آزادی هشت تن از زندانیان سیاسی و فشار بر دراویش زندانی و دستگیری های تازه

imagesسایت خبری راه کارگر ـ در شرایطی که فضای خبری در گیر پخش آزادی نسرین ستوده و هفت تن دیگر از زندانیان سیاسی است که برخی از آنها تنها دو ماه از پایان محکومیت شان باقی مانده بود، اخبار دستگیری های جدید و فشار بر دیگرزندانیان سیاسی در معاق مانده است. هم زمان با آزادی هشت زندانی سیاسی، دراویش زندانی در اعتراض به بدرفتاری با خود و دستور الزام به استفاده از لباس فرم زندانیان و دستبند و پابند در اعزام به مراکز درمانی در نامه ای به دادستان تهران نوشته اند:


آزادی هشت تن از زندانیان سیاسی و فشار بر دراویش زندانی و دستگیری های تازه

«ما دراویش زندانی قصد بر اعتصاب غذا داشتیم و داریم و همانطور که درویش ستیزان به جان ما و سلامت ما اهمیت نمی دهند ما هم در راه هدف مان به آب و نان اهمیت نمی دهیم . اما به توصیه دوستان فعلا از اعتصاب غذا منصرف شده ایم تا ببینیم خدا چه می خواهد و چه خواهد کرد.» در خبر دیگری آمده است که عبدالله احمدی پدر شهرام احمدی پدر یکی از زندانیان اهل سنت کُردستان نامه‌ای را خطاب به رئیس قوه‌ی مجریه در ایران ارسال داشته است. در این نامه به ذکر مصیبت‌های وارده به خانواده و اعدام یکی از فرزندانش به نام بهرام در چند سال اخیر پرداخته و خواستار تلاش حسن روحانی برای آزادی دیگر فرزندش شهرام که محکوم به اعدامشان گردیده، شده است. خبر دیگر حاکی است که آروین صداقت کیش منتقد، مدرس و پژوهشگر موسیقی برای تحمل سه سال حکم قطعی به زندان اوین رفت.نویسنده فصلنامه ماهور، کتاب سال شیدا و مجله توقیف شده فرهنگ و آهنگ پس از مطلع شدن از ضبط وثیقه اش بدون دریافت اخطار ضبط، برای اجرای حکم به زندان اوین بازگشت. صداقت کیش که در تظاهرات عاشورای سال 88 بازداشت شده بود و 62 روز را در بازداشت وزارت اطلاعات به سر برده بود به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به سه سال حبس محکوم شده بود.. و حادثه ی دیگری که نگرانی از تکرار سرنوشت ستاربهشتی را قوت می بخشد در حال وقوع است. رضا نقوی کارگر »رباط کریمی» که هنگام نوشتن شعار ” دفاع از تک تک زندانیان سیاسی وظیفه اخلاقی و انسانی ماست ” روی دیوار بوسیله نیروی انتظامی دستگیر شده بود پس از ضرب و شتم شدید در پلیس امنیت با بدنی مجروح به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

کلمه: هشت تن از زندانیان سیاسی زن محبوس در بند بانوان زندان اوین امروز و شب گذشته آزاد شدند.

به گزارش خبرنگار کلمه، محبوبه کرمی و مهسا امرآبادی که از بازداشت شدگان بعد از اعتراضات مردمی سال ۸۸ بودند، در حالی به صورت مشوط آزاد شدند که تنها چند ماه به اتمام دوران محکومیت آنها مانده بود.

مهسا امر آبادی نخستین بار در خرداد سال ۸۸ بازداشت و حدود سه ماه را در بند انفرادی ۲۰۹ سپری کرد. امرآبادی دومین بار در اسفند ۸۹ به بهانه حضور در تجمعات اعتراضی به حصر مهندس موسوی و مهدی کروبی توسط حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت و به یک سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شد.

محبوبه کرمی نیز عضو کمپین یک ملیون امضا و از اعضای جبهه مشارکت است که در اسفند سال ۸۸ بازداشت شد. وی در شعبه ۵۴ تجدید نظر دادگاه انقلاب به ریاست قاضی موحد به سه سال حبس تعزیری محکوم شد.

بر اساس این گزارش همچنین مریم جلیلی، میترا رحمتی، فرح واضحان، ژیلا مکوندی و کفایت ملک محمدی از زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین نیز به طور مشروط آزاد شده اند.

همچنین رضا خندان همسر نسرین ستوده در صفحه فیس بوک خود خبر از آزادی نسرین ستوده داده است. به گزارش کلمه نسرین ستوده و فیض الله عرب سرخی دو زندانی سیاسی حوادث پس از انتخابات، محبوس در زندان اوین عصر امروز با ابلاغ حکمی آزاد شدند.

نسرین ستوده فعال حقوق بشر سرشناس و وکیل دادگستری از سیزدهم شهریورماه ۱۳۸۹ در بازداشت بود. او به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی، تبانی و تبلیغ علیه نظام و عضویت در کانون مدافعان حقوق بشر” به تحمل شش سال حبس تعزیری، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود.
*****************************

رادیو فردا ـ نسرین ستوده ساعتی پس از آزادی در مصاحبه با خبرگزاری‌ها گفته است که وضعیت جسمانیش خوب است اما فشارهای روانی، فضای شدید امنیتی زندان و نداشتن اجازه تماس تلفنی ازجمله شرایطی بوده که زندان را بسیار دشوار کرده بود.
خانم ستوده سه سال پیش بازداشت و به جرم اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به شش سال زندان، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده بود.
همزمان به گزارش سایت کلمه، محبوبه کرمی و مهسا امرآبادی هم در حالی که چند ماه به پایان دوره محکومیت یکساله و سه ساله اشان باقی مانده بود، به طور مشروط آزاد شده‌اند.
بر اساس این گزارش، همچنین مریم جلیلی، میترا رحمتی، فرح واضحان، ژیلا مکوندی و کفایت ملک محمدی از زندانیان سیاسی بند زنان زندان اوین نیز به طور مشروط آزاد شده‌اند.
****************************************
وزارت امور خارجه ایالات متحده و انجمن قلم آمریکا در بیانیه‌هایی از آزادی شماری از زندانیان سیاسی در ایران استقبال کرده‌اند.
ماری هرف، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در بیانیه‌ای گفته است: «ما از گزارش‌های امروز در این باره استقبال می‌کنیم که حکومت ایران زندانیان عقیدتی متعددی از جمله نسرین ستوده، وکیل فعال حقوق بشر را آزاد کرده است.»

انجمن قلم آمریکا نیز از آزادی نسرین ستوده استقبال کرده و آن را «پیروزی همه مردان و زنانی که برای برقراری عدالت برای هموطنان خود مبارزه می‌کنند» خوانده است.

سوزان ناسل، مدیر انجمن قلم آمریکا که پیش‌تر مسئول امور سازمان‌های بین‌المللی در وزارت امور خارجه آمریکا بوده، در بیانیه خود گفته که نسرین ستوده اساسا نباید این‌طور زندانی می‌شد.
***************************************+

روین صداقت کیش برای تحمل حکم سه سال حبس به اوین رفت
_
آروین صداقت کیش منتقد، مدرس و پژوهشگر موسیقی برای تحمل سه سال حکم قطعی به زندان اوین رفت.

نویسنده فصلنامه ماهور، کتاب سال شیدا و مجله توقیف شده فرهنگ و آهنگ پس از مطلع شدن از ضبط وثیقه اش بدون دریافت اخطار ضبط، برای اجرای حکم به زندان اوین بازگشت.

صداقت کیش که در تظاهرات عاشورای سال 88 بازداشت شده بود و 62 روز را در بازداشت وزارت اطلاعات به سر برده بود به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور در شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به سه سال حبس محکوم شده بود.
***************************************
کارگر »رباط کریمی» در حال نوشتن شعار بازداشت شد

انتقال رضا نقوی قربانی جدید ضرب و شتم و شکنجه پلیس امنیت به بند ۳۵۰

در حالی که هنوز به پرونده ستار بهشتی قربانی ضرب و شتم پلیس فتا در بازداشت رسیدگی نشده است، یک قربانی جدید ضرب و شتم پلیس امنیت با تنی مجروح و شکنجه دیده به بند ۳۵۰ منتقل شد.

به گزارش کلمه، هفته گذشته رضا نقوی(بهروز) که طی ۲۴ ساعت بازداشت در پلیس امنیت مورد و ضرب و شتم شدید قرار گرفته و آثار ضرب و شتم و جراحت در بسیاری از نقاط بدن وی مشهود است به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.

رضا نقوی با داشتن گرایش ملی گرایانه، کارگری از اهالی رباط کریم و همشهری ستار بهشتی، جرمش نوشتن شعار روی دیوار بوده است.

۱۹ شهریور ماه وی در حالی که مشغول نوشتن شعار ” دفاع از تک تک زندانیان سیاسی وظیفه اخلاقی و انسانی ماست ” روی دیوار بوده بوسیله نیروی انتظامی دستگیر و در مسیر انتقال به مقر پلیس اطلاعات و امنیت تهران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

ضرب و شتم شدیدتر همراه با فحاشی و توهین به وی پس از انتقال به مقر و بازداشتگاه پلیس اطلاعات و امنیت تهران نیز همچنان ادامه داشت.

بنا بر گزارش خبرنگار کلمه ، در تاریخ ۲۰ شهریور که وی به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شده آثار ضرب و جرح و شکنجه در سر و صورت، کمر و پاهایش مشهود بوده که بوسیله بهداری زندان اوین و مسئولان بند ۳۵۰ صورت جلسه شده است .

رضا ( بهروز ) نقوی کارگر ساختمانی و از اهالی رباط کریم و همشهری زنده یاد ستار بهشتی است و کفالت پدر سالخورده و از کار افتاده خود را نیز بر عهده داشته است.

پیشتر در شرایطی مشابه ستار بهشتی نیز در حالیکه در پلیس امنیت مورد ضرب و جرح قرار گرفته بود به زندان اوین منتقل و بلافاصله از این زندان خارج شد ولی در حین بازداشت در پلیس امنیت بدلیل ضرب و شتم شدید و شکنجه جان باخت که پرونده وی هنوز در مرحله تحقیقات قرار داشته و فقط منجر به صدور کیفرخواست قتل غیر عمد از سوی مامور پلیس امنیت شده است.
*************************************
پدر یکی از زندانیان اهل سنت کُردستان نامه‌ای را خطاب به رئیس قوه‌ی مجریه در ایران منتشر نمود.
عبدالله احمدی پدر شهرام احمدی در این نامه به ذکر مصیبت‌های وارده به خانواده و اعدام یکی از فرزندانش در چند سال اخیر پرداخته و خواستار تلاش حسن روحانی برای آزادی دیگر فرزند محکوم به اعدامشان گردیده است.

نسخه‌ای از این نامه عیناً در پی‌می‌آید:

اینجانب متولد منطقه‌ی دیواندره و ساکن شهر سنندج می‌باشم و حدود ٧٤ سال سن دارم. زندگی خود را با شغل شریف کارگری گذرانده‌ام و الحمدالله تاکنون محتاج کسی نبوده‌ام. چند پسر و دختر دارم دو نفر از پسرانم که جزو معتمدین کسانی هستند که در نمازهای جماعت مسجد شرکت می‌کردند و هم سن و سال‌های خود را به نماز و کارهای نیک دعوت می‌نمودند و فعالیت مذهبی داشتند.

از طرف اداره‌ی اطلاعات سنندج بازداشت شدند. پسر بزرگم شهرام در اردیبهشت‌ماه سال ١٣٨٨ که اوضاع سنندج از نظر امنیتی خوب نبود هنگام بازگشت از مسجد به خانه بدون هشدار و ایستِ پلیس هدف تیر قرار گرفت و از همین شب بود که مصیبت‌های ما شروع شد. پسرم یک کلیه و قسمت‌هایی از روده‌اش را از دست داد و چند روز در بیمارستان بستری بود و سپس وی را به اطلاعات سنندج منتقل کردند و قریب به یک سال وی تحت شکنجه قرار داده شد و از وی می‌خواستند به کارهای که انجام نداده اعتراف کند.

در همین وقت پسر کوچکترم که اسمش بهرام بود را هم در تاریخ ٢٦/٦/٨٨ دستگیر کردند و او را هم به بازداشتگاه اطلاعات سنندج بردند. زیر بازجویی‌ها و تعذیب گذاشتند نزدیک یک سال همین ‌طور گذشت بدون این‌که با پسرم ملاقات کنم و یا حتی مادرشان آنها را ببیند. بعد از یک مدت پسر بزرگم شهرام را به زندان انتقال داده و نزدیک به چندین ماه بدون ملاقات و هواخوری در سلول‌های بازداشتگاه نصر زنجان به سر برد. نزدیک ١٧ ماه در آنجا بود و او را نگهداری کردند. با شرایط نامناسب وملاقاتی‌هایی که نبودش بهتر از بودنش بود.

و اما پسر کوچکترم بهرام را همزمان با شهرام را که به زنجان انتقال داده شده بود به همدان انتقال دادند و شش ماه در آن جا بدون ملاقات و تلفن نگهداری شد بعد از گذشت این شش ماه به بازداشتگاه ٢٠٩ اوین انتقال داده شد و بعد از ٢٠ ماه بازداشتی و تک سلولی به دادگاه برده شد و در دادگاه بدون آن که امکان هیچ‌گونه دفاع و حتی حضور وکیل محاکمه شد البته من مثل هر پدری که ناراحت و بی‌قرار فرزندان خود است در این مدت هرچه از دستم برآمد انجام دادم از این اداره به اداره دیگر و از این شهر به شهر دیگر هر جا رفتم به در بسته خوردم در همین حال هرچه داشتم و نداشتم فروختم و حدود ٧٠ میلیون تومان را در سال ٨٨ جور کردم و به وکیلی که ادعا می‌کرد که می‌تواند هر دو پسرم را آزاد کند تقدیم کردم اما وکیل شیاد درآمد و همه‌ی ٧٠ میلیون تومان ما را بالا کشید و من تاکنون به هرجایی می‌روم به جوابی نمی‌رسم در مورد این وکیل، وکیل قلابی هیچ‌کاری برای پسرانم انجام نداد بلکه حکم اعدام پسر کوچکم بهرام نیز صادر شد پس از مدتی از صدور حکم، پسرم بهرام به زندان رجایی‌شهر منتقل شد زندان رجایی شهر با وضعیت نامناسب زندگی درون اراذل و اوباش و مجرمین حرفه‌ای در حالی که بهرام در هنگام دستگیری زیر ١٨ سال سن داشت اما شهرام بعد از سپری شدن ٣٣ ماه بازداشت موقت در بدترین شرایط به زندان رجایی‌شهر منتقل شد و حدود ٤٣ ماه بلاتکلیف بود و بعد از ٤٣ ماه او را در دادگاه دادگاهی کردند مصیبت‌های ما هم چند برابر شد برای ملاقات باید چند ماه صبر می‌کردیم و فقط چند دقیقه‌ی کم ما پسران خود را می‌دیدم و دل شکسته به سنندج بر می‌گشتیم در این مدت بارها و بارها به دفتر رهبری، قوه قضایه ، مجلس و دیگر نهادها رفتیم ولی باز هم جوابی نشنیدیم در همین اوضاع بد که همه زندگی خود را از دست داده بودیم و پسرم هم حکم اعدام داشت ناگهان پسرم بهرام را به زندان قزلحصار منتقل کردند و حدود یک ماه بعد از انتقال بدون این‌که به ما خبری بدهند و ملاقات قبل از اعدام به ما بدهند خبر اعدام او را از طریق نماینده‌ی مجلس به اطلاع ما رساندند و اعلام کردند که جنازه‌ی وی را تحویل نمی‌دهیم و فقط یک نفر از بستگان درجه یک می‌تواند برای مراسم دفن وی آن هم در شهر کرج در قبرستان اعدامی‌ها شرکت کند وقتی به کرج زندان قزلحصار آمدم جنازه پسرم را دست و پا بسته تحویل من دادند و بعد از شستن و کفن کردن جنازه، او را به قبرستان منتقل کردند و جلوی چشم خودم خاکسپاریش کردند درحالی‌که تنها جرم پسر من دعوت مردم به نماز خواندن و کارهای نیک بود که الله تعالی به ما امر فرموده است همان دینی که حکومت ایران ادعا می‌کند که پرچم دار آن است و اما پسربزرگم شهرام بعد از اعدام بهرام فقط دلخوشی ما شهرام بود در سختی به ملاقات وی می آمدیم در یکی از این ملاقات‌ها بود که سرباز سالن ملاقات خبر اعدام پسرم بهرام را به همسرم داد ما بخاطر سالخوردگی‌اش به او نگفته بودیم که بهرام را اعدام کرده‌اند و همسرم در سالن ملاقات سکته کرد فوراً او را به بیمارستانی در کرج بردیم و مدتی آنجا بستری بود و هنگام بازگشت به سنندج که پسرم که راننده ماشین بود همراه دختر و همسرم زیر یک تریلر رفتند و دختر و همسرم درجا به کما رفتند اما حال همسرم اکنون که چندماه از آن تصادف می گذرد و همسرم حافظه خود را تقریبا‌‌ً از دست داده و یک طرف بدنش فلج شده و یکی از چشمانش نابینا شده و مرتباً اسم شهرام و بهرام را به زبان می‌آورد و آن‌ها را می‌خواند اما دخترم هم بعد از چندین عمل سخت و سنگین و پر هزینه کم کم مقداری از حافظه خود را باز یافته ولی قدرت تکلم ندارد این فقط مقدار کمی از مصیبت‌هایی بود که در این مدت بر سر ما آمده است آیا من با ٧٤ سال سن قدرت تحمل همه این مسائل را دارم پسرم را اعدام کردند یک وکیل شیاد تمام دار و ندارمان را خورد یکی دیگر از فرزندانم در شرف اعدام است زندگی‌ام را از دست داده‌ام همسرم فلج شده و دخترم هم مریض است و حالا بعد از این همه مصیبت من نامه سرگشاده به شما آقای روحانی نوشته تا آنچه در توان دارید برای من انجام دهید شما در انتخابات وعده‌هایی به مردم دادید خصوصاً مردم کُردستان آیا شما به وعده‌های خود پایبند هستید؟ من عبدالله احمدی پدر شهرام و بهرام احمدی تقاضا دارم که برای آزادی پسربزرگم شهرام تمام تلاش خود را انجام دهید چرا که هیچ چیز نزد الله تعالی گم نمی‌شود.

عبدالله احمدی پدر داغدار شهرام احمدی فعال مذهبی اهل سنت در زندان رجایی‌شهر و بهرام احمدی که بخاطر عقیده‌اش اعدام شد.
***************************************
نامه دراویش زندانی به دادستان تهران
سحام نیوز ـ چهار شنبه, 18سپتامبر , 2013 | 8:32 ق.ظ
وکلا و فعالان زندانی حقوق دراویش در نامه ای به دادستان تهران، اعتراض خود به دستور الزام به استفاده از لباس فرم زندانیان و دستبند و پابند در اعزام به مراکز درمانی را اعلام کردند.
به گزارش مجذوبان نور، فعالان حقوق و وکلای زندانی دراویش اعتراض خود را نسبت به دستور الزام به استفاده از لباس فرم زندانیان و دستبند و پابند در اعزام به مراکز درمانی را طی نامه ای به دادستان تهران، آقای جعفری دولت آبادی اعلام کردند.
در این نامه به حرکت تبعیض آمیز مقامات در نحوه اعزام زندانیان سیاسی – عقیدتی به مراکز درمانی و عناد با اهل دل اشاره شده و آمده است: «خلاف رسم متداول، مقرر کرده اند که برای پیگیری روند درمانمان، جامه زندانیان بر ما درویشان بپوشانند و زنجیر بر دست و پایمان زنند و آنگاه نزد طبیب برند. تاکنون بارها گفتنی ها را با قول لیّن و زبان قانون به آمران و ماموران گفته ایم و راه گفت و گو با سعه صدر را برگزیدیم اما گویا این روش کارگر نمی افتد و برخی آمران مامور از سر سیرت و اقتضای طبیعت راه عناد با اهل دل را برگزیده و به دیده استحقار در طایفه درویشان نظر می کنند. حکم راندن بر غل و زنجیر درویشان محبوس و لباس زندان برآنها پوشاندن، افتخار نیست و حاصلی جز بی آبرویی نخواهد داشت.»
در ادامه این نامه، دراویش زندانی به قصد خود برای اعتصاب غذا اشاره و توضیح دادند: «ما دراویش زندانی قصد بر اعتصاب غذا داشتیم و داریم و همانطور که درویش ستیزان به جان ما و سلامت ما اهمیت نمی دهند ما هم در راه هدفمان به آب و نان اهمیت نمی دهیم چرا که قوت جبرئیل از مطبخ نبود بود از الطاف آن رب ودود/ اما به توصیه دوستان فعلا از اعتصاب غذا منصرف شده ایم تا ببینیم خدا چه می خواهد و چه خواهد کرد.»
بر اساس این گزارش، در این نامه همچنین به مسئولیت عواقب ناگوار این موضوع اشاره و آمده است:«تا آن زمان که این دستور لغو نگردد از رفتن به مراکز درمانی خودداری می کنیم و مسلماً مسئولیت عواقب ناگوار و رنج بیشمار این موضوع بر عهده دستور دهندگان و مقامات ذی ربط خواهد بود. اگر ما ضعیفیم، پناهمان قوی است و پشتیبانی داریم که همه جهان در درست اوست و او همیشه مراقب ماست … . به حکم آیه شریفه «إِنَّمَا أَشْکُو بَثِّی وَحُزْنِی إِلَى اللّه» غم و اندوه و رنج و ستم وارده را به درگاه حضرت دوست می بریم و از باب موعظه و تذکر می گوییم که: آه دل درویش به سوهان ماند گر خود نبرد برنده را تیز کند/ از این پس در انتظار می نشینیم و عواقب ناگوار آن را شاهد خواهیم بود.»
حمید رضا مرادی، مصطفی دانشجو، فرشید یداللهی، امیر اسلامی، افشین کرم‌پور، امید بهروزی و رضا انتصاری، علیرضا روشن و مصطفی عبدی از وکلای زندانی دراویش گنابادی و مدیران سایت خبری مجذوبان نور (پایگاه خبری دراویش گنابادی) و فعالان حقوق دراویش گنابادی هستند که در شهریور ماه سال ۹۰ در تهران و شیراز بازداشت شده ، و جمعا به بیش از ۶۰ سال زندان محکوم شدند.
از این میان آقای حمیدرضا مرادی مبتلا به بیماری قلبی و گرفتگی بالای عروق ناحیه پا بوده به طوری که پزشک معالج وی نسبت به از دست دادن پای وی هشدار جدی داده است، همچنین آقای مصطفی دانشجو از بیماری ریوی شدید رنج برده و نیاز به مراقبت های درمانی دارد، اما ماه هاست با وجود تایید پزشکی قانونی زندان برای اعزام به مراکز درمانی به دلیل الزام به پوشیدن لباس زندان و استفاده از دسبند و پابند از پیگیری روند درمان خود محروم ماندند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s