دولت روحانی، نقش هاشمی، خشم ذوب شدگان در ولایت

tahlif2سایت خبری راه کارگرـ حسن روحانی پس از مراسم تنفیذ و تحلیف، وزرای خود را معرفی کرد. ترکیب کابینه بیان سیاست هائی است که عمدتآ به سیاست های هاشمی رفسنجانی معروف است. حضور پررنگ هاشمی در مراسم تنفیذ و تحلیف بیانگر پیروزی ائتلافی است که او در آستانه انتخابات ریاست جمهوری به وجود آورد و کاندیدایش هم پیروز انتخابات شد. این مهم از دید ذوب شدگان در ولایت بدور نمانده است. بازندگان انتخابات اکنون از حضور پررنگ هاشمی رفسنجانی که او را «پذرخوانده فتنه» می خوانند در مراسم تنفیذ و تحلیف به خشم آمده اند. سایت رجانیوز این خشم را به روشنی بیان کرده است. اکنون دیگر آشکار شده است که سیاست های شکست خورده محمود احمدی نژاد که علی خامنه ای نظرات او را به نظرات خود نزدیک تر به نظرات هاشمی رفسنجانی می دانست، زمینه پیروزی نظرات هاشمی رفسنجانی را فرام آورده است و حضور پررنگ هاشمی در کنار روحانی بیان این پیروزی است. با اینحال نباید از نظر دور داشت که هر چند جابجائی قدرت اجرائی، به درگیری های درون حاکمیت شکل و شمایل دیگری داده است، اما آنچه برای مردم باقی می ماند، تاکید بر نقش مستقل خودشان است. زیرا گروه جدید نیز همانطور که از ترکیب کابینه شان بر می آید، مهار خواست های مردم و سرکوب حرکت های مردمی در دستور کارشان قرار دارد. مردم تنها می توانند از این تضادها برای ساختن تشکل های خود و راه های قدرتمندتر شدن خود استفاده کنند و به پیشروی ادامه دهند. امید بستن به دولت جدید، نه تنها اشتباهی محض است بلکه می تواند بسیار گران تمام شود.
دموکراسی خوب است؛ اگر ما پیروز باشیم
هاشمی رفسنجانی؛ از سفرشمال در تنفیذ ۸۸ تا خنده‌های آرام در تنفیذ ۹۲
مهدی خانعلی‌زاده – گروه سیاسی ـ رجانیوز 13 مرداد 1392: می‌گویند تاریخ دوبار تکرار می‌شود؛ بار نخست به صورت تراژیک و بار دوم به صورت کمدی. اکنون شاید نتوان نام عدم حضور رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۸ را تراژدی نامید اما قطعا چهره بشاش هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حسن روحانی در سال ۹۲ یک کمدی تمام عیار است.
به گزارش رجانیوز، حضور اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم تنفیذ حسن روحانی، مساله عجیبی نیست؛ چرا که او به عنوان یک شخصیت حقوقی جایگاه تاثیرگذار و نمادینی در کشور دارد اما این حضور زمانی توجه افکار عمومی را به خود جلب می‌کند که به چهار سال قبل برگردیم و غیبت معنادار او در جلسه تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد را به یاد بیاوریم.

اکبر هاشمی در مردادماه ۱۳۸۸ به شمال کشور سفر کرد تا در مراسم تنفیذ رئیس‌جمهوری شرکت نکند که رای مثبت مردم به او، معنای دیگری هم داشت؛ معنایی که شعارهای مردم در مراسم سالروز گرامیداشت درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در مرقد امام (ره) در فردای برگزاری مناظره میان محمود احمدی‌نژاد و میرحسین موسوی، آن را به خوبی به نمایش گذاشت: نه به هاشمی رفسنجانی.
tanzif1
tanzif2

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در آن زمان ریاست مجلس خبرگان را هم برعهده داشت، آن روز به دلیل اینکه کاندیدای موردنظر خودش در انتخابات پیروز نشده بود، در جلسه تنفیذ رئیس‌جمهور منتخب حاضر نشد تا به همراه میرحسین موسوی و مهدی کروبی، جزو شکست خوردگانی باشد که حاضر به پذیرش قواعد بازی دموکراسی و مردم سالاری نیستند.

سفر تفریحی هاشمی رفسنجانی به یکی از استان‌های شمالی کشور و انتشار برخی اخبار از حضور او در کنار ساحل دریا، نشان داد که سیاستمدار کهنه‌کار هنوز ظرفیت پذیرش شکست را ندارد و حتی حاضر است تا شخصیت و جایگاه حقوقی خود به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست مجلس خبرگان را فدای خواسته‌های شخصی خود کند و در یک مراسم رسمی که بالا‌ترین مقام اجرایی کشور در آن منصوب می‌شود، حاضر نشود.

اما دیروز حسینیه امام خمینی (ره) شاهد حضور هاشمی رفسنجانی در مراسم تنفیذ رئیس‌جمهور جدید بود. انگار دیگر هاشمی نیازی به استراحت در شمال نداشت و توانست خودش را به این مراسم برساند و حتی در کنار رئیس‌جمهور منتخب نیز بنشیند و هر از چندگاهی، لبخندی نیز بر لبانش بنشیند.

حضور خندان هاشمی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حسن روحانی نشان داد که انتخابات آزاد از دیدگاه او و نزدیکانش – همانطور که تاکنون فعالان سیاسی زیادی به این مساله اشاره کرده‌اند – انتخاباتی است که فرد موردنظر او حائز آرای مردم شود و در غیر این صورت، نه تنها انتخابات آزاد نبوده و می‌توان رای قاطع مردم ایران را در خطبه‌های نماز جمعه زیر سوال برد، بلکه حتی می‌توان اختیارات حقوقی را نیز به کناری نهاد و به جای حضور در مراسم تنفیذ حکم رئیس‌جمهور، در سواحل شمالی کشور قدم زد.
tanzif3
tanzif4

انتشار خبر حضور «عفت مرعشی»، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی در مراسم تحلیف حسن روحانی در مجلس شورای اسلامی هم حکایت جالبی است. خانم مرعشی که در سال ۸۸ فرمان رسمی شورش‌های خیابانی را صادر کرد و دختر و پسرش را برای هدایت آشوبگران به خیابان فرستاد، اکنون همراه با رئیس‌جمهور جدید به مجلس می‌رود تا طبق قانون شاهد ادای سوگند او باشد؛ قانونی که چهار سال پیش توسط خود خانم مرعشی به کنار گذاشته شد و جای خود را به «فشار از پایین، چانه‌زنی در بالا» داد.

هر چند مردم ایران اجازه ندادند تا حوادث سال 88 به یک تراژدی برای ایران تبدیل شود و با راهپیمایی 9 دی، کار را تمام کردند اما این روزها، دست‌ کمی از یک سریال طنز ندارد؛ سریالی که البته عوامل اجرای آن، به گذشته‌ی خود می‌خندند.
tahlif1
tahlif2
tahlif3
tahlif4tahlif5


پابگاه 598تاريخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۲
وزن کشی هاشمی رفسنجانی در دولت یازدهم:
از گرایش فکری حسن روحانی به کارگزاران تا نقش محوری هاشمی در کابینه دولت یازدهم

باید توجه داشت که دکتر روحانی هر چه از نامیدن خود به عنوان اصلاح طلب طفره رفت، اما از منتسب کردن خود به هاشمی رفسنجانی و استفاده از اعضای حزب کارگزاران در ستاد های انتخاباتیش ابایی نداشت. نفوذ کارگزاران در ستاد های روحانی تا جایی بود که در همان روزهای آغازین تبلیغات انتخابات یازدهم، برخی از اصلاح طلبانی که برای حمایت از روحانی بر خاسته بودند از حجم نفوذ کارگزاران انتقاد کرده و حتی تهدید به عدم حمایت نمودند.
به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، در سالهای میانی دهه شصت، جرقه یک شکاف فکری عمیق در میان سیاسیون کشور زده شد. با روی کار آمدن میر حسین موسوی به عنوان نخست وزیر ایران، اختلافاتی که تنها در حوزه نظریه پردازی وجود خارجی داشت، وارد عرصه سیاسی کشور شده و باعث بوجود آمدن دو حزب چپ و راست شد. بروز عملی این اختلافات مربوط به سیاست اقتصادی دولت میر حسین موسوی بود.

جناح چپ که دولت را در دست گرفته بودند، قائل به اقتصاد دولتی بودند و در مقابل راستی ها اقتصاد آزاد را باور داشتند. اما به تدریج این اختلاف، تبدیل به یک شکاف عمیق ایدئولوژیکی در عرصه های مختلف فرهنگی، مذهبی، سیاسی و اجتماعی شد. از اوایل دهه هفتاد، نظریه پردازان چپ با نقد ولایت فقیه، تکیه بر اندیشه سازش در عرصه بین الملل، زیر سوال بردن مبانی اعتقادی و ارائه تفسیری نوین از دین که منطبق با ارزش های امروز جامعه جهانی باشد، مبانی چپ را تبیین کردند.

در مقابل، جناح راست خود را وفادار به آرمانهای اولیه انقلاب مانند مبارزه با ظلم و استکبار، دین مداری به شکل فقاهتی و اندیشه سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه می دانست. با روی کار آمدن هاشمی رفسنجانی در اواخر دهه شصت، یک بازنگری سیاسی در اندیشه های راست اتفاق افتاد. راست مدرن! که بعدها به میانه رو ها و یا کارگزاران مشهور شدند حاصل این بازنگری بود. این گروه، برخلاف راست سنتی، قرائت جدیدی را از راست در فرهنگ لغت سیاسی کشور ارائه داد. نگاه سازش مدارانه مبتنی بر کاهش تنش های بین المللی( البته نه به معنای غرب زدگی مورد نظر چپ و اصلاح طلبان)، توسعه اقتصادی و بخش خصوصی، توسعه فرهنگی و مدیریت علمی ازشعار های این حزب بود.

کارگزاران در عمل، به جای توسعه اقتصادی، اقتصاد لیبرالیستی همراه با انحصار را دنبال کرد از نظر کارگزاران الگوی موفق اقتصادی برای پیشرفت کشور الگوی اقتصاد سرمایه داری غربی است.کارگزاران در عرصه سیاسی نیز به تدریج از جناح راست فاصله گرفته و در دیدگاهها و عقاید سیاسی به چپی که از سال 76 به بعد با نام اصلاح طلبان شناخته شدند، نزدیک شد. از دیگر شاخصه های کار گزاران می توان به بسته بودن این حزب اشاره کرد. در این حزب روابط خانوادگی و فردی حرف اول را در عهده داری مسئولیت ها می زند. شاهد این مطلب چالش هاشمی رفسنجانی با مجلس پنجم درباره وجود مدیران وابسته به وی در عرصه مدیریتی کشور است.

حال باید به این سوال پاسخ داد که روحانی در قالب کدام یک از این احزاب می گنجد؟ و گفتمان اعتدال وی با کدام یک از اندیشه های سیاسی حزبی کشور منطبق است؟ در انتخابات یازدهم روحانی هرگز خود را به عنوان اصلاح طلب معرفی نکرد در حالی که عارف کاملا با پرچم اصلاح طلبی وارد عرصه شد و این در حالی است که بعد از انتخابات اصلاح طلبان پیروزی روحانی را پیروزی اصلاح طلبی تلقی کردند. اما باز هم روحانی این جو سازی های سیاسی را تایید نکرد و در مقابل اصلاح طلبان در مواجهه با سیاست سکوت رییس جمهور منتخب، احساس خطر کرده و به تهدید وی روی آوردند. هشدار رییس ستاد عارف به روحانی مبنی بر در نظر گرفتن وزن سیاسی اصلاح طلبان در چیدمان کابینه و پیش گویی خاتمی از گزینه وزارت ارشاد دولت روحانی در این راستا قابل ارزیابی است.

باید توجه داشت که دکتر روحانی هر چه از نامیدن خود به عنوان اصلاح طلب طفره رفت، اما از منتسب کردن خود به هاشمی رفسنجانی و استفاده از اعضای حزب کارگزاران در ستاد های انتخاباتیش ابایی نداشت. نفوذ کارگزاران در ستاد های روحانی تا جایی بود که در همان روزهای آغازین تبلیغات انتخابات یازدهم، برخی از اصلاح طلبانی که برای حمایت از روحانی بر خاسته بودند از حجم نفوذ کارگزاران انتقاد کرده و حتی تهدید به عدم حمایت کردند.

واقعیت آن است که اصلاح طلبان هرگز روحانی را به عنوان گزینه واقعی خود نمی دانستند اما از آنجایی که شانس روحانی را بیشتر از عارف ارزیابی کرده بودند، با حمایت از روحانی سعی در حفظ حیات سیاسی خود کردند. آنها می دانستند در صورت حمایت از عارف که گزینه واقعیشان بود شکست خورده و شانس حضور در کابینه قدرت را از دست خواهند داد.

از این رو با حمایت از روحانی سعی کردند تا با یک فرار به جلو خود را عامل پیروزی روحانی معرفی کنند و با این حمایت نمایشی جایگاه سهم خواهی را برای خود محفوظ نگاه دارند. به راستی چرا خاتمی تا آخرین روزهای انتخابات حمایت از روحانی را به تعویق انداخت؟ و چرا با وجود حمایت های صریح عارف از جریان اصلاح طلبی و شخص خاتمی اصلاحات به این نتیجه رسید که وی از انتخابات کناره گیری کند؟ به راستی چرا باید خاتمی از کسی حمایت کند که هرگز خود را اصلاح طلب معرفی نکرده است؟ پاسخ همه این سوالات در راستای همان استراتژی فرار به جلو اصلاح طلبان قابل ارزیابی است.

به نظر می رسد اصولگرایان نباید خود را فریب داده و دکتر روحانی را اصولگرا بدانند. همانطور که اصلاح طلبان نباید روحانی را یک اصلاح طلب بدانند. اگر چه فعلا سیاست فرار به جلوی آنها اقتضا می کند تا با بوقهای تبلیغاتیشان خود را پیروز انتخابات جا بزنند و بعد از وضعیت اسف بارشان در جریانات سال 88 که آنها را تا پرتگاه اضمحلال پیش برده بود دوباره به بازسازی خود بپردازند.

پیروز واقعی انتخابات یازدهم کارگزاران بودند و ریاست جمهوری دکتر روحانی، دوره جدیدی از حاکمیت کارگزاران بر کشور خواهد بود. امروز مراسم تحلیف روحانی برگزار می شود اما هاشمی رفسنجانی نیز برای بار سوم همراه با روحانی و زیر لب قسم یاد می کند. هاشمی بعد از به حاشیه رفتن به علت حمایت از فتنه گران سال 88 و کنار رفتن از ریاست مجلس خبرگان و رد صلاحیت در انتخابات یازدهم با حسن روحانی به تمام ناکامی های سیاسی این چند ساله پایان داده و دوباره به سطح اول تصمیم گیری کشور بازگشته است.

همانطور که دکتر روحانی نیز ازعان داشته هاشمی رفسنجانی نقشی محوری در تصمیم گیری های جاری کشور خواهد داشت و در اینجا این سوال پیش می آید که آیا باید در این دوران منتظر یک جریان انحصاری لیبرالیستی که شاخصه اصلی کارگزاران است باشیم؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s