سمبل های مقاومت انقلابیون ابزار سیاست ارتجاعی نیستند: وحید صمدی

2013-09-27_428_zendanian-vahidsamadiاجازه ندارید به نام چپ مصاحبه بگیرید و آن را به راست بفروشید.
اجازه ندارید بخشی از حیثیت و شرافت به جا مانده از نسلی انقلابی؛ که جزیی از میراث بشریت است را برای تامین مالی پروژه هایتان مورد سوء استفاده قرار دهید.حق ندارید به صرف دسترسی به امانت، آن را به ثمن بخس برای لابی گری و به امید ائتلاف های سیاسی آینده در بازار مکاره به حراج بگذارید!


سمبل های مقاومت انقلابیون ابزار سیاست ارتجاعی نیستند: وحید صمدی

امسال در مراسم سالگرد تابستان ۶۷ در برلین حضور نداشتم. اما گزارشی در سایت رادیو فردا مربوط به یادمان برلین برایم ارسال شد که به نام من هم اشاره کرده بود. می دانم که برگزار کنندگان این مراسم به خوبی با نظرات من در ارتباط با مسئله دادخواهی آشنا هستند. آنها می دانند که من همواره از تن دادن به شرکت در بسیاری از جلسات و مصاحبه با محافل وابسته خودداری کرده ام. می دانند که من از همکاری با، و دکور شدن برای چنین محافلی شدیدا پرهیز می کنم. و البته من هم به خوبی می دانم که این دوستان چیدمان مراسم چند سال گذشته و به خصوص امسال را از روی تصادف و ناچاری صورت نداده اند، بلکه با آگاهی کامل و عزم جزم تصمیم خود را برای ادامه حیات سیاسی خود در پیوند با عناصر و محافل معین گرفته اند. با وجود این استفاده از نام من و تهیه ملاط لازم برای گزارش سایتی همچون رادیو فردا توسط این دوستان برایم قابل فهم نیست.
روند تبدیل میراث مقاومت نسلی از انقلابیون ایران به کالایی در دست محافل سرمایه مدت هاست که در جریان است. از ایران تریبونال وپیام اخوان گرفته تا کمپین کشتار ۶۷ و اعضای محافظه کار «مدافع حقوق بشر» پارلمان های کانادا و اروپا، از پرداخت هزینه پروژه ها توسط دولت های آمریکا و کانادا و اروپا گرفته تا سیل جوایز پسر شجاع و دختر شجاع توسط وزیران امور خارجه این کشورها به کسانی مانند شادی صدر تحت عنوان دفاع از حقوق بشر، همگی دال بر عزم جزم برای مصادره این میراث مقاومت و انسانیت توسط دست راستی ترین محافل و نهادهای سرمایه ی مسلط بر جهان است.مراسم یادمان سال گذشته در برلین با سخنرانی یکی از بازماندگان میکونوس تبدیل به کلاس آموزش تئوری های مدرنیسم بورژوایی شد. امسال نیز ظاهراً این مراسم با میدان داری شادی صدر گامی عملی تر به سوی نزدیکی به محافل راست جهانی و دلالی برای آنان برداشته است. وی که از قرار وقت اصلی جلسه را به خود اختصاص داده، با اشاره به نقش بنیاد برومند و ایران تریبونال در پیش برد روند پروژه دادخواهی، بر معضلات حقوقی مربوط به این پروسه تاکید نموده است. ظاهرا از این پس تنها کسانی مانند خانم صدر، پیام اخوان و حقوق دانان کنسرواتیو پارلمان های بخش مسلط سرمایه جهانی در کنار بنیادهای جیره خوار و نهادهای دست راستی بین المللی از صلاحیت لازم برای هدایت و ادامه ی کار دادخواهی قتل عام شدگان تابستان 67 برخوردارند. روندی که باید در صورت لزوم تا تشکیل دادگاه های بین المللی و احیانا مداخلات بشردوستانه تداوم یابد. بقیه دخالتگران نیز باید یا به عنوان دکور و یا دلال در خدمت این محافل باشند.
با توجه به جمیع این دلایل که از پیش برایم روشن بود، از حضور در مراسم یادمان برلین خودداری کردم. اما همان طور که در ابتدای یادداشت اشاره کردم پس از چند روز باخبر شدم که گزارشی در سایت رادیو فردا از مراسم بزرگداشت زندانیان قتل عام شده در تابستان ۶۷ درج شده که در آن از من و کارهای دستی من و اکبر شالگونی که ظاهرا جهت نمایش در سالن قرار گرفته بود نام برده و گزارش را به عکس هایی از این آثار مزین نموده است. میدانستم که تاریخ همواره صحنه تحریف وقایع و جهان عرصه تصاحب میراث مقاومت انسان بوده است. اما مصادره ی ظریف ترین آثار باقی مانده از آن دوران، آن هم علی رغم میل سازندگانش دیگر از حد تحمل خارج است. من که با عدم شرکتم در چنین مراسمی سعی داشتم تا اعتراض خود را بیان کنم، به یکباره نام و کار های دستی خود را صحنه آرای سایتی همچون رادیو فردا می دیدم. اذعان میکنم که پس از آنکه شنیدم که یکی از بستگانم این کارهای دستی را برای نمایش در مراسم از همسرم به عاریه گرفته است، به هیچ وجه به ذهنم خطور نکرد که چه سوء استفاده ای در حال شکلگیری است.
آنچه در مراسم برلین اتفاق افتاد، باید هشداری باشد برای همۀ کسانی که حاضر نیستند تاریخ زندگی شان و تاریخ نسلشان توسط جریانات مسلط بورژوائی مصادره شود. دوستان برگزار کنندۀ مراسم برلین به اعتبار گذشتۀ چپ شان به این سمبل های کوچک ما دسترسی یافته اند. اما آنها این اعتبار را وثیقۀ بازارگرمی معاملات جدید خود می کنند. این تنها دوستان برلینی ما نیستند که به چنین میراثی دسترسی دارند. بسیاری از کسان دیگر در سال های گذشته و در پوشش چپ به بخش هائی از این میراث دست یافته اند. من هم متقابلا به همۀ کسانی که این روش را در پیش گرفته اند و یا خواهند گرفت هشدار می دهم! گزارش های زندان در دهه ۶۰، وقایع نگاری ها، مصاحبه ها، نامه ها، شعرها، کاردستی ها و روابطی که طی چندین سال گذشته در اختیار شما قرار گرفته و یا می گیرد – چه صاحبانش زنده باشند و چه از میان ما رفته باشند – امانتی بوده است در دست شما. اجازه ندارید به نام چپ مصاحبه بگیرید و آن را به راست بفروشید. اجازه ندارید بخشی از حیثیت و شرافت به جا مانده از نسلی انقلابی؛ که جزیی از میراث بشریت است را برای تامین مالی پروژه هایتان مورد سوء استفاده قرار دهید. حق ندارید به صرف دسترسی به امانت، آن را به ثمن بخس برای لابی گری و به امید ائتلاف های سیاسی آینده در بازار مکاره به حراج بگذارید!
رفقا، دوستان وبستگان زندانیان دهه۶۰!
آثار باقی مانده از زندان های آن دهه سمبل های مقاومت نسلی است که آرمان مبارزه طبقاتی و در هم شکستن مناسبات سرمایه را با لحظه لحظه زندگی خود زیست و با مرگ خویش شهادت داد. آن نسل در هر خراشی که بر سکه یا استخوانی حک می نمود و در هر فرمی که به هسته خرمایی می افزود، معنای زندگی خود را ثبت می کرد. این سمبل های مقاومت برای آویزان شدن بر در و دیوار محافل بورژوایی خلق نشده اند. نگذاریم این سمبل ها نیز به تصاحب محافل و سایت هایی درآیند که هدفشان زدودن معنای انسانی آن آثار است. نگذاریم دیگران انحطاط خود را با سمبل های باقی مانده از آن مقاومت بیارایند. نگذاریم دلالان ِ سرمایه و جوشکاران ِ معامله؛ آخرین نشانه های بازمانده از آن نسل ِ آرمانخواه و آن نسل ِ قتل عام شده را در بازار آرمانفروشی و بساط ِ آدم فروشی عرضه کنند!
وحید صمدی
دوم مهرماه ۱۳۹۲

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s