اعتراضات توده ای، تنها راه عقب نشاندن رهبر رژیم

rouhaniاعتراضات توده ای، تنها راه عقب نشاندن رهبر رژیم
نگاهی به شرایط سیاسی کشور از نگاه سایت ها و رسانه های حکومتی
سایت خبری راه کارگر ـ فضای سیاسی ایران در آستانۀ انتخابات،هر روز متحول تر می شود. تعداد کاندیداها، کم کم کاهش می یابد. اصلاح طلبان و کارگزاران با کنار رفتن عارف، به دور روحانی جمع می شوند. اصولگرایان اما همچنان هر کدام راه خود را می روند. بیت رهبری به زعامت «آقازادۀ» آقا و امنیت سپاه و قرارگاه عمار و همۀ آن ها که احمدی نژاد را بر سرکار آوردند و مردم را سرکار گذاشتند حالا سعید جلیلی را با گفتمان ویژه اش به جلو هل می دهند. بخشی از سپاه و بویژه در میان فرماندهان مؤثرش، قالیباف را گزینۀ بهتری می دانند، مجمع مدرسین حوزه علمیۀ قم و اصولگرایان سنتی و بخشی از مجلسیان از علی اکبر ولایتی حمایت می کنند و رضائی که خط خود را پیش می راند و غرضی هم هنوز علاف است.
کناره گیری عارف، واکنش های گسترده ای به دنبال داشته است. آن بخش از اصلاح طلبانی که هنوز در توهم «زنده بودن اصلاحات» و امکان پذیری اصلاح طلبی در استبداد مطلقه ولایت فقیه زندگی می کنند، دچار یاس و سرخوردگی شده اند. آن ها گویا هنوز متوجه نشده اند که «اصلاح طلبی مُرد». این را بیش از همه موسوی خوئینی ها و مصطفی تاجزاده متوجه شده اند که اصلاح طلبی گزینه ای در استبداد دینی نیست و از این رو رای به تحریم داده اند. اما در سوی دیگر کناره گیری عارف و حمایت اصلاح طلبان طرفدار خاتمی از کاندیداتوری روحانی، به عنوان کاندیدای حداکثری هاشمی رفسنجانی، خشم اقتدارگرایان و باندهای سیاه حکومتی را برافروخته است. آن ها که از ترس ایجاد موج مخالفت با سیاست های رهبر در نتیجه ورود هاشمی رفسنجانی به عرصه انتخابات واکنش نشان دادند و تصمیم شورای نگهبان را وتو کردند، خیلی دوست داشتند که به توهم اصلاح طلبی دامن بزنند و اجازه ندهند موجی که را هاشمی راه انداخته است تقویت شود. آن ها از سیاست های هاشمی نگرانند. هاشمی بیان شکست قطعی سیاست های رهبر رژیم در عرصه سیاست خارجی و داخلی است. او طرفدار تنش زدائی و تعامل با غرب است. اکنون شعارهایش از زبان روحانی بیان می شود. پخش شایعه بررسی مجدد صلاحیت روحانی از سوی شورای نگهبان توسط خبرگزاری فارس، بیان تهدید آشکاری از سوی باندهای امنیتی و اطلاعاتی و بیت بود. آن ها نگران حضور پررنگ مخالفان خط رهبر هستند. تا جائی که حتی از موضع گیری های ولایتی در سیاست خارجی نیز ناراحت هستند و همه کاندیداها به غیر از جلیلی را بخش هائی از پازل رفسنجانی می دانند و علاوه بر اصحاف فتنه و انحراف، حالا اصحاف تردید را نیز کشف کرده اند.
واقعیت آن است که سیاست های رهبر رژیم ایران را به لبۀ پرتگاه کشانده است. شکست سیاست های رهبر رژیم، بسیاری از نیروهای درون حکومت را نگران کرده است. آن ها از تکیه تمام عیار رهبر رژیم به نیروهای سرکوب و تکیه بر سرنیزه نگران شده اند. به همین دلیل است که در انتخابات این دوره دیگر تمامی اصولگرایان رهبر را فصل الخطاب نمی دانند و به کاندیدای پنهان او نیز علاقه ای ندارند. تعدد کاندیداهای اصولگرایان از همین جا ناشی می شود. بر متن این فضاست که خط رفسنجانی در حال پیشروی است. بسیاری با نگاهی به کاندیداها پس از سومین مناظره، آنها را شش بعلاوه دو خواندند. زیرا تنها سعید جلیلی وحداد عادل از سیاست های رهبر در عرصه انرژی هسته ای و سیاست خارجی دفاع کردند و بقیه به شکست این سیاست ها اذعان داشتند. و حالا که مخالفان اصلی رهبر رژیم در ائتلاف اصلاح طلبان و کارگزاران و اصولگرایان معتدل از حسن روحانی حمایت می کنند، شرایط حساسی برای باندهای قدرت ایجاد شده است. آن ها یا باید به بازی انتخابات تن در دهند و اگر موج گسترده ای ایجاد شود، آن را بپذیرند و از خیر تقلب در انتخابات بگذرند، که در این صورت تمامی دستاوردهای تاکنونی شان که با هزینه های فراوانی همراه بوده است را از دست می دهند و یا آن که با تمام قدرت مانع شکل گیری سناریو شکست برنامه های رهبر و باندهای قدرت همسو خواهند شد.
اکنون در واپسین روزهای انتخابات، اختلافات درون حکومتیان به اوج رسیده است. بیت رهبری و نیروهای نظامی و امنیتی حاکم، تلاش خواهند کرد مانع ایجاد موج های بزرگ و گسترده شوند تا امکان بیرون آوردن گزینه اصلح خودشان راحت تر باشد. در غیر اینصورت، باز شمشیر را از رو خواهند بست. نشانه های عقب نشینی در آن ها دیده نمی شود. تنها نیروئی که می تواند این نیروی مصمم، تا بن دندان مسلح ، و خشمگین را به عقب نشینی وادارد، اعتراضات گستردۀ توده ای است. تنها این نیروست که می تواند مانع از سقوط کشور به پرتگاهی شود که اکنون در لبۀ آن قرار گرفته است. به نظر نمی رسد که باندهای وحشی قدرت که برای تسلط بر تمامی عرصه های زندگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سال ها برنامه ریزی کرده اند، اجازه دهند از طریق صندوق های رای قدرت شان محدود شود. از همین رو سازماندهی اعتراضات و به میدان آوردن شعارهای واقعی توده های فرودست جامعه ، تنها راهی است که می توان این گراز وحشی را به عقب نشینی واداشت.
********************************
اعلام حمایت رسمی شورای مشاوران خاتمی از دکتر حسن روحانی به عنوان کاندیدای نهایی اصلاح‌طلبان
شورای مشاوران خاتمی در بیانیه اعلام حمایت رسمی از حسن روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری آورده‌اند: پس از تشکیل کارگروه های ویژه و انجام گفت و گوهای فشرده با نامزدهای محترم و شخصیت های برجسته ملی به ویژه آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی و اجرای نظرسنجی علمی در نهایت جناب آقای دکتر حسن روحانی به عنوان نامزدی که امکان جذب آراء بیشتری دارد مناسب تشخیص داده شد.
به گزارش خبرنگار مهر، متن کامل بیانیه شماره 4 شورای مشاورین سید محمدخاتمی رئیس جمهوری سابق کشورمان به این شرح است:
به نام خدا
شورای مشورتی اصلاح طلبان که با هدایت و مدیریت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی از مردادماه سال گذشته تاکنون به طور منظم و مستمر برای بررسی مسائل کشور و راه های برون رفت از بحران ها و تنگناهای موجود به ویژه با بهره گیری از فرصت انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شده، تاکنون توانسته است راهبردها و راهکارهای مناسب را در قالب مواضع و بیانیه های مناسب اعلام نماید.
در این روند با توجه به نیازها، مسائل و ضرورت های پیش رو با رأی اجماعی اصلاح طلبان برپایه خرد جمعی به طرح نامزدی یکی از دو شخصیت ملی و مقبول کشور یعنی جناب آقای علی اکبر هاشمی رفسنجانی و جناب آقای سید محمد خاتمی انجامید.
خوشبختانه با اقدام فداکارانه حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی در ثبت نام، جامعه در آستانه امید، اعتماد، شور و نشاط تازه ای قرار گرفت که تحقق حماسه سیاسی شگفتی را نوید داد.
متأسفانه با حذف ایشان از عرصه رقابت های انتخاباتی فرصت های بسیاری برای کشور از دست رفت و موج عظیم اقبال عمومی از ایشان در تحیری سرگردان فرو رفت.
با اعلام تأسف مجدد از این فرصت سوزی و جفا به انقلاب و نظام و مردم، این شورا برای انجام مسؤولیت خود و در جهت کمک به کاهش مخاطرات و نابسامانی های جاری و پاسخگویی به مطالبات گسترده سیاسی جامعه بر آن شد که با رصد مواضع نامزدهای حاضر در صحنه و توجه به خواست و خطر عمومی در زمان مقتضی اعلام نظر نماید.
در میان نامزدهای موجود جناب آقای دکتر عارف به عنوان نامزد اصلاح طلب و جناب آقای دکتر حسن روحانی به عنوان نامزد مستقل مورد نظر بودند.
در این شرایط مهم ترین سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان حفظ و تداوم اجماع به وجود آمده بود که اکنون به ظرفیت ملی فراگیری مرکب از تمامی تحول خواهان، اصلاح طلبان و اصول گرایان معتدل و دلسوز کشور تبدیل شده و یک تقاضای اجتماعی پردامنه را برای اثر بخشی بر سرنوشت انتخابات به رغم همه محدودیت ها و نگرانی ها به دنبال داشته است. بر این اساس حداقل ائتلاف میان این دو نامزد محترم برای جلوگیری از تفرق آرا و حفظ انسجام و همگرایی جریان های خیرخواه کشور به عنوان یک خواسته همگانی و ملی در همه سطوح مطرح شده است.
به این منظور شورای مشاوران نیز راهکارها و ساز و کارهای انجام ائتلاف را با تأکید بر مراجعه به افکار عمومی با توافق آقایان دکتر عارف و دکتر روحانی در دستور کار قرار داد که مورد قبول بزرگان نیز بوده است. در این روند با تشکیل کارگروه های ویژه و انجام گفت و گوهای فشرده با نامزدهای محترم و شخصیت های برجسته ملی به ویژه آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی و اجرای نظرسنجی علمی در نهایت جناب آقای دکتر حسن روحانی به عنوان نامزدی که امکان جذب آراء بیشتری دارد مناسب تشخیص داده شد.
ضمن سپاس فراوان از جناب آقاى دكتر عارف كه شجاعانه و بيدارگرانه در عرصه حضور داشتند و بيانگر مواضع ارزنده اصلاح طلبان بودند و در اين موقعيت حساس و به منظور جلوگيرى از تفرقه و پراكندگى نيروها، اخلاق و مصلحت جمعى را بر همه چيز ديگر ترجيح مى دهند، اعلام مى نمايد كه نامزد واحد ما درعرصه انتخابات جناب آقاى دكتر روحانى خواهد بود.
این شورا با تأکید مجدد بر شایستگی ها و توانمندی های جناب آقای دکتر محمدرضا عارف به عنوان دانشمندی اصلاح طلب و مدیری توانا در اعلام مواضع اصلاح طلبانه ارج می نهد و از جناب آقای دکتر روحانی نیز انتظار دارد شجاعانه در تحقق راهبرد عقلانیت، تدبیر و ثبات که همواره مورد تأکید ایشان بوده است گام بردارند و از هم میهنان عزیز دعوت می نماید با احساس مسؤولیت بیشتر نسبت به شرایط خطیر کنونی و پشتیبانی از جناب آقای دکتر حسن روحانی و رأی به ایشان نقش خویش را در کمک به برون رفت کشور از تنگناهای موجود ایفا نمایند.
والسلام
دوشنبه 20 خرداد 1392
********************************
اعلام انصراف دکتر محمدرضا عارف از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری
ملت شریف ایران
با اهدا سلام و درود
غروب دوشنبه بیستم خرداد ماه، مرقومه‌ای از جناب آقای سید محمد خاتمی دریافت نمودم. ایشان طی این نامه در مقام رهبری اصلاحات، ادامه حضورم را در صحنه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به مصلحت ندانسته اند.
از آنجا که از ابتدای ورودم به عرصه انتخابات بارها بر موضع تمکین از اجماع با محوریت جناب آقای خاتمی تاکید نموده‌ام و همچنین بر اساس منشور اخلاق انتخاباتی منتشر شده توسط اینجانب، خود را متعهد به رعایت اخلاق و انجام تعهداتم می دانم. لذا با عنایت به نظر صریح جناب آقای خاتمی و تجارب انتخابات دو دوره گذشته ریاست جمهوری، انصراف خود را از ادامه رقابت‌های انتخاباتی اعلام می دارم.
خلق صحنه‌های به یاد ماندنی توسط شما مردم سربلند در دوره فعالیت‌های انتخاباتی ام، عامل موثری برای حرکت در مسیر تحقق حماسه سیاسی و نشانی از شکل گیری یک پایگاه و سرمایه بزرگ اجتماعی است.
اینجانب گذشتن از حق خویش به نفع ملت بزرگ و ایران سربلند را مصداق روشن اصلاح طلبی واقعی می دانم. از آنجا که اعتقاد دارم شرکت در انتخابات، هم حق و هم تکلیف است، از مردم همراه سرافراز ایران صمیمانه می خواهم با حضور پر شور در انتخابات ۲۴ خردادماه، عزت و بقای جمهوری اسلامی و عظمت ایران و خلق حماسه سیاسی را تداوم بخشند.
در پایان از همه مردم عزیز کشورم برای همراهی بزرگوارانه‌شان تشکر می کنم و اعلام می دارم در همه شرایط در کنارشان خواهم ماند.
ارادتمند شما
محمدرضا عارف
شامگاه بیستم خردادماه هزار و سیصد و نود و دو
***************************
سخنگوی عارف، تکلیف ستادهای او را مشخص کرد؛ انحلال
جهان نیوز : سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۰۲
سخنگوی ستاد انتخاباتی محمدرضا عارف تأکید کرد که عارف فقط انصراف داده و به نفع کسی کنار نرفته است.
سخنگوی عارف، تکلیف ستادهای او را مشخص کرد؛ انحلال
به گزارش جهان، سیدحسن رسولی سخنگوی ستاد انتخاباتی محمدرضا عارف در گفت‌وگو با تسنیم، در پاسخ به این سؤال که «آیا آقای عارف به نفع کاندیدایی کنار رفته است؟»، گفت: آقای عارف بیانیه دادند و در بیانیه ایشان هم چیز مشخص بود.
خبرنگار تسنیم از رسولی پرسید که «برداشت از بیانیه این است که آقای عارف به نفع روحانی کنار نرفته؛ ‌این درست است؟» که وی پاسخ داد: خب؛ به نفع کسی کنار نرفته است.
سخنگوی ستاد انتخاباتی عارف در پاسخ این سؤال که «تکلیف ستادهای آقای عارف چه می‌شود و آیا این ستادها از روحانی حمایت می‌کنند؟»، تأکید کرد: وقتی کاندیدایی انصراف می‌دهد، طبیعتاً ستادهایش منحل می‌شود.
رسولی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه «آقای عارف هم تصمیمی بر این کار ندارند که ستادها را به آقای روحانی اختصاص دهند؟»، تصریح کرد: آقای دکتر عارف برنامه‌ای برای این کار ندارد و چیزی هم در این باره نگفته است.
خبرنگار تسنیم از وی پرسید «شما قبلا به ما گفته بودید ستادهای آقای عارف و روحانی در شهرستان‌ها همسو هستند؛ آیا ستادهای شهرستان‌ها نیز از روحانی حمایت می‌کنند یا خیر؟»، گفت: من گفتم همسو، اما همسو به این معنا نیست که برای یکدیگر کار می‌کنند، البته الان خود دوستان در شهرستان‌ها بنا بر تشخیص خود، تصمیم فردی می‌گیرند.
رسولی در پاسخ به سؤال مجدد خبرنگار ما که پرسید «بنابراین ستادهای عارف منحل می‌شود»، تأکید کرد: وقتی کاندیدایی انصراف می‌دهد، ستادهایش منحل خواهد شد.

*************************
احساس قربانی‌شدن اصلاحات جلوی پای حسن روحانی، اختلافات را علنی کرد
پیوستن برخی مسئولان ستادهای عارف به رقبای روحانی
جهان نیوز: سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۳۴
اختلافات جلسات خصوصی اصلاح طلبان سر باز کرده و شکاف جدیدی در حمایت از حسن روحانی ایجاد شده است. اصلاح طلبان معتقدند آقای روحانی هیچ پیشینه و کارنامه ای در این جریان ندارد اما اکنون عده ای می خواهند، اصلاحات را جلوی پای او قربانی کنند.
احساس قربانی‌شدن اصلاحات جلوی پای حسن روحانی، اختلافات را علنی کرد
به گزارش سرویس سیاسی جهان نیوز، عارف روز دوشنبه در کرمان حتی سوگند خورد که حضورش در انتخابات قطعی است و «تا آخرین لحظه» از صحنه انتخابات کنار نخواهد رفت اما فشارها به او نتیجه داد و عارف را از مسیر انتخابات خارج کرد.
دکتر عارف که گویا از حذف خود دلخور شده،‌ در بیانیه انصرافش هیچ نامی از آقای روحانی نبرد و تنها گفت که به احترام محمد خاتمی کنار می رود.
بیانیه کنایه‌وار عارف را ساعاتی بعد، رئیس ستاد انتخاباتی اش معنی کرد. سیدحسن رسولی به تسنیم گفت که عارف «به نفع کسی کنار نرفته است.» رسولی همچنین تکلیف ستادهای عارف را هم مشخص و تأکید کرد: وقتی کاندیدایی انصراف می‌دهد، ستادهایش منحل خواهد شد.
پیش تر حامیان روحانی تصور می کردند که کناره گیری عارف به معنی حمایت او از حسن روحانی خواهد بود اما معاون اول دولت اصلاحات نشان داد که هنوز اعتقاد دارد، روحانی «اصلاح طلب» نیست.
بر نظر می رسد اختلافات جلسات خصوصی اصلاح طلبان سر باز کرده و شکاف جدیدی در حمایت از حسن روحانی ایجاد شده است. اصلاح طلبان معتقدند آقای روحانی هیچ پیشینه و کارنامه ای در این جریان ندارد اما اکنون عده ای می خواهند، اصلاحات را جلوی پای او قربانی کنند.
این باور در ستادهای محمدرضا عارف که خود را متن جریان اصلاحات و قربانی پروژه آقای هاشمی رفسنجانی می دانند،‌ بیشتر از دیگران به چشم آمده است.
در نتیجه همین اعتقاد است که بخشی از مسئولان و فعالان ستادهای انتخاباتی محمدرضا عارف در استان ها، پس از انصراف وی ترجیح داده اند، بجای همراهی روحانی در مقابل او قرار گیرند.
به گزارش خبرنگار جهان، روسای ستادهای عارف در برخی استان ها از جمله کرمان و چند شهر دیگر آن به ستادهای یکی از کاندیداهای رقیب پیوسته اند.
این اختلافات با توجه به شکاف دیرینه برخی اعضای مجمع روحانیون با هاشمی رفسنجانی، ممکن است گسترده تر شود و تصور افزایش آرای روحانی را به هم بزند.
*************************
حمایت دختر گرامی حضرت امام(ره) از دکتر حسن روحانی
جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران، به دبیرکلی سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی، دختر گرامی حضرت امام خمینی (ره) ضمن صدور بیانیه‌‌ای درباره یازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری، حمایت خود را از دکتر حسن روحانی اعلام کرد.
آفتاب: به گزارش آفتاب، بیانیه شماره یک جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم
انتخابات، یکی از اساسی ترین نمادهای مردم سالاری دینی و مهم ترین محل برای حل منازعات سیاسی و رقابت برای دست یابی به برآیند نظرات مردم در حوزه های مختلف است. از همین روست که همه کسانی که به سرنوشت مردم علاقمند بوده و مشارکت مردم را به عنوان جزء جدایی ناپذیر جمهوری اسلامی می دانند، تمامی تلاش خود را به کار می گیرند تا این یادگار ارزشمند انقلاب، همواره در بهترین شکل و به بهترین شیوه، برگزار شود و برآیندی از گرایش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه باشد. بنابراین، مشارکت در این امر می تواند تغییرات بسیاری در سرنوشت مردم را باعث شود.
جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران نیز با چنین باوری، بر ضرورت مشارکت همه گروه ها و فعالان سیاسی، اجتماعی و مدنی در شرایطی که کشور به دلیل تحریم های خارجی و فشارهای بین المللی و نیز مشکلات اقتصادی ناشی از ناکارآمدی مدیریتی، در تنگنا قرار گرفته، تاکید دارد. اعضای این نهاد مدنی، ضمن آن که خود را موظف به مشارکت فعال در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می دانند، از میان همه نامزدهای محترم، جناب آقای دکتر حسن روحانی را نامزد اصلح دانسته، معتقدند در شرایط دشوار فعلی، ایشان، به دلایل متعدد، از جمله سوابق درخشان در حوزه دیپلماسی، سیاست گذاری امور اجرایی، منطقی و کارآمد و نیز منش اعتدالی در رفتار با جناح ها و گروه های مختلف سیاسی، که ناشی از تدبیر، درایت و تعهد وی به اعتلای ارزش های انقلاب؛ آزادی، استقلال ملی است، می تواند کشور را از ادامه روند نامناسب فعلی بازداشته، به سوی فردایی بهتر برای همه مردم ایران هدایت کند.
دکتر روحانی در کنار پیشینه مثبت، در دوران دفاع مقدس، در کسوت نمایندگی مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی، همواره با ثبات قدم و کلام در خدمت نظام بوده اند.
جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران با در نظر گرفتن چنین ویژگی هایی است که از همه مردم ایران دعوت می کند تا در 24 خرداد، با خلق حماسه ای دیگر، با رای به دکتر حسن روحانی، سرنوشت خود را به سوی اعتدال، توسعه پایدار، اقتصادی توانمند، رفاه، عزت و سربلندی ملی و اسلامی، به دست گرفته و رقم بزنند.
روابط عمومی جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران
***************************
معناي سکوت جامعه روحانيت مبارز چيست؟
وبسایت اخبار محرمانه
سه شنبه 21 خرداد 1392 – 2:16:55 PM
اخبار محرمانه-جامعه روحانيت مبارز به ظاهر قرار نيست به کانديداي خاصي اشاره نمايد.اين اقدام پرسش هايي را پديد آورده است.
به گزارش سرويس تحليل ويژه اخبار محرمانه؛ در حالي که جامعه مدرسين نهايتا با حمايت از دکتر ولايتي تکليف اصولگرايان تکليف گرا را مشخص نمود ؛ جامعه روحانيت مبارز در رسيدن به کانديداي نهايي به استراتژي «سکوت » تن داد.پاره اي از اخبار محفلي حاکي از آن بود که اکثريت قريب به اتفاق اعضا هر چند نسبت به اولويت و اصلحيت ولايتي تاکيد داشتند ولي نسبت به احتمال موفقيت وي در کسب راي مناسب ترديد داشتند.از سوي ديگر شنيده شده شخص آيت الله مهدوي از يک سو تمايلاتي نسبت به قاليباف داشته و از سوي ديگر گلايه مندي هايي نسبت به مديريت پذيري اصولگرايان داشته است.مجموع اين عوامل باعث شده که جلسات جامعه روحانيت به صورتي تنظيم شود که با عدم تشکيل جلسات عملا تکليف از دوش جامعه روحانيت در معرفي کانديدا حداقل در دور نخست انتخابات برداشته شود؛اما در برابر جامعه روحانيت مبارز پرسش هايي مهم قرار دارد:
1.آيا سکوت جامعه روحانيت ؛جواب مناسبي براي معتقدين به تشخيص اين تشکيلات روحاني مي باشد و يا به عبارتي عدم تشخيص کانديدا را مي توان به عنوان يک تکليف سياسي براي هواداران معتقد در نظر گرفت؟آيا جامعه روحانيت نمي دانند که بسياري از هواداران اين نهاد به حکم جامعه روحانيت نه به عنوان حکم سياسي بلکه به عنوان حجت عندالله مي نگرند؟آيا آنها به عظمت اين موقعيت واقفند؟
2. برخورد انفعالي جامعه روحانيت در جريانات سياسي موجب کاهش مرجعيت سياسي اين نهاد مهم مي گردد؛چنانچه اکنون عضو جامعه روحانيت (حسن روحاني)کانديداي مجمع روحانيون شده است!
3.اگر جامعه روحانيت به جز تشخيص کانديداي اصلح يا بقول آنها فعلا صالح مقبول فعاليت تشکيلاتي جدي و سازماندهي پيشاپيشي هم انجام مي داد الآن کانديداي مورد نظر آنها گرفتار ترديدراي آوري نبود.آيا جديترين تشکل هاي سياسي کشور درون جبهه پيروان گردنيامده اند؟آيا اگر در دور نخست مديريت مي شد اين تعداد کانديدا از سمت اصولگرايان واردميدان مي شد تا با تفرق توان آنها حالا کانديداي اصلح آنها از توان مقبوليت لازم برخوردار نباشد؟
4.کميته هاي سياسي جامعه مدرسين و جامعه روحانيت از زماني طولاني مشغول بکارند؛نتيجه آن چه شد؟آيا بايد اکنون تااين حد شاهد سردرگمي اصولگرايان باشيم؟
***************************
پس از گذشت ۲۶ سال از انشعاب
یک عضو جامعه روحانیت کاندیدای مجمع روحانیون مبارز شد
خبرگزاری فارس ـ 21 خرداد 92
با انتخاب حجت‌الاسلام حسن روحانی به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات،‌ این نخستین بار است که پس از ۲۶ سال، مجمع روحانیون مبارز به دلیل بحران هویت یک چهره طیف راست و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز را به عنوان کاندیدای خود در انتخابات معرفی می‌کند.
خبرگزاری فارس: یک عضو جامعه روحانیت کاندیدای مجمع روحانیون مبارز شد
به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام حسن روحانی که به گفته غلامحسین کرباسچی به عنوان کاندیدای نهایی جریان اصلاحات انتخاب شده است، حیات سیاسی خود را در جامعه روحانیت مبارز سپری کرده و امروز، مجمع روحانیون مبارز عضو شورای مرکزی تشکلی را به عنوان کاندیدای خود معرفی می کند که 26 سال پیش با ادعای داشتن اختلافات گسترده با آن، اعلام انفکاک کرد تا طریق دیگری در سپهر سیاسی ایران بپیماید.
مجمع روحانیون مبارز در حقیقت طیفی از افرادی به رهبری محمد موسوی خوئینی ها، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی بودند که در نیمه اول دهه 1360 شمسی با عنوان چپ در دل جامعه روحانیت مبارز فعالیت می کردند و طیف مقابل خود را جریان راست می‌نامیدند. آنان که می گفتند در مسائلی مانند فقه پویا و سنتی، اقتصاد آزاد و دولتی، جایگاه احکام اولیه و ثانویه با جریان چپ اختلاف دارند، سرانجام در آستانه انتخابات مجلس سوم اعلام انشعاب کرده و مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند. این تشکل که خود را رقیب سیاسی جامعه روحانیت مبارز می‌ دانست طی دو دهه اخیر به عنوان پدر معنوی جریان چپ و اصلاحات به شمار می رود. نخستین دبیرکل مجمع روحانیون مبارز مهدی کروبی بود که در سال 1384 از این تشکل جدا شد و حزب اعتماد ملی را تشکیل داد. بعد از کروبی، محمد موسوی خوئینی به عنوان دبیرکل و سید محمد خاتمی به عنوان رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز انتخاب شدند.
حجت الاسلام حسن روحانی که اکنون به عنوان کاندیدای جبهه اصلاحات و مجمع روحانیون مبارز انتخاب شده است، از دیر باز به عنوان طیف راست جامعه روحانیت مبارز محسوب شده و تاکنون عضو شورای مرکزی این تشکل به شمار می آید. اگر چه جریان چپ و مجمع روحانیون مبارز طی چند دهه به لحاظ معرفتی و تشکیلاتی دچار دگرگونی های متعددی در مقاطع مختلف شده است، اما این نخستین بار است که به دلیل بحران هویت مجبور به انتخاب و معرفی فردی از تشکل رقیب سنتی خود به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری شده است که حتی برخلاف هاشمی رفسنجانی(در دهه 60) در هیچ مقطعی از فعالیت سیاسی خود گرایشی به جریان و دیدگاه چپ نداشته و همواره به عنوان یک چهره راست سنتی شناخته شده است.
**********************
حمله تلویحی یک فرمانده سپاه به حسن روحانی
آستانه
سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۹
غلام‌عسگر کریمیان٬ جانشین سپاه استان اردبیل بدون آن‌که به نام حسن روحانی اشاره کند٬ گفته است: «اصلح‌ترین فرد کسی است که خود را خدمتگزار مردم بداند و در برابر خون ۲۰۰ هزار شهید از گرایش به غرب و شرق سخن به میان نیاورد و به تحصیل در اروپا نیز افتخار نکند.»
************************
اصولگرايان روي دستان مردم اصلاح‌طلبان روي بند نام‌ها
غلامرضا صادقيان
مرجع : روزنامه جوان ـ نزدیک به تندروهای سپاه
سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۰۰
«اصولگرايان روي دستان مردم جابه‌جا مي‌شوند و اصلاح‌طلبان روي بند نام‌ها بندبازي مي‌كنند.» اين بخشي مهم از واقعيتي است كه در فاصله سه روز مانده تا خلق حماسه سياسي به چشم مي‌خورد. البته چنين واقعيتي را صرفا از مشاهده تصاوير استقبال‌هاي مردمي احراز نكرده ايم زيرا كه مردم هيچ يك از نامزدها را در سفرهاي تبليغاتي شان تنها نمي‌گذارند و اين تصاوير نيز گواه همه شرايط نامزدها نيست. به تجربه مي‌دانيم كه رأي اصلي انتخابات در دست كساني است كه اتفاقا هميت آرماني شان بر هياهوي خياباني شان مي‌چربد، بلكه آمدن به خيابان‌ها رسم آنان در روز‌هاي ملي و مذهبي است نه روز‌هايي كه براي يك فرد- حتي رئيس‌جمهور- رقم مي‌خورد. البته آنها كه با اراده و بي‌ريا رأي مي‌دهند، معمولا از چشم دوربين‌ها دور مي‌مانند و به خيال خام انگاران نيز نمي‌رسند.
ديروز به رغم اينكه رسماً كناره‌گيري عارف اعلام نشد- شايد تا بهره تبليغاتي‌اش را از رسانه ملي ببرد – و هنوز خبرگزاري‌ها پر بود از قسم‌هايي كه او خورده بود كه به نفع هيچ‌كس كنار نمي‌رود، ناگهان شهردار محكوم سال‌هاي قبل روي خط خبرگزاري مهر آمد و گفت كه عارف به نفع روحاني كنار رفته و روحاني كانديداي نهايي اصلاح‌طلبان است. كرباسچي خود نمي‌دانست كه با اعلام اين خبر رسانه‌هاي اصلاح‌طلبان بايد چه حجمي از مطالبشان را در همان لحظه درو كنند. عارف بار‌ها و بار‌ها گفته بود كه اين شيخ محافظه‌كار- روحاني- اصلاً اصلاح‌طلب نيست و مجمع روحانيون گفته بود كه چه ننگي بالاتر از آن كه اصلاح‌طلبان كسي را نامزد نهايي كنند كه از ۳۰ سال پيش در زمره روحانيت راستگرا بوده و هيچ وقت به صراحت خود را اصلاح‌طلب ندانسته است.
بخش ديگري از آنچه اصلاح‌طلبان بايد از خاطره روزهاي اخير انتخابات حذف كنند، آن قول‌هايي است كه عارف داده بود كه «مي‌آيم تا دروغ را ريشه‌كن كنم» اما خود همزمان با سيل گفتار درباره «هرگز به نفع هيچ كس عقب نمي‌نشينم» و «قسم مي‌خورم كه تا پايان بمانم» در ميان فشار دوستان اصلاح‌طلب خويش براي كناره‌گيري قرار گرفته است و اگر چنين شود تمامي آن سخنان را نمي توان به حساب صداقت در گفتار گذاشت. اينجا مردم در كجاي معادله‌اند؟ هيچ‌جا! مهم براي عارف، مردم نبودند وگرنه قاعدتاً بايد مي‌گفت به نظرسنجي‌ها و استقبال مردم نگاه مي‌كنم نه اينكه «اگر رئيس سابقم گفت برو مي‌روم!»
اما از وضع حسن روحاني كه تا ديشب پس از افشاي تناقضاتش و خرج كردنش ازكيسه رنگين گذشتگان و درگذشتگان، همه سر‌مايه اجتماعي‌اش(!) شد نقشي كه هاشمي در دومين فيلم تبليغاتي‌اش بازي كرد، نيز نمي‌توان گذشت. روحاني به جاي استمداد از مردم، دل به نقش‌بازي‌هاي كسي بست كه يكي از علت‌هاي رسانه‌اي شكست خود او در هشت سال پيش همان فيلم تبليغاتي‌اش بود. فيلمي كه مردم نپسنديدند اطرافيان شيخ، او را پس از عمري جلوس بر كرسي كرامت و عزت به هنر‌پيشگي بگيرند.
در اين ميان غلامعلي حداد عادل به رغم آنكه ممكن است گفته شود چون رأي ميانه‌ خود را ديد، كنار كشيد اما از هر جهت سزاوار ستايش است. اولاً آنكه رأي حداد در نظر‌سنجي‌ها به غالب آناني كه شانس حضور در مرحله دوم را داشتند، نزديك بود و اين شانس را داشت كه در روز‌هاي آينده، صداقت او در مناظره‌ها و دفاعش از گفتمان انقلاب به جاي گفتمان «خود» مورد توجه مردم قرار گيرد و ناگهان در كنار نفر اول قرار گيرد و ثانياً نوع بر‌خورد حداد با موضوع انتخابات و شيوه كناره‌گيري او نشان از اخلاق درجه اولي است كه سال‌ها از او سراغ داريم و حيف كه صاحب اين اخلاق شرايط را در كنار رفتن ديد تا ماندن.
آيا اصلاح‌طلبان كه روي بندنام‌‌ها راه مي‌روند، مي‌توانند تا پايان ساعت رأي‌‌گيري خود را روي اين بند لرزان حفظ كنند يا اصولگرايان كه روي دستان مردم هستند تا پايان بر جاي خود باقي مي‌مانند؟! من به دستان مردم اميد‌وارم و سال‌هاست كه دل از طناب نام‌ها كنده‌ام.
*************************
وقتی یک «راستی» کاندیدای اصلاح طلبان شد!
اصلاحات مُرد
جهان نیوز تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۱
با انتخاب روحانی به عنوان کاندیدای جریان اصلاحات،‌ این نخستین بار است که پس از ۲۶ سال، مجمع روحانیون به دلیل بحران هویت یک چهره طیف راست و عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت را به عنوان کاندیدای خود معرفی می‌کند.
اصلاحات مُرد
جهان نیوز – از ابتدای آغاز شور انتخابات در کشور گروه ها وجریان های سیاسی کشور برای مشخص کردن کاندیدای نهایی خود اقدام کردند.
جریان اصلاحات نیز از همان روزهای اول و در اواسط سال 91 از افراد مختلفی اسم می برد که در میان آنها نام محمد رضا عارف معاول اول دولت خاتمی به عنوان شاخص ترین چهره مطرح بود.
با جدی تر شدن فضا عارف کم کم فاصله خود را با دیگر کاندیداهای احتمال این جریان بیشتر کرد و به عنوان کاندیدای برجسته اصلاح طلبی وارد گود انتخابات ش و از همان روزهای اول نیز اعلام کرد که اگر قرار باشد اجماعی صورت بگیرد در صورت نبود خاتمی و هاشمی این اجماع باید بر روی یک اصلاح طلب باشد؛ یعنی کسی که دارای پشتوانه اصلاح طلبی بوده و بدنه مردمی اصلاحات او را با همین عنوان بشناسند.
در همین حال جمعی از اصلاح طلبان پس از تائید صلاحیت ها از احتمال اجماع کاندیداهای نزدیک به اصلاحات سخن گفتند، کاندیداهایی که یک سوی آن عارف بود و سوی دیگر حسن روحانی.
در روزهای اخیر نیز فشارها به محمدرضا عارف برای کناره گیری به نفع روحانی افزایش یافت ولی او که بارها اعلام کرده بود حسن روحانی را اصلاح طلب نمی داند در آخرین اظهارات خود در جمع مردم کرمان مصمم و صریح گفت که «حاضر به ائتلاف نبوده و قسم می خورم تا آخر در انتخابات بمانم.»
خواب اصلاحات برای یک اصلاح طلب
اما اصلاحات و کسی که از وی به عنوان رهبر این جریان اسم برده می شود خواب دیگری برای معاون اول قدیمی خود دیده بود. خوابی که در جلسات چند شب گذشته طعم تعبیر به خود گرفت.
غلامحسین کرباسچی نیز گفت و گویی از اجماع اصلاحات بر روی حسن روحانی خبر داد. وی تصریح کرد: «شورای 10 نفره مشورتی که آقای خاتمی تشکیل داده بودند اطلاعیه داده است که روحانی را به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان انتخاب کرده اند البته ضمن احترامی که به عارف دارم این اتفاق افتاده و آقای عارف و روحانی نیز گفته اند که تابع نظر بزرگان هستند.»
محمدرضا عارف شامگاه روز گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای بر روی سایت خود، از ادامه حضور در عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری انصراف داد و نوشت:
غروب دوشنبه بیستم خرداد ماه، مرقومه‌ای از جناب آقای سید محمد خاتمی دریافت نمودم. ایشان طی این نامه در مقام رهبری اصلاحات، ادامه حضورم را در صحنه انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به مصلحت ندانسته‌اند.
آیا این پایان کار عارف در انتخابات خواهد بود؟ کسی که بارها و بارها خود را پایبند به اصول اصلاح طلبی نامیده و وانمود می کرد که پرچم اصلاحات را در این انتخابات بر روی دوش خود می بیند امروز باید سایه یک کاندیدا از جبهه راست سنتی را بر احتمال رئیس جمهور شدنش تحمل کند.
به هر حال اصلاحات با کناره گیری عارف سرمایه خود را بر روی برگ شانس آیت الله هاشمی در انتخابات صرف خواهد کرد، اما سوال جدی به وجود آمده این است که چرا سران اصلاح طلبی بعد از 26 سال جدایی از جریان راست سنتی (جامعه روحانیت مبارز) دوباره به سمت یک «راستی» بازگشتند و یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز ( در حالت خوشبینانه یکی از اعضای سابق این جامعه ) را به عنوان کاندیدای خود در انتخابات یازدهم معرفی کنند؟
این بازگشت پیام های زیادی برای سران اصلاح طلب به ویژه کسانی نظیر محمد خاتمی و موسوی خوئینی ها دارد. خاتمی که قبلا گفته ما نمی توانیم بعد از ان انشعاب به سمت فردی بازگردیم که حتی یکبار هم اظهار اصلاح طلبی نکرده است و موسوی خوئینی ها نیز حضور وی را بازی آیت الله برای پایان اصلاح طلبی می خواند.
نکته قابل توجه این است که چرا اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد 76 تا کنون چگونه نتوانستند به یک اصلاح طلب در حد و اندازه ریاست جمهوری برسند؟ بدون شک افرادی نظیر خاتمی و تئوریسین های اصلاحات باید پاسخ این سوال اساسی را بدهند.
بررسی سوابق این دو کاندیدا اما زاویه دیگر این حادثه یعنی حمایت اصلاح طلبان از یک غیر اصلاح طلب را حکایت می کند؛ حمایتی که با حضور یک اصلاح طلب در میدان عجیب به نظر می رسد.
حسن روحانی کیست این‌بار بدون روتوش!
به گزارش مشرق،حسن روحانی در سایت شخصی اش خود را اینگونه معرفی می کند:
حسن روحانی متولد ٢١ آبان ١٣٢٧ در شهر سرخه (استان سمنان)، دارای دکترای حقوق و سابقه تحصیل در حوزه علمیه قم در حد اجتهاد؛ نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده مردم استان تهران در مجلس خبرگان رهبری و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌باشد
**********************
ماه نديد از غبار
محمد كاظم انبارلويي
سرمقاله رسالت
1392/03/21
يكي از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب عكس ايستاده جناب آقاي روحاني نامزد محترم اصلاح‌طلبان در انتخابات يازدهم رياست جمهوري را درج كرده بود و با تيتر بزرگ «سلام بر ايراني كه امروز چهره‌اش غبارآلود است» توجه بنده را جلب كرد. در زير اين تيتر از قول آقاي روحاني نوشته شده بود: «آمده‌ام تا براي ايران اسلامي و براي نجات اقتصاد ايران و تعامل سازنده با جهان، دولت تدبير و اميد را تشكيل دهم.»
يكي از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب عكس ايستاده جناب آقاي روحاني نامزد محترم اصلاح‌طلبان در انتخابات يازدهم رياست جمهوري را درج كرده بود و با تيتر بزرگ «سلام بر ايراني كه امروز چهره‌اش غبارآلود است» توجه بنده را جلب كرد.
در زير اين تيتر از قول آقاي روحاني نوشته شده بود: «آمده‌ام تا براي ايران اسلامي و براي نجات اقتصاد ايران و تعامل سازنده با جهان، دولت تدبير و اميد را تشكيل دهم.»
آقاي روحاني را از سال‌ها پيش مي‌شناسم. نطق حماسي و شورانگيز او در 23 تير 78 در پاسخ به اشرار و فتنه‌جويان در ميان حضور حماسي مردم تهران هرگز يادم نمي‌رود. او عضو برجسته روحانيت مبارز است. اينكه او اكنون مورد توجه اصلاح‌طلبان قرار گرفته و پيام‌هاي خود را براساس تقاضاهاي اين قبيله طراحي مي‌كند جالب است. نمي‌دانم اصلاح‌طلبان بويژه مجمع روحانيون مبارز از مواضع خود عقب‌نشيني كرده‌اند و به يك عضو روحانيت مبارز در رقابت‌هاي جدي، سالم و قانونمند سال 92 رسيده‌اند يا اينكه نه، آقاي روحاني از مواضع پيشين خود عقب‌نشيني كرده و به مجمع روحانيون مبارز و نيز اصلاح‌طلبان پيوسته است؟ پاسخ هرچه باشد در طرح سئوالات زير و يافتن جواب‌هاي آن تاثير ندارد.
اولين سئوال اين است كه آيا چهره منور و شفاف و آفتابي ايران و ملت بزرگوار ما غبارآلود است؟
دومين سئوال اين است كه آيا ايران در حال غرق شدن است و دنبال يك منجي مي‌گردد؟
و سومين سئوال اينكه بر فرض، پاسخ دو سئوال فوق مثبت باشد، آقاي روحاني با تعامل سازنده با جهان (بخوانيد آمريكا) چگونه غبار از چهره ايران بر مي‌دارد و ملت را نجات مي‌دهد؟
در پاسخ به سئوال اول بايد گفت؛ نيم قرن از قيام الهي 15 خرداد مي‌گذرد و نهضت اسلامي امام خميني (ره) هر روز قويتر و نيرومندتر شده است و امروز در اوج بالندگي و اقتدار است. اين را ما نمي‌گوييم. اين را مراكز راهبردي جهان كه قدرت ايران را رصد مي‌كنند مي‌گويند. امروز امام (ره) در ميان ملت ما و ملت‌هاي جهان زنده است و طنين صداي عدالتخواهانه و حق‌طلبانه او هنوز در گوش ملت‌ها مي‌پيچد و بيداري و رهايي را به ارمغان مي‌آورد.
امروز رهبر معظم انقلاب چون خورشيدي درخشان در سراسر سرزمين‌هاي اسلامي مي‌درخشد و نام ايران و ملت ايران و پيروزي‌هاي شگرف ملت در مبارزه با آمريكا و قدرت‌هاي اهريمني جهان فروزندگي خاص خود را دارد.
ملت ما از ميان غبارهاي جنگ داخلي،‌ تروريسم، جنگ تحميلي و نيز جنگ نرم دشمن عبور كرده‌ و امنيت ملي و اقتدار خود را به رخ جهانخواران كشيده‌ است. چطور آقاي روحاني اين واقعيت را انكار مي‌كنند و با بزرگ‌نمايي مشكلات ناشي از تهديدها و تحريم‌ها چهره ملت را غبارآلود نشان مي‌دهد؟
اين نصيحت سعدي عليه‌الرحمه را بايد آقاي روحاني آويزه گوش كند:
مدعي از گفتگوي، دولت معني نيافت
راه نبرد از ظلام، ماه نديد از غبار
سعدي اگر فعل نيك از تو نيايد همي
بد نبود نام نيك،‌از عقبت يادگار
آقاي روحاني بايد غبار از چشم بشويد تا ماه مردم، انقلاب و كشور را خوب ببيند. اگر فعل نيكي در ايام انتخابات از او سر نزد حداقل كاري كند كه نام نيكي از او به يادگار بماند.
تحريم‌هاي اروپا و آمريكا اگر بر ضد هر كشوري اعمال مي‌شد و يا يكي از همين كشورهاي اروپايي مورد تحريم قرار مي‌گرفت آقاي روحاني حتما ملاحظه مي‌كرد كه مردم آن كشورها زنده زنده همديگر را مي‌خوردند. مگر در دو جنگ جهاني شاهد كشته شدن ميليون‌ها انسان از طرفين نبوديم؟
مردم ايران بي‌اعتنا به تهديدها و تحريم‌ها شبانه‌روز در مزارع، كارخانجات و زير سقف آزمايشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي، همه توطئه‌ها و دسيسه‌هاي غرب را نشانه گرفته‌اند و با توليد ملي با آن مبارزه مي‌كنند.
رزمندگان بيدار اسلام و ايران در منطقه و جهان دست روي ماشه دارند تا اگر گرگ‌هاي جهاني حمله را آغاز كردند درسي به آنها بدهند كه در تاريخ فراموش نشود.
فرزندان نسل چهارم انقلاب در آرزوي روزي هستند كه انتقام سه نسل را يكجا از آمريكا و رژيم صهيونيستي بگيرند. آنها در جنگ 33 روزه و 22 روزه و 8 روزه درسي به غارتگران جهاني داده‌اند كه جرات ندارند دست از پا خطا كنند. آيا با اين تصوير، ايران ما ايران غبارآلود است؟ اين غبار از كجا آمده است؟ اينكه اصلاح‌طلبان يك دهه از راي مردم محروم شده‌اند و به خاطر خطاهاي راهبردي و خروج از ممشاي امام (ره) دلشان براي بازگشت به قدرت لك زده است را مي‌شود يك غبار بر دل‌هاي آنها ديد؟ آقاي روحاني غبار بر دل‌هاي آنها در بي‌مهري به مردم و نظام را نبايد به عنوان غبار بر چهره ايران ترجمه كند. اما در پاسخ به سئوال دوم؛ اگر آقاي روحاني گشتي در اين تهران خودمان بزنند و سري به اعماق جامعه ايراني در شهرها و روستاها بزنند خواهند ديد زندگي مردم با همه مشكلاتي كه وجود دارد جريان و نشاط خاص خود را دارد. نه تهديدها و نه تحريم‌ها و نه حتي برخي
سوء تدبيرها در مديريت كشور نتوانسته است زندگي مردم را از روال عادي خارج كند. مشكلات كشور و تهديدهايي كه وجود دارد در اقيانوس مواج همت مردم قابل هضم است. كشور طي سه دهه گذشته روزهايي را ديده است كه در آن روزها بيم شكست و ناكامي انقلاب مي‌رفت. هفتم تير، هشتم شهريور، ترورهاي كور و جنگ تحميلي عراق عليه ايران كه حداقل 34 كشور جهان در آن با آمريكا و رژيم صهيونيستي فعال بودند باعث شكست ما نشد و ايران از آنها عبور كرد و هيچ يك از نخبگان و رهبران ايران حتي به ذهنشان خطور نمي‌كرد كه ايران در حال غرق شدن است و دنبال منجي مي‌گردد يا اينكه غبار بر چهره مردم نشسته است. امروز كه به فضل خدا و توجهات امام عصر (عج) و همت مردم روزهاي آرامي را مي‌گذرانيم چطور ايشان يك تصوير متلاطم و با موج‌هاي شكننده بر اراده مردم و نيز چهره غبارآلود از مردم را تصوير مي‌كنند؟
اما در پاسخ به سئوال سوم؛
ملت ما از آغاز نهضت امام خميني (ره) نيم قرن است كه با آمريكا و رژيم صهيونيستي پنجه در پنجه انداخته‌ است. ملت مردانه ايستاده‌ است و از غيرت، شرف و عزت خود دفاع مي‌كند. سئوال اين است: آمريكا در طي نيم قرن كجا كوتاه آمده است كه جاي پايي براي تعامل باقي بگذارد؟ اين عظمت و عزتي كه در ايران وجود دارد و اين قدرتي كه در ملت ايران ظهور كرده و سينه به سينه غارتگران جهاني ايستاده ، در روي ميز مذاكره و تعامل با غرب به دست نيامده است.
در پاي اين نهال قدرت خون‌هاي پاك فقها، علما و صلحا ريخته شده است. در پاي اين نهال عظيم غيرت و شرف، خون‌هاي مقدس جوانان، پيران، زنان و حتي كودكان معصوم ريخته شده است.
در يك كلمه قدرت ما محصول گفتمان مقاومت است نه گفتمان تعامل با غرب!
آمريكايي‌ها و اروپايي‌ها اگر توان غبار روبي از ايران را دارند بروند غبار از چهره خود بردارند و جنبش ضد سرمايه‌داري را مهار كنند. جلوي افول انديشه‌هاي ليبراليسم و ظهور انديشه‌ جهان اسلام را بگيرند. ايستادگي ما آنها را زمينگير كرده است. آنها به كمتر از نابودي و اضمحلال ملت ايران رضايت نمي‌دهند. روند گفتگوهاي هسته‌اي ونيز محاصره نظامي، سياسي و اقتصادي و گزينه‌هاي ابلهانه آنها مبني بر حمله به ايران روي ميز آنهاست. آنچه آنها را از اين حمله پرهيز مي‌دهد قدرت ديپلماسي ايران نيست بلكه آمادگي ملت ايران براي مقاومت و دست روي ماشه بودن رزمندگان ماست. اين يك حقيقت و مثل آفتاب روشن است. آقاي روحاني نبايد اين حقيقت را انكار كند.
محمد كاظم انبارلويي
*********************
بازی تا دقیقه 90 (یادداشت روز)
حسام الدین برومند
سرمقاله ـ کیهان ـ 21 خرداد 92

هیجان و شور و نشاط انتخابات در سراسر کشور اوج گرفته است و حتی بسیاری از رسانه‌های ضدانقلاب و خارجی که ماموریت دارند فضای یاس و ناامیدی را پمپاژ کنند بر این واقعیت اذعان دارند که انتخابات در ایران حداکثری خواهد بود و به تعبیر گاردین جهان به انتخابات ایران چشم دوخته است.
میان تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌ها پیرامون انتخابات 24 خرداد و اینکه چه کسی می‌تواند انتخاب و اعتماد مردم را جلب کند تنها 3 روز فاصله است.
البته این احتمال هم وجود دارد که انتخابات به دور دوم کشیده شود و آنگاه 7 روز دیگر باید به انتظار نشست و در نهایت 31 خرداد ایستگاه نهایی یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری خواهد بود.
حساسیت این روزها و رسالت بزرگ مردم در تشخیص فرد اصلح و خلق حماسه سیاسی نقطه‌ای است که دشمن از مدتها قبل آن را نشانه رفته است.
بنابراین هرچند فضای انتخاباتی کشور و شور و هیجان مردم و تلاش و تکاپوی پرحجم نامزدها نشانه آن است که دشمن در اولین هدف خود یعنی به چالش کشیدن مشارکت حداکثری ناکام بوده و طرفی نبسته است ولی نباید در میان بازار داغ تبلیغات نامزدها از یاد برد که اتاق‌های فکر دشمن سناریوهای چند لایه و پیچیده‌ای برای انتخابات در پیش رو طراحی و تدارک کرده‌اند.
از نظر حریف بازی انتخابات تا دقیقه 90 ادامه دارد و برای هر مقطع آن برنامه و دسیسه‌ای چیده‌اند. از همین روی در فاصله بسیار کوتاه باقی مانده تا انتخابات نباید فکر کرد که دشمن تماشاچی خواهد بود و فقط به عرصه انتخابات می‌نگرد و دیگر هیچ.
سوال کلیدی این است که در شرایط کنونی نگاه دشمن به کدام نقطه درباره انتخابات ایران دوخته شده است؟ آیا ساده‌لوحی نیست که «بازی انتخابات» -به تعبیر مراکز مطالعاتی غربی- را تمام شده و رو به پایان فرض کنیم؟
برای واکاوی این پرسش در میدان انتخابات و رسیدن به پاسخ چند نکته قابل اعتناست که موضوع اصلی این نوشته را دربر می‌گیرد؛
1- رفتارشناسی دشمنان کشورمان آشکارا نشان می‌دهد که آنها همواره درصدد هستند تا از دالان انتخابات سیاست‌ها و سناریوهای خود را به ایران تحمیل نمایند. چرا و چگونه؟ چون در مواجهه با ایران دچار مشکلاتی هستند و علی‌رغم بلوف «همه گزینه‌ها روی میز است»! می‌خواهند به صورت مواجهه نرم با ایران روبرو شوند.
بنابراین اتاق‌های فکر دشمن بر این مسئله متمرکز است که میدان انتخابات در ایران را به بزنگاهی پرهزینه و پرچالش تبدیل نماید.
نمونه اعلای تلاش دشمن در این‌باره، انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 بود که نه چالش در مشارکت یا چالش در رقابت و کاندیداها بلکه چالش در مشروعیت و سلامت انتخابات را هدف گرفته بود.
اما علی‌رغم تمام برنامه‌ریزی‌ها و تحرکات چند لایه دشمن، این کارشکنی نتیجه معکوس داد و «قدرت نرم» ایران به سدی در برابر توطئه‌های دشمن تبدیل گشت.
جالب اینجاست که مراکز مطالعاتی و نزدیک به اتاق‌های فکر دشمن هم این واقعیت را به بیرون درز داد و از جمله مرکز سابان وابسته به اندیشکده بروکینگز اذعان کرد که براندازی در ایران ناشدنی است.
بعد از فتنه سال 88 جمع‌بندی مراکز رسمی و مطالعاتی کشورهای غربی در مواجهه با ایران یک ترجیع‌بند مشترک داشت؛ «تغییر رژیم در ایران ممکن نیست».
2- گام بعدی دشمن این بود که «تغییر رفتار ایران» را هدف قرار بدهند. به قول سردبیر نشریه معروف فارین پالیسی مشکل آمریکا با ایران این است که جمهوری اسلامی سرپیچی می‌کند.
جرمی هاوند توضیح می‌دهد که سرپیچی ایران ناشی از استقلال این کشور است و بلافاصله می‌افزاید؛ برای همین است که ایران، آمریکا را عصبانی کرده و مورد غضب کاخ سفید است.
خب، با این حساب معنای «تغییر رفتار» بسیار واضح است و آن اینکه هر چه حریف گستاخ و پرمدعا می‌گوید، ایران مسامحه کند و در بستر مذاکره قدرت‌های غربی بر استقلال و اصول خود پافشاری و اصرار نکند!
اما این خواسته- بخوانید آرزو- هم نقش بر آب شد و سوزان مالونی طی مقاله‌ای که در وبسایت بروکینگز منتشر شد به صراحت نوشت؛ «واشنگتن آنجا که باید کم آورده است و آن ایجاد «تغییر رفتار ایران» است.»
3- دشمن باز هم متوقف نشد و تصمیم نگرفت که تنها تماشاگر مواجهه با ایران باشد. این بار «تغییر محاسبات مسئولان ارشد نظام» را هدف گرفت. چرا؟ یک استدلال ساده در این هدف بود و آن اینکه ناکامی در تغییر رفتار ایران به خاطر محاسباتی است که جمهوری اسلامی از رویارویی و مواجهه با حریف دارد. پس به زعم دشمن اگر محاسبات ایران تغییر کند، رفتار او نیز تغییر خواهد کرد. برای همین منظور در دو سال گذشته بالاترین فشارها و تحریم‌ها علیه کشورمان اعمال شد با مختصات-به قول آمریکایی‌ها- فلج‌کنندگی و گزندگی ملت ایران که از آن به عنوان «ضربه آخر» یاد کردند ولی نتیجه چه شد؟
واقعیت آن است که قادر نبودند محاسبات ایران را تغییر دهند چون آنچه که عیان شد اشتباه محاسباتی حریف بود.
آیا تحریم‌های موسوم به اول ژوئیه که قرار بود ظرف 6 ماه کار را یکسره کند به نتیجه رسید؟
آیا پیشرفت‌ها و دستاوردهای علمی و هسته‌ای ایران متوقف شد؟
مگر در کنگره آمریکا، التهاب ویرانگر اقتصادی و ناآرامی‌های اجتماعی را برای پایان سال 91 و منتهی به انتخابات 24 خرداد 92 تدارک ندیده بودند؟
و دهها سؤال و نکته در این میان گفتنی است ولی 2 نمونه روشن کننده آن است که محاسبات حریف با اشتباهات استراتژیک گره خورده است؛ یکی آنکه پس از این همه تحرکات و توطئه‌ها علیه ایران، ماه قبل کنگره آمریکا در گزارشی رسمی- البته دیرهنگام- اذعان کرد که در تحریم ایران به نتایج تعیین شده نرسیدیم و شکست خوردیم.
دیگر آنکه واشنگتن پست به صراحت خاطرنشان کرد که تحریم‌ها ناکارآمد بوده، ناآرامی اجتماعی ایجاد نکرده و نهایتاً اینکه ایران هیچ اثری از تسلیم نشان نمی‌دهد.
4- از اینجا به بعد است که دشمن در گام آخر، تشکیک در دستاوردها و پیشرفت‌های جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر را هدف گرفته است.
برای همین هرچه به انتخابات نزدیکتر شدیم، این خط از سوی دشمن پیگیری و رهگیری شد که «مقاومت، رمز پیشرفت» نیست.
متاسفانه در شرایط رقابت‌های انتخاباتی برخی نامزدها- خواسته یا ناخواسته- جدول دشمن را پر کردند و قرائتی از وضعیت موجود کشور ارائه کردند که با دستاوردهای بزرگ هسته‌ای، علمی، دفاعی و نقش تعیین‌کننده و ممتاز جمهوری اسلامی در تحولات منطقه‌ای همخوانی نداشت.
برخی آنچنان از «نجات اقتصادی»! دم زدند که گویا اهرم تحریم‌ها کشور را قفل کرده است و راه‌حل تحریم‌ها از مسیر وادادگی در برابر سیاست‌های گستاخانه و خصمانه حریف می‌گذرد.
یا آنچنان واقعیت‌ها را نادیده گرفتند که تنها راه‌حل موجود را «بستن با کدخدا» توصیف کردند. کدخدایی که خود در گرداب مشکلات اقتصادی گرفتار شده و در حالی که به تعبیر آن روزنامه‌نگار آمریکایی، ایران با اقتدار و مستقل، آمریکا را عصبانی کرده است.
عجیب است که حریف آمریکایی بر ناتوانی در برابر ایران به خاطر تغییر رفتار جمهوری اسلامی اذعان می‌کند و آقایان با ژست تدبیر امور، «کاهش شکاف ایران با غرب»! را پیشنهاد می‌دهند و یا با ژست پختگی بر طبل به اصطلاح «آشتی با دنیا»! می‌کوبند.
این همان خطی است که در همین چند روز باقی مانده جریانی تلاش می‌کند آن را به اصطلاح به یک موج در جامعه تبدیل کند و می‌پندارد که اینچنین آراء مردم را جلب خواهند کرد.
اما مشکل آنجاست که حریف هم فهمیده است نمی‌تواند ملت ایران را به سازش وادار کند. تحلیل دیروز نیویورک‌تایمز از مواجهه خط سازش و خط مقاومت در ایران خواندنی است؛ «ملت و دولت ایران همصدا از موضع هسته‌ای کشورشان دفاع می‌کنند و حتی بیش از 10 سال گذشته بر موضوع هسته‌ای حساسیت و تاکید دارند.»
اما دشمن وظیفه‌ای جز دشمنی ندارد و به این نقطه چشم دوخته تا خط سازش را در انتخابات پمپاژ کند و این بازی را تا روز انتخابات ادامه خواهد داد ولی برخی آقایان باید بدانند که نتیجه این بازی را مردم رقم خواهند زد.
حسام الدین برومند
*************************
آیت الله موسوی خوئینی‌ها دبیرکل مجمع روحانیون مبارز :
حضور در انتخابات به هر قیمت به زیان اصلاحات است
1392/2/16
آیت الله موسوی خوئینی ها، دبیرکل مجمع روحانیون مبارز می گوید، با شرکت در انتخابات به هر قیمت و در هر حال مخالف است.
مدیرمسوول روزنامه توقیف شده «سلام»، در سالروز قیام ۱۵خرداد با جمعی از اعضای «کمپین ائتلاف عارف ـ روحانی برای فردای ایران» دیدار کرد. در این دیدار آقای موسوی خوئینی ها درباره ائتلاف دو کاندیدا گفت: نظر بنده درباره انتخابات همان چیزی است که در آبان ماه سال گذشته گفته ام و تاکید کردم که من با شرکت در انتخابات در هر حال و به هر قیمتی موافق نیستم و چنین مشارکتی به زیان جریان اصلاحات و به زیان تفکر اصلاح طلبانه است.
به گزارش وبسایت کمپین ائتلاف، موسوی خوئینی ها با تاکید بر اینکه شرکت در انتخابات باید عزتمندانه باشد، یادآور شد: شرکت در انتخابات باید در چارچوب پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه باشد، ما نباید به جریانی که حضور مؤثر اصلاح طلبان درحاکمیّت را برنمی‌تابد اجازه دهیم ما را به راهی بکشاند که بن بست است.

عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز اضافه کرد: اگر خاتمی نامزد می‌شد، تمام اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی حامی آنان از ایشان حمایت می کردند و چنان نتیجه‌ای از انتخابات به‌دست می‌آمد که دوست وغیردوست را حیرت زده می‌کرد. ولی مخالفان ریز و درشت چنان رفتار کردند که جناب آقای خاتمی بهترین راه ممکن را انتخاب کرد و با وجود درخواست‌های گسترده از سراسر کشور وارد صحنه انتخابات نشد تا مخالفان بار دیگر به خاطر یک دستمال، قیصریّه رابه آتش نکشند. پس از قطعی شدن عدم حضور خاتمی و در اوج یأس و ناامیدی حاکم بر جریان اصلاح طلبان و اقشار حامی آنان در میان جامعه، آیت الله هاشمی برای نامزدی ریاست جمهوری ثبت نام کرد. حضور جناب آقای هاشمی با چنان استقبالی، نه تنها از ناحیه اصلاح طلبان بلکه از طرف طیف گسترده تری درسراسر کشور، رو به رو شد که بر اساس تحلیل حوادث قابل پیش بینی نبود. این حضور و موج حمایت گسترده‌ای که شکل گرفت و روز به روز رو به افزایش داشت و پیروزی آقای هاشمی در انتخابات را قطعی می‌ساخت، نه تنها مشکلات پیش آمده در هشت سال گذشته رابر طرف می‌ساخت بلکه می‌توانست اعتبار به شدّت آسیب دیده‌ی جریان حامی رئیس جمهور فعلی ( که با تدبیرهای شگفت آوری او را به ریاست جمهوری رساندند ) را تا حدودی ترمیم کند، ولی متأسفانه بی تدبیری نه تنها کشور وملت را از یک فرصت خدادادی محروم کرد که گویا مهر باطله بر شناسنامه انقلاب زده شد. هر چند که سالها است این مهر رادر جامعه از اعتبار انداخته‌اند.
موسوی خوئینی ها هشدار داد که چون راههای اصلی ورود در انتخابات را بر روی اصلاح طلبان و بخش عظیمی از جامعه بستند باید بسیار هوشیار باشیم که ما را به راههایی نکشانند که بن بست است و یا در صورتی وارد این راه شویم که بتوانیم بن بستها را بشکنیم.
موسوی خوئینی ها افزود: نکته مهم دیگر که غفلت از آن بسیار زیانبار است این است که اصلاح طلبان نباید اعتبار افتخار آمیز گذشته خود که مخالفان نا گزیر از اعتراف به آن شدند را با حرکتی نسنجیده مخدوش کنند. مخالفان با همه هنر مهندسی که در انتخابات سال هشتاد و هشت بکار بستند ناگزیر شدند نزدیک به پانزده میلیون رای را برای اصلاح طلبان بپذیرند و امروز مهندسی بر این اساس پیش می‌رود که نه تنها اصلاح طلبان پیروز انتخابات نباشند بلکه اعتبار گذشته خود را نیز از دست بدهند.

دبیرکل مجمع روحانیون مبارز افزود: من با کمال تواضع و با احترام به همه عزیزانی که به اصلاح امور و تغییر اوضاع اسفبار کشور می‌اندیشند عرض می‌کنم که در تحلیل شرایط به‌ هوش باشید و مراقبت کنید تا مبادا تحلیل‌ها بر اساس اطلاعاتی باشد که مخالفان تولید می‌کنند و در میان اصلاح طلبان بویژه تصمیم گیرندگان آنان نفوذ و رواج می دهند.
*************************
واکنش احمدی‌نژاد به یک سوال انتخاباتی/ رای من مخفی است
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۹:۲۶
محمود احمدی‌نژاد گفت: رئیس‌جمهور فقط یک رای دارد و آن رای را نیز فقط خودم می‌دانم.
واکنش احمدی‌نژاد به یک سوال انتخاباتی/ رای من مخفی است
به گزارش جهان به نقل از ایسنا، رییس‌جمهور صبح امروز در حاشیه مراسم افتتاح مرکز تحقیقات و مدیریت هوا و تغییرات اقلیمی خوزستان در پاسخ به خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) منطقه خوزستان، مبنی بر اینکه «آیا دولت گزینه خاصی در انتخابات دارد و از سعید جلیلی حمایت خواهد کرد یا خیر؟»، اظهار کرد: دولت گزینه خاصی ندارد و نه دولت و نه شخص بنده از فرد خاصی حمایت نخواهیم کرد.
وی افزود: بنده خادم ملت هستم. رئیس‌جمهور نیز مانند سایر افراد تنها یک رای دارد و آن رای را نیز فقط خودم می‌دانم.
************************
دکتر یدالله جوانی ـ مشاور نماینده ولی فقیه در سپاه
رویکرد حلقه انحراف در انتخابات
یدالله جوانی نوشت: حلقه انحراف به دنبال آن است تا با پیروز شدن اصلاح‌طلبان، مدعی شود فقط کاندیدای حامیان دولت بود که می‌توانست در این رقابت‌ها مانع به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان شود.
خبرگزاری فارس: رویکرد حلقه انحراف در انتخابات
به گزارش خبرگزاری فارس، دکتر یدالله جوانی تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان «رویکرد حلقه انحراف در انتخابات» نوشت:
حامیان دولت با تمرکز بر یک فرد خاص از ورود به عرصه رقابت‌های انتخاباتی به دلیل عدم احراز صلاحیت آن فرد باز ماندند. وضعیت پیش آمده برای حلقه انحرافی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری در حالی است که تا پیش از آن تصور می‌کردند یک قطب رقابت‌های انتخاباتی آنها بوده و کاندیدای حامیان دولت برنده نهایی انتخابات خواهد بود.
پس از اعلام اسامی نامزدهای احراز صلاحیت شده، از سوی عوامل انحراف از رد صلاحیت لیدر انحراف به عنوان یک ظلم یاد شده و به هواداران توصیه شد تا صبور باشند و منتظر که وی به صحنه باز خواهد گشت.
هر چند با نزدیک شدن به 24 خرداد و عملی نشدن وعده‌ها به هواداران، توهم‌ها فرو خواهد ریخت، اما یک سؤال نیاز به پاسخ دارد و آن سؤال عبارت است از اینکه رویکرد حلقه انحراف از زمان اعلام اسامی از سوی شورای نگهبان و آغاز تبلیغات رسمی نامزدها تا به امروز در قبال انتخابات چگونه بوده است؟
برای پاسخ به سؤال مذکور بررسی روزنامه‌ها و شبکه‌های اطلاع‌رسانی در اختیار دولت که با پول بیت‌المال‌ اداره می‌شود، کفایت می‌کند.
حلقه انحرافی برای فعال عمل کردن در رقابت‌های انتخاباتی، رسانه‌های متعددی را راه‌اندازی و ساماندهی کرده و اکنون این رسانه‌ها در قبال انتخابات و در غیاب گزینه خود رویکردی مشخص را دنبال می‌کنند.
بررسی این رسانه‌ها نشان می‌دهد که رویکرد حلقه انحرافی در قبال انتخابات، دارای محورهای زیر است:

1ـ کاهش مشارکت

رهبر معظم انقلاب اسلامی سال 92 را سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامگذاری فرمودند و انتخابات را مظهر حماسه سیاسی معرفی کردند، مشارکت گسترده و فراگیر مردم در انتخابات از عوامل اصلی خلق حماسه سیاسی است، در حالی که انتظار می‌رود رسانه‌های دولت که از بودجه بیت‌المال استفاده می‌کنند، تلاش مضاعف برای دعوت از مردم به منظور حضور در پای صندوق‌های رأی داشته باشند، نه تنها چنین تلاشی مشاهده نمی‌شود، بلکه در نقطه مقابل رویکرد این رسانه‌ها تلاش برای کاهش مشارکت و ایجاد دلسردی در مخاطبان است. شورای نگهبان مر قانون عمل کرد و از میان ثبت‌نام‌ کنندگان، صلاحیت هشت نفر را احراز کرده، اما حلقه انحرافی رد صلاحیت کاندیدای مورد نظرش را برنتابید و به همین دلیل در مسیر ضد حماسه به حرکت درآمد و به جای پذیرش اقدام شورای نگهبان، با تحلیل‌های سست بنیان و غیر منطبق با واقعیات، تلاش می‌کند تا خط عدم مشارکت را به مخاطبان خود القا کند.
چندی قبل یکی از حامیان حلقه انحراف طی یادداشتی در شبکه ایران، تصریح کرد که 25 میلیون رأی‌دهنده به احمدی‌نژاد در سال 88 فاقد گزینه در رقابت‌های انتخاباتی هستند و در این صورت شرایط برای خلق حماسه سیاسی مورد انتظار رهبری فراهم نیست.
در واقع این رسانه‌ها مشارکت و خلق حماسه سیاسی را در گرو حضور کاندیدای مورد نظر خود در عرصه رقابت‌ها دانسته و اینک در غیاب او خلق این حماسه را امری غیرممکن اعلام می‌دارند.
این رویکرد کاملا مشابه با رویکرد رسانه‌های بیگانه و ضد انقلاب است که خط عدم مشارکت را دنبال می‌کنند.

2ـ تخریب اصولگرایان و تمجید اصلاح‌طلبان

طی روزهای اخیر رسانه‌های انحراف، تخریب اصولگرایان را در دستور کار خود قرار داده و در قالب سرمقاله، یادداشت و گزارش به طرق مختلف سعی کرده‌اند، نامزدهای اصولگرا را فاقد برجستگی و توانایی‌های لازم برای پست ریاست جمهوری معرفی کنند و در این خط تخریبی، هر یک از کاندیداهای اصولگرا به نوعی مورد هجوم و تخریب واقع شده و بدین صورت عملا رقبای اصولگرایان مورد حمایت واقع می‌شوند.
به عنوان نمونه در روز دوشنبه 20 خرداد روزنامه شهروند طی گزارشی با عنوان «ترسی که در اردوگاه اصولگرایان ظاهر شده» و این گزارش را خبرگزاری دولت (ایرنا) بازتاب داد، با سیاه‌نمایی از فضای انتخابات و فاصله داشتن این فضا با خط حماسه سیاسی به تخریب اصولگرایان پرداخته شده و در نقطه مقابل از یک کاندیدای متعلق به اردوگاه اصلاح‌طلبان تعریف و تمجید می‌شود.

3ـ القای پیروزی اصلاح‌طلبان

یکی از رویکردهای حلقه انحرافی در تبلیغات خود پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری است، در واقع این رویکرد، هدف خط تخریب اصولگرایان و تمجید اصلاح‌طلبان را از سوی حلقه انحرافی آشکار می‌کند. حلقه انحراف که اکنون به دلایل پیش گرفته از ورود به عرصه انتخابات باز مانده، پیروز شدن اصلاح‌طلبان را بر پیروزی اصولگرایان ترجیح می‌دهد.
این رویکرد انتخاباتی نشان می‌دهد که فتنه و انحراف دو روی یک سکه‌ هستند و هر چند در ظاهر نسبت به یکدیگر موضع دارند، اما در عمل مواضع مشابه و کارکردهای یکسان پیدا کرده‌اند.

اهداف و دلایل چنین رویکردی را می‌توان در موارد زیر ملاحظه کرد:

الف- حلقه انحراف به دنبال آن است تا با پیروز شدن اصلاح‌طلبان، مدعی شود فقط کاندیدای حامیان دولت بود که می‌توانست در این رقابت‌ها مانع به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان شود.
ب‌ ـ حلقه انحرافی با این آرزو برای پیروزی اصلاح‌طلبان تلاش می‌کند تا پس از خارج شدن از قدرت، با آغاز تنش‌های داخلی بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان وارد قدرت شده با توجه به تجارب سال‌های 76 تا 84 از یک طرف و عملکرد اصلاح‌طلبان در فتنه 88 از طرف دیگر، حلقه انحراف از حاشیه امنی برخوردار شود.
این نوع رویکرد را در بسیاری از نوشته‌های تحلیلی رسانه‌ها انحراف می‌توان ملاحظه کرد.
به عنوان نمونه در بخشی از گزارش ذکر شده از روزنامه شهروند به تاریخ دوشنبه 20 خرداد آمده است: «با این حال به نظر می‌رسد بخشی از اصولگرایان «گز نکرده پارک کرده‌اند» و این شتابزدگی ناشی از آن است که ترسی اردوگاه آنها را فرا گرفته که هر کدام می‌خواهند نقشی در انسجام‌زدایی از اصلاح‌طلبان بازی کنند و به نوعی خاتمی را در آغوش عارف جای دهند، شاید این ترس قوت گرفتن احتمال پیروزی حجت‌الاسلام روحانی و میدان‌داری جریانی در 8 سال آینده باشد که به جریان‌ هاشمی معروف شده است.»
این نوع تحلیل از سوی عوامل انحراف در رسانه‌های این حلقه، در حالی به عنوان یک رویکرد تبلیغی عملی برای اصلاح‌طلبان دنبال می‌شود که اصولگرایان براساس نظرسنجی‌های معتبر پیشتاز بوده و احتمال پیروزی آنها بیش از دیگران است.
اما نکته‌ای که حامیان دولت و عوامل انحراف با این نوع تحلیل‌ها و رویکردها از آن غفلت دارند، دلیل قدرت مانور پیدا کردن اصلاح‌طلبان در عرصه تبلیغات انتخاباتی و مناظره‌هاست و آن دلیل چیزی نیست مگر شرایطی که حلقه انحراف در این سال‌های اخیر پدید آورده است.
به راستی اگر عملکرد احمدی‌نژاد و دولت دهم همانند عملکردشان در دولت نهم بوده، آیا امروز اصلاح‌طلبان اینگونه قدرت مانور تبلیغاتی داشتند؟
************************
فشارها بر جليلي افزايش يافته است
آيا جليلي نهايتا به نفع قاليباف کنار مي رود؟
سه شنبه 21 خرداد 1392 – 2:03:28 PM
اخبار محرمانه- شايعاتي مبني بر احتمال کنار رفتن جليلي به نفع قاليباف به گوش مي رسد.
به گزارش خبرنگار سرويس سياسي اخبار محرمانه؛ در محافل سياسي از افزايش احتمال عقب نشيني جليلي به نفع قاليباف سخن به ميان مي آيد.
گفته مي شود با وحدت اصلاح طلبان و عقب نشيني عارف عملا اصولگرايان براي رسيدن به وحدت از سوي افکار عمومي تحت فشار هستند.در همين راستا ارايه تحليل هايي مبني بر کنار رفتن قاليباف و جليلي به نفع همديگر افزايش يافته است.در اين ميان هواداران قاليباف با اشاره به راي بالاتر قاليباف معتقدند که عقل حکم مي کند جليلي به نفع قاليباف کنار رود ولي هواداران جليلي که بعضا انتقادات ايدئولوژيک و رفتاري جدي به قاليباف دارند؛شديدا مخالف عقب نشيني او هستند.
جديدترين خبرها که دال بر افزايش احتمال عقب نشيني جليلي دارد؛سخنان عليرضا قزوه مشاور و نماينده فرهنگي دکتر سعيد جليلي در حوزه کتاب و نشر است که امروز در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا احتمال دارد دکتر جليلي با ديگر کانديداهاي اصولگرا ائتلاف کند يا خير؟ پاسخ داد: آقاي جليلي در حال حاضر در شرايط خوبي قرار دارد و نيازي به ائتلاف نمي بيند اما اگر لازم باشد با آقاي قاليباف ائتلاف کند اين کار را انجام خواهد داد.
اخبار محرمانه مطلع شده است که بهد از نشر اين خبر در تسنيم و مشرق اين رسانه ها شديدا مورد انتقاد هواداران جليلي قرار گرفته اند و تيتراين اخبار تغيير کرد
**************************
عضو جبهه پایداری در گفت و گو با «قانون» مدعي شد:
به غير از جليلي، بقيه كانديداها در زمين‌هاشمي‌ بازي مي‌كنند
گروه سياسي- سه روز تا برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري باقي مانده است. قطعا در اين چند روز تحولات مهمي‌در عرصه سياسي كشور شكل مي‌گيرد كه شايد سرنوشت انتخاب رئيس جمهور آينده را دستخوش تغيير و تحول كند. يكي از گروه‌هايي كه از ماه‌ها پيش وارد پازل انتخابات شد جبهه پايداري بود كه ابتدا لنكراني را گزينه مطلوب و اصلح دانست و پس از كناره‌گيري وي، سعيد جليلي را به عنوان كانديد اصلح معرفي کردند. در گفت‌و‌گوي «قانون» با دو تن از اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري، آنان سخنان جالب و بعضا عجيبي را اظهار داشته اند كه بسيار خواندني و شنيدني بود.
عضو شورای مرکزی جبهه پایداری اعلام کرد: تنها گفت وگویی که گفتمان حکومت اسلامی‌ناب را مطرح می‌کند گفتمان دکتر سعید جلیلی است، اما بقیه کاندیداها در پازل آیت ا…‌هاشمی‌قرار دارند و وی در این انتخابات یک بازی برد_برد را شروع کرده که یا کاندیدای حداکثری اش می‌برد یا کاندیدای حداقلی اش پس کسانی که دلشان برأی گفتمان اصول گرأیان می‌سوزد، باید به وحدت برسند.
حجت الاسلام حسین جلالی، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری در گفت‌وگو با «قانون» با تاکید براین نکته که‌هاشمی‌در انتخابات یازدهم هم کاندیدای حداکثری دارد و هم کاندیدای حداقلی گفت: آقای‌هاشمی‌نظر به آقای روحانی و عارف ندارد و ما نباید از این دو فرد بترسیم چرا که خود اصلاح‌طلبان اعلام کرده‌اند که کاندیدا ندارند و آقای تابش خواهر زاده آقای خاتمی‌رسماً اعلام کرد که ما اصلاح طلبان در این انتخابات کاندیدا نداریم. این نشان می‌دهد که آقای‌هاشمی ‌می‌خواهد پشت سر یکی از کاندیدایی برود که حداکثر خواسته‌های اصلاح‌طلبان را تأمین می‌کند.
وی ادامه داد: آقای مرعشی معتقد است که‌هاشمی‌با برگه‌های محدودی نیامده که بخواهیم فکر کنیم تمام برگه‌هایش را رو کرده است. ایشان برگه‌های زیادی در این انتخابات دارند که هنوز بسیاری از آنها را رو نکرده است، گفتمان آقای‌هاشمی‌را ما در اکثر کاندیداها می‌بینیم. بنابراین اصلاح طلبان امید دارند تا دکتر عارف و آقای روحانی انتقادات و اشکالاتی را از نظام مطرح کرده و عملکرد نظام را تخریب کنند و در نهایت انصراف دهند تا بتوانند رأی واقعی شان را در سبد آن اصولگرای مد نظر حداکثری یا حداقلی آقای‌هاشمی‌هدایت کنند.
جلالی تصریح کرد: معتقدم کسانی که دلشان برای گفتمان اصولگرایان می‌سوزد، باید به وحدت برسند و توصیه می‌کنم اگر که دکتر ولایتی می‌خواهند در دام خطرناکی قرار نگیرند تصمیم واحدی را با دکتر جلیلی بگیرند چرا که قالیباف کاندیدای خطرناک‌هاشمی‌و اصلاح طلبان است.
وی با اشاره به كناره گيري حدادعادل و با تاكيد بر اينكه اجماع دکتر جلیلی، دکتر حداد عادل و دکتر ولایتی می‌تواند کمک بزرگی به جریان اصولگرایی و گفتمان انقلاب کند گفت: گزینه اصلی آقای‌هاشمی ‌و اصلاح‌طلبان، دکتر قالیباف است و دستهای مخفی اصلاحات پشت سر دکتر قالیباف سنگر گرفته اند و بنا دارند تا رأی اصلاح‌طلبان را به سبد قالیباف هدایت کنند چون معتقدند که قالیباف حداکثر خواسته‌های اصلاح طلبان و‌هاشمی‌را تأمین می‌کند، عملش عمل کارگزارانی است، تئوری و نظری را قبول ندارد و یک فرد پراگماتیسم و تکنوکرات است؛ بنابراین معتقدند که بهترین روش برای تعامل با نظام، قالیباف است.
جلالی با بیان این احتمال که در روزهای پایانی، دکتر عارف کناره گیری کرده و روحانی نیز معترضانه کنار رود تأکید کرد: ما احتمال قوی می‌دهیم که این دو یکی می‌شوند و آن یکی نیز انصراف دهد تا بتوانند رأی آوری قالیباف را به عنوان کسی که خواسته‌های‌هاشمی‌و اصلاح طلبان را تأمین می‌کند تضمین کنند.
وی با رد سخنان قالیباف مبنی بر تعهد نسبت به جریان اصولگرایی گفت: امروز به واسطه آنکه گفتمان اصولگرایی گفتمان محبوب و مطلوب مردم است و سکه رایج شده، نسخه بدل و تقلبی زیاد پیدا کرده است اما ما اصولگرایی را به رفتار می‌دانیم نه به گفتار؛ امروز مدعی اصولگرایی زیاد است اما در عمل می‌بینیم که گفتارشان با رفتارشان تناقض دارد. بنابراین ما نمی‌توانیم یک پراگماتیسم و یا یک تکنوکرات را یک اصولگرا بنامیم. رفتار ایشان هم رفتار تجملاتی و اشرافیگری است. خود قالیباف نیز معتقد است که من آدم امروزی هستم. بنابراین با مبانی ساده زیستی و پرهیز از اشرافیت سازگار نیست. ایشان خط سازش و خط مذاکره با آمریکا را دنبال می‌کند و معتقد نیست که باید مقاومت کنیم. ایشان صحبت از تعامل و هم زیستی مسالمت آمیز با دنیا را می‌دهد که منظورش همان راضی کردن آمریکا و هم پالگی‌هایش است.
وی دکتر ولایتی را نیز یکی از مهره‌های پازل‌هاشمی‌خواند وگفت: ولایتی نیز گفتمان خود را گفتمان اصلاح‌طلبان قرار داده و مشکلات کشور را ناشی از انزوای کشور می‌داند و معتقد است که ما باید با دنیا آشتی کنیم، این همان حرفی است که‌هاشمی‌می‌زند؛ اما مگر ما هستیم که با دنیا قهر کرده ایم؟ دنیا با ما قهر کرده است، آنها می‌خواهند تا ما دست از حمایت از فلسطین و مبارزه با اسراییل برداریم. دنیا به هیچ عنوان از ما راضی نمی‌شود، مگر آنکه ما دست از دینمان برداریم.
جلالی با طرح این سوال که آیا ولایتی حاضر است دست از دینش بردارد تا دنیا با ما آشتی کند، گفت: کسی که هشت سال سکاندار وزارت کشور در دوره‌هاشمی‌بوده و بعد هم سکانداری وزارت خارجه را داشته، تعجب است که این خطای استراتژیک را می‌کند، زیرا این خطای کوچکی نیست، بنابراین اصولگرایان اعتماد نمی‌کنند تا سکان کشور را به دست ولایتی بسپارند.
عضو شورای مرکزی جبهه پایداری با بیان اینکه درحال حاضر رقابت تنگاتنگ میان جلیلی و قالیباف است و هر دو در صدر نظرسنجی‌ها قرار دارند اعلام کرد: ما باید به تکلیف خودمان عمل کنیم و با رأی به جلیلی به تکلیف اصلی خود عمل کرده ایم.
وی با پیش بینی این که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد گفت: در دور دوم، آرا به نفع جلیلی خواهد بود؛ چرا که در این دوره دست اصلاح طلبان رو خواهد شد و جریان اصلاح طلبان و اصولگرایان برجسته تر و متمایزتر می‌شود و انتخاب تنها میان قالیباف و جلیلی خواهد بود و اصولگرایان به وحدت بیشتری برای انتخاب جلیلی می‌رسند.
حسین جلالی در پاسخ به این سوال که اگر نظر سنجی‌ها آراء را به سمت کسی غیر از دکتر جلیلی هدایت کند آیا جبهه پایداری باز هم از دکتر جلیلی حمایت خواهد کرد گفت: ما باید بر اساس تکلیف عمل کرده و در مسیر انتخاب اصلح اقدام‌کنیم نه بر اساس نظر‌سنجی. ما اصلاً این نظرسنجی‌ها را قبول نداریم، نظرسنجی وقتی برای ما موضوعیت می‌یابد که کاندیداها با هم برابر باشند. ما گفتمان انقلاب و اسلام و دفاع مقدس وگفتمان 3تیر 88 را در مسیر دکتر جلیلی می‌بینیم، بنابراین وظیفه داریم تا این گفتمان را تقویت و شبکه سازی کرده و معرفی نماییم.
نظر سنجی‌ها را قبول نداریم
همچنين قاسم روانبخش ديگر عضو جبهه پايداري به احتمال اجماع اصلاح‌طلبان اشاره کرد و گفت: آنطور که چینش اصلاح طلبان نشان می‌دهد، در روزهای‌پایانی عارف و غرضی به نفع حسن روحانی کنار می‌روند و احتمالاً‌هاشمی‌در تیم روحانی نقش بازی خواهد کرد و حمایت‌های خود را پشت سر روحانی می‌آورد ولی اینکه این موضوع چقدر بتواند موفقیت کسب کند، تهدیدی برای اصولگرایان نیست، زیرا روحانی شانسی در رأی آوری ندارد.
وی ادامه داد: جاذبه ای را که فرد کاندیدا باید در میان مردم داشته باشد در حسن روحانی نیست بویژه نوع ادبیات و سخنرانی‌های ایشان که بیشتر به سیاه نمایی معروف است و همچنین نوع شگردهای وی مانند نشان دادن کلید و انتخاب رنگ ویژه تبلیغاتی، شبیه برخی کاندیداهای قبلی است. این رفتارها ایشان را سبک کرده و باعث شده تا رفتارهایش شبیه یک طنز انتخاباتی شود. این عضو جبهه پایداری دو مرحله ای شدن انتخابات یازدهم را محتمل دانست و افزود: به عقیده ما با وجود وحدت اصلاح‌طلبان پیش بینی می‌کنیم که انتخابات به مرحله دوم راه پیدا کند و بین گزینه جبهه پایداری و یکی از اصولگرایان که احتمالاً قالیباف یا ولایتی باشد، مرحله دوم برگزار خواهد شد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است جبهه پایداری با توجه به آراء نظرسنجی‌ها از شخص دیگری به غیر از جلیلی که آرای بیشتری دارد حمایت کند تأکید کرد: مبنای عقلی، دینی و شرعی ما و آنچه که مقام معظم رهبری روی آن تاکید دارند، انتخاب اصلح است. هیچ کجا مقام معظم رهبری بر صالح مطلوب تأکید نکرده اند. ایشان همیشه تاکید کرده‌اند که مردم به اصلح رأی دهند. مسئله دوم آن است که این نظرسنجی‌ها برای ما اعتباری ندارد و بیشتر آنها نظرسازی است تا نظرسنجی. در کشور ما نظرسنجی علمی‌وجود ندارد.
حجت الاسلام روانبخش تصریح کرد: انتخاب اصلح وظیفه شرعی و عقلی است برای آنکه اگر اصلح را انتخاب کنیم ضریب خطا پایین تر می‌آید اما اگر صالح را به جای اصلح انتخاب کنیم ضریب خطا برای کل کشور بالاتر می‌رود. بنابراین چنین فرضی را قبول نداریم مگر آنکه خطر بزرگی نظام را تهدید کند.
روانبخش با تاکید بر این نکته که در حال حاضر تنها تهدید جبهه پایداری اصلاح طلبان است که آنها هم در میان مردم جایگاهی ندارندگفت : از سوی جبهه انحرافی و سایر گزینه‌های سد راه پیشرفت نظام خطری وجود ندارد و آنها که آمده بودند هم رد صلاحیت شده اند و امروز از سوی کسانی که اکنون وجود دارند نیز خطری اصولگرایان را تهدید نمی‌کند.
وی خاطرنشان کرد: اصلاح طلبان دیگر در میان مردم جایگاهی ندارند چرا که بعد از فتنه 88 آبرویی برای این جریان در میان مردم باقی نمانده است. برای جریان انحرافی هم نامزدی باقی نمانده است که بخواهد در این عرصه عرض اندام کند. دبیر سیاسی نشریه پرتو پیش بینی کرد:‌هاشمی‌هم اگر ببیند که نامزدشان رأی آوری دارد حضور پیدا می‌کند و از وی حمایت می‌کند اما اگر ببیند که نامزدشان رأی آوری ندارد تمایلی به حضور در انتخابات نخواهد داشت چرا که تمایل پیدا می‌کند تا تنور انتخابات سرد شود و این سردی را به نیامدن خود نسبت دهد.
قاسم روانبخش به انفعال رئیس جمهور دهم اشاره کرد و گفت: آقای احمدی نژاد هم سکوت پیشه کرده و حتی مردم را برای حضور در انتخابات تشویق نمی‌کند. این درحالی است که رئیس‌جمهور باید مردم را به حضور گسترده در انتخابات تشویق کند. وی بیشتر به دنبال سرد شدن صحنه انتخابات است تا آنکه بخواهد از کسی حمایت کند. او اکنون می‌خواهد اثبات کند حالا که نامزد ما رد صلاحیت شده است مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند.
لینک خبر : http://www.ghanoondaily.ir/?News_Id=16205
****************************

****************************
این مطلب را یکی از خوانندگان سایت الف در بخش نظرات منتشر کرده است.خواندن آن رو به دوستان توصیه می کنم
ـ آقای دکتر برنامه شما برای اداره کشور چیست؟
ـ آزاد کردن ظرفیتها
ـ کدام ظرفیتها؟
ـ ظرفیتهای مختلفی که در کشور وجود دارد.
ـ خوب در چه زمینه هایی؟
ـ در هر زمینه ای که ظرفیتی برای آزاد شدن وجود داشته باشد.
ـ این ظرفیتها را چگونه آزاد خواهید کرد؟
ـ با استفاده بهینه از فرصتها
ـ کدام فرصتها؟
ـ هر فرصتی که برای آزادسازی ظرفیتها وجود داشته باشد.
ـ بگذریم، ملاک شما در انتخاب اعضای کابینه چیست؟
ـ برخورداری از ظرفیتهای لازم جهت آزادسازی ظرفیتهای کشور
ـ ممکن است تعدادی از اعضای احتمالی کابینه خود را معرفی کنید؟
ـ خیر. اما کابینه من متشکل از کسانی خواهد بود که توان آزاد سازی ظرفیتها را داشته باشند.
ـ شما چه برنامه ای برای حل مشکلات اقتصادی کشور تدوین کرده اید؟
ـ من به برنامه اعتقادی ندارم.
ـ پس چگونه کشور را اداره خواهید کرد؟
ـ چند بار بگویم؟ با آزادسازی ظرفیتها
ـ آخر کدام ظرفیتها؟
ـ همه ظرفیتها
ـ لااقل یکی از این ظرفیتها را نام ببرید.
ـ مثلا ظرفیتهای مختلفی که با تبدیل تهدیدها به فرصت آزاد میشود.
ـ نظر شما درباره اقتصاد مقاومتی چیست؟
ـ اقتصاد مقاومتی یک امر بسیار مهم و اساسی است.
ـ آقای دکتر، موضع شما در قبال معوقات بانکی برخی افراد چیست؟
ـ میلیونها میلیارد تومان از نقدینگی کشور تنها در اختیار پنج نفر است که اسامی اینها در جیب من است. باید این معوقات را نیز مانند ظرفیتهای کشور آزاد کنیم.
ـ آقای دکتر، ارتباط جیب شما با جیب آقای احمدی نژاد چیست؟ آیا شما از یک کت مشترک استفاده میکنید؟
ـ خیر. ایشان اسامی را درجیب کاپشنشان نگه داری میکنند و من در جیب کتم. همین موضوع تفاوت معنادار من با احمدی نژاد را به اثبات میرساند و کسانی که ادعا میکنند من احمدی نژاد دوم هستم را سر جایشان مینشاند.
ـ به هر حال ایشان هم سال 84 برای انجام همین کارها آمده بودند و قرار بود یک لیست 300 نفره رو کنند.
ـ بله. و دو سه نفر از این لیست را در شب انتخابات 88 رو کردند. یادتان نیست؟
ـ یعنی شما هم قرار است تا شب انتخابات 96 صبر کنید؟
ـ خیر. همانطور که گفتم من احمدی نژاد دوم نیستم. من در همین انتخابات کار را تمام میکنم.
ـ آقای دکتر نظر شما در مورد کسانی که صحبت از اعتدال و میانه روی در پرونده هسته ای میکنند چیست؟
ـ ببینید، من در مناظره هم گفتم. ما یک حق مطلق داریم و یک باطل مطلق. این که کسانی در وسط حق و باطل راه بروند و نامش را میانه روی بگذارند مورد تایید ما نیست.
ـ پس با این حساب شما خودتان را حق مطلق و کسانی چون ح.ر و م.ر.ع را از مصادیق باطل مطلق و کاندیداهایی چون م.ر و ع.ا.و را از مصادیق کسانی میدانید که وسط حق و باطل راه میروند؟
ـ نعوذبالله. بنده کجا از کسی اسم بردم؟ من فقط خیلی سربسته و کلی و بدون نام بردن از مصادیق و بدون اینکه احیانا شائبه ای ایجاد شود در همین حد بگویم که طرفداران گفتمان مقاومت، حق مطلق هستند.
ـ آقای دکتر اگر ممکن است کمی بیشتر راهنمایی بفرمایید. اینجور که شما سربسته گفتید، هیچ رقمه نمیشود مصادیق را تشخیص داد.
ـ شرمنده. اگر نهایتا موفق به تشخیص درست نشدید، پیشنهاد میکنم از آقایان رسائی، کوچک زاده و باقری بپرسید. البته میتوانید از آقای حداد هم سؤال کنید، شاید ایشان هم حاضر شوند مصادیق را به شما بگویند.
ـ اگر ممکن است مهمترین دستاوردی که مذاکرات چند ساله شما با سرکار خانم اشتون داشته است را بفرمایید.
ـ مهترین دستاورد ما تصحیح پوشش خانم اشتون و ارتقای سطح کیفی حجاب ایشان آن هم بدون استفاده از گشت ارشاد است. البته ایشان در آخرین جلسه به من قول دادند که اگر چند سال دیگر هم مذاکرات به همین صورت فرسایشی ادامه یابد تا تحریمها بطور کامل اثر نماید، ایشان مسلمان خواهند شد و از حجاب برتر نیز استفاده خواهند کرد و ما به هدف نهایی خود یعنی صدور انقلاب میرسیم.
ـ آقای دکتر، تحلیل شما از ماجرای «صلح حدیبیه» که طی آن رسول اکرم حاضر شد برخلاف نظر برخی از اصحابش، با مشرکین سازش کند تا منافع بلند مدت مسلمین تامین شود، چیست؟
ـ اطلاع چندانی از این موضوع ندارم.
ـ چطور ممکن است؟ مگر شما در دانشگاه امام صادق، «دیپلماسی پیامبر» تدریس نمیکنید؟
ـ آن قسمتش را نه. بنده فقط بخشهای مربوط به جنگ و تحریم، علی الخصوص ماجرای شعب ابی طالب را تدریس میکنم.

نوشته شده در سیاسی. برچسب‌ها: , , , . Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s