونيستي علي‌الدوام – و البته به گزافه – جمهوري اسلامي را تهديد به حمله نظامي مي‌کنند، مدعي شده که «ما با اسرائيل سر جنگ نداريم»؛ حال آن که حضرت امام با صراحت فرمودند «اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود».](کیهان ـ دوشنبه 16 اردیبهشت 92)

پا به میدان گذاشتن هاشمی رفسنجانی که ناشی از نگرانی شدید او از فروپاشی جمهوری اسلامی است ، شکاف در بالای حاکمیت اسلامی را بیش را پیش گسترده ساخته است. حملات دستگاه های تبلیغاتی ولایت فقیه و شخصیت های جیره خوار بیت رهبری به هاشمی رفسنجانی، نشان از نگرانی شدید آنها دارد. بطور مثال حمله حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ولی فقیه به هاشمی رفسنجانی و «سازمانده جریان فتنه» دانستن او ، یکی از این نمونه هاست. اما این حملات تاکنون نتوانسته ره به جائی ببرد بلکه برعکس دامنۀ حمایت از هاشمی رفسنجانی را در میان نیروهای حکومتی گسترده تر ساخته است. علاوه بر اصلاح طلبان، که این بار سیاست های خود را با او هم آهنگ و همسو کرده اند، گرایشاتی همچون احمد توکلی و علی مطهری که در اردوی اصولگریان سنتی قرار دارند نیز به او امید بسته و از حیدر مصلحی خواسته اند که پا را از گلیم خود فراتر نگذارد. هاشمی رفسنجانی روی نیروی قدرتمند دیگری نیز سرمایه گذاری کرده و آن دستگاه روحانیت و بیوت مراجع تقلید است که از سیاست های تمرکزگرایانه رهبر رژیم و چماقدارسابقش محمود احمدی نژاد دل خوشی ندارند. هر چند مراجع تقلید تاکنون در عرصه انتخابات موضع رسمی و علنی نگرفته اند اما به نظر می رسد که پایگاه هاشمی رفسنجانی در میان دستگاه روحانیت قدرتمندتر از آن باشد که بتوان به آن بی اعتنائی کرد. از سوی دیگر موضع گیری های هاشمی رفسنجانی در چند ماه اخیر در قبال سیاست خارجی جمهوری اسلامی و اقدامات ماجراجویانه ای که باعث انزوای شدید جمهوری اسلامی شده، توانسته است در میان کشورهای غربی و رسانه های همسو نیز جا باز کند. آخرین موضع گیری او که گفته بود: « ما با اسرائيل سر جنگ نداريم. حالا اگر عرب ها جنگ كردند ما كمك مي كنيم. »؛ نمونه ی جهت گیری های او در سیاست خارجی است که در برابر سیاست های ماجراجویانه رهبر رژیم قرار دارد که موضوع رد هولوکاست را در دهان احمدی نژاد انداخت و یا در برابر آن سکوت کرد و هدیه ای طلائی تقدیم بنیادگرایان جنگ طلب اسرائیلی کرد.

حضور چشمگیر هاشمی رفسنجانی در فضای کنونی سیاسی کشور، که حمایت اصلاح طلبان را نیز با خود دارد و هر روز بخش های گوناگون نیروهای رژیمی را به حضور می طلبد و برایشان موعظه می کند، در کنار شورش باند احمدی نژاد و اقدامات جنجال برانگیز او، دستگاه ولایت را در بن بست کلافه کننده ای قرار داده است. رهبر رژیم مشغول «رصد» کردن اوضاع سیاسی کشور است که جام زهر را بنوشد یا ننوشد؟ هاشمی رفسنجانی با بیان این که « برای آمدن به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در حال ارزیابی شرایط هستم و من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد چون اگر ایشان موافق نباشند نتیجه‌ای که به بار می‌آید معکوس خواهد بود.» فشار بر رهبر رژیم را بشدت بالا برده است. همین فشار است که اردوی اصولگرایان و وابستگان به بیت رهبری را تا حد زیادی به هم ریخته است. آن ها نمی دانند که با کدام کاندیداها باید رقابت کنند. با هاشمی، با خاتمی، یا با دیگر چهره های نزدیک به اصلاح طلبان و کارگزاران. روزنامه ها، سایت ها ، وبلاگ ها و شخصیت های جیره خوار دستگاه رهبری از رد صلاحیت کسانی که در خط رهبری نباشند سخن می گویند. سرمقاله نویس رسالت می نویسد :« اينكه نامزد يا جرياني بيايد به بهانه انتخابات، امنيت ملي را تهديد كند و يا چراغ سبز به غرب براي فشار بيشتر به ملت نشان دهد، بايد در رد صلاحيت يا عدم احراز صلاحيت او ترديد نكرد.»(رسالت دوشنبه 16 اردیبهشت 92). روزنامه کیهان در شماره سه‌شنبه ۱۰ اردیبهشت 92 در ستون خبر ویژه خود تحت عنوان « هول نكنيد! با هم رد صلاحيت مي‌شويد » نوشت «‌همان‌گونه كه رد صلاحیت فردی مانند مشایی- در صورت نام‌نویسی- قطعی است، رد صلاحیت امثال خاتمی نیز در صورت نامزدی قطعیت دارد.». اما آنان که با قدرت از رد صلاحیت مشائی و خاتمی تحت عنوان کاندیدهای «انحراف» و «فتنه» سخن می گویند در این باره سکوت کرده اند که اگر هاشمی کاندیدا شود آیا شورای نگهبان توان رد صلاحیت او را دارد؟ همین سئوال است که دستگاه رهبری را فلج کرده و آن ها را واداشته تا با تهاجم سنگین علیه هاشمی او را از پا گذاشتن به عرصه انتخابات بر حذر دارند.

بحران کنونی در حاکمیت اسلامی گسترده تر و شکاف در میان بالائی عمیق تر از آن است که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت. یک ماه مانده به انتخابات، کشور در آستانه ی تحولات بزرگی قرار دارد. این تحولات می تواند فرصت های گرانقدری در اختیار مردم و فعالان سیاسی قرار دهد که برای انسجام خود و سامانیابی توده ای وارد عمل شوند. برای تاثیرگذاری بر سمت وسوی حوادث، باید به وارد کردن نیروی عظیم توده ای اندیشید. نیروی عظیم توده ای به سازمانیابی نیاز دارد، به واکنش های توده ای و گسترده نیاز دارد؛ به استفاده از فرصت هائی که ممکن است ایجاد شود نیاز دارد؛ می توان با نیش قلم چنین و چنان کرد اما در عرصۀ عمل مؤثر اجتماعی بدون وارد کردن نیروی اجتماعی چشمگیر، ره به جائی نمی توان برد. آن ها که چشم امیدشان به قدرت های امپریالیستی سلطه جو و لابی گری های مشمئزکننده است، و خواب تبدیل ایران به عراق و افغانستان و سوریه را می بینند، تکلیف خود را با مردم ما روشن کرده اند، اما نیروهائی که مردم را سرچشمۀ قدرت و تحولات اجتماعی می دانند باید برای به میدان آمدن این نیرو در عرصه تحولات اجتماعی در راستای در هم شکستن قدرت جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با حکومتی از آنِ اکثریت مردم، برنامه های روشنی داشتنه باشند. مسئله این است که آیا اختلافات در میان بالائی می تواند فرصتی در اختیار مردم بگذارد که میدان را در دست بگیرند؟
16 اردیبهشت ماه 1392

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s