موافقان و مخالفان حضور هاشمی رفسنجانی در انتخابات

hashemi-khatamiسایت خبری راه کارگر ـ روز دوم ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری است و هنوز تمامی کاندیداها ثبت نام نکرده اند. خاتمی پا را پس کشیده و ابراز امیدواری کرده که هاشمی رفسنجانی بیاید. بخش اعظم موضع گیری های نیروهای حکومت پیرامون آمدن یا نیامدن هاشمی رفسنجانی است. همه از وزن او در برابر رهبر رژیم خبر دارند و می دانند که حضور او بسیاری از معادلات را بر هم خواهد زد. از این روست در حالی که اصلاح طلبان، کارگزان و حتی برخی از اصولگرایانی که خود را متعدل می نانند، بر آمدن او تاکید می کنند تا وزنه ای در برابر رهبر رژیم و نیروهای تحت امرش ایجاد شود، نیروهای وفادار به رهبر حملات خود بر رفسنجانی را تشدید کرده اند. یکی به کارت زرد می دهد و حسین شریعمتداری به او کارت قرمز می دهد. به هر رو باید تا پایان ثبت نام انتخابات و اعلام نظر صبر کرد تا روشن شود کدام ها از فیلتر شورای نگهبان عبور خواهند کرد و عرصه انتخابات این دوره حکومتیان، عرصه درگیری کدام کاندیداها خواهد شد.
چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی شود
۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲
منتشره در وبسایت محمد خاتمی
«خوشحال شدم وقتی دیروز جناب آقای هاشمی گفتند که حاضرند بیایند، البته در صورتی که رهبری مخالف نباشند. درست است اگر رهبری نخواهند هرکس که بخواهد بیاید مشکل ایجاد می شود و من می گویم چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی شود. ایشان بیش از همه ما جایگاه، نقش،‌ توان و خیرخواهی آقای هاشمی را می شناسند و اگر با هماهنگی بیایند می شود به کشور سر و سامان داد و قطعا رهبری می خواهند وضع بهتر شود؛ امری که با آمدن جناب آقای هاشمی میسر است.»

جمعی از خبرنگاران و اصحاب رسانه امروز میهمان رئیس دولت اصلاحات بودند و با بیان دغدغه های خود و با شور و شعور ضمن بیان دغدغه های خود و تحلیل هایی که از دیدگاه های مختلف ارائه کردند از سید محمد خاتمی خواستند که در صحنه انتخابات حضور داشته باشد.
پس از صحبت های خبرنگاران نوبت به رئیس دولت اصلاحات بود تا به حرف های حاضرین پاسخ دهد.
متن کامل صحبت های سید محمد خاتمی در این نشست را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
خوش آمدید و حرف های بسیار خوبی زدید.
خیلی خوب است که همچنان می توانیم راحت حرف بزنیم. باید این فضا را باز کنیم که مردم بتوانند راحت حرف بزنند و راهشان را پیدا کنند. آزادی هم همین است؛ کسی بتواند فکر کند و حرف بزند و هزینه ای برای این فکر و حرف زدن نپردازد. متأسفیم که این روزها در جامعه ما حرف زدن هزینه دارد. بسیاری از نقدهای شما وارد است، باید بتوانیم خودمان و اتفاقاتی که در جامعه رخ می دهد را نقد کنیم. اما اگر این فضا نباشد و نگذارند حرف بزنیم، جامعه ما جامعه ای نیست که به آینده اش امیدوار باشیم.
اول باید مشخص کنیم که هدفمان از انتخابات چیست؟ طبعاً انتخاباتی که همه چیزش طبیعی باشد، راهی است برای به دست گرفتن قدرت و معیارش هم رأی مردم است. اما در موقعیتی هستیم که ساز و کار انتخابات از این جهت مشکل دارد. در مقابل ما کسانی هستند که یک رویه دیگر را می پسندند و اگر کسی هم درباره این رویه انتقاد کند و راه بهتری را برای جامعه و کشور در نظر داشته باشد، اجازه حضور را از او می گیرند. در این صورت یا باید دست از حضور با حفظ حداقل ها یا حد نصاب های معیارها و اصول مورد قبول برداشت که من معتقدم این به معنی بی هویتی و بازی کردن است؛ یا اینکه می گویند که حق شرکت ندارید و اگر حق شرکت بدهند، می توانند امکانات ندهند و جلوگیری کنند از موفقیت. من فکر می کنم خوب است از این انتخابات به عنوان راهی برای برون رفت از فضای سوء تفاهم بهره بگیریم تا به فضای مطلوب سیاسی سالم برسیم. در هر دو طرف سوء تفاهم هست منتهی هزینه ای که شما به عنوان شهروندان آزاد پرداخته اید خیلی سنگین تر است. اگر ما بتوانیم این سوء تفاهم را کم کنیم، کار بزرگی کرده ایم.
انتخابات، برای اصلاح طلبی اصل است چرا که قلب مردم سالاری است و ما معتقدیم که در انتخابات نباید با صندوق قهر کرد. دو دسته قهر می کنند، اول کسانی که اصل نظام را قبول ندارند و دوم کسانی که مأیوس و دلسرد هستند و با غیبت نارضایتی خود را نشان می دهند. ما به هیچ وجه جزء دسته اول نیستیم و براندازی را محکوم می کنیم و آن را میسر هم نمی دانیم. ولی مثل دسته دوم آن قدر نا امید نیستم که نشود کاری کرد. باید جلو رفت تا راهی پیدا کرد. من خیلی از حرف های شما را قبول دارم. برای اینکه افراد بیایند و حضور پیدا کنند، درها بسته شده است. از آن روزها تا امروز زمینه ها و امکانات حضور برای رسیدن به قدرت بسیار کم شده است. البته فرد شایسته برای حضور در انتخابات یکی دو نفر نیست. من می توانم ده ها شخص را نام ببرم که جوان و خوش فکر و تحصیلکرده هستند و شایستگی مسؤولیت های بالا را دارند، ولی حتی امکان عرضه شدنش به جامعه و شناخته شدنشان را گرفته اند. انتخابات شورای شهر را نگاه کنید. فعلاًً همه را تهدید می کنند که رد صلاحیت می شوید تا آن ها را وادار کنند که انصراف بدهند. طبعاً در مورد ریاست جمهوری بدتر. این طور نیست که ما نیرو نداشته باشیم، اما امکان حضور آن ها فراهم نیست. وقتی در دانشگاه برای صحبت در انجمن اسلامی اجازه نمی دهند یا امکانات فعالیت را هم می گیرند، هر چه هم شایستگی باشد جامعه شناخت پیدا نمی کند. نگویید نیرو نبوده و تربیت نشده. این طور نیست. نیروها هستند، اگر دولت مدیر و کارآمد و آزاد اندیش باشد، این نیروها می توانند کار کنند و خود را بهتر بشناسانند. یکی از کارهایی که باید بکنیم، باز کردن فضا است.
من سعی کردم حداقل هایی که می خواستم را بیان کنم تعبیر و تعریف خود را از ریاست جمهوری بیان کردم و معنی اش این که اگر چنین رئیس جمهوری مورد قبول نباشد به هیچ وجه نمی تواند بیاید و نباید بیاید.
دوم اینکه آیا امکان آمدن فردی که با تمام تلاشش همیشه گفته من در درون نظام هستم، حرف هایش را هم مصلحت نظام و مردم می دانسته، اما با دیدگاه ها و رویکردهای حکومت سازگار نبوده و در نتیجه او را بیرون از نظام می دانند و و غیرمنصفانه و غیرعادلانه او را کنار زده اند و به هیچ وجه مایل به آمدن او نیستند، آیا امکان بازگشت او هست؟ در مقابل خواست و مطالبه ای نسبت به فرد یا افرادی در جامعه شکل گرفته است و البته این خواست بوده و آشکارتر شده است. من به هیچ وجه نگرانی از رأی مردم ندارم. از قضاوت های دستگاه هایی که همواره جهت گیرانه اقدام کرده اند نیز نگران نیستم. نه مثبتش سرافرازی می آورد و نه منفی آن موجب سرافکندگی است ولی مهم این است که ببینیم حاصل کار چه می شود و نتیجه اش برای جامعه چیست؟ درست است که کشور بحرانی است اما آمدن باید تهدیدها را کم کند و توان نجات مملکت از اقتصاد ویران و مدیریت آشفته و وضع بد معیشت و امنیت مردم را داشته باشد. فضا برای جریانی خیرخواه که خیر کشور و جامعه و مردم را می خواهد از جمله همین ما که اینجا با هم هستیم باز شود و سوء تفاهم و سوء ظن از بین برود و جلسات اینچنینی را گسترده تر و سازمان یافته تر کنیم و با امنیت بتوانیم درباره سرنوشت خودمان و کشور و مردم بحث کنیم و راه حل ارائه دهیم. باید بکوشیم انتخابات به جای این که موجب بسته تر شدن فضا و تنگ تر شدن عرضه شود به سوی باز شدن برود به گونه ای که حق مردم و حد حکومت هم معلوم باشد و هم بتوان درباره آن بحث کرد. من می گویم براندازی مطرود و محکوم است ممکن هم نیست ولی رویه هایی که به سوی فروپاشی می رود باید عوض شود. آیا انتخابات اگر به گونه ای باشد که بر بحران بیفزاید و به جای ده ها زندانی که داریم صدها زندانی پیدا شود و به جای حصر سه نفر ده ها نفر در حصر قرار بگیرند و جریان مدنی اصلاح طلب و خیرخواه و تحول خواه از این که هست هم محدودتر شود و بدتر از همه به جای کم شدن فشار اقتصادی و تهدید خارجی و تنگنای امنیتی همه این ها روی مردم بیشتر شود. آیا اعلام حضور منطقی است؟
اگر بر فرض علی رغم مخالفت ها فردی به عنوان رئیس جمهور در اثر رأی مردم بر حاکمیت تحمیل شود می تواند کار کند؟ یعنی توقع هست به صورت اپوزسیون درون نظام جمهوری اسلامی باشد یا رئیس جمهوری؟ و اصلا قادر است در صورت کارشکنی یا مخالفت نهادها و دستگاه ها و … کاری برای مردم بکند؟ اکثریت آنان که می گویند بیایید می خواهند وضع زندگیشان و اوضاع نابسامان کشورشان بهبود یابد اگر همه دستگاه ها همراه باشند چندین سال طول می کشد تا برسیم به نقطه ای که از آن بیرون رفتیم و کشور را دادیم دست دیگران. نه یک شبه تورم کم میشود و نه به سرعت روابطمان با دنیا خوب می شود. نهایتاً متهم می شویم به ناتوانی و مردم هم طلبکار می شوند.
البته گفتم اگر احساس می شد که راه نجات کشور و مردم و خدمت این است که به توافقی برسیم که رویکردها باید عوض شود. با حفظ همه مراتب و احترام به جایگاه ها و مسؤولیت ها بنده حاضر بودم آبرو و حتی جان خود را نیز بگذارم، برای این که وضع بهتر و خطرات دفع یا کم شود. ولی کدام نشانه بر این تغییر دلالت دارد و بدون آن چه کار می شود کرد؟
خوشحال شدم وقتی دیروز جناب آقای هاشمی گفتند که حاضرند بیایند، البته در صورتی که رهبری مخالف نباشند. درست است اگر رهبری نخواهند هرکس که بخواهد بیاید مشکل ایجاد می شود و من می گویم چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی شود. ایشان بیش از همه ما جایگاه، نقش،‌ توان و خیرخواهی آقای هاشمی را می شناسند و اگر با هماهنگی بیایند می شود به کشور سر و سامان داد و قطعا رهبری می خواهند وضع بهتر شود؛ امری که با آمدن جناب آقای هاشمی میسر است.
چند نکته وجود دارد:
1- جناب آقای هاشمی از ارکان انقلاب و نظام هستند و نقش ممتازی قبل و بعد از انقلاب و در شکل گیری و استحکام نظام و جمهوری اسلامی داشته اند و هزینه سنگینی نیز پرداخته اند. علاقه امام به ایشان بر همه روشن است. ایشان برای برون رفت از بحران ها نقش محوری داشته اند در جنگ، در ساختن کشور و بعد از جنگ، آن هم کشوری که ویران شده بود. مردم بزرگواری که سخاوتمندانه جان و مال و عزیزان خود را برای دفاع از انقلاب و میهن در طبق اخلاص گذاشته بودند توقع داشتند بعد از جنگ کشور ساخته شود و زندگی مردم امن و روبراه گردد. آقای هاشمی در چنین وضعیتی پا به میدان گذاشتند. هاشمی یک سرمایه است و بدون تردیدی از جمله افرادی که به حقوق و حرمت مردم ایمان دارد و از آن دفاع می کند و نیز خواستار عدالت در جامعه است و نیز آمدن ایشان یقیناً دیدگاه بین المللی را نسبت به ایران تعدیل می کند و همین باعث گشایش یا کم شدن تنگناها می شود و نیز ایشان طرفدار فضای باز برای همه جریان ها و مدافع تشکل ها و بخش خصوصی است علاوه بر آگاهی تجربه گران قیمت ایشان در مدیریت کشور و آمادگی همه نیروها و حتی جناح ها برای همکاری با ایشان خود مزیت بزرگی برای ایجاد دولتی منطق گرا، کاردان و مفید است.
و مطالبه مردم هم لااقل بسیاری از آنان که به من دسترسی دارند این است که یا من یا جناب آقای هاشمی باید بیایید و مطمئن هستم که اگر همه بخواهیم و همه دستگاه ها کمک کنند آمدن هاشمی به معنی برد همه است و خدا کند چنین شود.
خوشحالم آقای هاشمی میایند.
اگر آقای هاشمی بیاید به یاری خدا از این مرحله دشوار می گذریم. دل ها نزدیک می شوند و سوء ظن ها کم می شود. و بار دیگر حضور مردم و داوری ایشان کار ساز خواهد شد.

هاشمی‌رفسنجانی:
حضورم در انتخابات مفید باشد درنگ نمی‌کنم

شرق: رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: چنانچه احساس کنم حضورم در انتخابات خدای ناکرده مقاومت‌هایی را در پی خواهد داشت که مخل وحدت و موجب تشدید اختلافات در کشور بوده و موثر نخواهد بود، اقدام نخواهم کرد اما اگر حضورم در انتخابات مفيد باشد درنگ نمي‌كنم .او دیروز در دیدار با اعضای ادوار انجمن اسلامی دانشگاه‌های امیرکبیر، شهیدبهشتی و آزاد اسلامی گفت: در حال حاضر رهبری انقلاب به عنوان عمود خیمه انقلاب، مسوولیت حفظ انقلاب را بر عهده دارند و باید برای حفظ نظام و انقلاب اسلامی، ایشان را یاری کنیم. هاشمی‌رفسنجانی این نکته را هم متذکر شد که اگر تصمیم به حضور در انتخابات بگیرد، برای خدمت و کمک به حل مشکلات خواهد بود نه اینکه نتیجه معکوس بدهد. وی بر همین اساس گفت: چنانچه احساس کنم این حضور خدای ناکرده مقاومت‌هایی را در پی خواهد داشت که مخل وحدت و موجب تشدید اختلافات در کشور بوده و موثر نخواهد بود، اقدام نخواهم کرد.


ماجرای آمدن، نیامدن هاشمی رفسنجانی تمام شد!

اگر به سخنان امروز علی یونسی وزیر اطلاعات دولت سید محمد خاتمی در وزارت کشور، استناد کنیم، باید بگوییم که ماجرای آمدن، نیامدن هاشمی رفسنجانی برای حضور در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به پایان رسیده است.
تابناک
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ – ۱۱:۴۶
اگر به سخنان علی یونسی وزیر اطلاعات دولت سید محمد خاتمی استناد کنیم، باید بگوییم که ماجرای آمدن، نیامدن هاشمی رفسنجانی برای حضور در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به پایان رسیده است.

به گزارش «تابناک»، حجت‌الاسلام علی یونسی، وزیر اسبق اطلاعات که امروز سه شنبه، حسن روحانی کاندیدای مورد حمایت هاشمی رفسنجانی در انتخابات یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را برای ‌نام‌نویسی در وزارت کشور همراهی می‌کرد، اظهار داشت: بنا بر‌ تماسی که شب گذشته وی با هاشمی رفسنجانی داشته، مشخص شده که وی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نخواهد کرد.

یونسی در این باره به خبرنگاران گفت که وی شب گذشته با هاشمی صحبت کرده است و او قطعا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمی‌کند.

به گفته وزیر اسبق اطلاعات، هاشمی رفسنجانی در انتخابات یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، از حسن روحانی حمایت خواهد کرد.

حاج آقا نمي‌آید/ مگر براي اينها کاري دارد راي‌ها را عوض کنند!
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۳۶

عفت مرعشي همسر آقای هاشمي در حاشيه نخستين جلسه رسيدگي به اتهامات مهدي هاشمي رفسنجاني گفت: انتخاباتي وجود ندارد، مگر براي اينها کاري دارد که راي‌ها را عوض کنند.
حاج آقا نمي‌آید/ مگر براي اينها کاري دارد راي‌ها را عوض کنند!
به گزارش جهان به نقل از باشگاه خبرنگاران؛ عفت مرعشي مادر مهدي هاشمي رفسنجاني که براي شرکت در اولين جلسه دادگاه پسرش به دادگاه آمده بود، در جمع برخي از خبرنگاران گفت: اتهامات وارده به خانواده هاشمي و مرعشي وارد نيست.

وي در مورد علت حضورش در دادگاه انقلاب اظهار داشت: بخاطر دادگاه مهدي هاشمي به اينجا آمده‌ام اما از آنجا که نمي‌دانستم آنها دادگاه را ترک کرده‌اند، اکنون دادگاه را ترک مي‌کنم و آنها زودتر رفته‌اند.

مرعشي ادامه داد: دادگاه را به وقت ديگري موکول کردند و از تاريخ بعدي برگزاري دادگاه اطلاعي ندارم.

عفت مرعشي با اشاره به حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني در عرصه انتخابات بيان کرد: حاج آقا مطمئنا وارد عرصه انتخابات نمي‌شود.

وي در پايان خاطرنشان کرد: انتخاباتي وجود ندارد، مگر براي اينها کاري دارد که راي‌ها را عوض کنند.

گفتنی است، خانم عفت مرعشی در روز 22 خرداد 88 هم مردم را دعوت کرد که اگر موسوی رای نیاورد به خیابان‌ها بریزند.

طبل‌هاي توخالي ! (يادداشت روز)
کیهان ـ شریعتمداری

شايد اين پيش‌بيني درست از آب در نيايد و شايد هم براي اين که درست از آب در نيايد، شخصيت‌هاي مورد اشاره در آن، تغيير وضعيت بدهند. ولي در هر دو صورت، مباني و دلايلي که اين پيش‌بيني را پيش کشيده و داشته‌هايي که به اين برداشت انجاميده از ضريب صحت بالايي برخوردار است… اين پيش‌بيني را در سه محور دنبال مي‌کنيم. بخوانيد؛
1- آقاي هاشمي رفسنجاني به اين علت که اطمينان دارد در صورت نامزدي براي رياست جمهوري يازدهم، صلاحيتش تأييد خواهد شد، نامزد نمي‌شود! چرا؟! براي آن که بعد از ثبت‌نام به عنوان کانديداي رياست جمهوري يازدهم، نوبت به انتخابات مي‌رسد و آقاي هاشمي نيز مانند ساير نامزدها بايد نامزدي خود را در ميدان انتخاب مردم قرار بدهد و اين همان ميداني است که جناب آقاي رفسنجاني از ورود به آن بيم دارد، زيرا برخلاف آنچه گروه‌هاي مأموريت يافته در ملاقات‌هاي پي‌درپي با ايشان ادعا مي‌کنند. آقاي هاشمي به خوبي مي‌داند که پايگاه مردمي قابل توجهي ندارد و از سالن وزن‌کشي نامزدهاي رياست جمهوري يازدهم، «سنگين وزن» بيرون نخواهد آمد. در اين حالت، از يکسو پوچ بودن ادعاهاي لاف‌گونه اصلاح‌طلبان و گزافه‌سرايي‌هاي اصحاب فتنه درباره پايگاه مردمي گسترده! آقاي هاشمي برملا خواهد شد که ضربه سنگين ديگري براي آنهاست و از سوي ديگر- با عرض پوزش- فرصت «بازي با مشت بسته»! را از جناب رفسنجاني سلب خواهد کرد. آقاي هاشمي علي‌رغم آن که وانمود مي‌کند براي درخواست‌هاي مکرر گروه‌ها- مأموريت يافته- ارزش و احترام قائل است، آنها را فسقلي‌تر از آن مي‌داند که با طناب پوسيده چند وبلاگ‌نويس و يا آدم‌هاي تازه به دوران رسيده وارد چاه شود.
توضيح آن که براساس شواهد و نشانه‌هاي موجود، آيت‌الله هاشمي ترجيح مي‌دهد ادعاي برخورداري از پايگاه مردمي گسترده را در هاله‌اي از ابهام براي خود حفظ کند و اين ادعا را براي ارزيابي صحت و سقم آن در هيچ ميداني به آزمون نگذارد، چرا که «ادعا» مادام که ميزان صحت و سقم آن برملا نشده باشد، مي‌تواند در عرصه سياست، نقش «شمشير داموکلس» را بازي کند و از آن براي تهديد و «امتيازگيري» استفاده شود. شرط و شروطي که اين روزها آيت‌الله هاشمي مطرح مي‌کند قبل از آن که براي نامزد شدن باشد، توجيهي توضيح‌نما ! براي نامزد نشدن است! به عنوان مثال اخيراً اعلام کرده‌اند در صورتي کانديداي رياست جمهوري يازدهم خواهند شد که رهبر معظم انقلاب با نامزدي ايشان موافقت فرمايند! اين در حالي است که آقاي رفسنجاني سال‌هاست که از نزديک با نظرات و ديدگاه‌هاي حضرت آقا آشنا هستند و بارها- از جمله در ديدار اخير و جداگانه برخي از نامزدها با ايشان- فرموده‌اند « نه مي‌گويم بياييد، نه مي‌گويم نياييد و نه تکليف مي‌کنم» و يا چند هفته قبل طي سخناني با صراحت اعلام کردند حتي نزديکترين افراد به ايشان نيز نمي‌دانند که رهبري به کدام نامزد رأي مي‌دهد.
2- آقاي خاتمي-برعکس آقاي هاشمي- از آنجا که اطمينان دارد در صورت نامزد شدن قطعاً رد صلاحيت خواهد شد، کانديدا نمي‌شود. چرا که ايشان در جريان فتنه آمريکايي- اسرائيلي 88 آشکارا نقش ستون پنجم دشمن را بازي کرده و دست به وطن‌فروشي زده است و مي‌داند که اينگونه خيانت‌ها و جنايات در هر نظام حکومتي چه مجازات سنگيني در پي دارد. به بيان ديگر آقاي خاتمي در قمار فتنه 88 تمامي سرمايه‌اي را که نظام اسلامي با گشاده‌دستي به وي داده بود، باخته است. خاتمي دو دوره رياست جمهوري با راي بالا را که مي‌توانست سابقه‌اي قابل احترام در کارنامه سياسي او باشد، به پاي جرج سوروس صهيونيست و سرويس‌هاي اطلاعاتي مثلث آمريکا و اسرائيل و انگليس ريخته و باخته است. همه تلاش و آرزوي خاتمي آن است از فرصتي که نظام اسلامي با سخاوتمندي و بنا به مصالحي به وي داده و مجازات او را به تاخير انداخته است، براي بازگشت به نظام استفاده کند. او در حالي که شرکت در انتخابات مجلس نهم را به صراحت- به اصطلاح- تحريم کرده بود، با برنامه‌‌ريزي قبلي در روستاي وادان دماوند به پاي صندوق راي رفت و با انتشار خبر راي دادن خود تلاش کرد به زبان حال- و نه قال- اعلام کند که از ادعاي ديکته شده تقلب در انتخابات پشيمان است و راهي- هرچند کوره‌راه- براي بازگشت به نظام را جستجو مي‌کند! به اظهارات و مواضع خاتمي و ساير سران و اصحاب فتنه 88 توجه کنيد. به شدت از يادآوري جنايت بزرگي که در آن فتنه آمريکايي- اسرائيلي مرتکب شده‌اند وحشت دارند.
خاتمي حاضر نيست با نامزد شدن در انتخابات پيش روي و دريافت مهر رد صلاحيت از يک نهاد قانوني جمهوري اسلامي ايران، براي هميشه آرزوي بازگشت به نظام را بر باد رفته بداند. براي خاتمي با سابقه‌اي که از وطن‌فروشي و ايفاي نقش ستون پنجم دشمن در کارنامه سياسي وي ثبت و ضبط شده است، رد صلاحيت از سوي نظام به منزله دريافت «مهر باطل شد»! است. توضيح آن که نامزدهاي ديگر به دلايلي نظير عدم احراز شرط «رجل‌‌سياسي» و ساير شروط مندرج در قانون اساسي رد صلاحيت مي‌شوند و اين رد صلاحيت نه فقط به مفهوم و معناي عدم پذيرش آنها در نظام نيست، بلکه برخي از آنها مي‌توانند در پست‌هاي حساسي نظير وزارت، نمايندگي مجلس و… نيز خدمت کنند اما، رد صلاحيت خاتمي با توجه به سابقه خيانت وي غير از «مهر باطل‌‌شد» و پرتاب به بيرون حلقه نظام، معنا و مفهوم ديگري ندارد و اين دقيقا همان کابوسي است که آقاي خاتمي با آن دست به گريبان است و او را به شدت از نامزدي پرهيز مي‌دهد. اين نکته نيز گفتني است که بازي آمدن و نيامدن خاتمي و ساير اصحاب فتنه فقط در حد و اندازه شگرد «حرکت از پله دوم» قابل ارزيابي است، آنها با ورود به اين بازي در پي آنند که گذشته خيانت‌آلود خود را در اذهان مردم به فراموشي بسپارند و اين توهم را پديد آورند که گويي مسئله اصلي، حضور يا عدم حضور آنها در انتخابات است و انگار نه انگار که اين ماجرا پله اولي نيز دارد و آن خيانت فراموش‌نشدني آنان است.
3- نامزد يا نامزدهاي مورد نظر دولت- حلقه انحرافي- برخلاف ادعاهاي دهن‌پرکن و مبالغ نجومي و کلاني که از کيسه بيت‌المال براي مطرح کردن خود هزينه مي‌کنند، ترديدي ندارند که به آخر خط رسيده‌اند و چند ماه ديگر بايد از قطاري که بي‌بليت سوار آن شده‌اند پياده شوند. افراد اين حلقه را مي‌توان بي‌هويت‌ترين گروه سياسي تلقي کرد، زيرا هيچ‌کدام آنها در قد و قواره‌اي نيستند که بدون دست‌اندازي به بيت‌المال و بهره‌گيري از کانون‌ قدرتي که به آن چسبيده‌اند، فرصت ادامه حيات سياسي داشته باشند و غير از آقاي احمدي‌نژاد- که نمي‌دانيم يا دقيقا نمي‌دانيم چرا- بعيد است هيچ رئيس جمهور و يا صاحب‌منصب ديگري حاضر باشد مانند آقاي احمدي‌نژاد سرنوشت سياسي و حيات اجتماعي خود را در پيوند با اينگونه افراد، دود کرده و به هوا بفرستد! به همين علت است که اين روزها شاهد تلاش حلقه انحرافي براي پيوستن آشکار به جريان فتنه هستيم. پيوندي که از مدت‌ها قبل قابل درک بود ولي امروزه به دليل شرايط ناشي از پايان عمر حلقه ياد‌شده، از پرده بيرون افتاده است.
روز شنبه 14 ارديبهشت‌ماه جاري، روزنامه دولتي خورشيد که تحت مديريت حلقه انحرافي اداره مي‌شود در يادداشتي به قلم مدير مسئول اين روزنامه نوشت؛
«چه بسا در صورت پافشاري اصولگرايان در تداوم اتهامات عليه حاميان احمدي‌نژاد، اين گروه که مي‌توان آنها را اصولگرايان اصلاح‌طلب دانست به طور کلي از طيف اصولگرايان دل کنده و در يک پيمان نانوشته به سيد محمد خاتمي نزديک شوند. اين فرضيه با مروري بر نقطه نظرات اصلاح‌طلبانه اسفنديار رحيم‌مشايي قوت گرفته است»!… و بعدازظهر يکشنبه همين هفته آقاي بهمن شريف‌زاده- ملبس به لباس روحانيت- که به نمايندگي از دولت در يک مناظره با حضور نمايندگان اصلاح‌طلبان، قاليباف و پورمحمدي در دانشگاه تهران شرکت کرده بود، خطاب به نماينده جبهه اصلاحات گفت؛ «من از اصلاح‌طلبان تعجب مي‌کنم که به شيوه و عملکرد احمدي‌نژاد دقت نکرده‌اند» و توضيح داد که «احمدي‌نژاد براي آنچه که شما مطالبه مي‌کرديد و مي‌خواهيد جهاد کرده است و مقابل تفکر غلط اصولگرايي(!) ايستاده است. مشايي هم به اين خاطر تکفير مي‌شود اما، باز هم شما به دنبال هاشمي هستيد»!
ملاحظه مي‌فرماييد که دولت- حلقه انحرافي- بعد از آنهمه ادعا، امروزه به وضوح احساس مي‌کند که به پايان عمر سياسي خود رسيده است و با اصرار بر «غلط بودن تفکر اصولگرايي» به دريوزگي نزد اصحاب فتنه آمريکايي- اسرائيلي 88 رفته است. عبرت‌انگيز نيست؟!
4- با توجه به سه نکته ياد شده درباره موقعيت و جايگاه سه جريان مورد اشاره، به آساني مي‌توان ديد که هيچيک از آنها در مقايسه با- به قول حضرت‌‌امام(ره)- اقيانوس خروشان ملت در حد و اندازه‌اي نيستند که آرزوهاي تاکنون بر باد رفته دشمنان بيروني اسلام و انقلاب را برآورده کنند و به قول حضرت آقا در بيانات اخيرشان در ديدار دست‌اندرکاران انتخابات با ايشان؛ دشمن راه به جايي نمي‌برد و انتخابات پيش روي پرشورتر از هميشه برگزار خواهد شد.
نگاهي به تبليغات پرحجم دشمنان بيروني و دنباله‌هاي داخلي آنها در آستانه انتخابات مجلس نهم، 22 بهمن پارسال و… بيندازيد. حالا نتيجه را با آنچه آنان در شيپورهاي فريب دميده و بر طبل‌هاي توخالي مي‌کوبيدند مقايسه کنيد. تفاوت از زمين تا آسمان است. نيست؟
حسين شريعتمداري

جزئیات نامه‌90 نماینده به هاشمی‌رفسنجانی

ما نه تنها مخالف حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری نیستیم، بلکه از وی درخواست داریم که در انتخابات شرکت و بار دیگر مردم را تجربه و پاسخ آنها را عملاً دریافت کنند.

عضو کمیسیون اصل 90 مجلس گفت: ما نه تنها مخالف حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری نیستیم، بلکه از وی درخواست داریم که در انتخابات شرکت و بار دیگر مردم را تجربه و پاسخ آنها را عملاً دریافت کنند.

روح‌الله حسینیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به نامه 90 نماینده به هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: آقای هاشمی در اظهارات اخیرا خود به دو مسئله فلسطین و ولایت فقیه اشاره داشت.

وی افزود: آقای هاشمی در سخنرانی اخیر خود اعلام کرد که مسئله فلسطین به ما ارتباطی ندارد و اعراب بروند و با اسرائیل بجنگند و ما با اسرائیل سر جنگ نداریم و در مورد مسئله ولایت نیز گفته است که فقط خداوند به 12 امام (ع) اجازه ولایت داده‌اند.

عضو کمیسیون اصل 90 مجلس با بیان اینکه در این راستا، تعدادی از نمایندگان درصدد پاسخ منطقی و مستدل به وی شدند، خاطرنشان کرد: تاکنون این نامه‌ به امضای 90 نماینده رسیده و در حال گسترش است و پاسخ آقای هاشمی بر مبنای نظریات حضرت امام (ره) داده است.

حسینیان با اشاره به متن نامه تهیه شده، تصریح کرد: در این نامه آمده است که جناب آقای هاشمی آزادی فلسطین یکی از آرمان‌های حضرت امام (ره) بوده است و ایشان تصریح کرده‌اند که باید اسرائیل از صحنه روزگار محو شود و تلاش کردند تا مسئله فلسطین را از مسئله عربی خارج و به یک مسئله اسلامی تبدیل کنند و واقعیت نیز همین بوده است.

به گفته وی در این نامه آمده: جناب آقای رفسنجانی وجود سازمان‌هایی مانند حزب‌الله، جهاد اسلامی و حماس بر مبنای مبارزات اسلامی به دلیل همین تیزهوشی و نظریه امام (ره) است که مسئله فلسطین را از مسئله عربی به اسلامی تبدیل کردند.

نماینده تهران با اشاره به سخنرانی هاشمی مبنی بر اینکه خداوند اجازه ولایت را تنها به 12 امام (ع) داده‌اند، بیان داشت: خدمت وی گفته‌ایم که مسئله ولایت نیز یکی دیگر از آرمان‌های حضرت امام (ره) بوده و ایشان فرموده‌اند که ولایت فقها، همان ولایت رسول‌الله است و ولایت فقها ولایت بزرگان و در امتداد ولایت فقیه است.

عضو کمیسیون اصل 90 مجلس اضافه کرد: تفریق قائل شدن بین ولایت ائمه و ولایت ولی‌فقیه یک امر شایسته نیست و تجربه تاریخ معاصر ایران نیز نشان داده است که هرگاه ملت از ولایت حمایت و در خط رهبری عمل کردند، همواره برای کشور پیروزی‌های زیادی از جمله جنبش تحریم تنباکو و نهضت مشروطه را به ارمغان آورده‌ است.

حسینیان با بیان اینکه مطالب سایت تابناک در مورد موضع نامه نمایندگان به هاشمی را به شدت تکذیب می‌کنم، گفت: این مسئله هیچ ارتباطی به حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست‌ جمهوری نداشته و ما نه تنها مخالف حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری نیستیم، بلکه از وی درخواست داریم که در انتخابات شرکت و بار دیگر مردم را تجربه و پاسخ آنها را عملاً دریافت کنند.

وضعيت شناسي اردوگاه اصلاح طلبان در انتخابات

بصيرت ـ سياسي
تأكيد بر ميانه روي و پرهيز از افراطي گري؛ مهم ترين تصميم اتخاذ شده تاكنون در محافل اين جريان، تلاش براي كنار گذاشتن تبعيت از خط مشي ضدانقلاب و سياست تحريم انتخابات و تصميم به حضور فعال در صحنه انتخابات رياست جمهوري و تلاش براي زمينه سازي در اين مسير است. لازمه اين بازگشت نيز حركت در مسير اعتدال و ميانه روي و پرهيز از افراطي گري است. اين جريان به خوبي مي داند كه …

اختصاصی بصیرت:پس از بررسي اهميت و ويژگي هاي دو انتخابات رياست جمهوري يازدهم و چهارمين دوره انتخابات شوراهاي شهر و روستا، مي توان وارد شناخت و بررسي جريان هاي سياسي فعال در انتخابات شد كه بحث آخرين وضعيت اردوگاه اصلاح طلبان را مورد بررسي قرار مي دهيم.

آتش فتنه در اردوگاه اصلاح طلبان

فتنه 88 آتشي بود كه در خرمن جريان چپ قديم و اصلاح طلب جديد افتاد و تمام سرمايه بيش از سه دهه فعاليت سياسي آن ها را تباه كرد. در اين ماجرا، اردوگاه اصلاح طلبان به چند دسته تقسيم شد.بخش عمده اي از منسوبان به جريان دوم خرداد در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در يك اشتباه راهبردي وارد بازي غلطي مبتني بر سناريوي كودتاي مخملين شدند كه در قالب كليد زدن فتنه و آشوب پس از انتخابات 22 خرداد 88، راه اندازي اردوكشي هاي خياباني و عدم تمكين به قانون تجلي يافت و تا جايي پيش رفت كه اين بخش از جريان سياسي دوم خرداد به دلايل ارتكاب جرايم سياسي سنگين، به زندان محكوم شدند و از فعاليت سياسي محروم گرديدند. بخش ديگري از اين جريان سياسي با شدت يافتن وخامت اوضاع اردوگاه فتنه گران، از كشور گريختند و با موضع گيري عليه انقلاب اسلامي و نظام اسلامي به طور رسمي به اردوگاه ضدانقلاب پيوستند.دسته سوم از منسوبان اردوگاه اصلاح طلبي نيز كساني بودند كه هرچند تمام عيار از جريان فتنه حمايت نكردند، اما با مواضع دوپهلوي خود نيز هيچ*گاه از آن ها برائت نجستند و بيشتر به نقد رفتار نظام اسلامي و در مجموع، تلويحاً به حمايت از فتنه گران پرداختند.تنها بخش معدودي بودند كه پيش از انتخابات، از نامزد جريان اصلاح طلب حمايت كردند، اما با كليد خوردن آشوب فتنه گران، خود را از صف حاميان فتنه كنار كشيدند و برائت جستند.با گذر زمان و شكست كامل فتنه در يوم الله 9 دي سال 88 و 22 بهمن 88، دسته اول و دوم به*طور كامل در مسير واگرايي و جدايي از نظام اسلامي گام نهادند. اما دسته سوم به تدريج تلاش كردند تا با زاويه گرفتن از افراطي هاي اردوگاه فتنه، مسيري را براي بازگشت به درون نظام بيابند و در اين مسير، برخي از اعضاي گروه اول نيز با آن ها همراه شدند. اختلاف و جدايي حاصل را مي توان در نحوه ورود اين دو گروه از اردوگاه فتنه به مسئله انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي با وضوح بيشتري مشاهده كرد.

در آستانه انتخابات اسفندماه 90، دسته اول و دوم با اعلام مواضع رسمي مشترك با ضدانقلاب خارج نشين، خط «تحريم فعال انتخابات» را برگزيدند و تلاش كردند با كاستن از مشاركت، نظام اسلامي را نامشروع جلوه دهند.اما انتخابات باشكوه 21 اسفندماه سال 90 آخرين اميدهاي ضدانقلاب و اردوگاه فتنه گران را نقش بر آب كرد، از اين رو دسته دوم از جريان اصلاح طلب خيلي زود فهميد كه بازي در جورچين ضدانقلاب و اتخاذ سياست «خط تحريم انتخابات» جز مرگ سياسي اين جريان ثمري ندارد، چرا كه نه ملت از اين الگوي سياسي رضايت دارند و پيروي مي كنند ـ كه حضور 65 درصدي ملت در انتخابات 12 اسفند شاهدي بر مخالفت با اين سياست هاي ضدانقلابي است ـ و نه نظام جمهوري اسلامي و جريان هاي سياسي اصولگرا آنقدر ناتوانند كه در صورت نبودن اصلاح طلبان، نتوانند فضاي انتخابات را رقابتي و داغ نگه دارند.

اصلاح طلبان ميانه رو عملگرا، پس از فوت فرصت انتخاباتي مجلس شوراي اسلامي و آشكار شدن شكست كامل «سياست تحريم»، تمام تلاش خود را براي حضور فعال در انتخابات رياست جمهوري آغاز كرده اند و امروز در تلاشند تا با تمام توان وارد ميدان رقابت سياسي شوند.

اولويت هاي جريان اصلاح طلب

اردوگاه اصلاح طلبان طي يك سال گذشته تلاش كرد ضمن به رسميت شمردن اختلافات و تشتت آراي موجود، به فعاليت هاي انتخاباتي خود ساماني دهد و در اين مسير، اولويت هايي را براي خود مشخص كرده است:

1- تلاش براي رسيدن به وحدت رويه و راهبرد مشخص انتخاباتي؛ اولين گام جريان اصلاح طلب، تلاش براي يافتن سازوكاري جهت ساماندهي امور انتخابات بود. با ايجاد آشفتگي و تفرق وسيع در اردوگاه اصلاح طلبان پس از فتنه 88، تصور بر اين است كه شايد آقاي خاتمي يا هاشمي بتواند بخشي از اين جمع از هم گسسته را گرد هم آورد. اين تلاش ها چندان هم ثمربخش نبود و چندگانگي ها همچنان ادامه دارد.

2- تأكيد بر ميانه روي و پرهيز از افراطي گري؛ مهم ترين تصميم اتخاذ شده تاكنون در محافل اين جريان، تلاش براي كنار گذاشتن تبعيت از خط مشي ضدانقلاب و سياست تحريم انتخابات و تصميم به حضور فعال در صحنه انتخابات رياست جمهوري و تلاش براي زمينه سازي در اين مسير است. لازمه اين بازگشت نيز حركت در مسير اعتدال و ميانه روي و پرهيز از افراطي گري است. اين جريان به خوبي مي داند كه بدون تأكيد بر اعتدال و ميانه روي و پرهيز از افراطي گري و افراطي ها، راهكاري براي بازگشت به درون نظام باقي نمانده است. معرفي چهره هاي ميانه رو جريان اصلاحات نيز تلاشي است براي آنكه اين حركت جديد با تابلوها و نمادهاي ميانه روي مشهور شود.

3- رسيدن به گزينه واحد و پرهيز از تكثر؛ يكي ديگر از الزاماتي كه به نظر مي رسد جريان اصلاحات مبتني بر اوضاع امروز خود اتخاذ خواهد كرد، پرهيز از تكثر و رسيدن به وحدت بر سر گزينه پيشنهادي و تلاش براي معرفي نامزدي واحد است، چرا كه اولاً تكثر نامزدها در ادوار گذشته تجربه خوبي نبوده و معمولاً با شكست همراه بوده است. ثانياً وضعيت متفرق و از هم گسيخته امروز اردوگاه اين ظرفيت را براي بازي با چند گزينه از جريان اصلاح طلب گرفته است و اين حقيقتي است كه محمدرضا خباز، عضو حزب اعتماد ملي، چنين به آن اشاره مي كند: «اشتباه استراتژيك اصلاح طلبان در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري؛ تعدد كانديداي اصلاح طلب يكي از اشتباهات ما در انتخابات بود كه آرا شكست و چند كاسه شد، لذا اين اشتباه ديگر نبايد تكرار شود.»اين تلاش نيز در نهايت چندان ثمربخش نبوده و حضور 4-5 گزينه در صحنه نشان از ناكامي اين سياست دارد. تحقق اين امر نيز منوط به حضور افرادي چون سيدمحمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني شده است.

4- تلاش براي يافتن گزينه اي مناسب؛ شايد يكي از مهم ترين دغدغه ها براي اين جريان، يافتن چهره اي است كه حداقل ويژگي هاي مدنظرشان را داشته باشد و در عين حال، مقبوليت نظام و مردم را نيز داشته باشد.در حال حاضر در ميان اسامي مطرح شده در اردوگاه اصلاح طلبي، در كنار نام هايي چون؛ هاشمي رفسنجاني و سيدمحمد خاتمي كه به طور رسمي ابراز تمايل براي حضور در انتخابات ندارند، حداقل هفت گزينه اعلام آمادگي رسمي كرده اند:

محمدرضا عارف، حسن روحاني، محمد شريعتمداري، مصطفي كواكبيان، اسحاق جهانگيري، محسن مهرعليزاده، اكبر اعلمي.

وضعيت هاي قابل پيش بيني به نظر مي رسد اعتقاد به حضور و مشاركت در انتخابات به ايده فراگير اصلاح طلبان بدل شده و ديدگاه تحريم و عدم مشاركت در انتخاباتي آتي در اقليت و انفعال قرار گرفته است، لذا اختلاف بر سر چگونگي ورود به صحنه و حمايت از يك نامزد است. بخش عمده اي از اصلاح طلبان در تلاشند تا به طور واحد و با نامزدي مشترك وارد صحنه انتخابات شوند.در اين شرايط به نظر مي رسد تنها راه باقي مانده براي اجماع اكثر اصلاح طلبان، حضور خاتمي يا هاشمي در انتخابات باشد. هر چند اغلب نامزدهاي اصلاح طلب اعلام كرده اند كه حاضرند به نفع اين دو كناره گيري كنند اما اين دو نيز براي حضور در صحنه انتخابات با موانع و ملاحظاتي روبه رو هستند.يكي از موانع پيش روي خاتمي، گسترش دامنه فتنه در سال هاي اخير است كه دامان وي را نيز گرفته است. به واقع يكي از نگراني هاي اصلي اصلاح طلبان از نامزدي خاتمي، مسئله تأييد صلاحيت وي است.

همين وضعيت براي هاشمي نيز وجود دارد و او براي حضور در صحنه با موانعي روبه رو است. از جمله آنكه تجربه سال 48 نشان داد كه وي از رأي مبهم و شكننده اي برخوردار است كه در فضاي رقابت دوقطبي شده به سادگي قابل شكست است. سن و سال بالا و سلامت جسمي مانع ديگري است كه به ابهامي براي سپردن امور اجرايي (كه ملازم آن، جواني و شادابي و چابكي است) به وي شده است.اين وضعيت موجب شده كه خاتمي و هاشمي تا اين زمان همچنان بر نيامدن و عدم حضور تأكيد ورزند، هر چند وادي سياست و تجربيات گذشته به ما مي آموزد كه چنين اظهاراتي اعتبار يقيني ندارند و شرايط و تصميمات سياسيون حتي تا آخرين لحظه مي تواند تغيير كند

این داستان ادامه دارد/ هاشمی: می آیم؛ نمی آیم
کاندیداها منتظر تصمیم نهایی «بابا اکبر»

با آمدن هاشمی رفسنجانی قطعا معادلات انتخابات و چینش کاندیداها دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد، بطوریکه اصلاح طلبان به گفته خودشان، بر سر او اجماع خواهند کرد
«گروه سیاسی صراط» ـ 17 اردیبهشت 92- محسن هاشمی رفسنجانی چندی پیش پیرامون کاندیداتوری پدرش در انتخابات ریاست جمهوری گفته بود: درباره اين موضوع شخص پدرم بايد تصميم بگيرد لذا در اينباره اظهارنظر نمي‌كنم.

فاطمه هاشمی رفسنجانی نیز در گفتگویی که با سالنامه شرق صورت داده بود درباره کاندیداتوری پدرش در انتخابات ریاست جمهوری اینگونه اظهار نظر کرده بود: خانواده موافق کانديدا شدن پدر در انتخابات رياست‌جمهوري نيست.

یاسر ، فرزند دیگر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در راستای تکمیل نظر خاندان هاشمی در پاسخ به این سئوال که گفته می‌شود آیت‌الله هاشمی قصد ورود به عرصه انتخابات را دارد و حتی اقلام تبلیغاتی را نیز آماده کرده است، گفت: این گفته دروغ محض است.

مهدی هاشمی که اولین جلسه دادگاهش چند روز پیش برگزار شد و فائزه دختر کوچک حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی که سابقه زندان رفتن را در کارنامه خود دارد هنوز هیچ اعلام نظری پیرامون حضور «بابا اکبر» خود در انتخابات نکرده اند .

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اینروزها ترجیح می دهد با طرح ایده نخ نما شده می آیم نمی آیم بیش از گذشته بر سر زبان ها مطرح شود .

چندی پیش خبری مبنی بر اعلام نظر هاشمی رفسنجانی برای کاندیداتوری پس از دیدار با مقام معظم رهبری منتشر شده بود که روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت این نقل قول را تکذیب کرد .

در در این میان بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری برای تعیین آرایش سیاسی صحنه انتخابات پیش رو بیش از گذشته منتظر اعلام نظر نهایی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی هستند .

کاندیداهای احتمالی اصلاح طلبان نظیر محمد شریعتمداری، محمدرضا عارف و مصطفی کواکبیان تاکنون چنین اجماعی را نپذیرفته اند. آنها اجماع و در نتیجه کنار کشیدن خودشان از صحنه انتخابات را منوط به آمدن سید محمد خاتمی به این عرصه می دانند و البته فرد دیگری هم هست که گویا در صورت آمدنش، اجماعی در اردوگاه اصلاح طلبان بر روی شکل می گیرد؛ اکبر هاشمی رفسنجانی.

صحبت درباره آمدن یا نیامدن هاشمی به عرصه انتخابات مساله ای است که مدتهاست در سطح اول خبرهای انتخاباتی مطرح می شود. ابتدا زیاد جدی نبود اما آنقدر تکرار شد که همه برایشان سوال پیش آمد که آیا هاشمی می آید یا خیر؟

خیلی ها در طول یک ماه گذشته راجع به این مساله صحبت کرده اند؛ از فرزندان شیخ اکبر و افراد نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته تا کسانی که شاید امروز هیچ ارتباط با وی نداشته باشند، همه و همه در این رابطه اظهار نظر کرده اند و تقریبا همه آنها هم در یک موضوع اشتراک نظر داشتند، اینکه هاشمی نمی آید.

برخی کاندیداهای احتمالی یا فعالان انتخاباتی نظیرمحمدرضا باهنر چنین مساله ای را در قالب تحلیل ها و ارزیابی های خود مطرح کردند و برخی دیگر نظیر علی یونسی و حسن روحانی نیز در قامت فردی مطلع تاکید داشتند که هاشمی به احتمال قوی کاندیدا نخواهد شد.

اما اصرارها هم بیشتر و بیشتر شد تا اینکه خبری انتشار یافت مبنی بر اینکه هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از قعالان سیاسی و رسانه ای اصلاح طلب گفته است که «نگفته ام کاندیدا نمی شوم».

چند روز بعد یاسر هاشمی که برای حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری تبلیغ می کند، قطعی بودن کاندیداتوری پدرش را به شدت تکذیب کرد اما در عین حال حضور وی در انتخابات را رد هم نکرد.

از سوی دیگر برخی خبرهای کمتر موثق هم شنیده شد مبنی بر اینکه هاشمی رفسنجانی از در پیش بودن خبرهایی خاص در روزهای آینده خبر داده و گفته است که در روزهای پایانی ثبت نام ها خبرهایی خوهد شد.

با محتمل تر شدن حضور اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری- یا لااقل با محتمل تر شدن این موضوع دراخبار برخی رسانه ها – ادبیات اظهارنظرها در این رابطه نیزکمی تغییر کرد و از «هاشمی نمی آید» به «هاشمی نیاید بهتر است» تبدیل شد.

غلامعلی حداد عادل در اظهار نظری که کمی هم بحث برانگیز شد، گفت «اگر من به سن و سال آقای هاشمی بودم قطعا کاندیدا نمی شدم».

کامران باقری لنکرانی کاندیدای مورد حمایت جبهه پایداری نیز که در سخنرانی هایش تقریبا از همه انتقاد می کند، برگشتن به مدیریت دوران سازندگی را نوعی پس رفت دانست. البته شاید بخشی از اشاره او به حسن روحانی بوده باشد که به استفاده از مسلک هاشمی در مدل مدیریتی خود متهم است.

از سوی دیگر محسن هاشمی دیگر فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی با اشاره به خبرهای منتشر شده درباره احتمال کاندیداتوری پدرش، چنین احتمالی را رد نکرده و گفته است که وی هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده است.

با آمدن هاشمی رفسنجانی قطعا معادلات انتخابات و چینش کاندیداها دستخوش تغییرات اساسی خواهد شد، بطوریکه اصلاح طلبان به گفته خودشان، بر سر او اجماع خواهند کرد و از سوی دیگر هم بخشی از اصولگرایان به سمت او متمایل خواهند شد و البته بخش عمده تری از آنها برای اجماع در برابر او بسیج خواهند شد.

تا پیش از مطرح شدن حرف و حدیث های جدید، کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی بسیار بعید به نظر می رسید و حتی امروز هم به گفته فعالان سیاسی، حضور مستقیم وی در انتخابات چندان محتمل نیست اما نباید فراموش کرد که در وادی سیاست در ایران، عمر تحلیل کوتاه است و هر لحظه امکان یک شگفتی وجود دارد.

کارت زرد به هاشمی در آستانه ورود به صحنه انتخابات
رئیس جمهور سابق کشورمان با این کار یک بازی باخت- باخت برای نظام و برد-برد برای خود تعریف کرده است…

ظاهرا باید پذیرفت که یکی از کاندیداهای اصلی این کارزار هاشمی رفسنجانی است. آیت الله شب گذشته در پاسخ به درخواست دانشجویانی که از وی خواسته اند تا برای نجات کشور و رفع محدودیت های سیاسیون اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود بیتی از یک شعر را قرائت کرده است که : «گفت پیغمبر که گر کوبی دری؛ عاقبت زآن در برون آید سری»
«عماریون»- تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۲ ظاهرا باید پذیرفت که یکی از کاندیداهای اصلی این کارزار هاشمی رفسنجانی است. آیت الله شب گذشته در پاسخ به درخواست دانشجویانی که از وی خواسته اند تا برای نجات کشور و رفع محدودیت های سیاسیون اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود بیتی از یک شعر را قرائت کرده است که : «گفت پیغمبر که گر کوبی دری؛ عاقبت زآن در برون آید سری»

ظاهراً کاندیدای ادوار ریاست جمهوری با قرائت این شعر خواسته است به حضار بگوید که اگر یکی دو جمع دیگر مثل شما حاضر شوند از من برای کاندیداتوری دعوت کنند دیگر رسما اعلام حضور خواهم کرد. تکرار همان اتفاقی که در سال 84 افتاد و هاشمی چند روز مانده به آغاز ثبت نام نیت خود را آشکار کرد.

اما نکته دیگر این سخنرانی که به دلیل آن می خواهیم اولین کارت زرد انتخابات را به آیت الله پیش از ورود به عرصه بدهیم، نوع موضع گیری وی درباره حضور در انتخابات و نسبت دادن آن به نظر رهبری است. هاشمی در نشست روز گذشته خود با بیان اینکه اگر بخواهد شرایطی بوجود بیاید که بین من و رهبری حالت نزاع و اختلاف بوجود بیاید همه ما ضرر خواهیم کرد گفته است: برای آمدن به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در حال ارزیابی شرایط هستم من بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهم شد چون اگر ایشان موافق نباشند نتیجه ای که به بار می آید معکوس خواهد بود.

اینکه یک سیاستمدار کهنه کار جمهوری اسلامی – که به صورت طبیعی مناسبات درونی و آداب و رسوم انتخاباتی در ایران را بهتر از هر فرد دیگری می داند- حضور یا عدم حضور خود را به «نظر رهبری» پیوند بدهد چه معنا و مفهومی خواهد داشت؟ پیام این جمله جز دو حالت نخواهد بود. اگر آیت الله در انتخابات شرکت کند این پیام به جامعه منتقل خواهد شد که وی با تایید و حمایت رهبری پا به عرصه گذاشته که این یعنی حمایت نظام از یک کاندیدای خاص و امری مذموم که خود وی سالها منتقد آن بوده است.

اگر هم در انتخابات شرکت نکند هم این پیام به جامعه و ناظران سیاسی منتقل خواهد شد که رهبر انقلاب علی رغم خواست بخشی از جامعه و شخص هاشمی با کاندیداتوری وی مخالفت کرده اند. در حالت اول شیوع این گمانه که رهبری حامی هاشمی است بر رای او خواهد افزود و اجماع را برای وی ساده تر خواهد کرد و در حالت دوم نوعی مظلومیت برای وی شکل خواهد گرفت.

رئیس جمهور سابق کشورمان با این کار یک بازی باخت- باخت برای نظام و برد-برد برای خود تعریف کرده است. همان روشی که هاشمی سالهاست به دلیل اتخاذ آن از سوی محمود احمدی نژاد،وی و دولتش را به نقد نواخته است.بنابراین با احترام به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باید گفت اولین کارت زرد انتخابات 92 را باید برای وی ثبت کرد.

حضور متفاوت روحانی
شرق : حضور حسن روحانی در وزارت کشور اما با دیگر نامزدها کاملا متفاوت بود؛ زمانی که او پا به سالن ثبت‌نام گذاشت، تمامی خبرنگاران وعکاسان برای استقبال آمده بودند و چهره‌های ناشناخته هم که برای ریاست‌جمهوری اقدام کرده‌اند از او استقبال کردند. حلقه شلوغ عکاسان و خبرنگاران تا آخرین دقایق حضور روحانی در وزارت کشور ادامه داشت و زمان سخنرانی روحانی، در سالن 600 نفره، بیش از نیمی از سالن پر بود؛ با این حال پرسش از روحانی درباره حضور هاشمی ادامه داشت. روحانی در این‌باره به خبرنگاران گفت: «چند روزصبر کنید، معلوم خواهد شد. » او درباره رفع حصر نامزدهای دور قبلی هم اعلام کرد: «زمانی که برای رفع حصر منتظری اقدام کردم، مسوولیت‌هایی داشتم اما رفع تنش را دنبال خواهم کرد.» ‌او در واکنش به سخنان وزیر اطلاعات با بیان اینکه کلمات تفرقه‌آور به مصلحت جامعه نیست، گفت: کسانی که تنها چندماه از مسوولیت آنها باقی مانده بهتر است، احتیاط بیشتری در کلمات داشته باشند. سیدرضا اکرمی که از همراهان روحانی بود، به «شرق» گفت: روحانی 16 سال دبیر شورای امنیت بود و 22 ماه امور هسته‌ای را مدیریت کرد. من از او حمایت می‌کنم چون مطمئن شدم آیت‌الله هاشمی و حجت‌الاسلام خاتمی کاندیدا نمی‌شوند. علی یونسی وزیر اطلاعات سابق هم که این روزها در ستاد روحانی فعالیت می‌کند با بیان اینکه «متاسفانه عده‌ای در تلاش هستند تا با تخریب نامزدهای انتخاباتی فضا را به سمتی ببرند که شفاف نیست.» به «شرق» گفت: «اظهاراتی که درباره برخی بزرگان می‌شود واقعا نابجاست. او افزود: ‌روحانی در رفع حصر آیت‌الله منتظری نقش داشت و حتما با انتخاب او فضا به نفع زندانیان تغییر خواهد کرد. او با بیان اینکه «شب گذشته با آیت‌الله هاشمی دیدار داشتم.» گفت: «تاکنون دیدارهای زیادی با هاشمی داشته‌ام و ایشان به من گفتند تشریف نمی‌آورند و نظر ایشان به آقای روحانی است.» زیرا روحانی شخصیتی مستقل است که هم با اصولگرایان و هم اصلاح‌طلبان کار کرده است و در حال حاضر با تعدادی از تکنوکرات‌های لایق در اصلاح‌طلبان و اصولگرایان، در ستاد انتخاباتی خود همکاری می‌کند و این همان چیزی است که ما نیاز داریم. او افزود: «‌رییس‌جمهور متعلق به همه مردم است پس باید دولت فراگیر داشته باشد.»


صبحانه انتخاباتی الف؛
واکنش آیت الله در فردای انتخابات/ شورای نگهبان این دوره قابل پیش بینی نیست
بخش داخلی الف، 18 اردیبهشت 92

تاریخ انتشار : چهارشنبه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۴۰
روز گذشته آغاز ثبت نام یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در کشور بود. حدود ۷۵ نفر متقاضی ریاست جمهوری ثبت نام کردند. اما این روزها مهمترین دغدغه کاندیداها عبور از خان شورای نگهبان است. از طرفی شورای نگهبان نیز این دوره لباس جدید بر تن قوانین و مقرارت خود کرده است و متفاوت از گذشته عمل می کند. برخی که پیش بینی نمی شود تائید صلاحیت و برخی دیگر ممکن است ردصلاحیت شوند.

اما این روزها بسیاری از توجهات جلب آمدن یا نیامدن آیت الله هاشمی است. آمدن آیت الله و احساس تکلیف وی ستودنی است اما باید دید آیت الله هاشمی و خاندانش در این دوره از انتخابات اگر شکست بخورند چه واکنشی خواهند داشت؟ علی باقری معاون شورای امنیت ملی روز گذشته ناگفته های هسته ای را در دانشگاه تهران به روی پرده برد. حسن روحانی بی شک از این سخنرانی آسیب خورده است. صبحانه امروز به این موضوعات پرداخته است.

فردای شکست آیت الله چه خبر است؟
روزگذشته محمد خاتمی در جمع برخی فعالان رسانه ای از آمدن آیت الله هاشمی خبر داد. همچنین مهدی هاشمی نیز در نمایشگاه کتاب روز گذشته در جمع خبرنگاران از آمدن پدر در روز پایانی ثبت نام ها گفت.آمدن آیت الله هاشمی را باید به فال نیک گرفت. به دهها دلیل حضور وی مایه مباهات و خیر و برکات است. اما بسیار مفید است که آیت الله قبل از عزم کردن جزم خود به یک سوال ساده پاسخ دهد. اگر آیت الله این دوره از انتخابات شکست بخورد، روز بعد از اعلام نتایج انتخابات چه واکنشی نشان خواهد داد؟

طی چند روز گذشته اغلب کاندیداها به این سوال جواب دادند. یکی گفته به کاندیدای پیروز تبریک می گویم. دیگری گفته به او گل می دهم. آن یکی از مردم تشکر می کند و دیگری نیز گفته خوشحال می شود که تکلیف بر گردن ندارد و آن دیگری از کرنش مقابل قانون گفته است. سوال این است که آیت الله چطور؟

حتماً آیت الله هاشمی به جامعه حق می دهد که چنین سوالی بپرسند . علت نیز خیلی روشن است.

اردیبهشت ۷۶ آیت الله در نماز جمعه تهران هشدار داد که ممکن است برخی در انتخابات آرای مردم را دستکاری کنند. همین حرف یک بمب خبری بود که رسانه های خارجی تا ماه ها روی آن کار می کردند. و البته این حرف همزمان بود با شایعه ای که می گفت بنویسید خاتمی و بخوانید ناطق.

گذشت تا انتخابات دوره نهم. آیت الله هاشمی در دور اول از احمدی نژاد و کروبی جلو افتاد. با این حال طی بیانیه ای دوبار از دخالت های سازمان یافته در انتخابات خبر داد.آیت الله در دور دوم در رقابت با احمدی نژاد مغلوب شد و این بار در بیانیه ای ضمن تاکید مجدد بر دخالت های سازمان یافته نوشت که شکایتم را به شورای نگهبان که نمی خواهند و یا نمی توانند کاری کنند، نمی برم. بلکه شکایت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح می‌کنم.

این نیز گذشت تا اینکه در انتخابات سال ۸۸ آن نامه معروف را نوشت و بعد هم همسر محترم ایشان پس از انداختن رای خود توصیه کرد که اگر موسوی رای نیاورد حتماً تقلب شده و مردم باید اعتراض کنند.با این سابقه سوال این است. شورای نگهبان که تغییر نکرده است. مجری هم که دولت احمدی نژاد است و بنابراین چیزی عوض نشده است. زمین بازی همان و داور نیز همان است. اما اگر ایشان شکست خورد فردای انتخابات چه واکنشی نشان می دهد؟ امیدواریم آیت الله سربلند شود.

شورای نگهبان اینبار غیر قابل پیش بینی
طی دو یا سه روز گذشته سخنگوی شورای نگهبان با برخی رسانه ها درباره نحوه احراز صلاحیت کاندیداها مصاحبه کرده است که نکات قابل توجه و تاملی دارد.این دوره از انتخابات شورای نگهبان وظیفه سخت تری دارد. چرا که در این دروه با تعداد بسیاری زیادی از نامزدهای انتخاباتی مواجه است که اکثریت این افراد، شهره و از افراد با سابقه و از درون انقلاب محسوب می شوند. رد صلاحیت آنها ممکن است باعث سوء تفاهات شود و لازم است که شورای نگهبان قواعد خود را قبل از اعمال نظر اعلام کند.

از طرفی بسیاری از کسانی که نامزد شدند تقریبا در یک طراز و هم وزن هستند. تائید صلاحیت برخی و ردصلاحیت برخی دیگر ممکن است باعث سوء ظن و القای بی عدالتی شود. از این جهت نیز لازم است شورای نگهبان آئین نامه اجرائی خود را پیشاپیش در معرض دید عموم قرار دهد.

اما چرا این دوره از انتخابات نمی شود تائید صلاحیت ها را پیش بینی کرد؟
به گفته کدخدائی در این دوره از انتخابات شورای نگهبان معیارهای عینی تر و ملموس تری را برای تشخیص رجل سیاسی در نظر گرفته است. یکی از این شاخص های جدید مربوط به کسانی است که بتوانند از عهده مباحث کلان سیاسی روز برآیند و تجزیه و تحلیل روشنی داشته باشند و مهمتر اینکه افراد و یا مقامات اجرایی آن‌ها را طرف مشورت قرار دهند.

از طرفی روز گذشته کدخدائی اعلام کرد که کسانی که سابقه اجرائی قابل قبولی نداشته باشند می توانند با ارائه برنامه، عدم سابقه را جبران کنند. به این ترتیب تا حد زیادی شاخص های مورد نظر شورای نگهبان تحلیلی و تشخیصی شده است. به این معنا که فهم و شناخت اعضای محترم شورای نگهبان از فعالان سیاسی است که احراز صلاحیت را مشخص می کند.

با این مقدمه ممکن است برخی افراد هم وزن از نگاه مردم، تائید صلاحیت و برخی دیگر احراز صلاحیت نشوند. به همین دلیل نمی توان پیش بینی کرد که شورای نگهبان چه افرادی را تائید و چه کسانی را رد صلاحیت می کند. باید دید اعضای محترم شورای نگهبان چه شناختی از کاندیداها دارند؟ و کدامیک از آنها را دارای تحلیل سیاسی بهتر و بالاتر و دقیقتر می دانند. روش های کدام کاندیدا را موثرتر می پندارند؟ و قس علی هذا

مگر حسن روحانی هم ترس دارد؟
روز گذشته علی باقری معاون شورای عالی امنیت ملی در جمع دانشجویان دانشگاه تهران به تشریح ده دور مذاکرات هسته ایی ایران با غرب پرداخت. موضع برنامه اگرچه بررسی ده دور مذاکرات بود اما بحث اصلی خواه یا ناخواه به بررسی عملکرد حسن روحانی در دوره ریاستش بر شورای امینت تبدیل شد.

رسانه ها نوشتند که علی باقری از ناگفته ها پرده برداشت. از پرتگاه سازش تا تردید در مقاومت، عنوان بررسی مدل رفتاری دولت اصلاحات و عملکرد حسن روحانی در ماجرای پرونده هسته ای ایران بوده است. البته علی باقری از دیپلمات های صاحب علم و دارای تجریه در مسیر مذاکرات است و اظهارات دیروز وی نیز به دلائل مختلف با ارزش و قابل اتکا برای ثبت در تاریخ است.

با این حال یک سوال مطرح است و آن اینکه چه اتفاقی طی چند روز گذشته افتاده است که معاون شورای امنیت ملی را به دانشگاه کشانده است تا از خیانت های دوران گذشته پرده بر دارد؟ تیم هسته ای ایران بارها مورد انتقاد رسانه ها بوده اند که چرا در جلسات عمومی و نشست های رسانه ای حاضر نمی شوند تا ابعاد پرونده هسته ای ایران را با جزئیات مطرح کنند. طی دو سال گذشته چرا مسئولین محترم پرونده هسته ای ایران در دانشگاه ها حاضر نشدند. اظهارات دیروز باقری بسیار آموزنده و عبرت انگیز و هشدار دهنده بود. اما سوال این است که چرا امروز؟

مسئولین محترم پرونده هسته ای ایران می دانند که با برگزاری این جلسه فوری و البته دیرهنگام در مظان این اتهام قرار گرفته اند که با هدف تحت الشعاع قرار دادن حضور حسن روحانی به تکاپو افتاده اند. کاری که مثلاً کیهان باید انجام دهد را نباید شورای امنیت بر عهده گیرد. یعنی آن قدر حضور حسن روحانی در انتخابات مایه نگرانی است که معاون شورای امنیت ملی خرق عادت کرده و خیل ناگفته ها را بر گرده ایام انتخابات نهاده است؟ و اگر غیر این است که انتخاب چنین زمانی به نظر بدسلیقگی سیاسی است.

نوشته شده در سیاسی. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s