خانواده کارگر اخراجی شرکت واحد: چه کسانی باعث زندانی شدن وی شده اند؟

Download (1)سایت خبری راه کارگر : زندان آنچیزی است که نصیب کارگر شورشی شرکت واحد شده است. «بهرام – س» که برای شنیده شدن صدایش و اعتراض به بی حقی اش، نه ساعت مدیرعامل شرکت واحد را در دفترش حبس کرده بود، اکنون در زندان رجائی شهر روزها را به شب پیوند می زند.


خانواده کارگر اخراجی شرکت واحد: چه کسانی باعث زندانی شدن وی شده اند؟

پایگاه خبری پارسینه در مصاحبه ای با خانواده این کارگر اخراجی زندانی نوشت در طی یک سال و نیم گذشته فشار ناشی از اخراج و بیکاری زندگی را بر وی و خانواده اش چون جهنم ساخته و سرنوشت زندگی آنان را به دست فقر و نداری سپرده بود. به گفته فعالین کارگری مسبب اصلی شورش بهرام، جمهوری اسلامی است. زیرا که طی سه دهه تمامی راههای اقدام جمعی کارگران علیه یورش سرمایه را برآنان بسته و نمایندگان کارگران را که می توانستند در برابر سودجوئی های صاحبان کار از منافع کارگران دفاع بکنند روانه زندان ها کرد. پس آن می شود که نبایستی بشود. بهرام خود دست بکار می شود و سعی می کند گوش شنوائی برای شنیدن صدای خورد شدن استخوان های خود و خانواده اش زیر فشار بیکاری پیدا کند. به گفته خانواده وی در یکسال و نیم گذشته علیرغم بالا بودن هزینه درمان، بیمه آنان را نیز قطع کرده اند.

خانواده گروگانگیر رئیس شرکت واحد چه می‌کند؟
پایگاه خبری تحلیلی پارسینه / یرون، هیاهوی انتخاب شهردار است. مردم سرگرم روزمرگی‌هایشان هستند و کسی یادش نیست ظهر چهارشنبه کارگری به انتها رسیده آمده بود تا حقش را از کارفرمایی بگیرد که او را به دلیل چند دقیقه خواب از کار بیکار کرد. پایگاه خبری تحلیلی پارسینه با این مقدمه نوشت: بهرام ۴۶ ساله کارگر شرکت واحد هفته پیش می‌خواست برای آخرین بار از مدیران این شرکت بخواهد که او را به سر کارش باز گردانند. وقتی فهمید حکم اخراجش قطعی شده و قانون چاره دردش نیست، آمده بود دوباره از مشکلاتش بگوید که اجازه ورود نمی‌گیرد، به زور وارد اتاق مدیرعامل می‌شود و ۹ ساعتی با پیمان سنندجی و کسی که حکم اخراجش را امضا کرده در یک اتاق می‌ماند. حالا هفته‌ای از این اتفاق گذشته است. دیگر خبری از او و چند صد کارگری که بی‌دلیل حکم اخراجشان را گرفته‌اند در رسانه‌ها نیست. شهر به دنبال اخباردیگری است اما در خانه بهرام، غم بی‌پدری به غم نان افزوده شده. یکی از ده‌ها بزرگراه بلند بالای تهران را می‌گیریم و می‌رویم تا انتها و در ابتدای یکی از کوچه‌های بی‌نما به خانه بهرام می‌رسیم. روی پله مقابل منزل، دو زن نشسته‌اند. یکی همسر اوست و دیگری پیرزنی که از قدیم در این کوچه زندگی می‌کرده. سراغ خانه بهرام را که می‌گیریم، نگاه زن هم بی‌اعتماد است و هم خوشحال. پیرزن می‌گوید: اینها بهترین و آرام‌ترین همسایه ما هستند. من اینها را می‌شناسم. بهرام مردی آرام و بی‌صدا بود. صدایی از داخل خانه می‌آید. مادر می گوید “دو کلام حرف می‌زنیم می‌روند.” می‌گوییم نشانی را از کجا گرفته‌ایم، اعتماد می‌کنند و می‌رویم داخل خانه‌ای که به نظر ۶۰ متری می‌آید. مرتب است و آبرومند. دو دخترش و پسری که میانه سخنانمان به خانه می‌آید، ۳ فرزندی هستند که بهرام در خانه دارد. یکی از دخترهایش همان زمان‌ها که حکم اخراجش را زدند، یک سال و اندی پیش عروسی کرده است. غم بیکاری سایه افکنده بود بر شادی عروسی دخترش. حالا دختر کوچکش با بغض می‌گوید “پدر در سال هشتاد و پنج مدتی به دلیل بیماری اعصاب و روان بستری هم بوده.” مدارک پزشکی‌اش را می‌آورد و نشانمان می‌دهد. می‌گوید “ما چیزی در زندگی کم نداشتیم. پدر حقوق زیادی نمی‌گرفت. ۶۰۰ هزار تومان. اما اینها همین اندک را هم به ما ندیدند. دختر حالا اشک می‌ریزد. می‌گوید به پدرم افتخار می‌کنم. پدر خوبی است. همه زندگی‌اش ما بودیم. مادرم مدتی است بیمار است. درد کلیه دارد. اما آنها یک سال و نیم است که بیمه ما را قطع کرده‌اند. هر بار که دکتر می‌رویم باید همه هزینه‌ها را خودمان پرداخت کنیم. یک سال و نیم است پدرم دنبال بازگشت به کارش است. روزهای اول به ما نمی‌گفت. می‌گفت ۱۵ روز مرخصی گرفته‌ام برای عروسی. ۱۴ سال در شرکت واحد کار کرده بود اما بی‌دلیل او را اخراج کردند. پدرم گروگانگیر نبود. او پدری بدبخت بود که می‌خواست دوباره سر کارش بازگردد. زن بهرام می‌گوید “آن روز کذایی برای حرف زدن رفته بود شرکت واحد اما راهش ندادند. قبل‌تر خودم چند بار رفتم. حاضر نبودند حرف مرا بشنوند. کلیه‌هایم سنگ دارد، دیسک کمر دارم اما بیمه ما را قطع کردند. دخترم دانشگاه قبول شد اصلا رویش نشد به پدرش بگوید. پسرم مدرسه نمونه دولتی قبول شده است معدلش بالاست اما نمی‌دانیم بتوانیم هزینه‌های آن را پرداخت کنیم یا نه. می گوید شوهرش با کسی دعوا نداشته است هیچ وقت. سرش به کار خودش گرم بوده “اما در این یک سال و نیم انگار ما ده سال پیر شدیم. پول زیادی به ما نمی‌دادند، ۵۰۰ تا ۶۰۰ تومان. با همین اندک هم زندگی را می‌گذراندم.” این را با حسرت می‌گوید. حسرت روزهای خوشی که بهرام هنوز کار می‌کرد و او با اندکی ۴ بچه و خانه را اداره می‌کرد. می‌گوید “می‌گفتند برو کار دیگری پیدا کن. مگر بعد از ۱۴ سال کار و با این سن و سال می‌توان کار دیگری پیدا کرد؟ چه کاری می‌توانست بکند؟ حالا بهرام کجاست؟ زن می‌گوید “بهرام اول زندان اوین بود و حالا رجایی‌شهر است. خودش چیزی نمی‌داند. نه در مورد تاوان قانونی کارش، نه از اوضاع و احوال این بیرون. اما به ما قول داده‌اند که شکایتی ندارند.” می‌گوید “آقای ساجدی‌نیا دستش را روی قران گذاشت که کمکش می‌کند. فکر می‌کنید همه چیز ختم به خیر شود؟ دختر بزرگش که همان زمان‌های اخراج ازدواج کرده و حالا نوزادی در آغوش دارد می‌گوید “شما از داخل خانه ما چه می‌دانید که در این سال چه مشکلاتی را تحمل کرده‌ایم، چه سختی‌هایی را پشت سر گذاشته‌ایم؟ شما از دل ما چه خبر دارید؟ زمان تحمل سختی‌های ما و بی پولی‌ها آنها که پدرم را بیکار کرده بودند خوش بودند و بی آنکه ما در یادشان باشیم داشتند خوش می‌گذراندند. پدرم از غصه ده سال در این مدت پیر و شکسته شد و خواهرم از ادامه تحصیل ماند و من از کسانی که این کار را کرده‌اند نمی‌گذرم. آرزو می‌کنم همین اتفاق برای خودشان بیفتد. حالا چه امروز یا هفت نسل بعد. آه پدر من همیشه دنبالشان است. پدر من چیزی جز کارش نمی‌خواست. حالا اشک می‌ریزند. نمی‌دانند قرار است چه بلایی سر پدرشان بیاید. مادر دنبال وکیل است. اما پولی در میان نیست.
اخراج این کارگر غیر قانونی بود
حسن سعیدی وکیل کارگران شرکت واحد می‌گوید: بر اساس اسنادی که داریم اخراج این فرد غیر قانونی بوده زیرا نماینده کارگران در جلسه کمیته انضباطی کسی جز دو نفری بوده است که قانونا حق امضا داشته‌اند. بنابراین این حکم غیر قانونی است. او می‌گوید: در شرکت واحد به دلیل فشار کار بالا، آلودگی هوا و صوت دچار آسیب‌هایی می‌شوند و می‌توانند با تشخیص پزشک، کار سبک بگیرند اما کارفرما با اذیت‌های پی در پی تلاش می‌کند شرایط کار را به گونه‌ای فراهم کند که رانندگان در همان پشت فرمان بمانند.
مصائب خصوصی‌سازی برای رانندگان اتوبوس

روزنامه بهار / یش از یک سال است که بهرام همانند صدها راننده‌ای که در این سال‌ها از شرکت واحد اخراج شده‌اند، بیکارشده است. روی برگه اخراجش که 9 خرداد 91 امضا شده دلیل این بیکاری را بی‌انضباطی در محل کار نوشته‌اند. حالا او بعد از قطعی شدن این حکم و تایید آن در دیوان عدالت اداری آمده برای آخرین بار بخواهد مدیرانش چند دقیقه خواب را بر او ببخشند اما مامور حراست مانع ورود بهرام می‌شود و او که از همه جا بریده معرکه‌ای برپا می‌کند. معرکه‌ای که حسین ساجدی نیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ را هشت ساعت درگیر کرد. چند سال پیش هم راننده به آخرخط رسیده‌ای بنزین را وسط ایستگاه روی خود می‌ریزد و قصد آتش زدن خود را دارد. اما در این سال‌ها چه برسر رانندگان شرکت واحد آمده که مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهند
بیش از یک سال است که بهرام همانند صدها راننده‌ای که در این سال‌ها از شرکت واحد اخراج شده‌اند، بیکارشده است. روی برگه اخراجش که 9 خرداد 91 امضا شده دلیل این بیکاری را بی‌انضباطی در محل کار نوشته‌اند. حالا او بعد از قطعی شدن این حکم و تایید آن در دیوان عدالت اداری آمده برای آخرین بار بخواهد مدیرانش چند دقیقه خواب را بر او ببخشند اما مامور حراست مانع ورود بهرام می‌شود و او که از همه جا بریده معرکه‌ای برپا می‌کند. معرکه‌ای که حسین ساجدی نیا، فرمانده انتظامی تهران بزرگ را هشت ساعت درگیر کرد. چند سال پیش هم راننده به آخرخط رسیده‌ای بنزین را وسط ایستگاه روی خود می‌ریزد و قصد آتش زدن خود را دارد. اما در این سال‌ها چه برسر رانندگان شرکت واحد آمده که مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهند.
داوود رضوی یکی از نمایندگان رانندگان اخراج شده درباره مشکلات رانندگان معترض به «بهار» می‌گوید: مطالبات سالیان دراز رانندگان اتوبوس در این سال‌ها انباشته شده و در سال 84 بعد از بی‌نتیجه دیدن اعتراض‌ها و بی‌پاسخ ماندن خواسته‌های خود که خواسته‌های زیادی هم نیست مانند حق مسکن، لباس کار و حق ناهار که به اندازه یک نصف نان هم نیست دست به اعتراض‌های صنفی زدند هرچند بعد از این مسائل حدود 40‌درصد افزایش حقوق داشتیم؛ افزایشی که حقوق ما را به سطح حقوق سایر کارگران می‌رساند.
او ادامه می‌دهد: پس از آن که رانندگان متوجه شدند 10‌درصد حقوق به سایر کارکنان شهرداری افزوده شده که آن‌ها از آن محروم هستند دوباره اعتراض‌ها شروع شد. بعد از هفت، هشت ماه پیگیری به هیچ نتیجه‌ای نرسیدیم و 200 نماینده رانندگان مقابل شورای شهر تهران تجمع کردیم.
مقصد بعدی رانندگان معترض وزارت کار بود. آن‌ها نامه‌ای با دو‌هزار و 500 امضا درباره میزان افزایش حقوق سال 92 به وزارت کار فرستادند. بیشترین میزان دستمزد رانندگان اتوبوس یک‌میلیون و 316‌هزار تومان است و رقم خواروبار در فیش حقوقی رانندگان 210 تومان. رضوی می‌گوید: سه راننده معترض که مقابل شورا رفته بودند و البته به عنوان نماینده سایر هم‌صنفان خودشان با نمایندگان شهرداری مذاکره کردند، اخراج شده‌اند. او که خود یکی از معترضان اخراجی است، ادامه می‌دهد: شرکت واحد حدود 12‌هزار راننده اتوبوس داشت که پس از خصوصی‌سازی تلاش شد بیشتر آن‌ها به بهانه‌های واهی اخراج شوند زیرا شرایط باز‌خرید رانندگان آن‌قدر غم‌انگیز بود که کسی حاضر به بازخرید نمی‌شد. حالا شرکت واحد کمتر از هشت‌هزار راننده دارد.
او شرایط کار در بخش خصوصی را نادرست توصیف می‌کند و می‌گوید: کسانی که به بخش خصوصی رفته بودند از صبح تا شب کار می‌کردند امادخل‌شان با خرج‌شان نمی‌خواند.
رانندگان اتوبوس در این سال‌ها روزگار خوشی نداشتند، سال‌هایی که سفره‌ها خالی‌تر از همیشه بود. رضوی می‌گوید: در این چند سال حکم اخراج بود که مانند دستگاه فتوکپی صادر می‌شد. هرچند ما توانستیم 250 راننده اخراجی را به کار برگردانیم.
او از شورای اسلامی کار که حکم اخراج‌ها در آن به تایید می‌رسید، می‌گوید: این شوراها بیشتر از آن‌که به فکر کارگران باشند مدافع حقوق کارفرمایان بودند.
تلاش برای خصوصی‌سازی شرکت واحد ریشه بسیاری از مشکلات رانندگان اتوبوس است. این نگاه بسیاری از رانندگان اخراجی است.
سعیدی، وکیل بسیاری از رانندگان اخراجی شرکت واحد به بهار می‌گوید: حکم بازگشت به کار 200 راننده را گرفته‌ام اما چند وقتی است شرکت واحد با گرفتن وکیلی بانفوذ راه بازگشت به کار رانندگان را بسته است. او به اعتراض‌های سال 84 اشاره می‌کند و حضور شبانه قالیباف در میان رانندگان معترض. اما شرایط بهتر نشد؛ حتی کارگرانی با 20 سال سابقه به بهانه‌های ساده از شرکت واحد رفتند.
سعیدی که خود یکی از راننده‌های اخراجی است و به دلیل تسلطش به قانون کار از حق هم‌صنفی‌های خود دفاع می‌کند، ادامه می‌دهد: سنندجی، مدیرعامل شرکت واحد در مصاحبه‌اش با رسانه‌ها می‌گوید گروگانگیری رخ نداده و ما از این راننده معترض خواسته‌ایم به کار بازگردد. آیا از این دروغ بزرگ‌تر هم می‌شود. اما جمعیت‌های دفاع از حقوق کارگران در این سال‌ها تلاشی برای رانندگان شرکت واحد کرده‌اند؟
حسن صادقی، فعال حقوق کارگری با بیان این‌که رانندگان شرکت واحد از قدیم حتی پیش از انقلاب همیشه تحرکاتی داشته‌اند، می‌گوید: شوراهای اسلامی کار همیشه در این سال‌ها تلاش کرده‌اند خواسته‌های کارگران و رانندگان شرکت واحد را برآورده کنند و پیگیر خواسته‌های آن‌ها بوده‌اند. این در حالی است که کمتر راننده شرکت واحد این شورا را مدافع حقوق خود می‌داند. صادقی در این رابطه می‌گوید: این شوراها در دهه 60 و 70 کارکرد خود را داشتند اما در دهه 80
به دلیل آن‌که قدرت خود را از دولت می‌گرفتند برای ادامه حیات خود از کار کرد اصل خود دور شدند.
او ادامه می‌دهد: قانون جوهر روی کاغذ است. مجری قانون است که به آن شکل و روح می‌دهد. وقتی رگه‌هایی از پول و سرمایه در نظام مدیریت کشور رسوخ کرد و شوراهای کارگری که دولت آن‌ها را شکل می‌داد خود را ملزم به حفظ منافع آن‌ها کردند چنین مشکلاتی بروز کرد.
صادقی معتقد است همه باید ملاک را قانون بگذارند در غیر این صورت سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. اگر هرکس به مشکلی برخورد خود اسلحه بردارد و حلش کند نمی‌شود. در تکزاس هم این‌گونه نیست. باید با قانون جلو رفت. راهکارهایی برای بازگشت به کار وجود دارد اما کسانی که این کارگر را تا این حد به هیجان آورده و مدیرانی که این‌گونه کارگران خود را سرکوب و تحقیر می‌کنند هم جای سوال و بازخواست دارند.
صادقی معتقد است: نحوه خصوصی‌سازی در شرکت واحد درست نبوده و به جای واگذاری به افراد باید به تعاونی‌های اتوبوسرانی واگذار می‌شد.
حالا خانواده بهرام به جز غم بی‌نانی غم رفتن پدر پشت میله‌های زندان را هم دارند. مدیرعامل شرکت اتوبوسرانی می‌گوید: گروگانگیری رخ نداده بود بلکه مشکل دو کارمند قدیمی بوده که 9 ساعت آن‌ها را در اتاق نگاه داشت. مدیرعامل شرکت واحد کل داستان را منکر می‌شود آن هم در مقابل رسانه‌هایی که هم حضور پلیس را دیده‌اند و هم مرد معترض را. وقتی اسلحه بهرام پایین آمد، داستانش هم تمام شد.
جزئیات گروگانگیری در شرکت واحد از زبان رییس پلیس پایتخت
معاون امنیتی دادستان تهران: امان‌نامه‌ای در کار نبود
فرمانده انتظامی تهران بزرگ جزئیات عملیات هشت ساعته پلیس برای دستگیری گروگانگیر در ساختمان شرکت واحد را تشریح کرد. سردار حسین ساجدی‌نیا به ایسناگفت: حوالی ساعت 10:30 چهارشنبه 13 شهریور در تماسی با پلیس 110 اعلام شد که چند نفر در یکی از دفاتر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران توسط یک فرد گروگان گرفته شده‌اند. وی افزود: در پی این حادثه سریعا عوامل پلیس، مسئولان مربوطه و واحد رهایی گروگان در محل حاضر شدند و برای جلوگیری از وارد شدن هرگونه آسیبی به شهروندان و افراد به‌گروگان‌گرفته‌شده ابتدا به وسیله تلفن و سپس به شکل حضوری با فردی که به عنوان گروگانگیر مطرح شده بود، وارد مذاکره شدند که این مذاکره حدود هشت ساعت به طول انجامید. فرمانده انتظامی تهران بزرگ با اشاره به این‌که از تورک، معاون دادستان تهران نیز درخواست کردیم که به محل بیایند افزود: حضور ایشان در صحنه در کنار پلیس بسیار موثر بود. وی درباره این‌که هدایت کل عملیات بر عهده چه کسی بود؟ گفت: بنده شخصا هدایت عملیات را تا دستگیری فرد گروگانگیر و آزادی گروگان‌ها بر عهده داشتم و خودم با گروگانگیر مذاکره می‌کردم. ساجدی‌نیا ادامه داد: سرانجام ماموران پلیس با استفاده از یک لحظه غفلت گروگانگیر وارد اتاق شدند و وی را دستگیر کردند. رییس پلیس پایتخت که خود هدایت عملیات آزادسازی گروگان‌ها در ساختمان مرکزی شرکت واحد اتوبوسرانی پایتخت را بر عهده داشت، با اشاره به سابقه مشکلات روحی و روانی متهم دستگیرشده گفت: در بررسی‌هایی که انجام دادیم مشخص شد این فرد در سال‌های قبل در یکی از آسایشگاه‌های روانی بستری بوده است. عملیات رهایی گروگان‌ها حوالی ساعت 19:30 به اتمام رسید و نامبرده پس از بازجویی و تشکیل پرونده هم‌اکنون در اختیار مقام قضایی قرار گرفته است. در این باره مرتضی تورک، معاون امنیتی دادستان تهران هم که چهارشنبه در محل حادثه حضور داشت گفته است: «گزارش کامل گروگانگیری در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به صورت مشروح تحویل دادستان تهران شده و او گزارش را اعلام می‌کند.» او درباره پرونده گروگانگیری در شرکت واحد اتوبوسرانی تهران گفت: «از همان ساعت اولیه به عنوان معاون امنیتی دادستان تهران در صحنه حضور داشتم و گفت‌وگو با فرد گروگانگیر با همکاری پلیس انجام شد.» او ادامه داد: «اینکه گفته می‌شود امان‌نامه‌ای رد و بدل شده، صحیح نیست و من تمامی موارد را جزء به جزء در گزارشی به دادستان تهران ارائه کردم و شخص دادستان مشروح اقدامات انجام‌شده توسط دادستانی را در صورت صلاحدید رسانه‌ای می‌کند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s