تاتو و توصیه جسیکا

jesicaروشنگری.از دخالت آژان و مامور دولت در زندگی خصوصی تان و این همه حق ملاخور شده، دلتان گرفته و میخواهید بروید تاتو بزنید تا ثابت کنید دست ملا هرقدر هم دراز باشد، به همه جا نمیرسد؟ یا اصلا تاتو را دوست دارید و فکر میکنید قشنگ است، یا چون مدشده، میخواهید بدنتان را به سوزن تاتو کار بسپارید؟


تاتو و توصیه جسیکا

منبع : http://www.roshangari.net/1392/02/18/%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B5%D9%8A%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D9%8A%DA%A9%D8%A7/

در هرحال کمی دست نگاه دارید و اول مقاله جسیکا کالان,عکس روبرو, را بخوانید. او میگوید ۵۰ در صد کلیه کسانی که تاتو زده اند، پشیمان شده اند. ما نمیدانیم این آمار را از کجا آورده، ولی او که خودش از جمله پشیمان هاست، یک توصیه خوب دارد: اول فکر کنید. خوب فکر کنید، حتی فکر ۵۰ سال بعد را هم بکنید.

ضمنا اگر به تاتو هم علاقمند نیستید و اصلا فکرش را نکرده اید، این مقاله را بخوانید. داستان جسیکا یک نکته دیگر هم دارد که خودش فکرش را نکرده بود تعریف کند، ولی زن ایرانی فورا متوجه آن میشود: در دور و بر جسیکا نه فقط از آژان و مامور نجابت خبری نیست، بلکه به نظر میرسد آن نوع پدر و برادر و شوهر و دوست پسر و ده نوع ,آقا بالاسر ,دیگر هم که خودشان را مالک پیکر ,ناموس, خود بدانند کمیاب است. این نکته را در رفتار اطرافیان جسیکا میتوان دید. این یک حسن دیگر هم دارد: نتیجه گیری های جسیکا ,عکس العملی, نیست، محصول فکر مستقل خودش است. آدم وقتی از دست ,متولیان, خودگمارده راحت باشد بهتر میتواند فکر کند.
یاداشت جسیکا کالان کمی کوتاه و آزاد ترجمه شده است.
***

بازار تاتو خیلی داغ است. با ورود مشاهیر به این بازار و ارزشی که آنها بااین نوع ,تیپ زدن, به تاتو داده اند، دیگر خالکوبی مختص جنایتکاران و ماهیگیرهای پیر دم دریا نیست. اما این ,هنر پیکری, غیرقابل برگشت یک مشکل دارد. مشکلی بزرگ که بزرگی اش به اندازه تاتوی شما بستگی دارد.اگر تغییر عقیده بدهید، مثلا دیگر آن آدمی را که اسمش را روی بدنتان خالکوبی کرده اید دوست نداشته باشید، یا برای مثال از دلبستگی به تبتی ها پشیمان شوید، یکدفعه به نظرتان می آید چه تاتوی مسخره ای.

,پشیمانی تاتو, از عوارض جانبی این هنر است که ۵۰ درصد کسانی که سوزن تاتو را به جان خریده اند، گرفتار آن میشوند. آلن جنکیز یک کارگر فولاد اخیرا فاش کرد ۲۰ ساعت سوزن کاری خالکوب محل را تحمل و ۸۷۰ پوند خرج کرده بود تا عکس صورت دوست دخترش برای همیشه روی پشتش باقی بماند، اما خیلی نگذاشت که لیزا کروک اورا ترک کرد و با همکار او دوست شد. علیرغم دردی که سوزن ها وتحقیر ناشی از جفای معشوق برجای گذاشت، آلن حاضر نشد تصویر را به کمک لیزر از پشت خود بردارد:,این باید همیشه آنجا بماند، حتی اگر با دختر دیگری آشنا شوم. اگر به تور یک نفر دیگر گرفتار بشوم، جا روی سینه ام هست., آلن هیچ درسی از کار خودش نگرفت؟

اما من بعد از دو بارتاتو، که حالا ازهردو بیزارم، تا آنجا که برایم خجالت آور شده اند، درس خودم را گرفتم. سیزده سال پیش اولین سال دانشکده، هوس تاتو به کله ام زد. ولی برخلاف دوست های دخترم که بیشتر تاتوهای زنانه مثلا گل یا حیوان یا رنگین کمان و امثال آن را روی بدن خودشان نقش میکردند، من میخواستم متفاوت باشم. به همین خاطر یک عنکبوت را انتخاب کردم. تا امروز اصلا نمی دانم چطور به این انتخاب رسیدم. حتی نمی توانم بفهمم چرا به نظرم ایده خوبی آمد. خیلی به آن فکر نکردم. یک هفته بعد تنهایی رفتم به مغازه تاتو در زیر زمین بازار کینزینگتون. شلوار جین ام را پائین آوردم، روی میز دمرو خوابیدم و به تاتوئیست گفتم هنرش را روی بدن من به کار بگیرد.

کار ۲۰ دقیقه ای تمام شد. صدای وزوز سوزن که عین مته دندانپزشک بود، بدتر از هردردی بود. مثل این بود که یکی پشت سرهم با ناخنش روی پوستت را خراش بدهد. والبته چون جای تاتو روی گوشتی ترین قسمت بدنم بود، به اندازه کافی چربی محافظ وجود داشت که عمل درد نداشته باشد.

سعی کردم تاتو را به مادر وحشت زده ام نشان بدهم، ولی او حاضر نشد حتی به آن نگاه کند. پدرم آنرا قابل قبول دید، ولی گفت:, تو باید به من می گفتی میخواهی این کار را بکنی. من حلقه مهر خانوادگی را به تو قرض میدادم تا به جای این اقلا نشان خانوادگی را روی بدنت داشته باشی.,

بگذریم از این که انتظار این واکنش را از پدرم نداشتم، اما به نظرم رسید ایده خوبی بود. نشان خانوادگی ما یک گریفیتی است (موجود میتولوژیک که نیمی از بدنش شیر و نیمه دیگر عقاب است.) این هم خیلی دخترانه نبود، ولی از عنکبوت من بیشتر معنا داشت.

اینطور بود که ,پشیمانی از تاتو,ی من شروع شد. چرا خوب رویش فکر نکردم؟ خوشبختانه در جایی قرار داشت که هرروز مجبور نبودم نتیجه اشتباهم را ببینم. جای آن در پائین قسمت راست بدنم بود، بنابراین وقتی بیکینی می پوشیدم، دیده میشد. ۱۱ سال تمام تحمل کردم که هر وقت شنا میکردم دوستان به شوخی میخواستند عنکبوت را بگیرند. فکر پاک کردن آن به سرم زده بود، ولی چون میدانستم تاتو یک چیز دایمی است، این را مجازات خودم میدانستم که خلق الساعه عمل کرده بودم. بیشتر وقت ها فراموش میکردم که آن تاتو وجود دارد.

ولی در ژانویه ۲۰۰۶ وقتی به نیوزیلند رفته بودم تصمیم گرفتم عنکبوت را با یک چیز دیگر بپوشانم. این دفعه میدانستم چه میخواهم. تصویر را از نت در آوردم، یک مغازه تاتو پیداکردم و برای روز بعد، برای یک جلسه با هزینه ۸۰ پوند، وقت روزرو کردم. تاتوئیست تغییرمورد نظر را روی عکس پیاده کرد و به من نشان داد. خیلی بزرگ بود. گفت: , برای اینکه همه این ریزه کاری های سحرانگیز روی بال ها را حفظ کنیم باید این اندازه ای باشد.,

گفتم ولی این که به اندازه کف دست من است. بیشتر باسن مرا می پوشاند. شانه اش را بالا انداخت و گفت باید به همین بزرگی باشد. من هم قبول کردم. این دفعه درد بیشتری داشت و بیشتر از یک ساعت طول کشید. مثل این بود که تاتوئیست داشت روی بدن من تیغ می کشید. وقتی کارش تمام شد، عکسی برای کتابش گرفت. بعد مرا جلوی یک آینه تمام قد برد که هنر دستش را به من نشان بدهد. عالی بود، ریزه کاری ها و مقدار زیادی سایه، ولی خیلی بزرگ تر از آنکه من انتظار داشتم. علیرم اینکه خواهش کرده بودم تا آنجا که میتواند آن را ظریف از کار در بیاورد. با وحشت دیدم تاتو مثل یکی از شخصیت های هری پاتر است.

ولی این بار که به لندن برگشتم، خودم را متقاعد کردم تاتوی جدیدم را دوست داشته باشم. حسب الوظیفه تاتو را به پدرم نشان دادم. او گفت:, خوب این خیلی جالب است جسیکا، ولی این گریفین که غلط است.,
پرسیدم: , منظورت چیه؟,
گفت:, چرااز من نپرسیدی که عکس حلقه خانوادگی را برایت بفرستم؟ همه گریفین ها مثل هم نیستند. ارزش آن ها به اصالت شان است. اوه عزیزم.. واقعا خراب کردی، نه؟ بگذار به برادرت زنگ بزنیم و برایش تعریف کنیم, و شروع کرد به خندیدن.

پشیمانی از تاتو متاسفانه خیلی معمول است. ولی شاید به زودی مساله حل شود. پزشکان در بوستن نوعی جوهر برای تاتوی دایم پیدا کرده اند که میتوان آنرا بطور کامل و برای همیشه پاک کرد. کار آن ها محصول فن آوری microencapsulation است که هم اکنون در داروسازی و تولید نمونه های عطر مورد استفاده قرار میگیرد. در این روش از پلی مرها و رنگ هایی استفاده میشود که در صورت پشیمانی میتوان با لیزر پلی مرها را سوزاند و رنگ را از بین برد.

ولی من که فعلا اسیر یک تاتو هستم که مرا به آگهی متحرک تبلیغاتی برای ,میدلاند بانک, شبیه کرده است. در باره برداشتن آن با لیزر فکر کرده ام، ولی به خاطر بزرگی تاتوی من، احتیاج به حداقل ده جلسه هست و خیلی گران تمام میشود، تازه میتواند پوستم راخراب کرده و زخم و تاول برجا بگذارد. بعلاوه تضمینی نیست که اثر بخش باشد. بنابراین به این ریسک دست نمی زنم.

فعلا، یک تاتوی بزرگتر برایم مانده است که دوستش ندارم. دوست پسرم تفریح میکند که به من بگوید چقدر نوه های ما از اینکه مادر بزرگ شان یک تاتوی وحشتناک روی کپل چین و چروک دارش دارد، ناراحت میشوند. ولی فکر کنم بدتر از این هم میتوانست باشد، مثلا میتوانست به جای تاتوی کنونی، تصویر یک دوست پسر قبلی برای همیشه آنجا بماند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s