بیانیه جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور به مناسب روز جهانی معلم و درخواست آزادی معلمان دربند

Download (2)سایت خبری راه کارگر : جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور با صدور بیانیه ای سیزده مهر ، پنجم اکتبر روزجهانی معلم و دوازده اردیبهشت روز ملی معلم را گرامی داشته و نکاتی را در رابطه با آموزش و پرورش در کشور متذکر شدند.


بیانیه جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور به مناسب روز جهانی معلم و درخواست آزادی معلمان دربند

در این بیانیه به جلوگیری از توهین و خشونت علیه دانش آموزان، برقراری زنگ کتاب و زنگ گفتگو، استقلال آموزش و پرورش و جلوگیری از تاخت و تاز جناحهای مختلف سیاسی در مدارس اشاره کرده ومی نویسد: نکته ی مهم دیگر نگاه به شدت سیاسی مسئولان به آموزش و پرورش رسمی کشور است، به طوری که از یک طرف این نهاد عمومی به جایگاهی برای نشر کهنه ترین افکار سیاسی و ایدئولوژیک موجود در میان جناح های مختلف حاکمیت تبدیل گردیده و از طرف دیگر به حیاط خلوتِ بده بستان های آنها بدل گشته است. زنجیره ی مسائل بالا حتی در تدوین کتاب های درسی – به ویژه در رشته ی علوم انسانی – خودنمایی می کند این بیانیه همچنین از حق ایجاد تشکل های صنفی مستقل معلمان به عنوان یکی از اساسی ترین حقوق معلمان نام بردند و خواستار آزادی معلمان دربند شدند. در بخشی از این بیانیه آمده است:
در هشت سال ِسیاهی که بر مردم این مملکت به طور اعم و بر فرهنگیان این مرزو بوم به طور اخص رفت، تعداد زیادی از معلمان به خاطر همین حق ِ بدیهی به زندان و تبعید فرستاده شدند، یا از کار انفصال و اخراج گردیدند. هم اینک نیز معلمانی نظیر رسول بداقی، محمود باقری، عبدالله مومنی، محمد داوری و… هریک چندین سال است به دلیل اعتراض به تضییع حقوق فرهنگیان در زندان به سر می برند. افرادی مانند علی اکبر باغانی، محمود بهشتی،مختار اسدی، هاشم خواستار، نبی ا… باستان فارسانی، اسماعیل عبدی، علیرضا هاشمی و… باز به همین دلیل به زندان و تبعید محکوم گردیده اند و چنانچه اقدام فوری صورت نگیرد بازهم راهی زندان خواهند شد! معلمانی که شاهد چنین احکامِ سنگینی برای نمایندگان ِصنفی خویش – به دلیل پافشاری بر ابتدایی ترین حقوق شان- هستند و سایه ی سنگین انفصال، بازنشستگی اجباری، اخراج، تبعید و زندان را برسر دارند و از سوی دیگر در تنگناهای معیشتی خود گرفتارند

تشکل های صنفی معلمان کشور در روز جهانی معلم، خواستار توجه به احکام قضایی سنگین برای معلمان شدند
مهر ۱۲م, ۱۳۹۲ | Author: روشنگری
بیانیه ی جمعی از تشکل های صنفی معلمان کشور
به مناسبت ۵ اکتبر، روزجهانی معلّم(۱۳مهر۱۳۹۲)
«تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان»
در گاه شمار تاریخی ایران در هـر سال تحصیلی دو روز به نام معلم نامیده می شود. ۱۳ مهر (۵ اکتبر) روز جهـانی معلم و ۱۲ اردیبهشت روز ملی معلم. کانـون های صنفی معلمان ضمن گرامی داشت هر دو مناسبت، روز جهـانی معلم را به تمامی همـکاران شـادباش گفته و از آنان دعوت می نمایند با طرح ِ مسایل مورد نظر خود، به عنوان عضوی از جامعه ی بزرگ معلمان ایران و جهان، مشکلات موجود در آموزش و پرورش را به رغم تکراری بودن به گوش مسئولان برسانند.
همکاران گرامی!
مهرماهِ امسال را در شرایطی آغاز نمودیم که چند ماهی است جوانه های امید به بهبود اوضاع با حاکمیت خرد و اندیشه، سر برآورده و بوی تغییر از اوضاع جهان می شنویم. گرچه در نخستین گـام، شخصیت مطلوب فرهنگیان انتخاب نشد و یک بار دیگر آموزش و پرورش، سال تحصیلی را بدون وزیر آغاز نمود؛ اما همچنان به تدبیرِ ریاست محترم جمهور، امید داریم تا فردی به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی گردد که بتواند بافتِ گسترده ترین و مهمترین وزارت خانه دولت را از بند افکار کهنه و غیر علمی رها سازد. چرا که به گفته ی رییس جمهور محترم ”بهروزی یک ملت در سایه ی خرد و علم است و علم چیزی جز انباشت تجربیات و خرد نیست.” تجربیات چند دهه ی اخیر به ما نشان داده است که اندیشه و ساختار کنونی حاکم بر آموزش و پرورش، توان بر دوش گرفتن مسئولیت سنگینِ ساختن ِایران ِ آینده و آینده ی ایران در مدارس کشور را ندارد.
همچنین انتظار ما از دولت تدبیر و امید این است که حق قانونی تشکل های صنفی معلمان کشور را به عنوان ناظران مدنی به رسمیت شناخته و در خصوص تمدید و صدور پروانه های فعالیت آنان اقدام جدی و مسئولانه
.
همکاران ارجمند!
اولین روز سال تحصیلی جدید با ایراد سخنان مهمی از جانب رییس جمهور محترم همراه شد. سخنانی که هم مبنای قانونی دارد و هم خواسته هایی انسانی است ؛ اما چنین سخنانی از زبان مسئولان کمتر شنیده شده :
« در محیط آموزش و پرورش نباید تفاوتی میان افراد بر اساس نژاد، چهره و تعلق به گروه سیاسی خاص وجود داشته باشد.
مخالفت جدی با اهانت به دانش آموزان و تنبیه بدنی.
توصیه به برقراری زنگ کتاب و زنگ گفت و گو و … »
کانون های صنفی معلمان صادرکننده ی این بیانیه ، ضمن اعلام حمایت و همسویی با این سخنان، توجه ریاست محترم جمهور و سایر مسئولان کشور را به نکاتی چند ، معطوف می دارند :
مقابله با تمامی جنبه های خشونت نسبت به شهروندان ایرانی به ویژه معلمان، نوجوانان و جوانان، بخشی از باورِ ماست. به گمان ما کودک و نوجوانی که انواع خشونت کلامی، جسمی و… را در محیط خانواده، در رفتار ارگان های انتظامی با شهروندان در جامعه، در تلویزیون و… مشاهده یا تجربه می نماید، درک صحیحی از رفتار فاقد خشونت در کلاس و مدرسه نخواهد داشت. این در حالی است که اندک رفتار خشونت آمیز در مدرسه – که البته کم آن هم زیاد است و نباید باشد- به شدت بزرگ نمایی می شود و سایر رفتارهای ازاین نوع در جامعه توجیه می گردد. رییس جمهور محترم به درستی اعلام نمودند:“دانش آموز باید بداند اگر حقش تضییع شد حق دارد اعتراض کند و حق اعتراض دانش آموز باید از مدرسه آغاز شود… حق اعتراض، آغاز شکوفایی کرامت و عظمت یک انسان است و ما باید آن را از مدرسه آغاز کنیم.”
پر واضح است ، وقتی رئیس جمهور محترم، چنین حقی را برای دانش آموزان قایلند، به طریق اولی چنین حقی را برای معلمان ِ این دانش آموزان نیز روا می دارند. در این جا لازم است خدمت رییس محترم قوه ی مجریه
که در هشت سال ِسیاهی که بر مردم این مملکت به طور اعم و بر فرهنگیان این مرزو بوم به طور اخص رفت، تعداد زیادی از معلمان به خاطر همین حق ِ بدیهی به زندان و تبعید فرستاده شدند، یا از کار انفصال و اخراج گردیدند. هم اینک نیز معلمانی نظیر رسول بداقی، محمود باقری، عبدالله مومنی، محمد داوری و… هریک چندین سال است به دلیل اعتراض به تضییع حقوق فرهنگیان در زندان به سر می برند. افرادی مانند علی اکبر باغانی، محمود بهشتی،مختار اسدی، هاشم خواستار، نبی ا… باستان فارسانی، اسماعیل عبدی، علیرضا هاشمی و… باز به همین دلیل به زندان و تبعید محکوم گردیده اند و چنانچه اقدام فوری صورت نگیرد بازهم راهی زندان خواهند شد! معلمانی که شاهد چنین احکامِ سنگینی برای نمایندگان ِصنفی خویش – به دلیل پافشاری بر ابتدایی ترین حقوق شان- هستند و سایه ی سنگین انفصال، بازنشستگی اجباری، اخراج، تبعید و زندان را برسر دارند و از سوی دیگر در تنگناهای معیشتی خود گرفتارند، آیا می توانند این سخن البته زیبای رییس جمهورشان را عملی کنند؟
ذات نایافته از هستی بخش
کی تواند که شود هستی بخش؟
روز جهانی معلم در بسیاری از کشورها همراه با برگزاری جشن و مراسم مخصوص و گاهی نیز برگزاری تجمع است. اما برای ما در شرایط کنونی تنها بهانه ای است برای بازگویی بسیاری از مشکلات و درد هایی که جامعه ی معلمان کشور با آن ها دست به گریبان است. شاید شاه بیت قصیده ی طولانی مشکلات آموزش و پرورش را بتوان در این جمله یافت که: در جامعه ی ما شغل معلمی احساس عزت و کرامت لازم را در دارندگان آن ایجاد نمی نماید. به بیان دیگر معلمان احساس می کنند از جایگاه اجتماعی درخور بهره مند نیستند و دلایل آن را نیز چنین بر می شمارند :
– آموزش و پرورش نه در زبان، که در ذهن و اندیشه ی مسئولان ارشد کشور اولویتی ندارد و همواره به عنوان دستگاهی غیرمولد، مورد بی توجهی قرار گرفته است. فوری ترین نتیجه ی این نگاه، ناکافی و نامناسب بودن مداوم بودجه ی این دستگاه و تبعیض فراوان در پرداختی های آن به معلمان در مقایسه با سایر کارکنان دولت بوده و هست.
-نکته ی مهم دیگر نگاه به شدت سیاسی مسئولان به آموزش و پرورش رسمی کشور است، به طوری که از یک طرف این نهاد عمومی به جایگاهی برای نشر کهنه ترین افکار سیاسی و ایدئولوژیک موجود در میان جناح های مختلف حاکمیت تبدیل گردیده و از طرف دیگر به حیاط خلوتِ بده بستان های آنها بدل گشته است. زنجیره ی مسائل بالا حتی در تدوین کتاب های درسی – به ویژه در رشته ی علوم انسانی – خودنمایی می کند.
– سیستمِ به شدت تمرکزگرا و یکسویه که برآموزش و پرورش کشور حاکم است، کار آمدی و بهره وری را از این نهاد گرفته است . این سیستم با مدیریتی کاملا متمرکز و سنتی، با نادیده گرفتن مدیران میانی و معلمان در تصمیم گیری ها، نه تنها خلاقیت، اندیشه ورزی و حسِ مسئولیت پذیری را در بدنه ی آموزش و پرورش از بین می برد، بلکه نوعی وازدگی و عدم احساس مسئولیت را رواج می دهد.
همین سبک مدیریتی ِ انعطاف ناپذیر و نقدگریز، موجبات نگاه امنیتی نسبت به تشکل های صنفی مستقل را فراهم نموده و از توان بالای این تشکل های مردم نهاد، هیچ استفاده ای برای حل مشکلات نظام تعلیم و تربیت به عمل نیامده است. بدیهی است در صورت وجود نگاه درست به تشکل های صنفی و برداشته شدن ِ دیوار بلند بی اعتمادی بین معلمان و مدیران، بسیاری از مسایل و مشکلات غامض در این حوزه، قابل حل خواهد بود .
سخن بسیار است و حوصله ها اندک. به گمان ما تمامی گره ها و مسائل دشوار گفته و ناگفته با بهره گیری از خرد جمعی و مدیریت های مدبرانه گشودنی است. عزم ملی می خواهد و نگاه نو . آماده ایم و امیدوار.
کانون های صنفی معلمان
«تهران، همدان، یزد، خراسان رضوی، کردستان و گیلان

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s