مسیر راهگشا درجنبش کارگری کدام است؟ مریم محسنی

Download (2)در فضای بوجود آمده ی پس از انتخابات، سه نوع نگاه و رویکرد، درجنبش کارگری قابل مشاهده است. انتخاباتی که حدود هفتاد درصد از جامعه ، چه از طریق تحریم انتخابات و چه با دادن رای اعتراضی، سیاست های ویرانگرانه ای که کشور را به لبه ی پرتگاه کشانده، را مورد اعتراض خود قرار دادند و انتخابات را به رفراندومی علیه نظام ولایت فقیه تبدیل کردند. اقلیتی نزدیک به 30 درصد از واجدین شرایط رای، با نگاه به » آینده ای که از آن ماست «، انتخابات را تحریم کردند و بخش بزرگی از 40 درصد بقیه، صرفا به منظور مخالفت با رهبر با بصیرت نظام ! رای خود را به حسن روحانی داده اند.


مسیر راهگشا درجنبش کارگری کدام است؟ مریم محسنی

درفضای پس از انتخابات در میان فعالان جنبش های اجتماعی رویکردهای متفاوتی را تا کنون، شاهد بوده ایم . از منظرنحوه ی نگاه به بالایی ها ، دو نوع رویکرد متضاد در میان فعالان قابل مشاهده است. نگاهی که عمدتا به بالا نظر دارد و سعی می کند از طریق تکیه کردن و متوسل شدن به یک جناح حاکمیت، گشایشی در پیشبرد امرفعالیت ایجاد شود. برخی از فعالان جنبش زنان، این نگاه را تا آن جا امتداد می دهند که در»زنان حکومتی» دنبال یارغار برای جنبش زنان می گردند! و نگاه دیگری که همّ خود را مصروف ایجاد تقویت جنبش از پایین می کند. درجنبش کارگری به واسطه ی نحوه ی نگاه به مبارزه در شرایط کنونی، سه رویکرد در فضای پس از انتخابات قابل مشاهده است.

رویکرد اول ـ رویکردی است که مطالبات را مطرح می کند اما ازحسن روحانی ، این مطالبات را می خواهد و درست به همین دلیل فکر می کند شکل اقدام و طرح مطالبه باید بگونه ای باشد، که از ظرفیت این جناح بالاترنرود. درحالی که طرح اصل خواست ها درست است ولی شیوه ی طرح مطالبات و مشروط کردن خواست ها به ظرفیت ها و طرح ها و برنامه های روحانی، خود محتوای این مطالبات را هم بی اثر می کند . این نوع رویکرد که تثوریزه شده ی آن را درمیان برخی ازفعالان زنان می بینیم، فضای پلورالیستی را برنمی تابد. دراین نگاه، همه با هم و زیر پرچم آقای روحانی باید فعالیت کنند. درشرایطی که به دست آوردن کوچکترین خواست ها، بدون تشکل ممکن نیست بی توجهی به مبارزه موثر و برداشتن قدم هایی در مسیراستقلال تشکل ها، به خطرانداختن آنها، و یا شبه تشکل های موجود، گرایشی راست تلقی می شود. اگر چه در عرصه ی دفاع ازکارگران و طبقه کارگر و پی گیری مطالبات آنان، طرح مطالبات کارگری به خودی خود می تواند مفید باشد، درجنبش زنان، اما پیش روی گرایش راست فقط به تخلیه پتانسیل و انرژی جنبشی و واریزآن به سوی جناح های حکومتی، منجرمی شود.

گرایش دوم – به نظر می رسد، این گرایش، فضای ­پس از انتخابات را هنوز درنیافته و در موقعیت شوک به سر می برد. موضعگیری ها و واکنش های این گرایش منطبق برفضای کنونی نیست. بخشی از این گرایش در فضای قبل از انتخابات و برسرانتخاب میان دوگزینه تحریم یا شرکت در انتخابات مانده است. از این رو همه ی تلاش خود را به کار می گیرد تا با توهم ! رای دهندگان مقابله کند. دراین نوع نگاه، نقد لیبرالیزم و اصلاح طلبی و مقولاتی از این دست که به نوبه خود مهم هم هستند، الویت اصلی قلمداد شده و همه ی هم خود را مصروف «تحریم گرایان درست می گویند»؛ «رای دهندگان رفرمیست » هستند، می کنند. درصورتی که مسئله اصلی دوره حاضر، فقط نقد نیست. نقد کردن فقط بخشی از کار است. بخش دیگر توجه به مبارزات جاری کنونی است که جاری شدن آن را در هفته های اخیر شاهد بوده ایم. این گرایش برای پیشبرد مبارزات طرح و برنامه ای ندارد ازاینرو در حوزه سازماندهی نیز، نمی تواند منطبق با شرایط کنونی عمل کند.

گرایش سوم – اما گرایشی است که ازنقاط قوت هردو گرایش بهره مند است و ضعف های دو گرایش اول و دوم را هم ندارد. مثلا مطالبه را مطرح می کند اما منتظراقدام دولت نمی ماند. سازماندهی را مطرح می کند اما نه به عنوان بحث نظری مجرد، بلکه از طریق پیوند خوردن با اعتراضات موجود و جاری . در دوره ای که پیش رو داریم، اتکا به شیوه یی از مبارزه که بتواند در مقیاس بسیار گسترده توده های وسیع را به میدان مبارزه کشانده، با ایجاد تشکل های مستقل ، ظرفی برای سازمانیابی فراهم کند، اهمیت اساسی می یابد . مبارزه ای که می بایست توجه به خواسته های بی واسطه ی توده یی را مورد نظرقرارداده و ازآن طریق اقشاروسیع طبقه کارگر و زحمتکشان را به پای ایجاد اتحادیه ها یا سندیکاهای مستقل، بکشاند. می توان با گسترش دامنه وحدت و اتحاد درجنبش کارگری، زمینه را برای جبهه گسترده ای از اردوی کار فراهم نمود. می توان به پای ایجاد اتحادیه های سراسری درسطح مناطق و یا در سطح رشته های خاص رفت.

اتکا به خود وعزیمت از مبارزات جاری، آن دو وجه مهمی از مبارزه است که می بایست در شرایط حاضر کانون اصلی توجه باشد. در سازماندهی مبارزات کارگری، نقطه اتکا خود کارگران و مزدبگیران هستند. نه طبقه متوسط و نه سرمایه داران هیچ کدام ظرفیت حمایت از جنبش کارگری را ندارند. طبقات غیرکارگری ممکن است برای بهبود موقعیت خودشان، فعالیت ها و اقداماتی صورت دهند که بویژه در شرایط حاکمیت دیکتاتوری مذهبی فضای حرکتی برای فعالان کارگری هم پدید آورد. آنها ممکن است به قصد موج سواری و بهره برداری ابزاری از قدرت نارضایتی توده های کارگر به شیوه موردی و ناپیگیر از فعالان کارگری هم حمایت کنند، اما کارگران برای نجات از وضعیت جهنمی کنونی به هیچ نیرویی جز نیروی خودشان نمی توانند تکیه کنند. اگر طبقه کارگر سازمان نیابد، در وضعیتش، چه در دولت احمدی نژاد، که قرار بود پول نفت را برسرسفره کارگران بیاورد، اما نان را ازسرسفره ی آنان ربود، چه در دولت آقای روحانی که بر برنامه ی اقتصاد نئولیبرال تکیه دارد؛ بهبودی ایجاد نمی شود

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s