نسیم جنبش برای هوای تازه : بهروز نظری

2013-08-13_338_zanjan6روز یکشنبه ۲۰ مرداد ماه شهر زنجان صحنه تظاهرات هزاران نفر در این شهر بود. در این حرکت که بزرگترین تجمع اعتراضی در زنجان در سه دهه گذشته بوده است، شهروندان زنجان خواهان بسته شدن کارخانه سرب و روی زنجان و انتقال آن به نقطه دیگری شدند. آلودگی سرب زنجان باعث افزایش سرطان، سقط جنین، آلودگی آب و حتی میوه‌ها و محصولات کشاورزی و باغی زنجان شده است.


نسیم جنبش برای هوای تازه :بهروز نظری

یک متخصص محیط زیست که در این تجمع اعتراضی سخن گفت اعلام کرد که «… کارخانه سرب و روی را هم منتقل کنند، باید حداقل یک متر خاک‌برداری کنند به وسعت اقلاً سیصد هکتار؛ والا این آلودگی با شما دو نسل بعد هم وجود خواهد داشت، تولدهای بچه‌های ناقص‌الخلقه، پوکی استخوان، سرطان کبد، سرطان کلیه، سرطان پوست و عوامل متعدد… » شرکت کنندگان در این حرکت اعتراضی شعارهای متعدد همچون «کارخانه سرب و روی تعطیل باید گردد»، «نترسیم نترسیم ما همه باهم هستیم»، «همشهری باغیرت اتحاد اتحاد»، «سرب و روی نمی‌خواهیم هوای تازه می‌خواهیم»، سردادند. همین نگرانی‌‌ها و مطالبات روی پلاکاردهایی که شهروندان زنجان حمل میکردند ثبت شده بود. یک پلاکرد که حاوی شعار » سرب و روی زنجان مساوی سرطان» بود نگرانی‌ مشخص مردم شهر را منعکس میکرد. پلاکاردهای دیگر این حرکت اعتراضی اما نشان میدهند که این اعتراض حاوی پیام‌ها و مطالبات ملی‌ و سراسری است. یک پلاکارد با شعار «هوای پاک هم حق مسلم ماست» سیاست هسته ای رژیم را به چالش کشیده بود. در پلاکارد دیگری اثرات مخرب سیاست های کلان جمهوری اسلام با زیبایی‌ و خلاقیت قابل تحسینی به سخره گرفته شده بود:
«چه کسی‌ می‌گوید که گرانی شده است؟!
دوره ارزانی‌ است!!!
چه شرافت ارزان!
آبرو، قیمت یک تکه نان!
و دروغ…. از همه چیز ارزانتر!
و چه تخفیف بزرگی‌ خورده….
قیمت جان همه هموطنان!!! »

حرکت اعتراضی در زنجان از چند جهت قابل توجه و حائز اهمیت است.
اولا، تجمع اعتراضی مردم زنجان یک حرکت منزوی نیست و مطالبات این حرکت از حوزه محلی فراتر م روند. این تجمع ادامه حرکات اعتراضی متعددی است که در دوره گذشته در نقاط دیگری از ایران رخ داده اند. از جمله این حرکات می‌توان به اعتراضات مردم علیه خشک شدن دریاچه ارومیه و مقابله با عملیات تخریبی‌ باغ گیاه شناسی‌ در نوشهر اشاره کرد. در یک کلام در دو سال گذشته مسئله محیط زیست در ایران از حاشیه به مرکز مباحث و اقدام سیاسی منتقل شده است. کمتر هفته‌ای را می‌توان یافت که طی آن اخبار مربوط به آلودگی‌ هوا، خشکسالی، تخریب محیط زیست و تغییرات انسان ساخته اقلیمی در صدر اخبار و مباحث سیاسی در ایران قرار نگرفته باشد. در مرکز قرار گرفتن مسئله محیط زیست در ایران محصول فعالیت خستگی ناپذیر، افشاگری و روشن‌گری فعالانی است که سال‌ها است علیه تخریب ایران هشدار داده و مبارزه می کنند. نسیم مبارزه برای حق مسلم هوای تازه به جزء مهمی‌ از مبارزه مردم برای حق تنفس و زندگی‌ در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

ثانیا، اوضاع آنچنان اسفبار و غیر قابل انکار است که بسیاری نهادها و مقامات جمهوری اسلامی ناگزیر شده اند که تعهد خود را به حفظ محیط زیست در ایران و جلوگیری از فجایع زیست محیطی‌ بزرگتر اعلام کنند. در زنجان بطور مشخص استاندار منطقه وعده داده است که کارخانه سرب و روی منتقل خواهد شد. یک ماه پیش عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی، تخریب محیط زیست را بزرگترین خطری خواند که کشور را تهدید می‌کند. او در مصاحبه‌ای با روزنامه قانون گفته بود: «مشکل اصلی که ما را تهدید می‌کند و از اسرائیل و آمریکا و دعواهای سیاسی خطرناک‌تر است مسئله زندگی ملت است. اگر وضعیت اصلاح نشود، ایران ۳۰ سال دیگر کشور ارواح می‌شود چون همه کشور تبدیل به کویر می‌شود.» نیّت همه مقامات و نهاد‌هایی‌ که به فاجعه زیست محیطی‌ در ایران اعتراف میکنند یکسان نیست. در نظامی که علمای آن «بد حجابی» را دلیل اصلی‌ وقوع زلزله می‌دانند؛ در نظامی که شهرداری پایتخت آن درختان قدیمی‌ شهر را برای نصب دوربی ی امنیتی قطع می‌کند؛ و در نظامی که بزرگترین دریاچه کشور برای فربه کردن مجتمع صنعتی – امنیتی حاکم بر آن قربانی می شود، جان مردم ارزان است و همواره بزرگترین تخفیف را می‌خورد. با این همه نمی‌توان و نباید کتمان کرد که بحران های اقلیمی در ایران برخی‌ از مقامات جمهوری اسلامی را بشدت نگران کرده است. مقایسه مخاطرات زیست محیطی‌ با خطر حمله نظامی اسرائیل و ایالات متحده توسط عیسی کلانتری بی‌ معنا نیست. برهم خوردن تعادل محیط زیست در ایران، نوسانات فصلی بی‌ سابقه، کم آبی، خشکسالی، آلودگی‌ فاجعه بار هوا و دیگر مخاطرات زیست محیطی‌، نه تنها تعادل بقای طبیعت که امنیت انسانی، اقتصادی و اجتماعی را نیز بهم می زند. مشکل محیط زیست در ایران بر همین اساس برای مقامات جمهوری اسلامی به یک مشکل بزرگ امنیتی تبدیل شده است. عقب نشینی‌های نهاد‌های محلی و شهری یک نمونه روشن و واضح از هراس جمهوری اسلامی از تبدیل شدن اعتراضات مردمی علیه تخریب محیط زیست در ایران است.

تبدیل شدن محیط زیست به یکی از کانون های مهم و مرکزی فعالیت‌ها و اعتراضات مدنی بنوبه خود به سراسری شدن نگرانی‌‌های مردمی در این عرصه، به میدان آمدن نسل و گروه جدیدی از فعالان مدنی، شکل گرفتن و تقویت حوزه دیگری از مبارزه و مقاومت در ایران، و انتقال تجارب و افزایش همبستگی‌ در میان فعالان مدنی و سیاسی، منجر شده است. چنین اعتراضاتی هم قابلیت گسترش و هم توانایی‌ وادار کردن نظام به عقب نشینی‌های مقطعی و محلی را دارند. بدون تردید باید با تمام قوا به گسترش و تقویت شبکه‌های سازمانی و ارتباطی در این عرصه همّت گماشت. این عرصه از مطالبات اما، و حتی در صورت بسیج کامل افکار عمومی علیه سیاست های جمهوری اسلامی در این عرصه، به تنهایی‌ و در انزوا از دیگر مطالبات مردم ایران، بدست نخواهند آمد. تجربه جنبش پارک گزی در ترکیه نشان میدهد که محیط زیست می تواند به جرقه‌ای برای شعله ور شدن حرکات عظیم و سکویی برای طرح مطالبات وسیعتر تبدیل شود. این دقیقاً همان چیزی است که بسیاری از مقامات نظام را نگران کرده است. جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر محیط زیست در ایران و معکوس کردن روند دهشتناکی که تحت عنوان «توسعه» پیش برده شده است، اما بدون تغییر در سیستمی‌ که به فاجعه زیست محیطی‌ در ایران منجر شده ممکن نیست. پلاکاردها و شعار‌های مردم زنجان نشان میدهند که فعالان این عرصه از مقاومت به این واقعیت بزرگ اشراف دارند.

۲۱ مرداد ۱۳۹۲ / ۱۲ اوت ۲۰۱۳

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s