نظام اسلامی ، لرزان تر از همیشه : محمد خسروی

imagesدر انتخابات اخیر، باندهای مختلف نظام اسلامی، چه آنها که همچون بیت رهبری و سپاه پاسداران، دست بالا را در قدرت دارند، چه دیگرانی همچون رفسنجانی ها و مصباح ها و مکارم ها و برادران لاریجانی ها و غیره و چه حتی اصلاح طلبانی که به مقام «کفشداری نظام» هبوط کرده اند، همگی، به نوبه ی خود، تمام نیرو و همت خویش را بکار بستند تا نظام را از این تند پیچ نیز به سلامت عبور داده، ، آنرا در مقابل شورش حتمی گرسنگان حفظ کنند. در اینجا تاکید بر سعی مشترک و همسوئی باندهای مختلف نظام اسلامی است و اینکه آیا این امر در توافقی هماهنگ انجام شد یا طی ائتلاف عملی ای نانوشته رخ داد ، نکته ای است بجای خود قابل تامل.


نظام اسلامی ، لرزان تر از همیشه : محمد خسروی

از چندی پیش نشستهای فشرده ی صاحب نظران جناحها، تماسها و رایزنیهای گسترده، مانورهای امنیتی در شهرهای مختلف و … آغاز شده بود. در آستانه ی برگزاری انتخابات هم کلیه نیروهای سرکوبگر و امنیتی در آماده باش کامل بودند و نه تنها به سراغ زندانیان سیاسی سابق رفته آنها را بازداشت کردند بلکه با حضور گسترده ی خود نسبت به هر تحرکی سریعا عکس العمل نشان میدادند. در واقع همه ی مسئولین ریز و درشت نظام، تمامی امکانات خود را بشکلی متمرکز بکار گرفتند تا انتخابات «آبرومندانه» برگزار شود.

بهرحال ، صرفنظر از اختلافاتی که با یکدیگردر تحلیل انتخابات و «مهندسی» آن ، ارزیابی مانورهای جناح های مختلف نظام در این مدت و … داریم ، اما قطعا نمیتوانیم چشم بر این واقعیت ببندیم که رژیم در برگزاری انتخاباتی آرام و برگزاری انتخابات پرشور و پر عده موفق بود و توانست تعداد زیادی از مردم را به پای صندوق های رای بکشاند. این موفقیت نه تنها امروز به کار رژیم میآید بلکه در آینده نیز، فی المثل در پای میز مذاکره با آمریکا و شرکا ، از عامل «حضور گسترد ه مردم در انتخابات» بعنوان برگ برنده ای استفاده خواهد کرد.

واقعیت دیگر اما، روی دیگر همین «حضور گسترد ه مردم در انتخابات» است که شکستی خفت بار برای رژیم اسلامی بود. تمامی شواهد دال بر آن است که بخش اعظم مردم در پای صندوق های رای حاضر شدند تا به سیاستی متفاوت با سیاست های تا کنونی نظام رای دهند. رای مردم به دفع خطر حمله ی خارجی، رفع تحریم ها، حاکمیت قانون، آزادی زندانیان سیاسی، حفظ حرمت شهروندی، آزادی پوشش، عدالت، رفاه و دهها خواسته دیگر بود که با «زبان حال» و حتی بعضا با «زبان قال» اینجا و آنجا فریاد زده شد.

بی شک بخشی از خواست های مطرح شده از جانب مردم اساسا با نظام اسلامی قابل جمع نیستند و یا، تحقق بخش دیگری از خواست ها بدون وقوع تکان های بزرگ سیاسی – اجتماعی عملی نیست. فی المثل «حاکمیت قانون و رعایت حقوق شهروندی» اساسا با «خلافت ولائی» هیچ همخوانی ای ندارد و یا «بهبود روابط دیپلوماتیک»، بدون عقب نشینی و تغییر بنیادی در نگرش و عملکرد تا کنونی رهبران نظام در ارتباط با منطقه و جهان، غیرممکن است، و یا، «آزادی زندانی سیاسی» علی القاعده تنها شامل موسوی و کروبی نمیشود بلکه فعالین کارگری و غیره را نیز در برمیگیرد که عملا تحقق آن بمعنی پائین آوردن «ضریب سرکوب» است که تبعا با توجه به پتانسیل اعتراضی موجود در جامعه، نه تنها گسترش کمی اعتراضات را در پی خواهد داشت بلکه رشد عمقی و ایجاد «ساختارهائی با ریشه در اعماق» را هم باعث میشود.

در واقع وعده های داده شده در روند انتخابات هم ، دقیقا همچون مقوله ی «شرکت گسترده مردم در انتخابات» ، نقشی دو رویه و وضعیتی دولبه دارند. اگر مسئولین نظام ، در روند انتخابات به آنها دامن زدند و یا مجبور به تمکین شدند، در فردای انتخابات ، که تندپیچ را پشت سر گذاشتند و گرد و غبارها بخشا فرونشست، بالاخره میبایست تعیین تکلیف شوند. گزافه گوئی نیست اگر گفته شود عرصه ی «وعده وعیدها» آنچنان سنگلاخی است که دولتمردان اسلامی براحتی نمیتوانند از آن عبورکرده، شدت یابی اختلافات درونی و همچنین رودروئی عریان با مردم از الزامات ناگزیر آن خواهد بود.

در مورد جنگ بین جناح ها، گرچه نمیتوان امروز، بعد از برگزاری انتخابات، نرخ رشد جنگ قدرت درمیان بالائیها را پیش بینی کرد اما به جرات میتوان گفت تعادل کنونی درونی حاکمیت، بمراتب ناپایدارتر از گذشته است. ماهیت چند مرکزیتی ساختار نظام ولائی، آبروباختگی رهبر با بصیرت در میان رقبا، وضعیت صف آرائی های درونی، سراسیمگی در مقابل مشکلات عظیم مردم و هراس از شورش قریب الوقوع گرسنگان، قطع درآمدها بدلیل فشارهای فلج کننده ی بین المللی، و بسیاری موارد دیگر گویای آن است که سکون و تعادل موجود بغایت ناپایدار و بی بنیان است.
اما در مورد پائینی ها، پرسیدنی است چرا مردم نارضایتی و اعتراض خود را به این شکل بروز میدهند؟ برای رفع شر سردار سازندگی پشت سید خندان سنگر میگیرند، در تقابل با همین گرایش به دامان سربازان گمنام امام زمان می افتند، از ترس همین سربازان سابقا گمنام امام زمان ، رئیس دولت خدمتگزار را حائل میکنند، و بالاخره همین چند روز پیش گرچه عملا به «عدم مشروعیت نظام حاکم» رای دادند اما باز هم به شکل «سنگر گرفتن» در پشت شیخی از ایل وتبار حاکمان.

بعد از تجربه ی شکست جنبش ضددیکتاتوری 88، این بار هم مردم دوباره با شور و شعفی دیگر به خیابان آمدند و تمام قد نسبت به سیاست های حاکم اظهار نارضایتی کردند. اما آیا با چنان ساز وبرگ و تدارکاتی به میدان آمدند تا نظام اسلامی را با دولتی از آن خود (با تمامی تعابیر موجود) جایگزین کنند؟ اگر چنین بود که دیگر چه نیازی بود به پنهان شدن در پشت این و آن ! اساسا ، چگونه توازن قوا به نفع کارگران تغییر خواهد کرد؟ پاسخ ما – منظور طیف وسیع کمونیست ها، سوسیالیست ها، تمامی آن هائی که دل درگرو خودرهانی لگدمال شدگان یعنی اکثریت جمعیت جامعه را دارند- به این سوال چیست؟ کدام راهکارهای عملی را مطالعه کرده ، پیشنهاد می کنیم؟
بیست و نهم خرداد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s