رضا سپیدرودی :ضرورت سازماندهی اقدام جمعی برای مقابله با سیاست ظالمانه حاکمیت در انداختن بار بحران بر دوش کارگران و زحمتکشان

Download (1)اصلی ترین گروه قربانیان تاکنونی تحریم ها و بحران عمیق اقتصادی بدون تردید کارگران و زحمتکشان و لایه های محروم و فرودست جامعه بوده اند. این گروهها بوده اند که بیش از همه زیر فشار سقوط ارزش پول قرار گرفتند و تازیانه تورم ۴۰ درصدی شرایط زندگی شان را به سختی تحت فشار قرار داد. با این حال نه بحران هنوز به پایان رسیده و نه دولت کنونی توانسته است گام های موثری برای کاهش فشار تورم بر لایه های فقیر و محروم به پیش بردارد.


رضا سپیدرودی :ضرورت سازماندهی اقدام جمعی برای مقابله با سیاست ظالمانه حاکمیت در انداختن بار بحران بر دوش کارگران و زحمتکشان

برعکس سیاست های تاکنونی آن نشان می دهد که از طریق تشدید بیشتر فشار بر اکثریت محرومان جامعه است که می خواهد نظام جمهوری اسلامی را از لبه پرتگاه کنار بکشد. به عبارت دیگر اگر سرنوشت مذاکرات با غرب برای کاستن از عواقب تحریم ها تحت تاثیرعوامل متعددی در داخل و در سطح بین المللی همچنان نامعلوم است، در عوض در این که بارعمده فشار ناشی از ادامه وضع فلاکت بار کنونی را باید لایه های محروم و تهیدست بر دوش بکشند ظاهرا جای هیچ ابهامی برای سیاست گذاران وجود ندارد.
اولاـ معنای تصویب اصلاحیه بودجه سال جاری از سوی مجلس به پیشنهاد دولت، کاهش آن بخش هایی از هزینه های بودجه است که دودش قبل از همه به چشم اکثریت محرومان جامعه می رود. یک نمونه آن کاهش بودجه بخش بهداشت و درمان است.
ثانیا ـ همچنان که انتظار می رفت تاکنون هیچ اقدام عملی قابل ذکری در راستای تحقق وعده هایی که دولت روحانی در حوزه کارگری داده بود صورت نگرفته است. دولت حتی حاضر نشده است طرح هایی مثل استاد شاگردی را ملغی کند، یا حق ناچیز مسکن را که در اثر اعتراضات کارگری سال گذشته نسبت به حداقل دستمزد از سوی دولت قبلی تصویب شده بود اجرایی کند.
ثالثا ـ همین حالا دولت می گوید که اگر یارانه های سه دهک بالای درآمدی را قطع نکند معلوم نیست حتی بتواند حقوق کارمندان را پرداخت کند. آن هم در حالی که خود معترف است که سازوکارهای شناسایی دهک های بالایی درآمدی از دهک های پائینی را ندارد. و تازه به موازات طرح حذف مرحله ای یارانه های نقدی، طرح افزایش مجدد قیمت های حامل های انرژی را نیز مطرح کرده است.
اما این که دولت روحانی از لحاظ مالی بشدت در تنگناست و با بدهی های بزرگی دست به گریبان است و این که بحران اقتصادی عمیق و دامنه دار است و بسادگی برطرف نمی شود، هیچ یک دلیلی و توجیهی برای انداختن هزینه های بحران به دوش کارگران و زحمتکشان نیستند. آنها که با سیاست های تبهکارانه شان کشور را به لبه پرتگاه کشانده اند؛ و هنوز با وقاحت بر ادامه همین مسیر اصرار می ورزند؛ آنها که هست و نیست مردم را غارت کرده و یک شبه ره صد ساله رفته اند کمترین و ناچیزترین مکافاتشان این است که حالا باید هزینه بحران را هم تمام و کمال بپردازند. دولت روحانی و هیچ دولت دیگری مجاز نیست به نام وخیم بودن وضع اقتصادی، اکثریت مردمی را که تا همین جا هم بیشترین هزینه های بحران را پرداخته اند زیر فشار بیشتری بگذارد. خزانه دولت اگر خالی است، از بنیادهای اختاپوسی وابسته به دستگاه ولایت مالیات بگیرد. چرا کارمند زحمتکشی که آه در بساط ندارد باید از طریق افزایش هزینه های بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، حمل و نقل عمومی، برق و آب بازهم سرکیسه شود؟ چرا از آستان قدس رضوی مالیات نمی گیرند؟ چرا بودجه های نجومی نهادهای اسلامی بودجه خوار انگلی وابسته به دستگاه های حکومتی را قطع نمی کنند؟ چرا بنیادهای مالی وابسته به نظامیان و امنیتی ها مالیات نمی دهند؟ چرا از درآمدهای نجومی امام زاده ها مالیات گرفته نمی شود؟ چرا آیت الله های دانه درشت خمس و زکات بگیر که بر کوهی از درآمدهای مردم نشسته اند سرکیسه را شل نمی کنند؟
واقعیت این است که در شرایط بحرانی کنونی این پرسش ها برای همه قربانیان اصلی بحران کمابیش مطرح است؛ درک این واقعیت که ضعیف ترین و محروم ترین لایه ها در جامعه ما بیشترین هزینه های بحران را می پردازند چنان با سیر روزانه زندگی این بخش از جامعه عجین است که آگاهی خاص و ویژه ای نمی خواهد. مردم در عین حال آشکارا می بینند که درست در همین شرایط وخیم مسببن اصلی بحران نه تنها هیچ هزینه ای نمی پردازند که با قلدری تمام بر ادامه همان سیاست ها و روش ها اصرار می کنند. در عین حال روشن است که آگاهی مردم به خودی خود مانع مهمی برای ادامه سیاست حاکمیت در تحمیل هزینه های بحران بر دوش آنان به شمار نمی رود. کارگران و زحمتکشان زمانی می توانند در برابر این سیاست ظالمانه مقاومت موثری سازمان دهند که آگاهی و نارضایتی آنان به اقدام جمعی تبدیل شود. گسترش دامنه اعتراضات کارگری در سه ماه اخیر نشان می دهد که شرایط برای اقدام جمعی نسبت به گذشته مهیاتر است. رویکرد مطالبه محورانه از سوی تشکل های مستقل کارگری نشانه درک اهمیت اقدام جمعی و همبسته اجتماعی در فضای کنونی برای مقابله با سیاست ظالمانه حاکمیت در انداختن بار بحران بر دوش کارگران و زحمتکشان است. اگر خلا ناشی از وجود شبکه های اجتماعی بسرعت پر شود، مطالبه تامین بودجه از طریق مالیات گرفتن از عاملان اصلی بحران و نهادها و بنیادهای مالی وابسته به حاکمیت، می تواند صف آرایی «پائین» در برابر «بالا» و مردم در برابر حاکمیت را تقویت کند و از این طریق حداقل تعرض بیشتر به سطح معیشت کارگران و زحمتکشان را مهار نماید. سنگربندی بر محور این مطالبه، در موقعیت کنونی، هم بخشی از لزوم شکل گیری شبکه های اجتماعی و وسعت هر چه بیشتر دامنه اقدام شبکه های مستقل موجود و هم یکی از مهم ترین عرصه های اقدام این شبکه ها را بازتاب می دهد.

جمعه ۳ آبان ۱۳۹۲ برابر با ۲۵ اکتبر ۲۰۱۳

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s