کسـی مـا را بـاور نـدارد ـ گفت‌وگو با شهرزاد مظفر و نیلوفر اردلان

zanan-fotsalکسـی مـا را بـاور نـدارد
گفت‌وگو با شهرزاد مظفر و نیلوفر اردلان

عکس: روح‌الله یزدانی/ بهار
بهار ـ سه شنبه,19 شهریور 1392
هر دو به موقع رسیدند؛ شهرزاد مظفر و نیلوفر اردلان. اولی مربی تیم‌ملی فوتسال بانوان است که افتخار بزرگی برای ایران به دست آورد و دومی هم شاگردش. آن هم یکی از تاثیرگذارترینش. اردلان تلاش می‌کند تا مظفر را «کاپلوی» فوتبال زنان معرفی کند و مربی هم این تعریف و تمجید را برپایه لطف شاگردانش می‌گذارد. خودش می‌گوید بیشتر سبک آرسن ونگر و گواردیولا را دوست دارد و دست بر قضا با کاپلو مقایسه می‌شود. البته خانم مظفر می‌گوید که پیش‌تر به دلیل نبودن فوتسال و فوتبال مجبور بود در رقابت‌های والیبال شرکت کند. جام فجر بهترین بازی‌ها برایش بوده و حالا خوشحال است که شرایطی فراهم شده که می‌تواند به ورزش مورد علاقه‌اش بپردازد و تیم خودش را داشته باشد. برای اردلان هم بازیکنان قدرتی در فوتبال جایگاه ویژه‌ای دارند؛ از کریم باقری خودمان گرفته تا ورژن‌های خارجی‌اش از جمله رونالدو و رونی. صحبت با دختران فوتسال ایران به رغم این مسائل حاشیه‌ای حرف‌های زیادی در خودش داشت. جوانانی که تاریخ ایران را به نام خودشان زده‌اند حالا از بی‌مهری مسئولان شگفت‌زده‌اند. در بزرگی کاری که این ورزشکاران کرده‌اند تردیدی نیست و برای بی‌مهری‌هایی که به آن‌ها هم شده جز علامت سوال نمی‌توان چیز دیگری بیان کرد. البته شهرزاد مظفر و نیلوفر اردلان امید دارند که با آمدن دولت تدبیر و امید نگاه مسئولان به ورزش بانوان تغییر کند. نزدیک به یک ساعت و نیم در دفتر روزنامه پای صحبت‌های تلخ ‌و شیرین نماینده‌های فوتسال ایران نشستیم و دست آخر دوباره حسرت خوردیم که چرا ورزش زنان به رغم تاثیر زیادی که می‌تواند در جامعه داشته باشد مهجور مانده است.

بعد از انقلاب، فوتسال نخستین ورزش تیمی بانوان شد که به مدال رسید. چه برنامه‌ای پشت این ورزش بود که این موفقیت را به نامش زد؟
شهرزاد مظفر: مسلما مجموعه‌ای از عوامل بود که باعث موفقیت شد. اولین بخش استعدادهایی بود که در فوتبال و فوتسال وجود داشت. ما فوتسال را نسبت به کشورهای آسیایی زودتر شروع کردیم. چون نمی‌توانستیم فوتبال بازی کنیم به صورت خودکار وارد فوتسال شدیم. دومین موضوع هم این است که زمانی که علاقه زیاد باشد گرایش به رشته‌ها زیاد می‌شود. هشت سال است که لیگ داریم و لیگمان نیز باکیفیت است. این لیگ نیز در رشد فوتسال بسیار تاثیرگذار بود. اما یکی از کلیدهای موفقیت این موضوع هم حضور آقای ژوراندیرو به عنوان مربی تیم‌ملی بود. نقطه عطف آنجا بود. من هم کنارش کار و بعد از رفتن او سعی کردم راه را با چارچوب خودم ادامه دهم. ما به خوبی به کارمان ادامه دادیم و پای برنامه‌هایمان ایستادیم. ما طبق برنامه‌ریزی حرکت کردیم و تمام نگاهمان به قهرمانی آسیا بود. این هدف تعیین شده بود و همه برای رسیدن به آن تلاش می‌کردند. از طرف دیگر فدراسیون نیز حمایتی همه‌جانبه و بی‌نظیر از ما داشت. تقریبا چیزی وجود نداشت که بخواهیم و نه بشنویم. اردوهایمان برگزار شد و توانستیم بازی‌های تدارکاتی خوبی داشته باشیم.
نیلوفر اردلان: فوتسال به دلیل سابقه و استعدادهایی که داشت رشد کرد. همه تلاش کردند. با جان و دل کار و تمام سختی‌ها را تحمل کردیم و تنها به مسابقات آسیایی فکر می‌کردیم. تمام بچه‌ها با جان و دل بازی کردند و به فینال رقابت‌های آسیایی رسیدند. در فینال هم خوب کار کردیم که شکست 2 بر یک این موضوع را نشان می‌دهد. به نظر من حضور آقای ژوراندیرو بود که استارت پیشرفت فوتسال را زد و پس از آن نیز من موفقیتمان را در تلاش‌های خانم مظفر می‌بینم. واقعا کار کردند و شبانه‌روزی برای بچه‌ها زحمت کشیدند. ببینید والیبال ایران خیلی زودتر کارش را آغاز کرد اما به نتیجه نرسیده و دلیل این موضوع نیز نبود دانش مربیگری است؛ چیزی که ما در فوتسال داریم. نقش خانم مظفر در تیم کاملا مشهود بود و مسیر پیشرفت را برایمان هموار می‌کرد. ما هم از نظر فنی تقویت می‌شدیم هم از نظر روانی.
ژاپن در جام‌جهانی زنان آمد و رقبای بنامی را شکست داد و قهرمان شد. این موضوع انگیزه‌ای در تیم‌ملی فوتسال زنان ایران به وجود نیاورد؟ یعنی این‌که وقتی یک تیم آسیایی می‌تواند قهرمان جهان شود چرا تیم ایران در سطح جهانی رشد نکند؟
مظفر: ژاپن همیشه برای من یک الگو است. آن‌ها یک برنامه تنظیم می‌کنند و برای انجام آن جان می‌دهند. ما هنوز در همبستگی و تلاش گروهی برای رسیدن به موفقیت ضعیف هستیم. برای فوتسال نیز این‌گونه بود. دو سال یک مجموعه تلاش کرد و بانوان ایران نایب قهرمان آسیا شدند. می‌خواهم بگویم که مقطعی بودن برای ما مشکل است. ناراحتی من نیز همین است که این هدف و تلاش همیشگی و مستمر نیست و به‌طور مقطعی شکل می‌گیرد. چرا نباید این تلاش و کوشش همیشگی باشد؟ من در فینال جام‌جهانی طرفدار ژاپن بودم چون می‌دانستم با چه برنامه‌ریزی‌ای کار می‌کنند. جالب اینجا بود که خودشان می‌گفتند برنامه‌ریزی‌شان برای جام‌جهانی بعدی بوده و قهرمانی را برای آن دوره می‌خواستند. با این شرایط از برنامه‌ریزی خود یک گام جلوتر بودند. حالا می‌خواهم به شما بگویم که ما در فینال فوتسال با تیمی بازی کردیم که قهرمان بود. اشک ژاپن برابر ایران درآمد و این از قدرت تیم ما بود اما بازهم این زخم در قلب من ایجاد شده و ناراحت هستم. من برای تیمم برنامه‌ریزی کرده بودم ولی با این‌که نایب قهرمان شدیم بازهم ناراحتم چون هیچ‌کس جز کادرفنی و همین بازیکنان به تیم اعتقاد نداشت. خودمان اعتقاد داشتیم که می‌توانیم طلا را بگیریم. تمام تلاش ما برای مدال طلا بود و خودمان به آن باور داشتیم. خود من از ته دل به مدال طلا فکر می‌کردم اما با این حال حتما ژاپنی‌ها یک جا بهتر کار کردند. البته شانس هم در ورزش دخیل است و می‌توانستیم در فینال برنده باشیم و بدشانسی آوردیم اما بازهم نمی‌توان فاصله ایران و ژاپن را انکار کرد و باید آن را از بین ببریم.
خانم اردلان در همان جام بازیکن ژاپن بهترین بازیکن جام‌جهانی شد. فکر می‌کنید چند سال زمان نیاز است تا بازیکنی از ایران به این سطح از موفقیت برسد؟
اردلان: فکر نمی‌کنم به این سادگی‌ها شدنی باشد. من از قهرمانی ژاپن هم خوشحال شدم و هم ناراحت. از این بابت ناراحت شدم که با قهرمانی ژاپن متوجه می‌شویم که برای ماندن در بین پنج تیم برتر آسیا راه بسیار طولانی در پیش داریم. ما اگر برنامه‌ریزی و امکانات خوبی داشته باشیم شانس حضور در بین پنج تیم برتر نخست آسیا را داریم. در همه رده‌ها برنامه‌ریزی داریم اما باید این برنامه‌ریزی به‌طور کامل باشد. حیف است اجازه دهیم استعدادهای ما بدون امکانات و علم روز دنیا پرورش پیدا کنند.
ولی شما که خانم کاستای پرتغالی را داشتید…
اردلان: من برای خانم کاستا احترام قائل هستم اما باید کسی وارد ورزش شود که بتواند به بانوان کمک کند و در مسیر پیشرفت چیز جدیدی به بانوان آموزش بدهد. به نظر من باید کسی بیاید که از پایه بازیکن بسازد و رده به رده پیش برود. با این شرایط می‌توانیم 10 تا 15 سال آینده تیم فوتبال بسیار قدرتمندی داشته باشیم. هم‌اکنون از فوتسال بانوان ایران به عنوان تیمی قدرتمند یاد می‌کنند و فوتبال نیز اگر بتواند با قدرت و از رده پایه گام بردارد، می‌تواند چنین آینده‌ای داشته باشد. معتقدم یک برنامه‌ریزی بلندمدت و تلاش بسیار زیاد می‌خواهد.
شور ملی با عوض شدن دولت در جامعه راه افتاد؛ تیم‌ملی فوتبال این‌بار خیلی زود سهمیه جام‌جهانی را گرفت و مردم را به خیابان کشاند. همین انرژی مثبتی که حاصل روی کار آمدن دولت جدید بود به تیم‌ملی والیبال هم سرایت کرد. درست در همین زمان هم شما به همراه تیم‌ملی فوتسال در آسیا افتخارآفرینی کردید. انتخاب حسن روحانی چقدر در ایجاد یک شور ورزشی برای تیم شما که موفق شد تاثیرگذار بود؟
مظفر: پس چرا مردم برای ما به خیابان‌ها نیامدند؟ (با خنده) همان زمان با بچه‌ها صحبت می‌کردیم که نایب‌قهرمانی ما می‌تواند خوشحالی سوم باشد. با این حال در پاسخ به این سوال باید بگویم که درباره این مورد صحبتی در تیم نداشتیم. تمام تمرکز ما روی تمرین‌ها بود. مطمئنا به‌طور شخصی تاثیر گرفتیم اما این‌که به‌طور مشخص بخواهم به این مساله در راه موفقیت تیم اشاره کنم باید بگویم که نه. ما همیشه برای راحت‌تر و بهتر شدن تلاش می‌کنیم.
اردلان: به نظر من این اتفاق بسیار تاثیرگذار بود. مطمئنا زمانی که همه مردم خوشحال هستند و انرژی زیادی در جامعه وجود دارد ما نیز تحت‌تاثیر قرار می‌گیریم. هرکسی امیدی داشت و از این موضوع حرف می‌زد. زمانی که همه شاد هستند روحیه همه تغییر می‌کند و ما نیز با همان روحیه وارد رقابت شدیم و به نایب‌قهرمانی رسیدیم اما سوال من اینجاست که چه اتفاقی افتاد؟ ما به مدال نقره فوتسال آسیا رسیدیم اما چه کاری برایمان انجام دادند؟ دوست داشتیم یک گوشه از تمام این شادی‌هایی که در جامعه ایجاد شد برای بانوان و موفقیت‌های آن‌ها نیز انجام می‌شد تا ما هم به این برسیم که دیده می‌شویم. ما هم باید حمایت شویم نه این‌که تمام تلاش‌ها مقطعی باشد و ادامه پیدا نکند.
افتخار بزرگی بالاخره خلق شد ولی در بازگشت به ایران اتفاق تلخ و حتی زننده‌ای افتاد. منظورمان همان مراسم تقدیر از ورزشکاران است که اجازه ندادند بازیکنان روی سکو بروند. این هم شاهکاری از همان فدراسیونی که می‌گویید این همه از شما حمایت کرد.
مظفر: تمام مشکلات ما از همین برنامه آغاز شد. اگر ما نتیجه نمی‌گرفتیم که خیلی بهتر بود. حداقل این حاشیه‌ها ایجاد نمی‌شد. چطور ما نایب قهرمان آسیا شدیم و آن‌قدر برایمان مشکل ایجاد شد. البته درباره این مراسم باید بگویم که برگزار‌کننده مراسم وزارت ورزش و جوانان بود نه فدراسیون فوتبال. مقامات فدراسیون نیز مدعو بودند پس نباید فدراسیون را مقصر بدانیم.
چرا مقصر ندانیم؟ می‌توانستند همان جا در حمایت از شما کاری کنند.
مظفر: ببینید مسئولان فدراسیون تلاش کردند که بانوان برای تقدیر پایین بروند اما زورشان نرسید. من نمی‌دانم دلیل این موضوع چیست و از کجا آب می‌خورد اما واقعا فدراسیون در این موضوع نقشی نداشت.
اردلان: واقعا فکر می‌کردیم به ایران بیاییم خوشحال‌تر می‌شویم اما این اتفاق واقعا ناراحت‌کننده بود. گاهی به خودمان می‌گوییم اگر نتیجه نمی‌گرفتیم هیچ‌یک از این مشکلات ایجاد نمی‌شد. با این حال بازهم این اتفاق را به فال نیک گرفتیم. گفتیم مسئولان دیدند ما نتیجه گرفتیم و از این تقدیر ناشایست ناراحت شدیم پس از این به بعد بیشتر از ما حمایت خواهند کرد. اما بازهم هیچ تفاوتی نکرد و دیدیم که کسی به فکر ما نبود. با این حال من همیشه به یک فردای بهتر فکر می‌کنم. در انتظار آن فردایی هستم که قرار است از ما تقدیر کنند زیرا دیدم بچه‌های ما چقدر ناراحت شدند و چه ضربه سختی به آن‌ها خورد.
البته پاداش خانم مظفر را که داده‌اند. قرار است اخراج شوند و کسی دیگر مربی تیم‌ملی فوتسال شود!
مظفر: با صحبتی که با خانم شجاعی نایب‌رییس فدراسیون بانوان داشتم، گفتند تقدیر از بانوان همچنان پابرجاست. امیدوارم در آینده این اتفاق بیفتد که حسم به من می‌گوید خواهد افتاد. معتقدم هم فدراسیون فوتبال و هم وزارت ورزش از ما تقدیر خواهند کرد. اما در این میان چیزی که برای من سوال ایجاد کرده این است که این موفقیت برای بانوان به همراه موفقیت‌های والیبال و فوتبال آقایان بود. آن زمان بلافاصله از آقایان تقدیرهای ویژه‌ای شد اما برای ما هیچ اتفاقی نیفتاد. این نتیجه برای بانوان نخستین افتخار بود و به نظرم نتیجه‌ای تاریخی رقم خورد. انتظار داشتم اتفاق دیگری برای شاگردانم بیفتد. تقدیری که بعد از یک یا دو سال اتفاق بیفتد مزه اولش را ندارد. باید همان‌طور که از فوتبال و والیبال تقدیر شد از بانوان هم می‌شد. با این حال بازهم امیدوارم حق شاگردان من داده شود زیرا دیده‌ام با سخت‌ترین شرایط کار و برای نام ایران مبارزه می‌کنند. این دختران نمی‌توانند کار کنند. چون در اردو هستند نمی‌توانند در هیچ شغلی فعالیت کنند. در تیم‌ملی پولی نمی‌گیرند و به همین دلیل امیدوارم مسئولان خیلی سریع حق آن‌ها را بدهند زیرا این دختران شایسته هستند.
از پاسخ دادن به سوال ما طفره رفتید؛ شایعه برکناری شما از تیم‌ملی صحت دارد؟
مظفر: همیشه گفته‌ام و این حرف از ته قلبم است. فدراسیون حق دارد در هر مقطعی درباره کادرفنی تیم‌ملی تصمیم بگیرد. این موضوع که قرار است با گزینه‌های دیگر مذاکره کنند برایم مهم نیست، من از این ناراحت هستم که تیم‌ملی بلاتکلیف است و برنامه‌ای ندارد. من اگر در تیم‌ملی نباشم وارد باشگاهم می‌شوم و کارم را انجام می‌دهم اما ملی‌پوشان نباید بدون برنامه بمانند. من از این موضوع ناراحت هستم که چرا هیچ برنامه‌ای برای این تیم تنظیم نمی‌شود. تیم‌ملی نباید بیکار بماند. مظفر و افراد دیگر مهم نیستند مهم این است که ما آذرماه بازی‌های ونزوئلا را پیش‌رو داریم و باید برایش تلاش کنیم. مهم این جاست که هم‌اکنون بانوان ایران مقامی در آسیا کسب کرده‌اند که باید برای حفظ آن تلاش کنند. حفظ آن خیلی دشوارتر از کسب آن است و نباید این موضوع را دست‌کم بگیریم. این مقام مسئولیت سنگینی به همراهش آورده و نمی‌دانم چرا زود قانع و وارد یک خواب زمستانی می‌شویم. این وضعیت خیلی بحرانی است. خواهش من این است که فدراسیون فوتبال با مظفر یا بدون مظفر برای بانوان برنامه‌ریزی کند و اجازه ندهد که تیم بیکار بماند.
برگردیم به مسابقات آسیایی. نتیجه‌ای رقم خورد که در تاریخ ایران بعد از انقلاب بی‌سابقه بود. ولی از طرفی با قهرمانی هم همراه نبود. با این اوصاف نایب‌قهرمانی تلخ بود یا شیرین؟
مظفر: برای من خیلی تلخ بود. مدال نقره اصلا من را خوشحال نکرد. در این 20 ماه تنها به مدال طلا فکر می‌کردم. واقعا به آن نزدیک شده بودیم که به یکباره آن را از دست دادیم. البته شاید امروز با خودم می‌گویم خوب شد که به مدال طلا نرسیدیم. امروز می‌گویم خوب شد همین مدال نقره به دست آمد و ما قهرمان آسیا نشدیم. مدال نقره آوردیم چه شد؟ اگر قهرمان می‌شدیم اتفاق دیگری می‌افتاد؟ بچه‌ها خوشحال بودند و باید این‌گونه می‌شد و من تنها از خوشحالی آن‌ها شاد بودم.
اردلان: اگر به عکس‌ها نگاه کنید می‌بینید تنها کسی که خوشحال نبود خانم مظفر بود. البته ما هم اولش ناراحت بودیم اما از نایب‌قهرمانی خوشحال شدیم. به خانم مظفر می‌گفتم خوشحال باشید ما نایب قهرمان شدیم اما بازهم نمی‌خندید. حالا می‌فهمم که چرا خوشحال نبود.
هر دو نفر شما از فوتبال به فوتسال آمده‌اید. در همه جای دنیا این دو رشته دیگر سازوکارشان متفاوت شده؛ تمرین‌ها متفاوت است و برنامه‌ریزی متفاوتی هم می‌خواهد. بالاخره تفکیک بین فوتبال و فوتسال ضروری است یا نه؟
مظفر: ضروری است. این دو رشته تا یک مقطعی باید باهم کار می‌کردند اما امروز باید به‌طور جدا کار کنند. تصور کنید شما را وارد رشته‌ای کنند که به هیچ‌وجه در آن مهارتی ندارید. یک زمانی برای بازی‌های غرب آسیا یک ماه مانده به مسابقات به من گفتند تیم جمع و در غرب آسیا بازی کنید. ما که اصلا تیم فوتبالی نداشتیم! مجبور شدیم از خط‌خورده‌های فوتسال که راهی بازی‌های کشورهای اسلامی شده بودند یک تیم جدید تشکیل بدهیم که فوتبال بازی کنند. باور نمی‌کنید هفته اول پاس بازیکنان پنج متر جلو نمی‌رفت. ضربه سر می‌زدند تا دو روز می‌خوابیدند. می‌خواهم بگویم در یک مقطع زمانی مجبور بودیم از فوتسالیست‌ها به عنوان فوتبالیست استفاده کنیم اما امروز که فوتبال بانوان پا گرفته دلیلی ندارد که این دو باهم کار کنند و جدا نباشند. الان هرکسی طبق علاقه خودش تصمیم می‌گیرد. یک‌نفر وارد فوتسال و یک‌نفر وارد فوتبال می‌شود. بحث انتخاب مطرح است چون ساختار ورود به ورزش مهیا شده است.
اردلان: با این‌که بارها در فوتبال کار کردم اما هدف من فوتسال بود و انتخابم را کرده‌ام. با توجه به تفاوت‌هایی که این دو رشته داشت، تصمیم گرفتیم که انتخاب کنیم و من فوتسال را انتخاب کردم و راضی هستم. اما از این به بعد باید دقت کنیم که ورزشکاران را با توجه به علاقه‌شان پرورش دهیم. باید فوتبالیست‌ها و فوتسالیست‌ها را به‌طور جداگانه برای آینده ایران بسازیم.
با توجه به این‌که شما کاپیتان تیم‌ملی فوتبال بودید این بازوبند هم باعث نشد در فوتبال بمانید؟
اردلان: نه. هدف من در فوتسال بسیار بزرگ و ارزشمند بود و می‌خواستم در همین راه گام بردارم. من هدفم قهرمانی آسیا بود و می‌خواستم در همین رشته کار کنم. اگر می‌خواستم در فوتبال بمانم شاید قهرمانی در آسیا به سن من قد نمی‌داد.
مظفر: البته باید بگویم که خانم اردلان در تیم‌ملی فوتسال فقط بازوبند نداشت و واقعا کاپیتان تیم بود.
شما از چند سالگی فوتسال را آغاز کردید؟
اردلان: از 11سالگی.
با توجه به حضور پدرتان در فوتبال، نقش ایشان پررنگ بود. این طور نیست؟
اردلان: خب نقش بسیار زیادی داشت. باهم تمرین می‌کردیم و مسابقه می‌رفتیم. به تماشای بازی می‌رفتم و بازی را نگاه می‌کردم. پدر اشتباه‌هایم را به من گوشزد می‌کرد و در کل خانواده‌ام خیلی از من حمایت کردند.
یعنی حضورتان در فوتسال تحمیلی بود؟
اردلان: نه به هیچ‌وجه این‌طور نبود. کاملا طبق علاقه‌ام بود.
مظفر: اگر ما نیز وارد والیبال شدیم به این دلیل بود که فوتسال در آن زمان نبود و ما اجبارا وارد این رشته می‌شدیم.
در بازی‌های کشورهای اسلامی خانم گل شدید. یادتان می‌آید چند گل زدید؟
اردلان: کوچک‌ترین بازیکن تیم بودم و 24 گل زدم.
در کل چند گل ملی دارید؟
اردلان: آمار اینچنینی ندارم و به‌طور دقیق نمی‌دانم چند گل زده‌ام. همیشه سعی کردم در خدمت تیم و بازیکنی موثر باشم.
به خاطره تلخ بازی با اردن برسیم که اجازه ندادند شما بازی کنید. از آن روز بگویید.
اردلان: ما واقعا انگیزه داشتیم. می‌خواستیم بازی کنیم و با تمام توان آماده بودیم. روز قبل از بازی کنفرانسی بود و ما شرکت کردیم و اعلام کردند که نمی‌توانیم با این لباس‌ها بازی کنیم. کادرفنی اصرار داشتند که این مساله تایید شده و با نامه‌نگاری مشکل حل خواهد شد. به کسی هم نگفتیم و بین من و کادرفنی بود. بچه‌ها گرم کردند و آماده بازی بودند. من خودم لباس نپوشیده بودم و حتی بچه‌ها با تعجب از من سوال می‌کردند چرا لباس نمی‌پوشی؟ من گفتم که در این مسابقه بازی نمی‌کنم. زمانی که تیم خواست وارد زمین شود اجازه ندادند و همه بچه‌ها ناراحت شدند. این ناراحتی خیلی زیاد بود که کاملا در عکس‌های تیم مشخص بود. روز بسیار تلخی بود. واقعا از خاطرم نمی‌رود که چطور بچه‌ها ناراحت بودند و نمی‌دانستند باید چه کار کنند. همان موضوع باعث شد که انگیزه ما بالاتر برود. خب بعد از آن نیز حمایت‌ها بیشتر و باعث شد تا امروز این مساله کمی حل شود و حالا می‌توانیم بازی کنیم. البته هنوز رسمی نشده است اما می‌توانیم بازی کنیم.
مظفر: من البته زمان بازی با اردن مربی تیم نبودم. ولی پیش‌تر به همراه تیم‌ملی نوجوانان تجربه چنین مشکلی را داشتم. ما تا زمانی که در مسابقه‌ای به میدان برویم که فیفا مسئول برگزاری آن است به مشکل برمی‌خوریم اما اگر بازی‌ها زیر نظر کنفدراسیون فوتبال آسیا باشد مشکلی نداریم چون AFC مشکلی با این مساله ندارد و اجازه می‌دهد به میدان برویم. بازی‌های آسیایی نوجوانان بود و ما آنجا برای اولین‌بار با پوشش وارد زمین شدیم. روز قبل از بازی‌ها به ما اعلام کردند که باید کلاه به سر کنید و این کلاه‌ها به پیراهن وصل نشود. اما چون احتمال داشت کلاه‌ها از سرمان بیفتد ما قبول نکردیم. در روز نخست بازی‌ها آقای بلاتر هم در استادیوم بود و بازی پخش می‌شد که ما به زور و اصرار وارد زمین شدیم و ناظر بازی نمی‌توانست مسابقه را لغو کند چون برای فیفا بد می‌شد. به همین دلیل ما وارد زمین شدیم و بازی برگزار شد. در بین دو نیمه به ما گفتند باید این مساله حل شود در غیراین صورت ما اجازه نمی‌دهیم نیمه دوم آغاز شود که من گفتم مشکلی ندارد. بازی را برگزار نکنید. خب نمی‌توانستند این کار را بکنند و بالاخره ما وارد زمین شدیم و خیلی خوب هم بازی کردیم. آغاز مشکلات ما با فیفا همین اتفاق بود که در آن مسابقات، ما با پوششی وارد زمین شدیم که فیفا آن را قبول نداشت و نمی‌توانست از میانه راه تیم ایران را نیز حذف کند چون برای خودش بد می‌شد. ما بازی کردیم اما خیلی از ما دلخور شدند. البته بازی ما آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار داد. آن‌ها وقتی بازی ما را دیدند به ما اعلام کردند فکری برای این مشکل بکنید. من در پاسخ گفتم شما باید فکری بکنید چون کاری از دست ما برنمی‌آید. در آن روز فیفا به ما اعلام کرد که لباس‌های مدنظر را طراحی کنید و به ما بدهید. همان زمان ابتدای راه طراحی پوشش اسلامی برای فوتبال بود که ما در ایران کارمان را آغاز کردیم. البته در مرحله بعدی تیم‌ملی در اردن نتوانست بازی کند زیرا فیفا پوشش را قبول نکرده بود. به‌هرحال این مشکل وجود دارد و هنوز چند مورد تایید نشده و اگر حل نشود بازهم مشکل‌ساز خواهد شد. بالاخره باید این موارد نیز به‌طور کامل حل شود. مشکل اصلی هم همان اتصال کلاه به یقه پیراهن بازیکنان است که فیفا با آن کنار نمی‌آید.
برسیم به ورزش بانوان. چرا همیشه ورزش بانوان در جامعه ما درجه دو است؟ آیا زمان آن نرسیده که نگاه به ورزش بانوان تغییر پیدا کند؟
مظفر: از اینجا باید شروع کنیم که ورزش بانوان چیز جدایی نیست. ما می‌گوییم ورزش بانوان. ورزش ورزش است و بانوان با آقایان فرقی ندارند. افتخار برای ایران است و تفاوتی ندارد. نباید ورزش را جدا کنیم. هرجا که بانوان مطرح می‌شوند این مشکل ایجاد می‌شود. اگر به آنجا برسیم که ورزش جدا نشود مشکلات حل خواهد شد. نمی‌دانم مانع این کار چیست اما می‌دانم اگر این وضعیت ادامه‌دار باشد چیزی درست نمی‌شود. همه‌چیز مقطعی خواهد بود. باید مثل دیگر ورزش‌ها استمرار داشته باشیم. بانوان هم باید مورد حمایت باشند. اصلا نمی‌دانم این بخشی که در خبر به اسم ورزش بانوان گنجانده می‌شود دیگر چیست؟ ورزش بانوان و آقایان…
اردلان: تا زمانی که ورزش جدا شود این مشکلات هست. تا زمانی که این تفاوت مرد و زن مطرح باشد و ما بگوییم ورزش و ورزش بانوان، نمی‌توانیم به فکر تغییر باشیم. این مشکلات پابرجا می‌ماند و نمی‌توان کاری کرد. زمانی که ما با حجاب اسلامی مقام می‌آوریم نماد زن ایرانی مسلمان هستیم و برای کشور افتخار محسوب می‌شویم. این مساله خیلی ارزشمند و متفاوت است. ما تلاش می‌کنیم و برای نام ایران هم تلاش می‌کنیم. در حرف گفته می‌شود که بسیار ارزشمند است اما در عمل تفاوت دارد و ما متوجه هیچ چیز نمی‌شویم؛ این‌که به ما نیز توجه شود و این‌که ما هم در ورزش کشور سهیم باشیم. این اختلاف‌هاست که باعث می‌شود مشکل‌ساز باشد.
شاید این‌که بازی‌های بانوان پخش تلویزیونی هم نمی‌شود دلیل چنین تفاوت‌هایی باشد.
اردلان: پخش تلویزیونی نداریم اما بالاخره دیده که می‌شویم. نایب قهرمان آسیا شده‌ایم و مطرح می‌شویم. به نظر من مساله پخش تلویزیونی نیست، مشکل ما تفاوت بین آقایان و بانوان است و تا زمانی که این فاصله از بین نرود از هر نظر مشکل داریم و نمی‌توانیم گامی برداریم.
مشکل ورزش بانوان علاوه بر نداشتن حق پخش تلویزیونی به حضور تماشاگران هم برمی‌گردد که بانوان از این موضوع نیز محروم هستند.
مظفر: چرا ما تماشاگر نداریم؟ این‌ها همه به هم متصل هستند. این سوال را از شما می‌پرسم. اگر بازی‌های ما در کره پخش مستقیم داشت اتفاقی که در ایران می‌افتاد 10برابر اتفاقی بود که برای صعود مردان به جام‌جهانی افتاد. این موضوع خیلی مهم است که ورزش بانوان نیز دیده شوند. مگر چند نفر روزنامه می‌خوانند؟ کافی نیست که فقط جامعه ورزش بدانند بانوان چه کار کرده‌اند. باید این موضوع در بین مردم دیده شود. چطور یک بازیکن فوتبال مدل موهایش تغییر می‌کند همه می‌فهمند اما زمانی که ما نایب قهرمان آسیا می‌شویم هیچ اتفاقی نمی‌افتد. کدام مهم‌تر است؟ اگر نمی‌شود پخش تلویزیونی داشته باشیم چرا پخش رادیویی نداریم؟ آیا رادیویی هم مشکل دارد؟ اخبار ورزشی که می‌تواند ورزش ما را پوشش دهد؟ آیا ما نمی‌توانیم یک اخبار ورزشی داشته باشیم که اخبار ما را به‌طور کامل پوشش دهد؟ آیا این حیف ما نیست که فرهنگ ورزش بانوان در کشور مطرح شود و بتواند کار کند. ما خیلی جایگزین داریم. حق نبود فینال مسابقات پخش رادیویی شود؟
سوالی که ذهنمان را در این‌باره مشغول کرده، این است که آیا مسئولان اصلا از موفقیت بانوان فوتسالیست خوشحال شده‌اند؟
مظفر: بله. دیگر خیلی بی‌انصافی است که خوشحال هم نشده باشند.
اردلان: بله. به نظر من باید به این مساله توجه شود که فقط فوتسال موفق نشده بلکه زن ایرانی با حجاب اسلامی موفق شده و به نایب‌قهرمانی آسیا رسیده است. ما در جهان دیده شده‌ایم اما در کشور خودمان دیده نشده‌ایم. این خستگی این‌گونه بر تن ما می‌ماند.
فکر نمی‌کنید مشکل ورزش بانوان نگاه مردسالارانه به ورزش باشد؟
مظفر: دعا می‌کنیم که با آمدن آقای روحانی این مشکل نیز حل شود. واقعا خودمان نگران هستیم.
اگر در همان بازی فینال تیم را خارج می‌کردند و می‌گفتند با حجاب اسلامی نمی‌توانید بازی کنید چه اتفاقی می‌افتاد؟
مظفر: مطمئنا الان چند ماشین به ما هدیه داده بودند. (با خنده)
اردلان: بعد از آن اتفاقی که در اردن افتاد بسیار به ما هدیه دادند و به ما توجه کردند. پاداش بازی نکردن ما بیشتر از بازی کردن و نایب‌قهرمانی ماست. کسی توجه نکرد ما نایب قهرمان آسیا شدیم.
مظفر: با این حال من امیدوارم که این مسائل در تفکر مسئولان نباشد زیرا واقعا ورزش ما در حال رشد است و هنوز هم دیر نیست و می‌توانیم با توجه به خوبی راه پیشرفت را طی کنیم.
حالا که شما به این موفقیت رسیده‌اید انتظارها از شما بیشتر شده است. یعنی دیگر کسی از مظفر به عنوان مربی تیم‌ملی پایین‌تر از قهرمانی در آسیا نمی‌خواهد. درباره بازیکنان هم همین‌طور. این موضوع کارتان را دشوارتر نکرده است؟
مظفر: من این مساله را حس کرده‌ام و می‌گویم که این حساسیت برای ما نیست برای مجموعه است. علت این‌که ما نتیجه گرفتیم این بود که تلاش کردیم. ما با تمام توان کار کردیم، برنامه داشتیم و زحمت کشیدیم. تمرین کردیم و مسابقه دادیم. الان نیز باید همین تفکر باشد. دو ماه است که از کره بازگشتیم و تیم دو دقیقه تمرین نداشته است. واقعا باید به فکر باشیم. شاید از آن مراسم سوءتفاهم پیش آمد اما ما و فدراسیون فوتبال مقصر نبودیم. من این حرفی که می‌خواهم بزنم برای فوتبال بانوان و تیم‌ملی است. باید آن اتفاق را فراموش و دوباره نگاهمان را به آینده معطوف کنیم و گام برداریم. زمانی بود که به ما می‌گفتند شما بروید نتیجه بگیرید و بعد بازی تدارکاتی و امکانات بخواهید. حالا ما با حمایت و امکانات فدراسیون نتیجه گرفته‌ایم و ثابت کرده‌ایم که پتانسیل داریم. پس حالا دلم می‌خواهد واقعا قدر این بچه‌ها را بدانیم. نباید اجازه دهیم وارد حاشیه شوند و باید گام برداریم تا مسیر پیشرفت طی شود. خیلی برای من سخت بوده و از این به بعد نیز می‌دانم کارم دشوار‌تر است و باید بیشتر تلاش کنم. باید باز هم کار کنم و به همین دلیل می‌گویم این فوتبالیست‌ها نیز باید به کار و راهشان ادامه دهند.
اردلان: مطمئنا کارمان دشوار است. ما یک نتیجه گرفته‌ایم و کارمان سخت است. حفظ آن نتیجه دشوار است زیرا اگر تکرار نشود همه می‌گویند دیدید که اتفاقی نتیجه گرفتید. باید تلاش کنیم تا بتوانیم آن نتیجه را حفظ کنیم. این روزها تمرین تیمی نداریم و همه انفرادی تمرین می‌کنند اما باید برای رقابت‌های مختلف آماده شویم. همه کشورها سرمایه‌گذاری کرده‌اند و می‌دانم که شرایط خوبی دارند. اگر ما تمرین نکنیم حتی در غرب ‌آسیا نیز نتیجه نخواهیم گرفت.
و به عنوان سوال آخر، توقعتان از دولت جدید چیست؟
مظفر: چشم امید زیادی به دولت داریم که وزیر ورزشی‌ وارد کار شود که نگاهی متفاوت به ورزش بانوان داشته باشد. باید از مرحله شعار و حرف خارج شویم و عمل کنیم. اگر دیدمان به ورزش بانوان تغییر کند مطمئنا نتایج بسیار بهتر خواهد شد.
اردلان: هنوز وزارت ورزش شخص خاصی را برای ورزش بانوان انتخاب نکرده اما امیدوارم کسی وارد کار شود که یک دید متفاوت به ورزش بانوان داشته باشد. حالا که رییس‌جمهوری ما یک دید متفاوت در جامعه ایجاد کرده، امیدواریم نگاه به ورزش بانوان نیز تغییر کند تا شاهد تغییر و تحولی خوب در ورزش بانوان باشیم. بانوان از زندگی و آینده خود می‌زنند و وارد ورزش می‌شوند اما حتی شغل ندارند. هیچ حمایتی از آن‌ها نمی‌شود. ورزش بانوان هیچ اسپانسری ندارد. باید تلاش کنند تا این وضعیت بهتر شود. بدون پاداش و حمایت، انگیزه‌ها از بین می‌رود و واقعا همه دلسرد می‌شوند. معتقدم شور و نشاطی که در جامعه شکل گرفته باید حفظ و به ورزش به‌ویژه ورزش بانوان هم تزریق شود.

Advertisements
نوشته شده در اجتماعی. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s