نامه یک دختر جوان: من انرژی هسته ای رو به قیمت جوونی و زندگیم نمیخوااااااااااااااااااااااااام

dokhtar-daneshjooسایت خبری راه کارگر ـ مسئولان حکومتی مدام تبلیغ می کنند که «انرژی هسته ای حق مسلم ماست» اما مردم میگویند که «زندگی هم حق مسلم ماست» نامه زیر وضع نگران کننده جوانان مملکت را نشان می دهد. حکومت حالا دیگر خواهان افزایش جمعیت کشور شده است و امکانات جلوگیری از بارداری را نیز حذف می کند. اما همین دولت توان تامین زندگی جوانان کنونی را ندارد و آنها را به حال خود رها کرده است. باید همه جا فریاد بزنیم که انرژی هسته ای که هم خطرناک است و هم گران نمی خواهیم . می توانیم به انرژی های پاک و بادوام داشته باشیم پس لازم است دست از انرژی هسته ای برداریم و راه را برای لغو تحریم ها فراهم کنیم و از اینجا پیشروی را شروع کنیم. خودمان باید وارد عمل شویم و دست به کار شویم. حکومتیان کاری برای مردم نمی کنند. از این فضا باید استفاده کنیم. باید دانشجویان که وضعیتی مثل این دختر دارند با هم جمع شوند و به حکومت فشار بیاورند. دولتی ها برای مردم کاری نخواهند کرد. تا دانشجوین متشکل نشوند و بصورت سازمانیافته فشار نیاورند هیچ تغییری در وضع زندگی شان پیش نخواهد آمد
نامه یک دختر دانشجو
کامنتی که یک دختر ناشناس برای آخرین پست محمد جواد ظریف جمعه 26 مهر ماه نوشته: سلام آقای ظریف وقتتون بخیر امیدوارم حالتون بهتر شده باشه من یه دختر 26 ساله ایرانی ساکن ایرانم (ببخشید که نمیتونم خودم رو کامل معرفی کنم) امیدوارم کامنت منو کامل بخونید من متاهلم ، سه ساله که عقد کردم اما به خاطر مشکلات مالی نمیتونیم عروسی کنیم، شوهرم دانشجوی دکتراست و کار پیدا نمیکنه …بی پولی و بی کاری دمار از روزگار ما در آورده، پدرم یه بازنشسته ست و از پس خرید جهزیه بر نمیاد. من اخیرا کارشناسی ارشد نوبت روزانه قبول شدم، یکی از دانشگاه های عالی تهران، یکی از بهترین رشته ها، هفته ای 3 روز میام تهران. شاید باورتون نشه اما من از پس کرایه اتوبوسم به تهران بر نمیام …من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن برای غذا و کرایه و … هزینه کنم… شوهرم توان حمایت منو نداره و از پدرم هم نمیتونم پول بگیرم، وام دانشجویی هم که به جایی نمیرسه و هنوز ندادن …بارها به انصراف از تحصیل فکر کردم اما بغض گلومو میگیره، چون من برای قبولی خیلی زحمت کشیدم… نمیدونم شما بچه دارین یا نه ، نمیدونم خودتون و بچه هاتون چطور درس خوندین اما همه امکانات خودتونو بذارید کنار و درس خوندن تو بدترین شرایطو تصور کنید. مدام فکر میکنم اینایی که میرن دانشگاه بین الملل چقدر پول دارن؟؟؟ چطوری من نمیتونم هفته ای 40 هزارتومن پول بدم برای درس و اونا …. دیگه دارم افسرده میشم همین برنامه رو برای جهزیه هم دارم…همیشه عقد کردن برای دخترا یعنی مهمونی، گردش، خوشی، خرج کردن، مسافرت… منم نوعروسم، اما از این زندگی فقط یه چیز بهم رسیده ، اونم حسرته من نمیخوام بهم بگین » متاسفم». من خودمو معرفی نکردم چون ترحم کسی رو نمیخوام. من فقط حقمو میخوام… من ایرانی ام، چرا تو مملکت خودم، جایی که کل طایفه ام بخاطرش شهید و جانباز دادن رفاه ندارم؟؟؟ چرا بی کارم؟؟؟ چرا تغذیه خوب ندارم؟؟؟ چرا بی پولم؟؟؟ چرا با این معدل و این رزومه باهام مثل یه تفاله برخورد میشه؟؟؟ این انرژی هسته ای کو؟ کجاست؟ چیش به من رسیده؟ منو تو انرژی اتمی استخدام میکنن؟؟؟ یا شوهر استعداد درخشانمو؟؟؟ قبضامون که مدام گرونتر و زیادتر میشه، تابستونا که برق مدام قطعه، پس کو تامین انرژی؟؟؟؟ حتی اگه واسه آینده کشورم خوبه چرا ما باید قربانی بشیم ؟؟؟ چرا آبادی های نسل بعد رو خاکستر ما باشه؟ مگه ما چه گناهی کردیم؟؟؟چرا مملکت من راحت از دزدی 3 هزار میلیارد تومنی میگذره ولی 24 ساعت بنده به دو ریال یارانه ی مردم؟؟؟ یارانه ای که بودنش برای آدمایی مثل من معنی حفظ آبرو رو داره. تو این وضع گرونی… من به چه زبونی بگم آقا جان من انرژی هسته ای رو به قیمت جوونی و زندگیم نمیخوااااااااااااااااااااااااام ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من فقط یه بار زندگی میکنم… میخوام شاد باشم… دیگه بسمه غصه خوردن… من این حق مسلممو میفروشم… یکی بیاد بخره!!! در عوض کار میخوام و پول و یه خونه نقلی با یه جهزیه ساده یه دفترچه بیمه نمیدونید این آخری شده رویای من… من نمیدونم مشکل کمر شما چیه ولی درد شمارو خوب میفهمم. درد از کمر شروع میشه تا مچ پا میاد… انگار یه رشته داغ تو پای آدمه که کشیده میشه. من نمیتونستم برم دکتر اما علائم و دردامو تو اینترنت سرچ کردم و فهمیدم چه بیماری دارم. نه میشه ایستاد، نه میشه نشست، نه میشه خوابید… من اینجا به درد تسلیم میشم … من میمیرم از درد اما نمیتونم برم دکتر ،نمیتونم ام آر آی بگیرم. چون بیمه ندارم، چون پول ندارم، هزینه های درمان سرسام آوره، سلامتی شده به قیمت خون آدم… خوش بحال شما که برای دردتون طبیب دارید (البته هرچی که دارید حلال و خوشتون. خدا به روزیتون برکت بده. انشاءالله که حالتونم خوب بشه.)، من از ترس اینکه شوهر و پدرم شرمنده م نشن به کسی نمیگم چقدر درد میکشم… میبینید … فرق من و شما همینه… زندگی من به یه تاره مو بنده ولی شما مسئولین زندگی آروم و قشنگتونو بی استرس ادامه میدین. واسه همینه که شما با خیال راحت خبر از مذاکرات بعدی میدید و من اشک تو چشام حلقه میزنه که ای خدااااااااا پس کی تموم میشه؟؟؟ همه اینارو گفتم که بدونید کسایی مثل من هستند که فقط زنده اند اما بارها و بارها آرزوی مرگ میکنند. کاری کنید که تحریما تموم بشه، یه کاری کنید ارزونی بشه ، کرایه خونه کم بشه ، مواد غذایی ارزون بشه، بازار کار رونق پیدا کنه، دارو و درمان به قیمت خون آدم نباشه، امنیت و رفاه داشته باشیم. کاری کنید که منه بچه درس خون، منی که تو زندگیم فقط تلاش کردم، صبر کردم و پامو کج نذاشتم، بخاطر فشار اقتصادی تو این سن وسال این همه مریضی عصبی نداشته باشم و فکرم مدام پی انصراف از تحصیل نباشه، یه کاری کنید جوونا راحت ازدواج کنن اینطوری فسادم کم میشه. فقط یکم سریع تر … میترسم آخرش به عمر ما قد نده. تو رو خدا… دیگه بسه تحریم… یکی میگفت باید قبر دهه شصتیا رو گودتر بکنند چون آرزوهای زیادی دارن که باید با خودشون به گور ببرن… خواهش میکنم جواب کامنتمو بدید. یا حق (عکس تزیینی است)

Advertisements
نوشته شده در اجتماعی. 1 Comment »

یک پاسخ to “نامه یک دختر جوان: من انرژی هسته ای رو به قیمت جوونی و زندگیم نمیخوااااااااااااااااااااااااام”

  1. DR K Sadegh Zadeh Says:

    ای دختر جبون ای نا راضی ای نا امید بورو شیر درنده باش ای دغل با اینهمه پیشرفتها که بدست اورد ه ئید باز نا راضی ؟هم خود هم شوهرت در مراحل نهائی تحصیلات دانشگاهی که بزودی تشکیل زندگی مرفهی خواهید داد اینقدر نا امید ؟
    من 90 ساله اخیرا مبتلا بسرطان بسیار بد خیم اما امیدوار که مرگ را هم ادامه زندگی میدانم دوران کودکیم در فقر زیر مطلق دوران تحصیلم درکشورم محتاج نون شب با کار فرشبافی پارچه بافی شستن و تمیز کردن کثافت بچه کارفرما و از این مقوله تامین معاش زندگی کردم 24 سال دوران تحصیل را 34 ساله بودم تا تمام کردم دانشپزوه ممتاز بودم اما در گیر فقر بریده بریده پیش میرفتم دوران پزشکی و فوق پزشکی را با 4 فرزند بپایان رسوندم در دوران پیش از انقلاب زندان را چندین بار تجربه کردم .
    توصیه میکنم بدون معطلی بیخیال جهیزیه و ازاین قماش سنتهای دست و پا گیر باتفاق شوهرت زندگی مشترک شروع کنید اما تا تامین معاش کافی از بچه دار شدن خود داری کنید. در ارزوی موفقیت شما و همه انسانها از هر رنگ و نزاد .


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s