مردان خاکستری بیت رهبری

khamenaie-baytمردان خاکستری بیت رهبری
نوشته شده در گفتنی ها : ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲

نگاهی مفصل به اطرافیان سید علی خامنه ای در بیت رهبری

با توجه به وضعیت کنونی اینترنت در کشور و از آنجا که این مقاله نیز طولانی است خوانندگان عزیز داخل کشور میتوانند پی دی اف آنرا از اینجا دانلود نمایند .

تا پیش از اینکه سید علی خامنه ای  به یکباره از حجت السلامی که ریاست جمهوری ایران را بر عهده داشت و یکی از منتقدین و مخالفان تئوری «ولایت فقیه » بود بدل شود به رهبر جمهوری اسلامی همه آنچه که به رهبری جمهوری اسلامی وامامت  انقلاب اسلامی  مربوط می شد از «حسینیه جماران» فرماندهی می شد چرا که رهبر در جمهوری اسلامی، فرمانده کل قوا نیز می باشد  اما آیت الله خمینی با آنکه محبوب ترین و پرنفوذ ترین  چهره جمهوری اسلامی و عملا تنها رهبر مشروع انقلاب اسلامی نیز بوده در مدت زمان رهبری خود الا چند مورد خاص در فرماندهی نهادهای نظامی دخالت نمی‌کرد و در امور قوای سه گانه نیز بطور مستقیم دخالتی نداشته و اگر نظری هم در آن امر داشت بیشتر ازطریق سخنرانی های عمومی و یا جلسه با رئیس آن قوه ، مورد نظر خود را در میان می گذاشت و از همین رو بود که بطور مشخص و یا ارگانیک هیچ دفتری و یا نهادی نداشت الا همان حسینیه جماران که شامل دو بخش بود : نخست «بیت امام»  و سپس «دفتر امام » .

آیه الله خمینی اولین کسی نبود که در ایران برای خود بیت راه انداخت ! لفظ «بیت» در فقه شیعه ازآنجا که همواره مراجع تقلید در منزل خود به امور مذهبی خود می پردازند و تشکیلات خاصی نداشتند به معنای دفتر مراجع تقلید برای دریافت وجوهات و همچنین رسیدگی به امور شرعی مقلدان به کار برده می‌شود همچنان که بسیاری از مراجع تقلید در ایران حتی پیش از انقلاب اسلامی نیز در تهران و یا قم  همچون آیات عظام علامه نوری، شریعتمداری ، بروجردی و … دارای بیت بودند و از آنجا که  آیت الله خمینی نیز  مرجع تقلید بود، «بیت امام خمینی» در جماران و قم با تعداد اعضایی اندک تشکیل  گردیده بود که عمدتا به پرسش‌های شرعی مقلدان وی پاسخ می‌دادند و یا وجوهات شرعی را دریافت می‌کردند این افراد که عمدتا از بستگان و نزدیکان وی بودند و قبل از هرچیز دارای سبقه مذهبی و  حوزوی  بودند  نه تنها خود هیچگونه فعالیت سیاسی نداشتند بلکه تا به امروز نشانه و گفتاری مبنی بر اینکه از جایگاه خود برای نفوذ بر آیت الله خمینی و یا در شئون دیگری استفاده کنند دیده نشده .

اما در کنار بیت امام که شرحش رفت ، آیه الله خمینی در همان حسینیه جماران به امور رهبری خود نیز رسیدگی می کرد و دستیار یا منشی سیاسی و یا هماهنگ کننده این امر ، فرزندش احمد خمینی بود که رابط رهبر جمهوری اسلامی و مقامات دیگر کشور بود که بطور مصطلح به آن «دفتر امام» گفته می شد .

www.goftaniha.org (6)

در «دفتر امام » به غیر از احمد خمینی و آیت الله پسندیده (برادر بزرگتر روح الله خمینی) و تعداد اندک دیگری از روحانیون هیچ چهره سیاسی و یا نظامی و امنیتی دیگری نبود . شاید تنها نظامیانی که در حسینیه جماران و دفتر امام حضور داشتند تعدادی از اعضای سپاه پاسداران بودند که تنها وظیفه شان در قالب «سپاه جماران» حفاظت از آیت الله خمینی و دیگر اشخاص این مجموعه بود .

آیت الله خمینی به غیر از این افراد اندکی که در دفتر خود داشت البته نمایندگانی نیز در استانها و شهرستانها داشت که آن نمایندگان بیشتر ائمه جمعه و جماعات در آن خطه بودند و در کنار برگزاری نمازهای جمعه و جماعات آنان نیز مسئول جمع آوری وجوهات و شرعیات بودند و نمایندگی آنان بیشتر از این امور بود ، اما در سپاه پاسداران و چند نهاد و ارگان دیگر که همگی مولود انقلاب اسلامی بودند همچون سپاه پاسدارن ، بنیاد شهید انقلاب اسلامی و یا کمیته های امداد امام خمینی نیز نمایندگانی داشت که آنان نیز بیشتر در صدد بودند تا با نمایندگی خود در آن نهادها بر آن نهادهای تازه تاسیس شانیت بخشیده .

با فوت آیه الله خمینی و آغاز رهبری سید علی خامنه ای که تا پیش از این ریاست جمهوری کشور را بر عهده داشت موضوع استقرار رهبر جدید نیز مطرح می گردد .

سید علی خامنه ای تا قبل از رهبری از آنجا که نه مرجع تقلید بود و نه مجتهد لذا هیچ مکانی را به عنوان «بیت » آنچنان که شرحش رفت را نداشت و تا قبل از ریاست جمهوری نیز در خانه شخصی خود در خیابان مجاهدین اسلام  تهران سکونت داشت و پس از ریاست جمهوری نیز به خانه های سازمانی مجاور نهاد ریاست جمهوری در خیابان آذربایجان تهران نقل مکان کرده بود .

پس از رهبری ایشان چند نقطه برای استقرار رهبر جدید مطرح گردیده بود : اولین گزینه همان حسینیه جماران بود و دومی مجموعه ایی که به عنوان مصلای تهران در دست ساخت بود و گزینه دیگر نیز ساختمان و مجموعه ایی عظیم بود که در اتوبان رسالت تهران در آن زمان فرماندهی کل کمیته های انقلاب اسلامی قرار داشت .

حسینیه جماران با مخالفت بازماندگان آیت الله خمینی منتفی گردید و دو مورد دیگر نیز هر کدام به دلایلی منتفی گردید ، این بررسی ها در حالی بود که خامنه ای در مجموعه نهاد ریاست جمهوری و فضای سبز در کنار آن در همان روزها مشغول دیدار با شخصیتهای نظام و گروههای مردم بود .

www.goftaniha.org (1)

خامنه ای به غیر از اعضا و کارکنان نهاد ریاست جمهوری در آن زمان کادر خاصی برای خود نداشت الا مجموعه کوچکی که در کنار همان نهاد ریاست جمهوری و آن  ستاد نماز جمعه تهران بود، لذا از اولین کسانی که برای اداره رهبری خود استفاده کرد تعدادی از همان اعضاء ستاد نماز جمعه تهران همچون ؛ عبدالحسین معزی و مهدی رفیعا و… را در کنار خود گرد آورد .

غلاحسین محمدی گلپایگانی

غلاحسین محمدی گلپایگانی

پس از آن بود که خامنه ای «غلامحسین محمدی گلپایگانی»  را به عنوان رئیس دفتر خود برگزیده ، انتخاب گلپایگانی از آن جهت بود که وی چهره ای میانه رو بود و کمتر وابستگی سیاسی به جناحهای آن زمان داشت و بیشتر مناصبش در ارتش و سازمانهای عقیدتی سیاسی ارتش بود و حساسیت کمتری در اطرافش بود ، گلپایگانی در بخش عقیدتی سیاسی ارتش با علی خامنه‌ای هنگامی آشنا شده بود که او  نماینده آیت‌الله خمینی در شورای عالی دفاع بود و بارها در هنگام جنگ ایران و عراق با هم به جبهه ها و یگانهای ارتش برای سرکشی و دیدار رفته بودند و همکاری خوبی با هم داشتند .

اما از دیگر افرادی که در همان روزهای ابتدایی در کنار خود آورد اصغر(صادق) میرحجازی بود،وی که در سالهای پیش از انقلاب طلبه جوانی بود در مشهد که هیچ گونه فعالیت سیاسی نداشت و از همین رو ساواک حساسیتی بروی وی نداشت و همین دلیلی بود تا بیش از یکسال محمد ری شهری که در مشهد از دست ساواک متواری بود و همچنین مدتی سید علی خامنه ای بتوانند به راحتی درمنزلش مخفی گردند .

 اصغر(صادق) میرحجازی

اصغر(صادق) میرحجازی

همین اعتماد و دوستی باعث شده بود که در سال ۱۳۶۳وقتی که ری شهری وزارت تازه تاسیس اطلاعات را بنا نهاد وی را به عنوان یکی از معاونان خود منصوب نماید و پنج سال بعد نیز خامنه ای او را به مجموعه تازه تاسیس خود بیاورد .

میرحجازی از همان ابتدای ورودش به حلقه تازه تاسیس خامنه ای مسئول هماهنگ کننده قوا و نهادهای نظامی و امنیتی با رهبری بود و گرچه تا سالها عکس و خبری از وی در رسانه ها نبود اما همگان نظر وی و حرف وی را عین نظر و حرف رهبری می دانستند .

اما خامنه ای به غیر از این فرد پشت پرده احتیاج به چند چهره عیان نیز داشت و همین امر موجب شد که یکی از مسئولین دفتر خود در دوران ریاست جمهوری اش را نیز به مجموعه جدید خود فرابخواند تا مسئولیت «ارتباط مردمی» را به او واگذار نماید ، سید ابراهیم (علی) مقدم که در دوران ریاست جمهوری وی نیز چنین مسئولیتی را داشت از ابتدا تا به امروز در این سمت می باشد و جوابگویی به نامه ها و تماسهای مردمی توسط وی انجام می گیرد .

علی مقدم (نفر اول از سمت راست) در کنار دو پسر محمود احمدی‌نژاد

علی مقدم (نفر اول از سمت راست) در کنار دو پسر محمود احمدی‌نژاد

اما حجت الاسلام عبدالحسین معزی شاید یکی از معدود روحانیونی بود که با سبقه سیاسی مشخص و شناسنامه دار بود که وارد حلقه دفتر رهبری گردید ، معزی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران بوده و می باشد  و تا قبل از ورودش به این مجموعه خود و تشکل متبوعش زاویه  و اختلافات بسیاری با خامنه ای داشتند ، بسیاری ورود معزی به این مجموعه را به اشاره و سفارش هاشمی رفسنجانی می دانند ، معزی به محض ورودش به دفتر رهبری مسئولیت هماهنگ نمودن تشکلهای سیاسی در هر دو جناح چپ و راست سنتی کشور با رهبر تازه انتخاب گردیده را برعهده گرفت و به نحوی در صدد گرفتن رای اعتماد از هر دو جناح کشور در آن زمان برای خامنه ای بود،معزی علیرغم آنکه همچنان در رسانه ها عضو دفتر رهبری خوانده می شود اما پس از یک دهه فعالیت در مجموعه رهبری دچار اختلاف با بسیاری ازچهره های تازه وارد به دفتر رهبری گردید تا اینکه چاره را در آن دید تا دوستانه به حاشیه برود و این شد که با عنوان «ریاست مرکز اسلامی انگلستان» از مرکز دور گردید .

عبدالحسین معزی

عبدالحسین معزی

شاید ورود معزی به این حلقه و شاید هم ارتباط خویشاوندی برادر خامنه ای ، سید محمد با مهدی رفیعا که در عین حال برادر همسر معزی بود باعث شد تا وی نیز از جمله اولینهایی باشد که به دفتر رهبری وارد شود و مسئولیت «دفتر فرهنگی » را بر عهده گیرد ، سمتی که تا به امروز پابرجاست .

اما خامنه ای تا سال ۱۳۶۹هنوز «دفتر رهبری» داشت تا اینکه رفته رفته بحث مرجعیت وی مطرح گردید پس از آنکه برای اولین بار در پوسترهایی که به مناسبت ورود آزادگان به ایران منتشر شده بود و « بیعت آزادگان دربیت رهبری» عنوان شده بود آرام آرام لفظ «بیت رهبری» در حال جا انداخته شدن بود .

اما معزی تنها فردی نبود که هاشمی به دفتر تازه تاسیس رهبری فرستاد برای درک واقعی آن روزها باید گوشه هایی از کتاب «کارنامه خاطرات؛ بازسازی و سازندگی» هاشمی رفسنجانی را مرور کرد که به سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ مربوط است شاید مهمترین بخش این کتاب آنجایی باشد که هاشمی به روزهای ابتدایی رهبری خامنه ای اشاره می کند ، به عنوان مثال وقایع روز چهاردهم خرداد که در صبح آن روز علی خامنه ای به عنوان رئیس جمهور وارد مجلس خبرگان رهبری می شود  و عصر همان روز به کمک آقای هاشمی رفسنجانی٬ به عنوان دومین رهبر جمهوری اسلامی از مجلس پا به بیرون می گذارد :

«به دفتر آمدم … بعضی از رادیکال ها مخالفت دارند. آیت الله خامنه ای آمدند برای شیوه انجام وظایف رهبری با هم صحبت کردیم قرار شد احکام انتصابات امام را ایشان تایید کنند و قرار شد به صداوسیما هم بگویم بهای لازم را به موضوع بدهند. تصمیمات مهمی با هم گرفتیم…»

www.goftaniha.org (2)

هاشمی رفسنجانی پس از انتخاب خامنه ای به رهبری همچون استادی دلسوز شاگرد خود را رها نمی کند و حتی بر بیانیه های خامنه ای هم نظارت داشته و گاه تذکراتی به رهبر جدید می داده است : «ظهر بیانیه آیت الله خامنه ای را مطالعه کردم. برای مشورت فرستاده بودند. خوب است. چند تذکر دادم. اولین بیانیه پس از انتخاب به رهبری است.»

او حتی سه روز پس از انتخاب خامنه ای به علی اکبر ناطق نوری و حسن روحانی که «پیشنهادهایی برای دفتر رهبری داشتند» گفته بود که : «ایشان آمادگی دارد دفتری تنظیم کند که متکی به جریان خاصی نباشد و حالت جامعیت داشته باشد.» اما عمده ترین نگرانی هاشمی رفسنجانی از بابت مخالفان آقای خامنه ای در حوزه ها و بین مراجع بوده و آنطوری که در کتاب خاطراتش می گوید  تلاش کرده تا هم از استاد سال های دورش آیت الله منتظری و هم از آیت الله محمدرضا گلپایگانی مرجع تقلید وقت و اولین نامزد مطرح شده برای جانشینی آیت الله خمینی، برای رهبر تازه تاییدیه بگیرد.

همین نگرانی هاشمی بود که وی را برآن داشت تا فرد دیگری را نیز به خامنه ای معرفی نماید تا در دفتر تازه تاسیس خود وارد نماید :«احمد مروی» ، مروی که از پیش از انقلاب در مشهدباخامنه ای آشنا بوده و به جلسات قرآن آقای خامنه‌ای در مسجد کرامت می رفته و دوستی دیرینه ای با وی داشته دو ماه پس ازتشکیل دفتر رهبری وارد آنجا می شود وظیفه اصلی وی آن بود که در میان حوزه های علمیه کشور و همچنین  در بین مراجع مخالفان رهبری را شناسایی نماید و آنها را مجاب و قانع و یا سرکوب نماید  و این تلاشی است که از همان روزها تا بحال ادامه داشته است !

احمد مروی

احمد مروی

به عنوان مثال در سفر خامنه‌ای به قم که بعد از انتخابات خونین ریاست جمهوری دوم احمدی نژاد  و موضعگیری عده ای از مراجع علیه او صورت گرفته بود ، آقای مروی پیش از آن به قم رفته بود و با عده ای از مراجع قم و اساتید عالی رتبه حوزه علمیه قم  دیدار کرده ودر تلاش بسیاری  بود تا آنها در مراسم استقبال از آقای خامنه‌ای شرکت کنند و به ملاقات او بروند، امری که انجام نشد و خامنه ای عصبانی از قم به تهران برگشت پس از این بود که مجددا مروی و علی طائب که مسئولیت «دفتر مرکزی» در قم را برعهده دارد با حضور در دفتر مراجع و تهدید آنها تعدادی از آنها را مجاب کردند به خامنه ای روی خوش نشان بدهند و در کمتر از یکماه از سفر اول خامنه ای وی مجددا به قم رفته و اینبار سفری رضایت بخش داشته !

به فاصله بسیار کمی خامنه ای توانست مجموعه ای را از نهادهای نظامی ، انتظامی و امنیتی و دستگاههای اداری ، مذهبی و فرهنگی کشور گرد هم بیاورد و در این مجموعه بر دستگاه‌های امنیتی تا سپاه و ارتش و مطبوعات و دانشگاه‌ها و وزارتخانه ها نظارت داشته باشد و بزودی در تمامی آنها «حوزه نمایندگی ولایت فقیه» و دفتر نمایندگی منصوب نماید .

تا پیش از رهبری خامنه ای،  مسئولیت حفاظت از مسئولین و شخصیتهای جمهوری اسلامی شاید مسئولیت تعریف نشده ای بود به غیر از سپاه جماران که فقط مسئولیت حفاظت از بیت آیه الله خمینی را برعهده داشت ، یگان شخصیتهای کمیته انقلاب اسلامی و گردان تشریفات نیروی زمینی ارتش و همچنین اطلاعات سپاه پاسداران عهده دار این ماموریت بودند ، اما به فاصله کمی از رهبری خامنه ای سپاه پاسداران با ایجاد سپاه حفاظت ابتدا دو یگان سپاه حفاظت ولی امر و سپاه حفاظت انصار را راه اندازی نمود که اولی ماموریت حفاظت از رهبری و دومی حفاظت از سایر مسئولین ارشد جمهوری اسلامی را برعهده گرفت .

حسین جباری ( میکروفن بدست )

حسین جباری ( میکروفن بدست )

از همین رو شاید اولین سپاهی را که در مجموعه رهبری وارد گردید را بشود «حسین جباری» نامید ،در دهه شصت و جوی که در کشور حاکم بود بسیاری از مسئولین و شخصیتهای سیاسی کشور ترور شدند ، از همین رو سپاه پاسداران به منظور برقراری امنیت در شهر و خنثی سازی بمب و حفاظت از مسئولین یگان ثارالله را تاسیس کرد که «گشتهای ثارالله » آن یگان مشهور بود ، حسین جباری نیز مسئولیت حفاظت از خامنه ای را که در آنزمان امام جمعهٔ تهران و نمایندهٔ آیت‌الله خمینی در شورای‌عالی دفاع بود بر عهده گرفت ، جباری بعد از ترور خامنه ای در ششم تیر ۱۳۶۰ با انتقال سریع او به بیمارستان از مرگ حتمی وی را نجات داد و همین تلاش وی بود که باعث شد نزدیکی وی به او بیشتر گردد تا اینکه از همان روزهای ابتدایی رهبری وی اوسرتیم حفاظت خامنه‌ای گردید ، از آن زمان تا به حال و با وجود سپاه حفاظت ولی امر جایگاه حسین جباری ممتاز و خارج از تعریف آن سپاه است تا حدی که در تمامی سفرهای آیت‌الله خامنه‌ای و مراسمها و دیدارهای رسمی، حسین جباری معمولا ازنزدیک ترین فردی است که کنار رهبر ایران می ایستد و از معدود مردانی است که اجازه دارد در مراسمها و … در تماس نزدیک با خامنه ای باشد و به عنوان مثال چفیه آیت‌الله خامنه‌ای را از دوشش بردارد و به هوادارانش بدهد.

آنچنان که پیشتر نیز ذکرش رفت رهبر در جمهوری اسلامی، فرمانده کل قوا نیز هست، و با آنکه در زمان حیات و رهبری آیت الله خمینی و وقوع جنگ مسئله حضور و فعالیتهای نظامیان از درجه اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود  اما آیت الله خمینی هیچگاه  مستقیما در امور نهادهای نظامی دخالت نمی‌کرد به هیچ مرکز و ستاد و یا مانورنظامی نمی رفت و یا بطور مستقیم هیچ فرمانده نظامی را انتصاب نمی کرد و نشان‌ها و درجه‌های نظامی را به سینه و دوش هیچ نظامی نمی زد شاید او به نمایندگان و فرستادگان و فرماندهان ارشد سپاه و ارتش خود اعتماد داشت و یا شاید نمی‌خواست چهره معنوی و روحانی خود را با ورود مستقیم به عرصه مدیریت و یا نظامیگری آلوده کند ، اما خامنه‌ای  همچنان که اولین روحانی ای بود که در زمان جنگ لباس روحانیت را ازتن بدر کرد و لباس نظامی پوشید بسیار علاقمند است تا با حضور در این عرصه و شرکت در مراسم نظامی، مانورها و یا فارغ التحصیلی افسران نظامی در دانشگاههای نظامی و نصب سردوشی بر آنها و یا دیدارهای متنوع از پادگانهای نظامی اقتدار خود را بر نظامیان به نمایش بگذارد .

از همین رو با آنکه در ساختار نظامی کشور ستاد فرماندهی کل سپاه پاسداران و یا ستاد فرماندهی مشترک ارتش جمهوری اسلامی و حتی ستاد فرماندهی کل قوا نیز وجود داشته و همگی منصوب و زیر نظر مستقیم رهبری می باشند ، باز در مجموعه بیت رهبری نظامیانی از سپاه و ارتش وجود دارند که کار دسته‌بندی و تحلیل داده‌های نظامی و نظارت بر فرماندهان نظامی را انجام می‌دهند و مشاوره‌های لازم را در اختیار رهبر جمهوری اسلامی قرار می‌دهند ، عالی ترین فرد نظامی در بیت رهبری محمد شیرازی می باشد ، «محمد شیرازی رئیس دفتر نظامی بیت رهبری است» و رابطه خامنه ای را با فرماندهان نظامی تنظیم می کند و در تمامی دیدارها و مراسم نظامی که رهبر حضور دارد در کنار او می ایستد ،شیرازی  که از سالهای اول انقلاب با خامنه ای در ارتش همکاری داشته است در پیش از انقلاب و هنگامی که  علی خامنه ای در ایرانشهر تبعید شده بود با وی آشنا گردیده ، وی در آنزمان افسر وظیفه ای بوده که بصورت مخفیانه نزد خامنه ای می آمده و پیام و اعلامیه های آیت الله خمینی را دریافت و نزد نظامیان محل خدمت خود پخش می کرده .

محمد شیرازی (ایستاده در کنار خامنه ای)

محمد شیرازی (ایستاده در کنار خامنه ای)

شیرازی از ابتدای تاسیس دفتر رهبری خامنه ای در کنار وی بوده است و همچنان که در مورد محمدی گلپایگانی  نیز گفته شد وی نیز یک چهره ارتشی بوده است ، انتخاب غالب نظامیان اولیه در بیت رهبری از آنجا ارتشی بودند که سپاه پاسداران تا زمان حیات آیت الله خمینی بنابر وصیت و سفارش وی هیچگاه در امور سیاسی کشور دخالت نمی کردند و اولویت اول خود را حضور در جبهه های جنگ می دانستند و اصولا علاقه ای نیز به جهت گیری و حضور در تشکیلات سیاسی کشور نداشتند و در زمان جنگ نیز که محسن رضایی فرمانده کل سپاه بود وی در ارتباط مستقیم با دفتر امام و سید احمد و آیت الله خمینی بود لذا از هیچ رابطی بین جماران و سپاه استقبال نمی کرد و از همین رو حضور علی خامنه ای را به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع زیاد جدی نمی گرفت  و همین مسئله باعث شده بود که خامنه ای بیشتر در ارتش عرض اندام نماید و حضور داشته باشد و بیشتر نظامیان مورد وثوق و نزدیک به وی از ارتشیان بودند این مسئله ادامه داشت تا در دهه هفتاد و دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی وی پای سپاهیان را به عنوان سازندگی به عرصه صنعت و اقتصاد کشور باز کرد و در دوره ریاست جمهوری خاتمی وقتی سپاهیان ادامه مسیر هاشمی را در صنعت و اقتصاد طلب کردند و خاتمی مانع آنان شد (به عنوان یک مثال پیمانکاری فرودگاه امام خمینی) سپاهیان به مخالفت پرداختند و اینگونه وارد عرصه سیاست نیز شدند و این موضوع تا آنجا پیش رفت که شماری ازفرماندهان سپاه در نامه ای به خامنه ای اعلام داشتند :« حوصله خاتمی را دیگر ندارند و کاسه صبرشان لبریز شده!» و… این سر رفتن حوصله فرماندهان سپاه مصادف بود با چالش تازه ای که پیش روی خامنه ای و تجربه ای که تا بحال رهبر تازه کار با آن مواجه نشده بود و آن ریاست جمهوری فردی که سر سازگاری (حدالاقل در ظاهر هم که شده) با وی نداشت و همه اینها برای خامنه ای دلیلی گشت تا از مدافعین جدید و سپاهی در حلقه بیت رهبری استفاده نماید.

یکی ازمشهورترین ورودی های جدید رحیم صفوی بود که پس از آنکه از فرماندهی سپاه برداشته شد وی را به عنوان مشاور عالی خود برگزید .

همه اینها باعث شد با توجه به اینکه علی خامنه ای در عالم مرجعیت حرف تازه و جایگاهی مستحکمی نداشته بیت وی بیشتر سیاسی و کمتر مذهبی گردد که البته در نوع خود در تاریخ معاصر تشیع یگانه است.

پیچیده بودن وضعیت مشروعیت خامنه ای از یک سو و اشتیاق و ولع وی برای «فرماندهی کل قوا » و «ولایت مطلقه فقیه» بودن دلیلی کافی است تا اکنون  بیت رهبری با داشتن چند هزار کارمند در دفتر تهران، دفتر قم و دفتر مشهد و نیز دفاتر دیگر در خارج از کشور از جمله، بیروت، صور و صیدا، دمشق، کویت، دوبی، لندن و کابل و… با سازوکاری بس پیچیده مدیریت شود ، مدیریتی که غیر قابل نظارت و کنترل است چرا که در صدر تا ذیل قانون اساسی و دیگر قوانین و آئین نامه های موجود در کشور از «بیت رهبری» حرفی زده نشده است و حتی در مجلس خبرگان نیز هیچ سازوکار و اهتمام جدی برای نظارت بر آن وجود ندارد و هیچ گزارش رسمی و غیررسمی در باره فعالیت‌های رهبر و بیت او منتشر نمی‌شود. این در حالی است که نه تنها رهبر و بیت رهبری از اینچنین مصونیتی برخوردارند یگانه رسانه ملی کشور سازمان صدا و سیما و بلکه دهها نهاد و بنگاههای  اقتصادی بزرگی همچون آستان قدس رضوی و بنیاد مستضعفان و جانبازان و نیز سازمان اوقاف و امور خیریه که یکی از بزرگترین دستگاههای اقتصادی ، صنعتی و تولیدی در کشور و گاه منطقه می باشند  از پرداخت مالیات و حسابرسی دولت و مجلس معافند، شاید همین فراغت بال باشد که بیت رهبری را به کانونی برای صدور حکم‌های حکومتی و حتی محفلی برای پیش بردن آن اموری بدل کند که انجام آن از مجرای عادی نظام سیاسی کشور ممکن نیست.

همین گستردگی عمل و باز بودن دایره فعالیت است که در بیت رهبری بر همه چیز از نظارت بر  حوزه های علمیه ودانشگاهها و دولت و مجلس و قوه قضائیه و فرهنگ و رسانه و مطبوعات گرفته تا برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی  همه و همه در بیت رهبری در حالی مسئول و ناظر و بازرس و نماینده و کارشناس دارد که برای تک تک آنها در قانون اساسی کشور جایگاه و شانیت تعریف شده وجود دارد پس پر بیراه نیست که بیت رهبری را دولتی نامید که بر دولت قانونی کشور مدیریت دارد و بازیگران قانونی کشور در تصمیم‌گیری‌های خرد و کلان خود بدون تایید یا حمایت وی هرگز موفق نخواهند بود .

به عنوان مثال در حالی در کشور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد که کمیسیون فرهنگی مجلس نیز طبق قانون بر آن نظارت دارد این در حالی است که شورایعالی انقلاب فرهنگی نیز که منتخب و منتصب رهبری است بر مسائل کلان فرهنگی و آموزشی کشور احاطه دارد اما باز در این میان یک فرد نیز در بیت رهبری مسئول نظارت و پیگیری مسائل فرهنگی و آموزشی کشور است : «حسین محمدی» وی مسئول ستاد انتخاباتی ریاست جمهوری خامنه ای و از جمله دوستان و همفکران وی در  حزب جمهوری اسلامی بوده که در زمان ریاست جمهوری وی در سازمان برنامه و بودجه فعالیت می کرده با آغاز رهبری خامنه ای او نیز به دفتر رهبری می آید و مدتی در دوران ریاست علی لاریجانی بر  سازمان صدا و سیما ، معاون بخش سیاسی آن سازمان می شود و پس از پایان ریاست لاریجانی مجددا به دفتر رهبری بازمی گردد ، او هم اکنون بر دستگاههای فرهنگی و مطبوعاتی و صدا و سیمای کشور نظارت و سیاست های خبری سازمان صدا و سیما را از سوی رهبر تنظیم و ابلاغ می کند و با آنکه  عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست، اما در ابلاغ سیاست‌های فرهنگی بیت رهبری به آن شورا و دیگر دستگاههای فرهنگی کشور  نقشی کلیدی دارد .

حسین محمدی (نفر دوم از سمت راست)

حسین محمدی (نفر دوم از سمت راست)

محمدی همچنین مسئولیت نظارت بر نویسندگان و خبرنگاران ومطبوعات و فیلمسازان را نیز برعهده دارد تنظیم و مدیریت جلسات خصوصی و عمومی دیدار نویسندگان و اهالی فرهنگ و مطبوعات با رهبری نیز برعهده او می باشد ، جلساتی که مهمترین حوادث و اتفاقات فرهنگی کشور در همانها رقم می خورد .

از وجود دکتر ولایتی به عنوان مشاور رهبری در  امور بین‌الملل بیت رهبری در حالی بگذریم که یک وزارتخانه و یک کمیسیون در مجلس و شورایعالی امنیت ملی و مجمع تشخیص مصلحت نظام در کشور به صورت قانونی در کشور عهده دار سمت وی هستند با تمام اینها و با اینکه باز خامنه ای همواره در قانونی نانوشته روسای جمهوری را مکلف می نماید که در انتخاب وزیر امورخارجه نظر وی را مراعات نمایاند اما باز در بیت رهبری فردی مسئول ارتباطات بین الملل دفتر رهبری می باشد  که ریاست آن اکنون بر عهده محسن قمی است ،  قمی که پیشتر رئیس نهاد نمایندگی علی خامنه‌ای در دانشگاه‌ها بوده و در حال حاضر سیاستهای کلان خامنه ای را در عرصه مدیریت کشور در حوزه بین الملل و امور خارجه تبیین و بر نحوه اجرای آن نظارت و اهتمام دارد .

محسن قمی

محسن قمی

به روزهای آغازین رهبری خامنه ای و تشکیل دفتر رهبری برگردیم و بار دیگر به نقش اصغر میرحجازی اشاره کنیم او که مسئولیت هماهنگ کردن دولت و مجلس و قوه قضائیه با رهبری را برعهده داشت  در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی البته وظیفه اش دشوار نبود چراکه هاشمی خود هماهنگ ترین  فرد با خامنه ای بود اما در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، اصغر میرحجازی ازکلیدی ترین افراد در بیت رهبری بود ، او از یک سو ماموریت داشت تا بر جریانهای سیاسی و مطبوعاتی کشور که هر روز یکی پس ازدیگری در دفاع از دوم خرداد تشکیل می شدند نظارت داشته و از سوی دیگر در مجلس و ریاست جمهوری سیاستهای رهبری را پیگیری کند ، به عنوان مثال این اصغر میرحجازی بود که مخالفت شدید رهبر را در مورد عملکرد دو وزیر کلیدی خاتمی ( عطاالله مهاجرانی و عبدالله نوری ) و مشاور سیاسی امنیتی رئیس جمهور (سعید حجاریان ) را  به محمد خاتمی منتقل نمود و حکم حکومتی مشهور خامنه‌ای را به مهدی کروبی رئیس مجلس ششم رساند تا طرح اصلاح قانون مطبوعات را از دستور کار خارج کند. فرمانی که با مخالفت نمایندگان اصلاح طلب مجلس مواجه شد و برای اولین بار پرده از اختیارات فراقانونی رهبر ایران برداشت و حوادث خونین توقیف روزنامه سلام و حمله به کوی دانشگاه پس از آن بود ، میرحجازی از جمله افرادی بود که در کنار «سردار محمد باقر ذوالقدر» قائم مقام وقت سپاه پاسداران دستور مستقیم رهبری مبنی بر تشکیل هسته های حزب الله درسراسر کشور را اجرایی نمود که منتج شد به تاسیس «انصار حزب الله» ، همچنین وی از جمله نزدیکان رهبری بود که پس از برملا شدن نقش وزارت اطلاعات در قتلهای زنجیره ای به رهبر پیشنهاد داده بود که با منتسب کردن قتلها به دولت ، سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت را عامل آنها معرفی نموده و با ارجاع پرونده اش به مجلس عدم کفایت سیاسی وی را اعلام و کار دولت وی را تمام شده اعلام کند ، همچنین  وی طراح اصلی توقیف مطبوعات و القای پایگاه دشمن بودن مطبوعات در ذهن خامنه ای می باشد و با نگاهی دقیق  در پشت پرده بسیاری از حوادث امنیتی و گاه خونین آن سالها می شود نقش پر رنگ وی را به راحتی دریافت .

با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری خاتمی دوران افول میرحجازی نیز آغاز شد چرا که وی همانطور که پیشتر نیز شرحش رفت بیش ازپنج سال در وزارت اطلاعات مسئولیت های مختلفی از معاونت طرح و بررسی وزارت گرفته تا معاونت ضد جاسوسی و خارجی و …را برعهده داشته و از همین رو با تکیه بر اطلاعاتی که داشت از زمان شهردار شدن محمود احمدی نژاد از مخالفان عمده وی بود و همواره رهبر را از خطر احمدی نژاد بیم می داد ، پس از ریاست جمهوری احمدی نژاد بود که وی دیگر نقش رابط دفتر رهبری و دولت را بازی نکرد و همین مسئله باعث شد تا خامنه ای در بیت رهبری فرد دیگری را جایگزین وی نماید ، فرد دیگری که کمتر ازیک دهه وارد حلقه نزدیکان رهبر شده بود و در کنار میرحجازی بود :« وحید حقانیان»  فردی که از روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد توسط رهبر بر زبانها افتاد چرا که رسم همه دوره ها بر آن بود که رئیس جمهور قبل حکم را به رهبر بسپارد تا او به رئیس جمهور جدید بدهد اما اینبار این حقانیان بود که حکم را از پس پرده بیت آورد و به رهبر سپارد !

www.goftaniha.org (8)

حقانیان تا سال ۱۳۷۹در دفتر امنیت بیت رهبری در کنار اصغر میر حجازی فعالیت می نمود که نقش بسزایی در هدایت و سازماندهی فعالیتهای جناح راست بر علیه اصلاح طلبان داشته و در اواسط سال ۱۳۸۰نیز به عنوان معاون اجرایی دفتر رهبری منصوب گردید  .

وحید حقانیان گرچه بر اساس ضوابط و شرایط ترفیعات و درجات نظامی پرسنل سپاه پاسداران با توجه به سابقه عضویت و تحصیلات و حضور در جنگ و ماموریتهای محوله شرایط را برای اخذ درجات نظامی افسری ارشد را داشته است اما هیچگاه تا زمان حضور رسمی‌اش در سپاه پاسداران یعنی در خلال سالهای ۱۳۶۳تا۱۳۷۱دارای درجه نظامی نگردید اما در میان اعضای بیت و پاسداران مشهور به «سرداروحید » گردیده است .او در روزهای نا آرامی تهران پس از انتخابات و اعتراض موسوی و کروبی و هوادارانش  رابط میان دفتر رهبری و مخالفان بودو نامه های موسوی به علی خامنه ای توسط او رد و بدل می شد و در مذاکره با افرادی چون کروبی، موسوی، خاتمی و هاشمی رفسنجانی  سعی کرد آنها رابه سکوت و آرامش دعوت کند تا هوادارانشان از برپایی تظاهرات اعتراضی دست بردارند .

وحید با توجه به سابقه فعالیتش در سپاه یکی از سرپلهای ارتباطی و کلیدی سپاه پاسداران و دفتر رهبری می باشد وی با توجه به قرابت صمیمی‌ای که با « مجتبی خامنه‌ای » هم دارد یکی از نزدیکان و مهمترین فرد  دفتر رهبری می باشد .

اگر بیاد داشته باشید در مطلع این یادداشت از نقش احمد خمینی و اینکه او تنها منشی رسمی آیت الله خمینی بود برایتان گفتم و این رسمی است که در بسیاری ازبیوت مراجع نیز رعایت می شود ، خامنه ای در آغاز راه رهبری اش به دلیل پایین بودن سن فرزندانش نمی توانست از این رسم تبعیت نماید اما در سال‌های اخیر و به خصوص پس از حوادث خونین ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸نام پسر ارشد وی«مجتبی» بسیار مشهور گشت و حتی مهدی کروبی نیز در دو دوره انتخابات گذشته  در نامه‌هایی به رهبر، از دخالت‌ها و حمایت‌های مجتبی پرده برداشت .

پس از آن بود که بارها و بارها از نقش مجتبی خامنه ای در مدیریت حوادث بعد از انتخابات در کنار نیروهای امنیتی سخن رفت این در حالی بود که همزمان با انتشار این خبرها عکسهایی از حضور مجتبی در کنار خامنه ای در دیدارها و مراسم بیت رهبری منتشر می شد امری که پیش ازاین به ندرت دیده می شد .

آنچه در بالا به تفصیل شرحش رفت مربوط بود به نقش آفرینان اصلی بیت رهبری اما در این میان هستند افرادی که در حلقه نزدیکان و فعالان بیت هستند که حضورشان گرچه پررنگ و علنی نیست اما در مافیای قدرت خامنه ای از صحنه گردانان هستند، افرادی همچون «سردار احمد وحید دستجردی» ویا «حمید نقاشیان » و … این افراد گرچه هیچگاه در بیت رهبری دارای سمت و عنوان رسمی نیستند و در عنوان و نقشهای متفاوت دیگری ظاهر می شوند در واقع اهرمهای مستقیم خامنه ای هستند که برای کنترل اقتصاد و یا صنعت و جامعه به کار گرفته می شوند و اگر نبود نزدیکی و حمایت رهبر از آنها هیچگاه دارای چنین جایگاهی نمی شدند .

احمد وحید دستجردی

احمد وحید دستجردی

احمد وحید دستجردی که در  حال حاضر رئیس صندوق بازنشستگی وزارت نفت٬ نایب رئیس هیات مدیره شرکت سایپا و عضو هیات مدیره گروه خودروسازی بهمن (متعلق به بنیاد تعاون سپاه) می باشد یکی از قدیمی ترین اعضای سپاه  پاسداران است که از زمان تشکیل وزارت سپاه پاسداران توسط رفیقدوست وارد سپاه پاسداران شده است نزدیکی وی به رفیقدوست به عنوان وزیر سپاه آنچنان بود که  رفیق‌دوست در مصاحبه مفصلی که با شهروند امروز  داشت عنوان کرد که اوایل جنگ با عراق، به همراه وی و رحیم صفوی  به لیبی رفتند و از معمر قذافی رهبر لیبی، چند عدد موشک اسکاد-بی به رایگان تحویل گرفته‌اند.

وی بیشتر در رده های پشتیبانی و صنایع نظامی در سپاه پاسداران و بعد از آن در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح فعالیت کرده است و در کارنامه خود ریاست  سازمان صنایع هوافضا (یکی از سازمانهای زیر مجموعه وزارت دفاع ) و همچنین  جانشین وزارت دفاع را نیز داشته است، در آغاز دولت نهم نیز وی از نامزدهای تصدی وزارت دفاع بود و در دولت دهم نیز انتظار می رفت وی به عنوان وزیر به مجلس معرفی شود اما به دلیل آنکه وی در شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه‌های ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ نامش مطرح شده بود و سازمان ملل از کشورهای عضو خواسته بود تا حساب‌های بانکی و متعلقات مالی و منابع اقتصادی وی را مسدود نمایند و نامبرده مشمول تحریم بین المللی شده بود با توجه به صدور این قطعنامه ها و حساسیت های بین المللی  و برملا شدن نقش وی نه تنها وی از گزینه وزارت دفاع کنار رفت بلکه چندی بعد نیز از سازمان هوافضا کنارگذاشته شد .

احمد وحید دستجردی پسر دکتر سیف الله وحید دستجردی می باشد که بیش از ۱۶ سال رئیس هلال احمر جمهوری اسلامی بود و چند سال پیش درگذشت. خواهر وی نیزمرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت دهم و اولین وزیر زن تاریخ جمهوری اسلامی است ، خواهر دیگرش نیز الهه ازاولین روزنامه نگاران مدافع انقلاب و آیت الله خمینی بود که به همراه خاتمی وارد روزنامه کیهان گردید ، خانواده دستجردی ها زمان آشنائی شان با خامنه ای به دوران حزب جمهوری اسلامی می رسد در دوران ریاست جمهوری خامنه ای او را برای وزارت بهداشت درنظرگرفته بود  اما خود ترجیح داد در حاشیه باشد و ریاست سازمان هلال احمر را پذیرفت .

احمد وحید دستجردی که بیشتر به «سردار وحید دستجردی» مشهور می باشد و از همین رو بسیار با «سردار وحید حقانیان» به اشتباه گرفته می شود در دهه هفتاد به بیت رهبری راه می یابد و مسئول می گردد تا در دولت هاشمی پروژه صنعت موشکی کشور را اداره نماید و تمامی اختیار و قدرت لازم از سوی رهبر به وی اعطا می گردد و از همین رو بود که پس از تکمیل شدن و ساخت «موشک شهاب ۳» که همچنان یکی از قوی ترین سلاحهای کشور می باشد ، وحید دستجردی تولید آن را به ساحت رهبری تقدیم و تبریک می گوید .

وحید دستجردی در حوادث خونین پس از انتخابات ریاست جمهوری نیز نقش فعال و پر رنگی داشت وی با دایر و یا فعال نمودن چندین بازداشتگاه زیر نظر حفاظت اطلاعات وزارت دفاع که مشهور ترین آن به نام «بازداشتگاه همت» می باشد در سرکوب و سازماندهی بازداشت شده گان در بازداشتگاههای غیر رسمی ایفای نقش نمود ، همچنین در همان ایام بود که وی از سوی رهبر مسئولیت یافت تا در کنار حسین طائب در قرارگاه ثارالله تهران مجری نظرات رهبری گردد در آن مجموعه که یکی ازقرارگاههای امنیتی سپاه در تهران می باشد ، از همین رو بسیاری از آگاهان وی را یکی از مدیران و گردانندگان «سازمان اطلاعات رهبری» می دانند که در سالهای اخیر به «سازمان اطلاعات موازی» مشهور شده است .

حمید رضا نقاشیان

حمید رضا نقاشیان

اما از دیگر نقش آفرینان تا حدودی گمنام بیت رهبری می شود به «حمید رضا نقاشیان» اشاره کرد ، نقاشیان یکی از چهره‌هایی است که از همان  روزهای اول انقلاب گرچه حضور فعال و پر رنگی در اطراف آیت الله خمینی و شورای انقلاب داشت اما نامش پرآوازه نیست .

وی که  فعالیت سیاسی را از پیش از انقلاب و با گروههای مسلحانه زیرزمینی همچون «فجر اسلام» و «توحیدی صف » آغاز کرد با افرادی همچون علی رسولی محلاتی ، عباسعلی و احمد ناطق نوری ، محسن رضایی وهمچنین محمد بروجردی در تماس و فعالیت بود ، با پیروزی انقلاب اسلامی این گروهها که بعدها شاکله «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی» و همچنین سپاه پاسداران بودند در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب عمده نقشهای امنیتی آن ایام را برعهده داشتند .

با تصمیم آیت الله خمینی مبنی بر بازگشتش به کشور از سوی شورای انقلاب اکبر ناطق نوری  مسئول می گردد که وظیفه استقبال از امام و انتظامات آن را برعهده گیرد و به این ترتیب ناطق نوری از حمید نقاشیان نیز می خواهد که در این مسئولیت وی را همراهی نماید  و اینگونه بود که نقاشیان وارد « مدارس رفاه و علوی » گردید و در کنار آیت الله خمینی قرار گرفت .

وی به همراهی خود درکنار ناطق نوری و آیت الله خمینی ادامه داد و از همان روزهای اول بر اعدامهای سران پهلوی در مدرسه علوی و بازداشت آنها در زیر زمین مدرسه نظارت داشت تا در اردیبهشت سال ۱۳۵۸ که مرتضی مطهری توسط گروه فرقان ترور گشت ، آیت الله خمینی که در آن زمان هنوز هیچ نیروی امنیتی و یا انتظامی مورد وثوقی در اختیار نداشت به نقاشیان فرمان پیگیری و شناسایی عاملان ترور مطهری را می دهد و در فرصت بسیار کوتاهی حمید نقاشیان با همکاری گروهی که در زیر زمین سازمان ضد اطلاعات ارتش (واقع در چهارراه قصر تهران) که توسط محسن رضایی و محمد باقر ذوالقدر گردانده می شد و بند امنیتی ساواک در زندان اوین (بند۲۰۹ فعلی) که مدیریتش در آن زمان در دست دوست دیگرش محمد بروجردی بود موفق می شود  که عاملان ترور مطهری را که وابسته به گروه فرقان بوده اند شناسایی و بازداشت نماید و بلافاصله کار بازجویی از ضاربان را در همان اوین آغاز کند ( روایت ها از بازجویی بسیار است خود نقاشیان مدعی است کار بازجویی را خودش با کمک فرد دیگری به نام عباس بیجارچیان که در ترورسران رژیم پهلوی در مدرسه علوی و زندان قصر کمکش می کرده انجام داده اما در نقل قولهای دیگری از جمله خاطرات آیت الله منتظری آمده است که نقاشیان و ذوالقدر کار بازجویی را با هم  انجام داده اند) در هر صورت نقاشیان پس از آنکه در بازجویی ها از اکبر گودرزی رهبر گروه فرقان  و محمدعلی بصیری  دیگر عضو گروه متوجه می شود که ضارب اصلی ترور بصیری است همان شب وی را در زندان اوین به ضرب گلوله می کشد . این در حالی بوده که خبر بازداشت ضاربان مطهری تازه به آیت الله خمینی رسیده و خمینی نیز به آیت الله منتظری فرمان می دهد که یک قاضی برای این گروه تعیین نموده و آنان را محاکمه نماید، منتظری نیز حجت السلام معادیخواه را انتخاب و روانه زندان اوین می کند ، معادیخواه البته سی سال بعد در گفتگو با اکبر منتجی درباره آن شب و اتفاقات پیچیده ای که افتاد خود می گوید :«وقتی ما باخبر شدیم که این گروه دستگیر شدند، اولین چیزی که برایم اهمیت داشت این بود که قاتل شهید مطهری را ببینم به همین دلیل خیلی سریع به زندان اوین رفتم. آقای حمید نقاشان یکی از کسانی بود که برای دستگیری این افراد در تلاش بود.

مگر کسان دیگری هم بودند؟

بله. دو گروه به صورت همزمان فعال بودند تا گروه فرقان را کشف کنند. آنها جدا از هم کار می‌کردند و هر دو گروه به آقای هاشمی‌رفسنجانی مراجعه کرده بودند. ایشان این دو گروه را یکی کرد تا کارها خنثی نشود.

دو گروه را معرفی می‌کنید؟

یکی گروه آقای حمید نقاشان بود. اینها جمعی بودند که دور هم جمع می‌شدند و اینجور کارها را دنبال می‌کردند.

عقبه اینها به چه کسی برمی‌گشت؟ شخصی بود که از آنها حمایت کند؟

آقای ناطق‌نوری اینها را بهتر می‌شناسد. موقعی که من اینها را دیدم، با آقای ناطق رفیق بودند. شخصی به نام هنردوست بود که او نیز همراه گروه بود. من قبلا آنها را در مدرسه علوی دیده بودم. چون آقای ناطق در مدرسه علوی مسوول انتظامات بود و نیروهایی که در کار انتظامات فعال بودند، همین گروه بودند. اصلا حمید نقاشان خیلی وقت‌ها در کنار امام می‌نشست. عکس‌ها را اگر ببینید، او را در کنار امام می‌بینیم.

حمید رضا نقاشیان

حمید رضا نقاشیان

گروه دوم چه کسانی بودند؟

آنها بچه‌های سازمان مجاهدین انقلاب بودند. البته جریان راست مجاهدین انقلاب بودند. کسانی که بعدا جدا شدند.

شاخه نظامی سازمان؟

بله. من با گروه اول خیلی در ارتباط نبودم. فقط حمید نقاشان را می‌شناختم و زمانی که به زندان اوین رفتم، با او گفت‌وگو کردم.

کی به زندان رفتید؟

شاید ۲۴ ساعت از دستگیری این افراد نگذشته بود که رفتم.

 بند خاصی بودند؟

بله. همین بند ۲۰۹ که الان زبانزد است، احتمالا کارش را با همین گروه شروع کرده است. آنجا از آقای نقاشان سراغ قاتل شهید مطهری را گرفتم. گفت اعدامش کردیم. من شوکه شدم. برایم عجیب بود که در فاصله حدود ۲۴ ساعت او را اعدام کرده‌اند.

وقتی آقای نقاشان به شما گفت که قاتل را اعدام کردند، شما اعتراض نکردید که چرا بدون دادرسی این اتفاق افتاده؟

من گفتم که این کار از هر جهت خیلی بد است. ایشان گفت بقیه را هم می‌کشیم.

حکم اعدام قاتل شهید مطهری را چه کسی داده بود؟

نمی‌دانم. هنوز هم مشخص نیست. بعدا هم که مشغول کار شدم، دیگر نپرسیدم چه کسی این حکم را صادر کرده است. احتمالا آقای محمدی گیلانی باید حکم را داده باشد. چون اوین یک افرادی را برای این کارها داشت. آن افرادی که آن زمان در اوین مشغول بودند، در راس‌شان محمدی گیلانی بود. بقیه نیروهای ایشان بودند.

آقای نقاشان در زندان اوین سمت داشت؟

۲۰۹ دست ایشان بود. یعنی بند ۲۰۹ برای کار این گروه در نظر گرفته شده بود. پیش از اینکه اعضای گروه فرقان دستگیر شوند، جایی برای شنود لازم بود. بند ۲۰۹ برای چنین کاری تعبیه شده بود و دست اینها بود. من طبیعتا در فعالیت قبلی آنها نیستم و نبودم. فقط از همین مقطع وارد شدم.

وقتی آقای نقاشان گفت همه را می‌کشیم واکنش شما چه بود؟

تعجب کردم. گفتم من خودم می‌ایستم و با آنها صحبت می‌کنم.»

بهر حال در بعد از این اقدام بود که نقاشیان تبدیل به یک چهره امنیتی معتمد آیت الله خمینی می گردد چرا که در بعد از واقعه گروگانگیری سفارت آمریکا و حادثه طبس او  وظیفه نگهداری تعدادی از گروگان‌های آمریکایی را به عهده می گیرد و از همین جا نقش وی در جریان معامله با جمهوری‌خواهان آمریکایی  و تیم ریگان آغاز می شود ، وی که در تماس مستقیم با سید احمد خمینی و آیت الله خمینی بوده ماموریت می یابد تا آزادی گروگان‌های آمریکایی را به  تعویق بیندازند تا رونالد ریگان که رقابت سختی  با جیمی کارتر داشته است به ریاست جمهوری آمریکا برسد و  بر همین اساس بود که دو طرف پیش از این اتفاق برای نشان دادن حسن نیت همدیگر دست به چند فقره معامله سلاح می زنند و نهایت  گروگان‌های آمریکایی درست ۲۰ دقیقه پس از مراسم تحلیف رونالد ریگان آزاد می شوند !

WWW.GOFTANIHA.ORG

روبرت پاری در فصل سیزدهم کتاب «حیله یا خیانت: رمز و راز اکتبر سورپرایز» که بعدها توسط ابوالحسن بنی صدر ترجمه و تنظیم شده است درباره نقش حمید نقاشیان در این ماجرا می نویسد :«ویلیام هرمن،  که همکار نقاشیان در خرید اسلحه بوده است به من گفت : « در ۲۱ ژانویه ۱۹۸۱، یک روز پیش از آن‌که از تهران به اروپا بروم، نقاشیان در هتل به دیدار من آمد و با هم براى صرف شام رفتیم. در باره آزادى گروگان‌ها بحث مى‏کردیم. از گفتگوها که اشخاص مختلف انجام داده بودند و به آزادى گروگان‌ها راه بردند. نقاشیان به من گفت: در اکتبر ۱۹۸۰، پیش از انتخابات، معامله‏اى میان دستگاه ریگان با ما بعمل آمد نه براى اینکه گروگان‌ها آزاد شوند بلکه براى آن‌که تا بعد از انتخابات و تصدى ریاست جمهورى از سوى ریگان، آزاد نشوند. هرمن ادامه داد: من بر این باورم که آنچه نقاشیان به من گفت، حقیقت دارد. نقاشیان هیچ دلیلى براى دروغ گفتن نداشت. نه چیزى از دست مى‏داد و نه چیزى بدست مى‏آورد ، آن زمان، نقاشان مأمور خرید سپاه پاسداران بود. من به امریکا بازگشتم و با یک شرکت برزیلى، ترتیب فروش مقدار کمى اسلحه به ایران را دادم. باتفاق نقاشان به برزیل رفتیم تا با کارخانه‏هاى این کشور معاملاتى را انجام دهیم. اوائل ۱۹۸۰ بود. ما بمدت ۱۰ روز به برزیل سفر کردیم و خریدهاى لازم را انجام دادیم. بعد به اروپا رفتیم و از آنجا، من به امریکا باز گشتم. در ماه‌هاى اول، نقاشان حاضر نمى‏شد با من اطلاعى را در میان بگذارد. اما در ایام عید تولد مسیح ۱۹۸۰، ما نخستین معامله را باهم کردیم. از آن زمان، این مرد به من اعتماد پیدا کرد و آن را به من نشان داد. در ژانویه ۱۹۸۱، من به تهران دعوت شدم تا با وزیر دفاع دیدار کنم. آن وقت بود که من درباره تماس‌هاى جمهوریخواه‌ها با رژیم خمینى، شنیدم.»

حالا نه تنها نقاشیان یک چهره امنیتی است بلکه با وقوع این ماجراها تبدیل به یک چهره اقتصادی نیز شده است ، وی که با محسن رفیقدوست نیز از همان روز استقبال ازآیت الله خمینی آشنا شده بود در وزارت سپاه پاسداران مسئول خرید خارجی گردید و در وزارت سپاه بود تا آن وزارت در وزارت دفاع ادغام گردید ،  در بعد از فوت آیت الله خمینی و ریاست رفیقدوست بر بنیاد مستضعفان و همراهی  نقاشیان  با وی بود که پای وی به حلقه در حال تشکیل رهبر جدید علی خامنه ای باز شد ، نقاشیان که آشنایی مختصری با علی خامنه ای در زمان جنگ و به واسطه فعالیتهایش در وزارت سپاه داشت به زودی به چهره معتمد در بیت رهبری بدل شد آنسان که در جمع نزدیکان رهبری از او به عنوان«بانک رهبر» نام  برده می شود ، چرا که نقاشیان به واسطه زد و بندهای سیاسی و امنیتی اش توانسته بود بر شرکتها و بنگاههای اقتصادی متعددی دست بیابد ، کارخانه مبلیران ،موسسه صاحب الزمانی ، نمایندگی و شرکت کاترپیلار، شرکت همکار ماشین ، شرکت کامپیوتری ایران کامپیوتر سیستم  (ICS) ،  موسسه مطبوعاتی سخن گستر (روزنامه های ایران نیوز و صبح اقتصاد) مرکز پخش مواد سوپر مارکتی هماک و …  تنها گوشه هایی از شرکتهایی بود که نقاشیان توانسته بود در خلال این سالها برآن دست یابد .

نقاشیان و یا همان «بانک رهبر» در دهه هفتاد در بسیاری ازپروژه های امنیتی بیت رهبری به عنوان حامی و پشتیبان عمل می نمود ، حمایت مالی از تشکلهای سیاسی مورد نظر رهبری، حمایت مالی از انصار حزب الله و… اموری بود که خامنه ای به وی واگذار کرده بود ، در دهه هشتاد نیز با شروع ماجراهای هسته ای و تلاش حکومت ایران بر دستیابی به صنایع نظامی هوا و فضا وی از سوی خامنه ای مامور میگردد تا با ایجاد شرکتهای اقماری در خارج از کشور من جمله انگلستان ، امارات متحده عربی ، مالزی،تایلند و روسیه سعی بر دور زدن تحریمها نماید . به عنوان مثال نامبرده  بیش از پنج است در امارات و قطر در حال راه اندازی «رستورانهای زنجیره ای دلی بایت » می باشد .

حمید نقاشیان که در پیش از انقلاب راننده تاکسی بود و توانسته بود با قرض از دوستان دو اتاق در طبقه بالای منزل پدری اش در شهرآرا بسازد تا بتواند ازدواج نماید هم اکنون فرزندان خود را برای تحصیل و زندگی به انگلستان فرستاده است ( محمد نقاشیان هم اکنون در دانشگاه بیرمنگام انگلستان در مقطع دکترا در حال تحصیل می باشد ) و برای همسر اول ( که مادر یک پسر و سه دخترش هست و در بین کارکنان دفتر نقاشیان ملقب به حاج خانم بزرگه می باشد ) در منطقه دربند تهران  خانه باغی به مساحت دو هزار متر تهیه و همسر دوم خود را خانم شهره نقدی که منشی اش در شرکت همکار ماشین بوده را که ابتدا برای وی منزلی نیز در کوچه مجاور شرکت تهیه نموده بودو پس از یک رسوایی اخلاقی عاقبت مجبور شد سه سال پیش آن را به عقد خود درآورد ، در پنت هاووسی در دوبی در برج سلطانا در منطقه پالم به مبلغ پنج میلیون درهم ساکن نماید .

 

این نوشته با تمام تلاشی که بر کوتاه بودنش انجام دادم مفصل شد و طولانی ، شاید یکی از کاملترین توصیفی باشد که از همه مردان بیت رهبری تا کنون نوشته شده است اما اذعان دارم که بیت رهبری و مردانش هنوز ناگفته هایی دارند که ساعتها و بلکه ماهها باید برایش نوشت و توضیح داد ، پایان این سطور را با گزارشی از دیدار خامنه‌ای با اعضا تیم ویژه‌ی محافظان وکارکنان بیت رهبری به پایان می رسانم که در اول مرداد ماه ۱۳۸۹، پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر جمهوری اسلامی منتشر کرده است ، آنطور که در آن گزارش آمده است آن دیدار ۹ روز پیش از انتشار یعنی ۲۳ تیرماه انجام شده است و البته علت انتشار گزارش آن با تاخیر مشخص نیست، بخش بزرگی از سخنان خامنه‌ای خطاب به  اعضای دفترش به آن چیزی اختصاص دارد که او انگیزه‌ی افراد در انجام «کارهای بزرگ و ممتاز» می خواند.

خامنه‌ای می‌گوید کارهاى خوب، کارهاى بزرگ، فقط با انگیزه‌هاى ممتاز و از اعماق دل برآمده انجام می‌گیرد. او تاکید می‌کند بدون انگیزه، بدون یک عامل درونى، اینجور کارهاى برجسته، چه از لحاظ کمّى، چه از لحاظ کیفى، امکان‌پذیر نیست. رهبر جمهوری اسلامی انگیزه را ترکیبی از «ایمان و آگاهی» می داند و خطاب به اعضای دفتر و محافظانش که به همراه خانواده هایشان در آن دیدار بوده اند می‌گوید :« وقتى من و شما می‌دانیم کارى که می‌خواهیم انجام بدهیم، کارى که داریم انجام می‌دهیم، کارى است براى خدا، کارى است براى نظام اسلامى، کارى است براى مردم و به سود مردم، و خدا این را مى‌بیند، و اگر دیگران نفهمند، دیگران ما را تحسین نکنند، آفرین نگویند، براى ما کف نزنند، اما خداى متعال مى‌بیند و قدر می‌داند و پاداش می‌دهد.عنوان کرده است.»

خامنه ای که به واسطه اعمال امنیتی و غیر قانونی و در واقع مافیای اش همواره بسیاری از افراد نزدیک و اعضای دفترش در سایه بوده اند و کمتر از آنها و نحوه فعالیتهایشان سخن گفته و نوشته می شود در دیدار یاد شده به آنها و در حضور خانواده شان دلداری می‌دهد که از دیده نشدن کارشان دلسرد نباشند چرا که برای خداست ! اما نمی گوید این چه رضایتی است که از قتلهای زنجیره ای و حذف مخالفان آغاز میشود و با زندان و بازداشت و حصر ادامه می یابد و در آخر به تصاحب مبلیران و کاترپیلار می رسد ؟ نکند خدای کارکنان بیت رهبری همان سید علی خامنه ای است ؟ 

نوشته شده در سیاسی. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s