ضرورت عاجل دفاع از محيط زيست : آذر روشن

2013-10-23_450_mohit-zist1ضرورت عاجل دفاع از محيط زيست : آذر روشن
فجايع زيست محيطي در ايران چنان ابعاد گسترده و هولناكي دارد كه دفاع از آن يك ضرورت عاجل و فوري است. تنها با نگاهي كوتاه به خبرهاي منتشر شده در رسانه ها مي توان عمق فاجعه را دريافت. فقط بعنوان مشت نمونه خرواراين خبرها را دوباره مرور كنيم :
درياچه اروميه در آستانه نابودي كامل است؛ درياچه هامون،بزرگترين درياچه آب شيرين فلات ايران، خشك شد؛ درياچه هاي بختگان، كافتر، مهارلو، طشك و برخي تالاب ها از نقشه ايران محو شدند؛ كارون تنها رودخانه قابل كشتيراني ايران اكنون عمقش تنها يك متر است؛ سفید رود مملو از سموم کشاورزی آلوده ترین رودخانه کشور است؛ اهواز آلوده ترين شهر جهان است؛ ۵۰۰ هكتار از تالاب انزلي در حال خشك شدن است؛ هر پنج سال یک میلیون هکتار از سطح جنگل ها و مراتع کشور تخریب می شود. اينها تنها بخش اندكي از فجايع زيست محيطي در ايران است كه هر يك از آنها گوياي ابعاد فاجعه است. در كنار اينها معضل ريزگردها در ۲۴ استان ايران، تاثيرات مخرب پارازيت ها و سونامي سرطان را هم بايد در نظر گرفت تا بتوان به تصويري درست از نوك كوه يخ آن فاجعه اي كه محيط زيست و ساكنانش را نابود مي كند دست يافت. طبق آمار در ايران سالانه ۸۰ هزار نفر فقط براثر آلودگی‌های محیط زیستی مي ميرند!
در تصوير ديگري از وضعيت محيط زيست در ايران، فاطمه صادقي مي نويسد: » امروز همۀ جاده‌های شمال ایران، کناره‌های دریای خزر و جنگل‌ها به تصرف ویلاسازان، انبوه سازان، خرده مالکان و خرده فروش‌ها در آمده و مابقی مناطق نیز به زباله دانی بزرگ بدل شده. در همۀ جاده‌ها حتی بیابان‌ها تا چشم کار می کند، کیسه نایلون و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف و زباله پراکنده شده است. رودخانه‌ها به فاضلاب و دریاها و دریاچه‌ها به تل هایی از لجن و زباله بدل شده اند. جنگل‌ها در حال نابودی اند. بناهای تاریخی در معرض تخریب قرار دارند تا به جای آنها برج و پاساژ ساخته شود. جنگل‌ها روز بروز در معرض نابودی و آتش سوزی عامدانه اند تا به زمین‌های قابل معامله بدل شوند.» ۱
در رابطه با نابودي بناهاي تاريخي همين اشاره كافيست كه محمد بهشتی، رئيس پيشين سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری گفته است: «ويرانی هايی که در ده سال گذشته در اين کشور و در ارتباط با ميراث فرهنگی و تاريخی صورت گرفته به اندازه ی هزار سال بوده است».

به واقعيت آماري ديگر توجه كنيد: طبق شاخص‌های جهانی محیط زیست، ایران سال گذشته با ۳۶ پله سقوط در رتبه ۱۱۴ در میان ۱۳۲ کشور جهان قرار گرفت. همچنين خاک ايران با تلفاتی دو ميليارد تنی در هر سال، بيشترين فرسايش را بين کل کشورهای دنيا دارد. و اين تازه غير از فاجعه ي فروش خاك حاصلخيز زراعي ايران به ديگر كشورهاست. در اين رابطه سايت « سيرنيوز» می نويسد: « آن گونه که در گزارشات گمرک است، فقط در سال ۱۳۹۰ معادل ۲۱۵ هزار تن خاک حاصلخيز ايران به کشورهای اطراف خليج فارس صادر شده است.» ۲ ابعاد اين فاجعه را زماني بهتر مي توان درك كرد كه بدانيم براي تشكيل فقط يك لايه يك سانتي متري خاك حاصلخيز كشاورزي ۷۰۰ سال زمان لازم است.

راستي چرا وضعيت محيط زيست چنين فاجعه بار است؟ چرا روند تخريب و نابودي محيط زيست چنين گسترده و هولناك ادامه دارد؟ چرا از سوي مسئولين هيچ اراده اي براي پايان دادن به اين اوضاع تكان دهنده نيست؟ واقعيت اين است كه بحران زيست محيطي در ايران مانند ساير بحران هاي ديگر از جمله اقتصادي و سياسي در واقع ريشه در همان سياست هاي نئو ليبرالي حاكم دارد كه همه ي مسئولان نظام جمهوري اسلامي مي خواهند خود را برتر از ديگران، شاگردهاي خوب و نمونه براي اجراي نسخه هاي صندوق بين الملي پول و بانك جهاني نشان بدهند. اما اين تنها يك روي سكه است و واقعيت تلخ تر آن روي سكه اين است كه اين نسخه هاي نئوليرالي در نظامي به اجرا در مي آيد كه سيستم ائدولوژيك آن مبتني بر ولايت مطلقه فقيه است. نظامي مستبد با اقتدار نيمه خدائي رهبرش كه خود را بي نياز از پاسخگوئي به ملت و حتي به امت حامي خودش ميداند! در چنين نظامي كه افتخارش كهريزك است و حاكمانش درعرصه فرهنگي و معنوي شكست مفتضحانه اي خورده اند و شيرازه فرهنگي از هم گسيخته و ضد ارزش ها حاكم شده است، محيط زيست محلي از اعراب ندارد. مگر نه اين است كه در كشورهاي پيشرفته سرمايه داري غرب هم اين سياست نئو ليبرالي حاكم است و آنها هم به غير از سود اندوزي فكر و ذكر ديگري ندارند؛ اما آيا آنها مي توانند در تخريب محيط زيست كشورشان به افكار عمومي پاسخگو نباشند؟ خير! چرا كه آنها تا حدي خود را پاسخگو به مردمي مي بينند كه به آنها راي ميدهند. اما در جمهوري اسلامي سخن از تخريب و تاراج مغول وار است.
پس با اين وجود آيا حل بحران هاي زيست محيطي منوط به سرنگوني رژيم است؟ هم آري و هم نه. آري به اين معنا كه بدون سرنگوني رژيم و قدرت گيري مردم حل ريشه اي مسائل زيست محيطي ميسر نيست. و نه به اين معنا كه بارها ثابت شده است كه هر جا مردم حضورداشته باشند مي توانند عقب نشيني هائي را هم به رژيم تحميل كنند. اين را اعتراضات مردم نوشهر براي حفظ باغ گياه شناسي، اعتراضات مردم زنجان در مقابله با آلودگي كارخانه سرب و روي ، اعتراضات دوستداران محيط زيست در دفاع از طبيعت كوه شاه كرمان و اعتراضات مردم يزد در دفاع ازبافت تاريخي يزد بخوبي نشان داد. و حال در دفاع از رود خانه‌ كارون زنجيره دفاع انساني تشكيل ميدهند. پس براي برخورداري از محيط زيست سالم بايد مردم خود را سازمان دهند. اين هم عرصه ديگري از مبارزه با رژيم جمهوري اسلامي است كه در آن كارنامه سياه و ننگيني دارد. چه بسا یکی از جویبارهای سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي بدست تواناي مردم ايران از طريق دفاع از محيط زيست باشد.

آذر روشن
۳۰ مهر ۱۳۹۲

يا نوشت :
۱- بحران‌های سه گانۀ جمهوری، فاطمه صادقي ۲۴ مهر ۱۳۹۲. تارنماي جرس
۲- http://seirnews.com/fa/news/13852/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s