چرايي و چيستي طرح استاد – شاگردي*: علی یزدانی

2013-09-27_499_ostad-shagerdiتضاد و تناقض زندگي در دنياي امروز، با مناسبات سرمايه‌داري، ماموران پيدا و پنهان اين نظام جهاني را در ايران بر آن داشته تا در كسوت كارشناسان اقتصاد و طراحان اقتصادي و در راستاي انتقال هزينه بحران‌هاي نظام سرمايه‌داري به سفره‌ي طبقه كارگر دست به كار شوند.


چرايي و چيستي طرح استاد – شاگردي* :علی یزدانی

اين كارشناسان استثمارباور در تازه‌ترين خدمت خود به اربابان سود‌پرستشان، توانستند طرحي به غايت ارتجاعي و ضد انساني را به نام طرح «استاد- شاگردي» به اقتصاد بيمار و آسيب ديده‌ي اين مملكت سنجاق كنند. اين طرح از سال گذشته به صورت آزمايشي در بعضي از شهرها و از ارديبهشت سال جاري در تهران، اجرا مي‌شود. تثبيت اين طرح به منزله‌ی حذف حداقل‌هاي قانوني و قواعد به رسميت شناخته شده‌ي مناسبات كارگري – كارفرمايي از جامعه است. اين طرح در ضمير خود، بيگاري را در حادترين و خشن‌ترين چهره‌ي خود به زحمتكشان تحميل مي‌كند و اگر دستان متحد كارگران، طراحان اين برده‌داري در عصر حاضر را به عقب نشيني وادار نكند، كارگران فردايي ويران‌تر از امروز خواهند داشت. زیرا که در این طرح کارگر به عنوان کار‌آموز شناخته شده و هیچ دستمزدی ندارد .
هجوم به طبقه‌ي كارگر ايران با هدف خود‌نمايي به تئوري پردازان نئوليبراليسم، مبني بر اجراي بي‌كم و كاست دستور العمل‌هاي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول و نمايش رتبه‌ي قبولي براي پذيرش در سازمان تجارت جهاني انجام مي‌شود. وظيفه‌ي اين ماموران، وقيحانه‌تر از دزديدن عصا از كور است. در شرايطي كه ناكار آمدي نظام سرمايه‌داري به ويژه در بخش خصوصي، جمعيتي نزديك به 8 ميليون نفر از نيروي كار را، بيكار و زمين‌گيركرده و شاغلان را نيز با دستمزدهايي ناچيز كه عمدتا هم با تاخير چند ماهه دريافت مي‌نمايند ،تحقير نموده و زندگي دهشتناكي را براي‌شان ايجاد كرده، آيا طرح استاد شاگردي را جز عصا از كور دزديدن چه مي‌توان نام نهاد؟ گويا اين حضرات جز به گرسنگي مطلق كارگران راضي نمي‌شوند. در تمامي طرح‌ها و لوايحي كه با شراكت فكري و مادي اين كارشناسان ستم‌ساز با نمايندگان بخش خصوصي به ويژه اتاق بازرگاني تنظيم مي‌شود، چاق‌تر كردن بخش خصوصي و قاپيدن آخرين لقمه‌هاي زحمتكشان از سفره‌هاي خالي‌شان پيگيري می‌شود.
از همان سال‌هاي نخست تصويب قانون كار كه خود، نتيجه‌ي تلاش كارگران و دستاورد مبارزه‌ي پيگير طبقه كارگر بود، اقتصاددانان وابسته به سودِ اقليت سرمايه‌دار، چنان هشدارهايي به آزادي‌خواهان! مي دادند كه گويا اين قانونمند كردن جريان بهره‌كشي از كارگران، به منزله‌ي سوراخ كردن كف كشتي جامعه است و همه را غرق خواهد كرد و در تمام اين سال‌ها همه‌ي عزم خود را به كار گرفتند تا اين قانون حداقلي را هم خنثي كنند و اگر نبود مقاومت كارگران، اين قانون در همان اوايل دهه‌ي هفتاد از مجموعه‌ي قوانين حذف مي‌شد. حضور قدرتمند طبقه ي كارگر اما اين اجازه را نداد كه اين حضرات در همان سال‌هاي نخست كار را يكسره كرده و قانون را از مناسبات كار حذف كنند، اما حاميان سرمايه و سود، همواره مترصد اين بودند كه زمينه‌هاي مساعدي براي حذف بخش هاي حمايتي قانون كار ايجاد كرده و در فرصت هاي به دست آمده به انجام رسانند. در اين بخش هم مثل هميشه اين كارشناسان اقتصادِ استثمارباور بودند كه پيشگام شدند چرا كه اين جماعت همچون انگلي كه از بقاياي شكار ارتزاق مي‌كنند به سرمايه و كار نظر دارند و ترجيح مي‌دهند كه شكار سرمايه از كار چنان بزرگ باشد كه اين حضرات هم بتوانند به اندازه‌ي مالك ابزار توليد بخورند. در طول اين 20 سال گذشته مرتب از زواياي مختلف به قانون كار هجوم آوردند و در بزرگترين يورش خود توانستند، در نبود تشكل كارگري، بيش از نيمي از كارگران را از شمول قانون كار حذف نمايند و به مالكان و سرمايه‌داراني كه كارگاه هايي كمتر از ده كارگر دارند، اين امتياز بزرگ را بدهند كه قانون كار را از روابط كارگري در كارگاه خود حذف كنند و نزديك به 20 ميليون جمعيت را از ابتدايي‌ترين امكانات اجتماعي نظير دسترسي به حداقل حقوق قانوني و بيمه‌ي درماني و … محروم نمايند.
به رغم تمام اين مصائب خوشبختانه هم درك طبقه‌ي كارگر و هم نگرش فعالان اجتماعي كه با چشم‌انداز برابري‌خواهانه فعاليت مي‌كنند به درستي مويد اين ديدگاه است كه طرح استاد شاگردي نه براي ايجاد زمينه‌هاي اشتغال كه مدعيان طرحش اعلام مي‌كنند بلكه دقيقا با انگيزه‌ی پايين آوردن هزينه ي نيروي كار و بيگاري كشيدن از كارگران طراحي شده و با هيچ نوع بزك و آرايشي نمي‌توان چهره ي قرون وسطايي اين طرح را زدود، چنان كه يك فعال كارگري در استان گلستان اعلام مي‌كند: «طرح استاد و شاگردی تمامی دستاوردهایی را که طی سال‌ها فعالیت صنفی کارگران برای نسل امروز ِنیروی کار به ارث رسیده است نادیده گرفته و با شاگرد تلقی کردن کارگر وی را از حقوق قانونی و انسانی محروم کرده‌ است.» اين فعال كارگري همچنان گفته: طرح استاد- شاگردی با هدف حذف حقوق بنیادین کار در ایران طراحی و اجرا شده است. به باور این فعال کارگری از آن جا که اقدامات یاد شده باعث شد تا جامعه کارگری ایران در مقابل تلاش‌ها برای تغییر قوانین کار و تامین اجتماعی حساس شود، طرفداران اصلاح! قانون کار سعی کردند تا از طریق اجرای طرح استاد و شاگردی در سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور خواسته‌های خود را به دور از چشم افکار عمومی محقق سازند. وی با تایید انتقاداتی که از سوی سایر فعالان کارگری به مفاد طرح استاد- شاگردی وارد شده است، افزوده: حتی بدون دانش حقوقی نیز می‌توان با یک بار مرور مفاد این طرح، به ناعادلانه بودن رابطه استاد- شاگردی پی برد. بنا بر همین گفتار «طرح استاد و شاگردی تمامی دستاوردهایی را نادیده گرفته که طی سال‌ها فعالیت صنفی کارگران برای نسل امروز نیروی کار به ارث رسیده است و با شاگرد تلقی کردن کارگر وی را از حقوق قانونی و انسانی محروم کرده‌ است.» و كارگر فعالي كه نمايندگي از طرف گروهي از كارگران را هم دارد به درستي اعلام كرده كه: » در صورت عدم توقف اجرای قانون نظام استاد شاگردی باید شاهد آن باشیم که کافرمایان برای فرار از تعهدات مختلفی چون دستمزد قانونی، بیمه، مرخصی، طبقه بندی مشاغل و… جای کارگران خود را با شاگردان کارآموز عوض می‌کنند.»
اين كه طرح استاد – شاگردي در حالی به مرحله اجرا گذاشته شده که هيچ نوع از تشكل مستقل کارگري در ایران امکان فعالیت علنی ندارند و هیچ نهاد رسمی نیز از حقوق کارگران دفاع نمی‌کند به اندازه‌ي كافي قابل توجه و موجب تاسف است. در جنگي نابرابر ميان دو طبقه‌ي اجتماعي، آن كه سرمايه دارد، مي‌تواند كارشناس، قانون، قوه قهريه، قاضي و … بخرد و آن ديگري حتي دستمزدي كافي براي تداوم بازتوليد نيروي كارخود را هم نمي‌گيرد و علاوه بر آن هيچ امكاني هم براي دفاع جمعي در برابر حملات پي در پي شكارچيان كارش به او نمي‌دهند و تاسف‌آور تر اين كه نام اين وحشي‌گري اجتماعي را «تعديل» و «سپردن اقتصاد به دست مردم» مي‌گذارند. راستي آيا اين «مردم» همان گروه آريستوكرات دوران برده‌داري نيستند كه حتي دموكراسي و حقوق شهروندي را مختص به خود «مردم» مي‌دانستند و خيل عظيم برده ها را دارايي خود مي پنداشتند و نه مردم؟
به هوش باشيم كه اگر اين طرح با مقاومت جدي مردمي روبرو نشود نه تنها طبقه كارگر بلكه جامعه ي ايران يك عقب‌گرد جدي در مناسبات اجتماعي خواهد داشت كه در آن حتي كودكان هم از حقوق قانوني و مسلم خود محروم خواند شد. اين طرح سوء استفاده از نيروي كار كودكان را در برنامه‌ي خود دارد تا با استفاده از كار بدون حقوق آنان قيمت كار را بشكنند. تثبيت اين طرح نابرابري را عميق تر و تبعيض را موجه‌تر خواهد كرد.
ضمیمه: متن کامل طرح استاد شاگردی
* شیوه‌نامه اجرایی طرح آموزش به روش استاد شاگردی نوین از سوی وزارت تعاون،‌کار و رفاه اجتماعی تصویب و برای اجرا به سازمان آموزش فنی وحرفه‌ای کشور ابلاغ شد.
براین اساس مواد این شیوه‌نامه در 14 ماده و یک تبصره به شرح زیر است.
ماده 1ـ اهداف
این طرح با رویکرد ایجاد بسترهای لازم برای اشتغال مولد و پایدار مطابق با فناوری‌های روز و همچنین استمرار و تثبیت مشاغل موجود و مورد نیاز جامعه به ویژه در مشاغل خانگی و سنتی با استفاده از ظرفیت بخش‌های غیردولتی در توسعه آموزش‌های مهارتی و در اجرای سیاست‌های کلی اشتغال ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و نظام آموزش مهارت و فناوری مصوب مورخ 1/8/1390 هیأت وزیران و نیز ماده 21 قانون برنامه پنجم توسعه برای استفاده از ظرفیت‌های آموزشی محیط کار واقعی و در راستای اجرایی نمودن سند راهبردی مهارت و فناوری سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور برای توسعه الگوهای آموزشی و با الهام از فرمایشات مقام معظم رهبری که سال جاری را به عنوان سال جهاد اقتصادی نامگذاری کرده‌اند با اهداف زیر اجرا می‌شود:
1ـ1ـ کسب تجربه و آشنایی با محیط کسب و کار واقعی و آماده‌سازی شاگرد برای ورود به عرصه اشتغال و کارآفرینی.
1ـ2ـ ارتقای توانمندی‌های حرفه‌ای معطوف به نیازهای بازار کار.
1ـ3ـ ایجاد انگیزه و ارتقای خودباوری شاگرد با مشاهده محیط کار واقعی.
1ـ4ـ هماهنگ نمودن آموزش‌های مهارتی و روزآمد کردن استانداردهای آموزشی با تحولات فنی بازار کار.
1ـ5ـ حرکت به سمت برقراری عدالت در آموزش‌های مهارتی در مناطقی که امکان ایجاد مراکز آموزشی مقدور نمی‌باشد.
1ـ6ـ حرکت به سمت کاهش تصدی‌گری‌های دولت و استفاده حداکثری از ظرفیت‌ بخش‌های غیردولتی در ارائه آموزش‌های مهارتی.
1ـ7ـ حفظ و تقویت مشاغل سنتی و صنایع دستی.
ماده 2ـ تعاریف
در این شیوه‌نامه منظور از سازمان و اداره کل به ترتیب سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور و اداره کل آموزش فنی و حرفه‌ای استان مربوطه می‌باشد.
2ـ1ـ شاگرد
فردی است که برای کسب مهارت‌های لازم در یک شغل با رضایت و اختیار کامل خود و در مورد اشخاص زیر 18 سال با اطلاع و رضایت کتبی ولی با نظارت سازمان و مطابق مقررات آموزشی آن در کارگاه مربوطه (که به عنوان کارگاه آموزشی تحت نظارت سازمان می‌باشد) براساس شیوه‌نامه اجرایی این طرح مشغول آموزش می‌شود.
2ـ2ـ استادکار
فردی است که تجربه، توان فنی، شغلی و مهارتی وی مورد تأیید صنف یا صنعت بوده و صلاحیت عمومی وی به تأیید اداره کل رسیده و در کارگاه مربوطه شاغل می‌باشد.
2ـ3ـ کارگاه
مکانی است که ضمن تولید محصول و یا ارائه خدمت تحت نظر یک صنف و یا صنعت، آموزش به روش این طرح صورت می‌گیرد.
2ـ4ـ آموزش به روش استاد ـ شاگردی نوین
یکی از روش‌های آموزش فنی و حرفه‌ای است که طی آن شایستگی‌های مربوط به یک شغل از استادکار به شاگرد طی یک دوره آموزش در محل اشتغال استادکار منتقل می‌گردد.
ماده 3ـ شرایط شاگرد
3ـ1ـ شاگرد علاقه‌مندی و تمایل خود را کتباً اعلام نماید.
3ـ2ـ سن شاگرد حداقل 15 سال باشد.
3ـ3ـ تابعیت ایرانی داشته باشد (در مورد اتباع بیگانه مطابق قوانین جاری مملکتی عمل خواهد شد).
3ـ4ـ توانایی لازم متناسب با آموزش موردنظر را داشته باشد.
ماده 4ـ شرایط استادکار
4ـ1ـ حداقل دارای پنج سال و در صورت داشتن گواهینامه مهارت دارای سه سال سابقه کار (در همان شغل) باشد.
4ـ2ـ حسن شهرت وی مورد تأیید صنف مربوطه باشد.
4ـ3ـ صلاحیت عمومی و توانمندی وی برای انتقال مطالب به شاگردان به تأیید اداره‌کل برسد.
ماده 5ـ شرایط آموزش به روش استاد ـ شاگردی نوین
5ـ1ـ آموزش بایستی در کارگاه تعیین شده و در ساعات فعالیت عادی کارگاه اجرا گردد.
5ـ2ـ آموزش بایستی مطابق تمام یا بخشی از استاندارد آموزشی سازمان صورت گیرد. برای مشاغل فاقد استاندارد، سازمان با مشارکت متخصصین صنف یا صنعت نسبت به تهیه و تدوین استاندارد اقدام می‌نماید.
5ـ3ـ زمان آموزش بایستی حداقل دو برابر زمان مندرج در استانداردهای آموزشی و تا سقف 2 سال باشد. بدیهی است مدت زمان اجرای دوره در این بازه زمانی به توافق طرفین (استادکار و شاگرد) بستگی دارد.
5ـ4ـ آموزش بایستی در حد امور متناسب با آن شغل باشد.
5ـ5ـ شاگرد جزء کارگران فعلی کارگاه مزبور نباشد (احراز آن براساس آخرین لیست واریز حق بیمه و یا آخرین گزارش تأمین اجتماعی صورت می‌گیرد).
5ـ6ـ شاگرد در پایان دوره به آزمون‌های مربوطه معرفی می‌شود.
5ـ7ـ بدیهی است شاگردان در مدت زمان آموزش از شمول قانون کار و قانون تأمین اجتماعی خارج بوده و موضوع در قرارداد طرح تصریح می‌گردد.
5ـ8ـ جنسیت استادکار و شاگرد بایستی یکسان باشد.
5ـ9ـ استادکار حین اجرای این طرح اجازه کاهش تعداد کارگران مشمول بیمه تأمین اجتماعی را ـ نسبت به زمان قبل از اجرای طرح ـ ندارد.
5ـ10ـ به جهت آموزشی بودن طرح هیچ مبلغی تحت هر عنوان از جمله مزد و حقوق توسط استادکار به شاگرد پرداخت نمی‌شود.
ماده 6ـ شرایط کارگاه و تجهیزات آموزشی آن
6ـ1ـ کارگاه دارای پروانه کسب با بهره‌برداری معتبر باشد.
6ـ2ـ کارگاه فضای مناسب برای آموزش شغل مربوطه مورد تأیید اداره کل را داشته باشد.
6ـ3ـ دستورالعمل‌های ایمنی و حفاظت فنی و بهداشت کار در کارگاه رعایت شده باشد.
6ـ4ـ کارگاه محل آموزش مستقل از محل سکونت باشد (به جز مشاغل خانگی دارای مجوز فعالیت)
6ـ5ـ دستگاه‌ها و تجهیزات کارگاه متناسب با نوع شغل آموزشی باشد.
ماده 7ـ وظایف استادکار
7ـ1ـ رعایت سرفصل‌های آموزشی براساس استاندارد شغل.
7ـ2ـ ثبت حضور و غیاب شاگرد در دفتر مخصوص برای بررسی توسط نماینده صنف یا اداره کل.
7ـ3ـ معرفی شاگرد برای آزمون پایان دوره به مرکز معین اداره کل بلافاصله بعد از پایان دوره.
7ـ4ـ تکمیل و تحویل اسناد، مدارک و فرم‌های ارایه‌شده از تشکل صنفی یا صنعتی در خصوص شاگردان.
7ـ5ـ همکاری با عوامل معرفی‌شده از طرف اداره کل و تشکل‌های صنفی یا صنعتی مربوطه در خصوص اجرای آموزش.
7ـ6ـ رعایت تمام مفاد قراردادهای آموزشی مربوط به طرح منعقدشده بین استادکار و شاگرد (یا ولی وی).
7ـ7ـ همکاری در اخذ آزمون‌های کتبی و عملی پایان دوره آموزشی.
7ـ8ـ اعلام ترک دوره شاگرد به تشکل‌های صنفی، صنعتی و اداره کل مربوطه.
7ـ9ـ توانمندسازی شاگرد در مهارت‌های کسب و کار به همراه مهارت‌های شغلی (از جمله بازاریابی، فروش، امور بانکی و اخلاق حرفه‌ای) در حد متعارف شغل مربوطه و رعایت کرامت انسانی.
7ـ10ـ خودداری از محول نمودن آموزش به دیگران.
ماده 8ـ وظایف شاگرد
8ـ1ـ شاگرد تا آخر مدت قرارداد آموزشی موظف به اجرای قرارداد طرح خواهد بود.
8ـ2ـ شاگرد باید طبق برنامه آموزشی تعیین شده توسط استادکار در محل آموزش حاضر شود.
8ـ3ـ شاگرد در صورت غیبت (به علت بیماری و…) موظف است مراتب را در اسرع وقت به همراه اسناد و مدارک مربوطه به استادکار اطلاع دهد.
8ـ4ـ شاگرد باید کلیه مقررات انضباطی، ایمنی و آموزشی کارگاه را رعایت کند.
8ـ5ـ شاگرد باید در آزمون‌های پایان دوره شرکت کند.
ماده 9ـ وظایف مشترک استادکار و شاگرد
9ـ1ـ عدم اجبار به امور غیر آموزشی از جمله ضمانت، شهادت، شراکت، معامله و…
9ـ 2ـ امانت‌داری، تلاش حداکثری برای حفظ جان، مال، تجهیزات و مواد مصرفی طرفین.
9ـ3ـ رعایت شئونات اخلاقی و اجتماعی.
9ـ4ـ ارائه اطلاعات لازم به اولیاء، مرکز آموزشی، تشکل صنفی و صنعتی مربوطه برای اجرای بهینه دوره و حفظ مطلوبیت محل اجرای طرح.
9ـ5ـ طرفین در صورت توافق برای توقف اجرای دوره آموزشی لازم است مراتب را کتباً حداکثر 15 روز بعد از توقف اجرای دوره آموزشی به اداره کل، تشکل صنفی یا صنعتی مربوطه اعلام نمایند.
تبصره: مرجع رسیدگی به اختلافات آموزشی استادکار و شاگرد، تشکل صنفی یا صنعتی مربوطه می‌باشد. در صورت عدم حصول نتیجه، شاگرد به مراکز آموزشی اداره کل معرفی می‌گردد.
ماده 10ـ وظایف سازمان و اداره کل
10ـ1ـ بررسی و تصمیم‌گیری در خصوص صدور مجوز برای آموزش به روش استاد ـ شاردی نوین.
10ـ2ـ اخذ آزمون کتبی و عملی پایان دوره و صدور گواهینامه مطابق استاندارد آموزشی با تأییدیه برای قبول‌شدگان.
10ـ3ـ تدوین استاندارد برای دوره‌های آموزشی فاقد استاندارد.
10ـ4ـ نظارت بر اجرای دوره‌های آموزشی.
10ـ5ـ صدور کارت شناسایی برای شاگرد و استادکار.
10ـ6ـ برگزاری دوره آموزشی روش و فنون تدریس و ارتقا» مهارت برای استادکاران قبل از شروع دوره آموزشی (در صورت لزوم).
10ـ7ـ استفاده از استادکاران به عنوان آزمونگر و طراح سؤالات آزمون‌های کتبی و عملی شغل مربوطه (در صورت لزوم).
10ـ8ـ تحت پوشش بیمه حوادث مدنی قرار دادن کلیه شاگردان در طی اجرای دوره آموزشی (نظیر کارآموزان مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای).
10ـ9ـ برگزاری دوره توجیهی برای شاگردان قبل از شروع آموزش و تبیین اهمیت اجرای طرح (در صورت ضرورت).
10ـ10ـ طراحی و به کارگیری سامانه یارانه‌ای مناسب برای شناسایی، ثبت‌نام، بررسی، معرفی و سایر مراحل اجرایی طرح به منظور تسهیل امور متقاضیان و دستگاه های دست‌اندرکار طرح.
10ـ11ـ محدوده مشاغل مشمول این طرح با توجه به شرایط بومی هر استان توسط کمیته راهبری طرح تعیین و ابلاغ می‌گردد.
ماده 11ـ‌کمیته راهبری طرح
به منظور سیاست‌گذاری، هدایت و نظارت بر اجرای این طرح آموزشی، کمیته‌ای به نام کمیته راهبری آموزش به روش استاد ـ شاگردی نوین در سازمان با ترکیب زیر تشکیل می‌شود:
ـ ریاست سازمان (رئیس کمیته)
ـ معاون آموزش (دبیر کمیته)
ـ یک نفر نماینده از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
ـ یک نفر نماینده سازمان تأمین اجتماعی
ـ یک نفر نماینده شورای عالی اصناف
ـ چهار نفر از مدیران کل استانی به انتخاب رئیس سازمان
ـ دو نفر از مدیران کل حوزه معاونت آموزشی سازمان به انتخاب معاون آموزش.
ماده 12ـ تعیین رشته‌های آموزشی، نحوه صدور مجوز، نظارت بر دوره‌های آموزشی و اجرای طرح و نیز طراحی فرم‌های لازم توسط شورای راهبری مستقر در سازمان انجام می‌شود.
ماده 13ـ کمیته آموزش به روش استاد ـ شاگردی نوین
به منظور صدور مجوز و نظارت بر اجرای دوره‌های آموزشی به روش استاد ـ شاگردی نوین کمیته‌ای با ترکیب زیر در تمام استان‌ها تشکیل می‌شود:
ـ مدیرکل استان (رئیس کمیته)
ـ معاون آموزش، پژوهش و برنامه‌ریزی (دبیر کمیته)
ـ مسئول حراست اداره کل
ـ نماینده اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان
ـ نماینده اداره کل تأمین اجتماعی استان
ـ نماینده شورای اصناف استان
ـ سه نفر از رؤسای مراکز آموزشی به انتخاب مدیرکل استان
ـ رئیس اداره آموزش، پژوهش و برنامه‌ریزی اداره کل.
ماده 14ـ این شیوه‌نامه در 14 ماده و یک تبصره در تاریخ 22/8/1390 به تصویب رسید.
«کانون مدافعان حقوق کارگر»
۵ مهر ۱۳۹۲ ه‍.ش.
http://kanoonmodafean1.blogspot.de/20

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s