توصیه هایی برای حفاظت کودکان در برابر سوء استفاده جنسی پروژه پاندورا برگردان: زهره اسدپور

2013-11-01_472_tajavoz-jensi2تا قانون خانواده برابر: ما به عنوان کسانی که از خشونت جنسی جان به در برده ایم، شاید بیش از دیگران به ضرورت حفاظت کودکانمان از سوء استفاده جنسی آگاه هستیم. گرچه، دانش شخصی ما از وحشت ناشی از سوء استفاده جنسی از کودکان، ضرورتاَ به معنای این نیست که ما برای آموزش دادن به کودکانمان درباره ی سلامت شان، یا برای شناسایی علایم هشداردهنده ی سوء استفاده جنسی از کودکان، مجهز تر هستیم. در حقیقت، بسیاری از ما به شدت نگران «تکرار تاریخ» هستیم؛ اما از سوی دیگر نمی خواهیم بیش از حد نقش حمایتی داشته باشیم و کودکانمان را «لای پنبه» بزرگ کنیم تا آن حد که نتوانیم به آنها مهارت هایی برای حفاظت از خود را آموزش دهیم.


توصیه هایی برای حفاظت کودکان در برابر سوء استفاده جنسی پروژه پاندورا برگردان: زهره اسدپور

این مقاله قصد دارد تا ایده هایی درباره ی چگونگی حفاظت از کودکان در برابر سوء استفاده جنسی مطرح کند..

چرا شما نیاز دارید تا در این مورد بدانید؟ آیا حقیقتاً تصور می کنید این اتفاق برای کودکتان نخواهد افتاد؟

«این موضوع غیر قابل انکار است. من فقط درباره ی واقعیت هایی که می پذیرم، مختارم.»

متاسفانه هرکودک در خطر سوء استفاده جنسی قرار دارد. امیدواری… انکار… وانمود کردن… که این موضوع نمی تواند برای کودک من رخ دهد، خطر این که کودکتان در معرض سوء استفاده جنسی قرار داشته باشد را کاهش نمی دهد، و آنها را برای درخواست کمک سریع و موثر در صورت وقوع اتفاق بد، آماده نمی کند.

واقعیت سوء استفاده جنسی از کودکان، وحشتناک است- اما چیزی است که همه ی والدین نیاز دارند تا در مورد آن بدانند. زیرا دانش قدرت است.

حقایق

آمار بیان کننده این حقیقت تلخ و تکان دهنده است که به طور تقریبی از هر چهار کودک دختر، یک کودک و از هر شش کودک پسر، یک کودکپیش از سن 18 سالگی مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گیرد و این موضوع می تواند برای هر کودکی بدون توجه به سن، جنسیت، درآمد خانواده، فرهنگ، نژاد، دین، ظاهر، سکسوالیته، تحصیلات، معلولیت و غیره رخ دهد.

اغلب (85%) سوء استفاده از کودکان توسط فردی از فضای اجتماعی کودک انجام می شود- برای مثال، یکی از وابستگان، دوست خانوادگی، معلم، کارگران خانگی، رهبران مذهبی، همسایه. برخلاف تصویر ذهنی ای که از سوءاستفاده کنندگان در رسانه ها منتشر می شود؛، سوء استفاده کنندگان ظاهری عجیب و غریب ندارند و تقریبا کمتر اتفاق می افتد که غریبه باشند.

در بیشتر مواردکودکان هرگز سوء استفاده را گزارش نمی دهند.این پنهان کاری دلایل مختلفی می تواند داشته باشد: یا کودکان از واکنش والدین شان یا از این که مشکلی برایشان پیش بیاید می ترسند، یا این که نمی دانند باید چه بگویند و چه طور موضوع را مطرح کنند. کودکی که موضوع سوء استفاده را پنهان می کند، احتمال بیشتری دارد که پیامدهای جسمی و احساسی سخت تری را، چه در دوره ی کودکی و چه در بزرگسالی، تجربه کند.

کودکان از سنین پایین، مثلا از سه سالگیمی توانند مهارت هایی بیاموزند که آسیب پذیری آنها را در برابر سوء استفاده جنسی کاهش و توانایی سخن گفتن درباره ی اتفاقی که رخ می دهد را افزایش دهد. شما به عنوان والدین، نقش بسیار حیاتی ای در آموزش به کودکان تان در ارتباط با سلامت شان و این که چه چیزی درست و چه چیزی غلط است، دارید. همین طور، شما نقش بزرگی در شناسایی عوامل و نشانه های خطرآفرین در جهت محافظت در برابر سوء استفاده دارید.

سوءاستفاده جنسی از کودکان چیست؟

«سوء استفاده جنسی هنگامی رخ می دهد که یک کودک یا نوجوان برای انجام هر نوع رفتار جنسی از سوی یک بزرگسال یا یک جوان، تحت فشار قرار میگیرد، مجبور می شود و یا تهدید می شود.» (NSPCC)

سوء استفاده جنسی از کودکان رفتارهای زیادی را شامل می شود مانند:
نوازش کردن/ لمس کردن/ بوسیدن ارگان های جنسی یا دیگرقسمت های بدن.
دخول با قضیب، انگشت، یا وسیله ای دیگر.
نمایش دادن ارگان های جنسی یا وسایل جنسی به کودک.
گفتگوی نامناسب، با استفاده از تصاویر، یا بی پرده درباره ی رابطه ی جنسی با کودک سخن گفتن.
درخواست از کودک برای لمس ارگان های جنسی خود یا شخص دیگر.
رابطه ی جنسی غیر اجباری با کودکی که زیر سن قانونی است.

افسانه هایی درباره ی سوء استفاده جنسی از کودکان

«دشمن بزرگ حقیقت، در اغلب موارد دروغ – هرچند موشکافانه، دقیق و غیر صادقانه نیست. بلکه افسانه هایی – با دوام، متقاعد کننده، و غیر واقعی است»(JFK)

افسانه های فراوانی درباره ی سوء استفاده جنسی از کودکان وجود دارد. در کل، بسیاری از ما این افسانه ها را باور کرده ایم. زیرا باور آنها راحت است! اگر ما باور کنیم که می توانیم یک پدوفیل(کسی که کودکان را مورد آزار و اذیت جنسی قرار می دهد) را در خیابان بشناسیم و در نتیجه می توانیم کودکانمان را از آن ها دور نگه داریم. اگر ما باور کنیم که سوء استفاده جنسی از کودکان فقط در «خانواده های مشکل دار» رخ می دهد؛ در نتیجه در پناه این موضوع احساس امنیت می کنیم که کودکانمان در محیط امن به سر می برند زیراما «یک خانواده ی غیر مشکل دار» هستیم.

شناسایی افسانه ها مهم است، زیرا می شود آنها را چون کمک کننده نیستند رد کرد و به اطلاعات مفیدتر و قابل اعتمادترکه حقیقتاًمی توانند تغییر ایجاد کنند، اتکا کرد. همه ی این جمله ها غلط هستند و باید رد شوند.

افسانه: تنها دختربچه های زیبا مورد سوء استفاده ی جنسی قرار می گیرند.
افسانه: همه ی مزاحمان جنسی شبیه پیرمرد های کثیف هستند.
افسانه: اغلب سوء استفاده کنندگان غریبه ها هستند.
افسانه: فقط مردان واقعا به کودکان تجاوز می کنند.
افسانه: اگر چنین چیزی برای کودک من رخ دهد به من خواهد گفت.
افسانه: این اتفاق هرگز برای کودک من رخ نخواهد داد.
افسانه: سوء استفاده کننده های جنسی هیولا هستند و شبیه دیو اند.
افسانه: آموزش درباره ی سوء استفاده جنسی از کودکان، بچه ها را می ترساند، پس بهتر است در این مورد سکوت کرد.
افسانه: اگر کودکان من مورد سوء استفاده قرار بگیرند من متوجه خواهم شد.
افسانه: تنها مردان همجنس گرا پسربچه ها را مورد آزار قرار می دهند.
افسانه: این اتفاق در خانواده ی من رخ نخواهد داد.
افسانه: سوء استفاده جنسی یک موضوع خانوادگی است و باید در خانواده حل و فصل شود.

شما چه می توانید بکنید؟

به کودکان خود نام های مناسب اعضای بدن را بیاموزید

حتی ما بزرگسالان از نام بردن اعضای بدنمان خجالت زده می شویم و اغلب از ارگان های جنسی خودمان به عنوان «قسمت خصوصی»یا «پایین تنه» یا «قسمت های زنانه» اسم می بریم. من مطمئنم همگی اسمهای مستعاری برای این بخش ها داریم- مثلا من آموخته بودم که مهبل خود را «مری کریسمس» بنامم، و برادرم یاد گرفته بود که آلت جنسی خود را «دیدلر» بخواند!

اما آموزش نام های مناسب بخش های بدن چه اشکالی دارد؟ با آموزش نام های مناسب بخش های بدن به کودکان، اگر آنها به شیوه ی سوء استفاده آمیزی لمس شوند می توانند بگویند که چه بر سر آنها آمده است. با استفاده از نام های مناسب، هر مخاطبی دقیقا می فهمد که آنها درباره ی چه چیزی حرف می زنند و احتمال تفسیر غلط از حرف کودکان به کمترین حد خود می رسد. مثلا اگر کودکی بتواند بگوید«او مهبل من را با قضیب خود لمس کرد» بسیار کمتر گیج کننده است از این که او بگوید «او مری کریسمس مرا با دیدلر خود لمس کرد»!

اسم نبردن از ارگان های جسمی یا با «جاهای خصوصی» خواندن آنها، برای کودک به معنای این است که درباره ی چه چیزهایی اشکال دارد حرف بزند و درباره ی چه چیزهایی اشکالی ندارد.

آموزش صریح کودکان از سنین کم درباره ی نام های بیولوژیکی صحیح به کودکان کمک می کند تا احساس کنند در حرف زدن درباره ی ارگان های جنسی تابو و یا خجالت آور نیست. و بی تردید در صورت بروز سوءاستفاده جنسی از کودک، حرف زدن و یا حرف نزدن از سوء استفاده نتایج بسیار متفاوتی دارد.

تماس سالم/ تماس ناسالم

قانونپایه ای شماره یک این است که به کودکانتان بیاموزید که بدن آنها به خودشان تعلق دارد. آنها حق دارند که تصمیم بگیرند با بدن شان چه بکنند، و چه کسی به بدن شان دست بزند، و چگونه دیگری بدن آنها را لمس کند. ضروری است به آنها همان حقوق ما اعطا شود.

به کودک خود بیاموزید تا با احترام به بدن افراد دیگر، به بدن خود احترام بگذارند. ضروری است به کودکان گفته شود کاری را با بدن دیگری نکنند که او دوست ندارد.

مثلا، اگر آنها روی شما بالا و پایین می پرند، شما می توانید بگویید «من نمی خواهم که تو روی من بالا و پایین بپری، لطفا بس کن.» به همین طریق اگر آنها خواهر و برادر خود را نیشگون می گیرند، آن خواهر و برادر باید بتواند بگوید «بس کن»- و به کودکان تان یاد دهید که باید به این درخواست احترام بگذارند. الگو سازی و مطلق دیدن حقوق، فهم این موضوع را برای کودکان آسان تر می کند.
به خواسته های آنها احترام بگذارید – و بگذارید بدانند که هیچ کسی-حتی شما-حق ندارد که آنها را بدون اجازه لمس کند. پیش از لمس کودکتان مثلا از او بپرسید.«به من اجازه می دهی که در پوشیدن کفش هایت به تو کمک کنم؟» تصور نکنید که این موضوع اشکالی ندارد. از آنها برای این که پیش از خواب ببوسیدشان اجازه بگیرید- درخواست یک بوسه نکنید. آنها را مجبور نکنید وابستگان را بدون این که تمایل داشته باشند ببوسندو به آنها بیاموزید که محترمانه بگویند«الان دوست ندارم ببوسم».

به آنها بگویید «تماس خوب چیست؟»

تماس خوب، تماسی است که احساس امنیت بدهد یا تماسی است که به باعث شود ما احساس خوبی داشته باشیم و لبخند بر لب بیاوریم. تماسی است که به ما این احساس را بدهد که مراقبمان هستند. سعی کنید برای کودکان توضیح دهید که برخی تماس های ناراحت کننده، تماس های خوب و لازم هستند .مثل تمیز کردن بریدگی، زیرا موجب التیام زخم می گردند.

به کودکان بگویید «تماس بد» چیست؟

تماس بد تماسی است که احساسات آنها را جریحه دار کند. مثل لگد زدن یا هل دادن.

به آنها بگویید «تماس ناخواسته» چیست؟

تماس ناخواسته تماسی است که شما در آن لحظه به آن تمایلی ندارید. مانند تاب خوردن اغلب خوشآیند است، اما بعد از یک غذای حسابی ممکن است تمایلی به آن نداشته باشید.

به آنها بگویید «چه تماسی سوء استفاده ی جنسی» است؟

نامیدن این نوع تماس به عنوان سوءاستفاده جنسی، آشکار می سازد که این تماس کاملا متفاوت از انواع دیگر تماس هاست.تماس سوء استفاده جنسی؛ تماس هر قسمتی از بدن کودک است که موجب ترس کودک، وحشت، یا تردید او می شود. به کودکان توضیح دهید که ممکن است این تماس احساس «خوب» یا هیجان انگیزی در آنها بوجود آورد که این احساس غیرمعمول است. این تماس که غالباً از سوی سوء استفاده کننده خواسته می شود که پنهان بماند، همان سوء استفاده جنسی است. برای آنها روشن سازید تماس سوء استفاده جنسی همچنین ممکن است از روی لباس آنها رخ دهد- مثلا اگرکسی از روی شلوار به اندام تناسلی آنها دست بزند.

وقتی شما کودک خود را لمس می کنید، از آنها بخواهید که به شما بگویند که این تماس چگونه تماسی است. از آنها سئوال هایی از این قبیل بپرسید که «دقیقا حالا، اشکالی ندارد که یک بزرگسال شکم شما را لمس کند؟» آنها را تشویق کنید تا پاسخ هایشان را برایتان تشریح کنند.

«نه»گفتن!

از سنین بسیار پایین، به کودکان آموزش داده می شود که حرف بزرگتر ها را گوش کنند و «هر چه به تو گفته شده را انجام بده»! و البته برای کودکان کم سن و سال تفاوت گذاری میان قوانینی که باید از آن اطاعت کنند و قوانینی که نباید اطاعت کنند، سخت است.

به کودکتان بیاموزید که آنها حق «نه» گفتن دارند! از آن جایی که اکثریت سوء استفاده از کودکان، نه بر مبنای زور، که بر مبنای متقاعد کردن است، آموختن این موضوع به کودکان که با قدرت و جدیت «نه» بگویند واقعا تفاوت زیادی در موقعیت های مختلف ایجاد می کند. کودکان نیاز خواهند داشت تا تمرین کنند که چگونه «نه» بگویند! به همین دلیل و دلایل دیگر تمرین با آنها ایده ی خوبی است. شما می توانید برای آن یک بازی بسازید. این بازی نباید برای آنها ترسناک باشد، اما می تواند به آنها کمک کند که اگر کسی قصد سوء استفاده از آنها را داشت، اعتماد به نفس«نه» گفتن را داشته باشند.

روشن است که مواردی وجود دارد که کودکان اجازه ندارند «نه» بگویند و این جا است که اشکال و ابهام رخ می دهد. برای کودکان روشن کنید که آنها حق دارند که به هر کسی که می خواهد مهبل، قضیب، پستان ها، باسن آنها- یا هر جایی که طبیعتا با پوشیدن مایو ، پوشانده می شود-را دست بزند «نه» بگویند. برایشان روشن کنید که آنها حق دارند با صدای بلند «نه» بگویند، حتی اگر طرف مقابل یک بزرگسال باشد و برای این نه گفتن دچار دردسر نخواهند شد. به کودکان بگویید به احساساتشان اعتماد کنند و اگر درباره ی چیزی احساس خوبی ندارند – بگویند«نه»!

ممکن است بعضی مواقع لازم باشد کسی بدن آنها را لمس کند- مثلا پزشک هنگام معاینه – اما برای آنها روشن سازید که این لمس وقتی بدون اشکال است که شما همراهشان باشید و مستقیما به آنها اعلام کنید که این تماس اشکالی ندارد. شما می توانید توضیح دهید که این تماس «خوب»است زیرا برای سلامتی لازم است.

شما می توانید سناریوهایی را برای آنها آماده کنید و با آنها بازی «بله یا نه»انجام دهیدو از آن ها بخواهید بگویند که آیا اشکالی ندارد که در این موقعیت ها «نه» بگویند؟ از آنها بخواهید تا پاسخ هایشان را تشریح کنند. مثلا:

آیا اگر مادرت از تو بخواهد اتاقت را تمیز کنی درست است که نه بگویی؟

آیا اگر پدرت از تو بخواهد که دندان هایت را مسواک بزنی درست است که نه بگویی؟

آیا اگر عمویت از تو بخواهد که روی زانوهایش بنشینی و تو نخواهی، درست است که نه بگویی؟

آیا اگر معلمت به قضیب تو دست زد درست است که نه بگویی؟

آیا اگر یک بزرگسال دستش را بر روی سرت کشید درست است که نه بگویی؟

آیا اگر یک بزرگسال بخواهد مهبل تو را قلقلک دهد، حتی اگر احساس خوبی به تو بدهد، درست است که نه بگویی؟

آیا اگر یک بزرگسال بخواهد تو کاری بکنی که احساس می کنی غلط است، درست است که نه بگویی؟

آیا اگر یک بزرگسال از تو بخواهد که رازی را به والدینت نگویی ، آیا درست است که نه بگویی؟

آیا اگر یک بزرگسال از تو بخواهد که کمربندت را باز کنی درست است که نه بگویی؟

آیا اگر خواهرت از تو بخواهد که مهبل اش را لمس کنی آیا درست است که نه بگویی؟

آیا اگر تو حالت خوب نباشد و معلمت از تو بخواهد که شلوارت را پایین بکشی درست است که نه بگویی؟

بازی ساختن و چک کردن مرتب این موارد کمک می کند که آنها نه گفتن را در همان زمان تمرین کنند. برای کودکان بزرگترشما می تونید این بازی را به بازی «چه می کنی اگر…؟» تغییر دهید تا سناریو ها را پیچیده تر کنید که موقعیت هایی را که آنها احتمالا با آن مواجه خواهند شد را منعکس کند.

به کودکان تان درباره ی رازهای «بد»آموزش دهید

«هیچ کس به اندازه ی یک کودک راز نگهدار نیست.»( ویکتور هوگو)

اغلب سوء استفاده کنندگان به قربانیان شان می گویند آنچه برای آنها اتفاق افتاده است را همچون یک راز پیش خود نگه دارند. از سنین پایین به کودکانمان می آموزیم که بعضی چیزها را نگویند … که راز نگه دار باشند… که لباس های کثیف در لباسشویی نباید در معرض دید قرار بگیرد. تعجبی ندارد که برای کودکان این موضوع گیج کننده باشد!

به کودکانتان بیاموزید که هر رازی که آنها را ناراحت می کند، را می توانند بگویند. هر رازی که موجب شود آنها حس بدی داشته باشند، غمگین شوند یا بترسند، رازی است که باید گفته شود.. بارها تکرار کنید، کودکان نباید قولی را که موجب می شود در درون حس بدی کنند، نگه دارند.

به کودکانتان تفاوت میان راز و موضوع غیر منتظره را بگویید: یک موضوع غیر منتظره چیزی است که بعدا می توانید آن را بگویید؛ راز چیزی است که از شما خوسته شده است هرگز نگویید.

به علایم هشدار دهنده در بزرگسال ها دقت کنید

کودکان علایمی را نشان می دهند که همه آنها خوب نیستند، اما علایمی هم هستند که از سوی سوء استفاده کنندگان نمایش داده می شود. به خاطر بسپارید که معمولا سوء استفاده کنندگان شبیه آنچه که شما از ظاهر یک سوء استفاده کننده در نظر دارید نیستند. برعکس برخلاف تصویرهای محبوب رسانه های جمعی، آنها شبیه دیو یا شبیه چهره های جنایتکاران که با نگاه هایشان در عکس ها به شما زل زده اند نیستند. سوء استفاده کنندگان به خوبی می توانند جلب اعتماد کنند.این همان شیوه ی عمل آنها است و به نظر می رسد که آنها بهترین آدم ها هستند؛یاری رسان ترین، با فکرترین،و دوست داشتنی ترین. البته، به کسی به خاطر این که خوب و دوست داشتنی است، مظنون نشوید که سوء استفاده گر است. در واقع منظور ما این نیست که اگربه کسی چون ویژگی های یک دیو پدوفیلی را ندارد مظنون بودید او را کنار بگذارید.

مراقب بزرگسالانی باشید که حریم خصوصی کودکان را نادیده می گیرند و یا به آن تجاوز می کنند.

به ابراز علاقه فیزیکی اصرار می کنند حتی وقتی که کودکان احساس ناراحتی می کنند.

اصرار دارند که «زمان های مخصوصی» را دور از بزرگسالان و کودکان دیگر صرف کنند.

زمان زیادی را به جای این که با بزرگتر ها صرف کنند با بچه ها می گذرانند.

بی هیچ دلیلی برای کودکان هدایای گران قیمت می خرند.

آشکارا تلاش زیادی برای نزدیک شدن به کودکان می کنند.

پیش از این حرفهایی درباره ی سوء استفاده جنسی آنها از کودکان وجود داشته است.

احساس آرامش به شما نمی دهند … حتی اگر نتوانید بگویید چرا.

به نظر می رسد که کودک شما یا دیگر کودکان از او می ترسند.

کودک شما یا دیگر کودکان تمایل ندارند با آنها تنها بمانند.

کسانی که قرار است از کودکانتان مراقبت کنند را مورد پرسش قرار دهید و آنها را تحت نظر بگیرید.
از هر سازمانی عدم سوء سابقه جنایی و توصیه نامه های از متخصصان را بخواهید.
درباره ی دوره های آموزشی کارکنان/ سیاست های شان در صورت ظن به سوء استفاده، بپرسید.

اگربه نظر رسید کودکی احساس آرامش ندارد و یا اصرار دارد که با بزرگسال خاص باشد، از آنها علتش را بپرسید. برای گرفتن پاسخ اصرار کنید.

اگر یک بزرگسال کودکی را با خود به گردش می برد، از دلیل آن اطمینان حاصل کنید. مطمئن شوید که آنها می دانند شما از آن والدینی هستید که می پرسید!

همیشه از کودکتان درباره ی این که چگونه روزش را گذرانده است، سئوال بپرسید. سئوالهای واضحی بپرسید و اگر به نظر می رسد که در پاسخ تعلل می کنند، برای گرفتن پاسخ اصرار کنید. به این که چه فعالیت هایی در یک گروه مناسب است فکر کنید. بپرسید چرا بعضی فعالیتها دو نفری انجام می شود.

«مزاحمان جنسی ماسک زشتی برچهره ندارند. آنها زرهی از اعتماد بر تن دارند». پتی رایز هاپسون

غریبه – خطر

گرچه اغلب خطرهایی که کودکان را تهدید ی کند از سوی افراد غریبه نیست؛ اما ضروری است که به کودکانتان درباره ی خطر غریبه ها آموزش دهید. برخی تکنیک های بسیار ساده می تواند به کودکتان کمک کند که خود را نجات دهد.

به کودکتان کمک کنید که یک غریبه را شناسایی کند. وقتی با هم بیرون هستید از کودکتان بپرسید«آیا آنها غریبه اند؟» روشن کنید که حتی اگر چهره یک نفر را بشناسید، آن شخص می تواند همچنان غریبه بماند.(مثلا خانمی که در یک مغازه کار می کند).

به کودکتان بگویید هرگز با غریبه ها حرف نزند مگر این که با بزرگتری باشند که به او اعتماد دارند و هرگز با یک غریبه جایی نروند. بزرگترهای قابل اعتماد را به او بشناسانید.

اگر غریبه ای به آنها نزدیک شد و از آنها خواست با آنها جایی بروند- به کودک خود بیاموزید که شلوغ بازی دربیاورد. به آنها بگویید سرو صدا کنند، به جایی فرار کنند که شلوغ است، فریاد بزنند و غیره …هر چه سریعتر به کسی بگویند.

فریاد بزن، فرار کن، حرف بزن!

به کودک خود آدرس خانه و شماره تلفن خود را بیاموزید. اطمینان یابید که آنها شماره ی فرد قابل اعتماد دیگری را نیز جایی نوشته اند و با خود دارند.

اگر جایی می روید که ممکن است از کودک خود جدا شوید، یک «محل قرار» داشته باشید، مثلا کنار فواره.

(اگر به اندازه ی کافی بزرگ هستند) برای آنها یک بلیط اعتباری و یک کارت تلفن برای مواقع ضروری بخرید.

اطمینان یابید که آنها می دانند چگونه به شماره های ضروری زنگ بزنند و می دانند که چه باید بگویند.

اگر نمی توانید به دنبال کودک خود بروید یک «حرف رمز» داشته باشید. اطمینان یابید کودکتان می داند که نباید با بزرگتری که اسم رمز را نمی داند جایی برود.

به کودک خود همراهی با دیگران را بیاموزید- مثلا دو تایی یا در گروه قدم زدن.

فعالیت های اینترنتی

آمار ترسناک است؛ اما از هر 5 کودک، یک نفر در فضای مجازی با تقاضاهای جنسی در برابر پول مواجه می شود و یک نفر از هر دو نفر با چیزهای آشکار جنسی در این فضا مواجه می شود. کودکان امروز اغلب کار با کامپیوتر را به خوبی بلدند، اغلب بیش از ما -گرچه اینترنت منبع ارزشمندی است اما به همان اندازه می تواند زمین شکار خطرناکی برای افراد پدوفیل باشد تا با کودکان و نوجوانان ارتباط برقرار کنند.

از فیلتر شکن برای مسدود کردن چیزهای نامناسب استفاده کنید. کوکی ها می توانند از کار بیفتند. برای اطلاعات درباره ی این که چگونه محتوای ویژه ای را مسدود کنید، لطفا با ISP (شرکت خدمات دهنده اینترنت) خود تماس بگیرید و یا این جا را ببینید.

کامپیوتر را در جایی که همه ی خانواده می توانند باشند بگذارید و همان دور و اطرافبرای نظارت از چگونگی استفاده از آن حضور داشته باشید.

سایت های مناسب برای کودکان را مشخص کنید و از کودکان بخواهید که به آن ها نگاه کنند.

برای یاد دادن نحوه ی استفاده از اینترنت به کودکانتان وقت صرف کنید.

قراردادی با کودکتان درباره ی استفاده از کامپیوتر ببندید. برای قرارداد های استاندارد این جا را ببینید.

زمانی را که کودکتان مجاز است از اینترنت استفاده کند محدود کنید.

دسترسی کودکتان را به چت روم های غیر کنترل شده مسدود کنید. هرگز موافقت نکنید که کسی را از طریق چت روم ملاقات کند.

کارت اعتباری و قبض تلفن خود را از جهت هزینه های نا آشنا چک کنید.

هر گونه پیام تهدید آمیز یا نامناسب را به ISPخود گزارش کنید.

به کودکتان بگویید هرگز هیچ گونه اطلاعات شخصی، اسم، آدرس، سن، شماره تلفن، ایمیل، مدرسه، مکان، یا عکس را آنلاین نفرستد.

اگر کودک شما «دوست» اینترنتی جدیدی دارد، اصرار کنید که -به آن دوست از طریق اینترنت «معرفی» شوید.

اگر کودک شما درباره ی استفاده از اینترنت چیزی را مخفی نگه میدارد، دلیلش را از او سوال کنید.

اگر اتفاق بدی افتاد؟

اجازه بدهید موضوعی را مشخص کنم. مهم نیست شما چقدر والدین عالی ای هستید و مهم نیست شما چقدر خوب کودک خود را برای مقابله با خطر سوء استفاده آماده کرده اید-و آنها را به شروط حفظ سلامت کودک مجهز کرده اید، گاهی در هر حال سوء استفاده از کودکان رخ می دهد. شما نمی توانید همیشه با کودکتان باشید. این امر غیر ممکن است. تمام کاری که می توانید انجام دهید این است که خطرات را بگویید و اگر آن چه که نباید، رخ داد، در جایگاهی باشید که بتوانید سوء استفاده را به سرعت تشخیص دهید. بسیاری ازمتخصصان سلامت روانی معتقدند که به طور متوسط هر چقدر سوء استفاده بیشتر طول بکشد، پیامدهای بد بالقوه ی جسمی و روانی برای قربانی بیشتر ادامه می یابد. به طریق مشابه، شیوه ای که شما با سوء استفاده از کودک مواجه می شوید و کنار می آیید، می تواند تاثیر بسیار بزرگی بر احیای کودکان داشته باشد.

تشخیص علایم سوء استفاده جنسی از کودکان

لطفا به خاطر بسپارید که کودکان تنها برخی از این علایم را خواهند داشت. همچنین این علایم ضرورتا به این معنی نیست که کودک شما مورد سوء استفاده قرار گرفته است. اینها شاخص هایی برای سوء استفاده احتمالی هستند، اما علایم قطعی نیستند. مهم است کهآگاه باشیم، بی آن که نتیجه گیری های غیر معتبر و بی پایه داشته باشیم. کودکی که سوء استفاده جنسی شده استاحتمالا علایم زیر را خواهد داشت.

تغییرات رفتاری

خیلی خودشان را به شما می چسبانند یا وقتی شما می خواهید ترکشان کنید به شدت گریه می کنند.
به سختی می خوابند؛ نمی خواهند به رختخواب بروند؛ کابوس می بینند یا دچار بختک می شوند؛ از تاریکی می ترسند.
به رفتارهای کودکانه پیشین خود باز می گردند. مثلا انگشت شست خود را می مکند، جای خود را خیس می کنند، عروسک های خود را می خواهند، خودشان را کثیف می کنند و غیره.
در مدرسه مشکل دارند، مثلا مسایل مربوط به انضباط، کم توجهی، تغییر در انجام کارهای مدرسه و غیره .
ترس از یک شخص یا مکان خاص. دوری گزیدن از دیگران .
بی عیب و نقص بودن و بسیار باادب بودن، آرامش، به شدت دنبال رضایت، نمرات بسیار عالی هستند.
عدم تعادل شدید احساسی
از دست دادن حافظه، یا طفره رفتن وقتی از آنها سئوالی می شود.

مسایل مربوط به سلامتی

تغییر در عادات غذایی، مثلا پرخوری/ کم غذایی؛ وسواس، بدغذا شدن.
بی تابی
رفتارهای خود ویرانگر همچون کوبیدن سر به دیوار، خودآزاری، استفاده از الکل، مواد مخدر، آسیب زدن به مهبل.
احساس ناراحتی در مهبل، خونریزی، حساسیت، قرمزی، بثورات پوستی، خارش، خروج مایع ، بوی بد.
عفونت مجاری ادراری طولانی مدت.
ضعف های عمومی سلامتی مثلا سردردهای ادواری، دل درد، گلودرد.
افسردگی، اضطراب، تصمیم به خودکشی.

رفتار جنسی نامناسب

لمس بیش از حد مهبل یا خود ارضایی در برابر دیگران.

استفاده اززبان نامناسب برای آن سن، مثلا نقاشی های سکسی.

داشتن رفتارهای سکسوال بزرگتر از سن، و یا بی پرده.

پنهان کردن ویژگی های جنسی ثانوی مثلا پوشیدن لباس های گشاد، محکم بستن پستان ها.

تلاش برای غیر جذاب شدن، مثلا دیگر آرایش نکردن، حمام نکردن، چاق شدن.

ترس از درآوردن لباس یا امتناع از درآوردن لباس در کلاسهای باشگاه ورزشی.

تماس های جنسی نامناسب برقرار کردن با دیگر کودکان.

در صورت مظنون شدن چه کاری باید انجام دهیم ؟

گرچه بسیار سخت است، سعی کنید آرام بمانید. کودکان به والدینشان نگاه می کنند تا بدانند که چه باید بکنند، و اگر آنها ببینند شما وحشت زده اید، احتمالا ترس و دلهره ی آنها نیز بیشترمی شود.
اگر شما مشکوک هستید- مهم نیست چقدر شکتان مبهم است- کمک بخواهید. سعی نکنید به تنهایی با همه ی این مسایل کنار بیایید؛ زیرا کنار آمدن با این موضوع در خفا، تنها احساس شرم را در کودکتان بیشتر می کند. البته با این موضوع با همان حساسیتی که شایسته اش است برخورد کنید، اما متخصصان را از همان آغاز در این موضوع درگیر کنید.

موضوع را گزارش دهید

گام اول حتی پیش از این که با کودک خود حرف بزنید این است که افرادی را که به آنها مشکوک شده اید به تیم حفاظت از کودکان در محل خود (پلیس یا اورژانس اجتماعی)، گزارش دهید- و اجازه دهید آنها درباره ی این موضوع تحقیق کنند. البته شما از سر غریزه می خواهید خود با کودکانتان حرف بزنید و تایید آنها را درباره ی کودک آزاری بگیرید- اما با انجام این کار شما با پرده برداشتن از بخشی از حقیقت، این خطر را ایجاد کرده اید که تحقیقات را غیر ممکن کنید. علاوه بر این، بسیاری از کودکان احتمالا می ترسند که پیش از همه برای والدینشان پرده از این راز بردارند؛ چون می ترسند که شما را ناراحت یا عصبانی یا سرخورده کنند و از این قبیل دلایل. از این رو احتمال این که آنها برای یک متخصص حرف بزنند بیشتر است. کار شما در این زمان این است که والدین دوست داشتنی ای باشید. بگذارید آنها بدانند که شما هنوز به آنها عشق می ورزید، که آنها برای شما ویژه اند، که شما عصبانی نیستید.

به کودک خود و به نیازهایش گوش فرادهید

در این زمان، به این که کودک می داند که چه کمکی می خواهد، اعتماد کنید. گرایش اغلب والدین بر این است که همه چیز را بهتر کنند … و همه ی آن چه که پیش آمده است را درست کنند- و متاسفانه این چیزی نیست که بشود درست کرد. کودکان می توانند بیاموزند که بر خشونتی که تجربه کرده اند غلبه کنند، اما باید این امر را با شیوه ی خود انجام دهند. به آنها اجازه دهید که کم یا زیاد، همان اندازه که مایل اند با شما حرف بزنند. آنها را برای برملا کردن جزییات دردناک، تحت فشار نگذارید مگر این که آنها بخواهند- و نسبت به این حقیقت حساسیت داشته باشید که برخی کودکان احتمالا ترجیح می دهند با یکی از وابستگان مورد اعتماد یا یک متخصص سلامت روان حرف بزنند. این کنار گذاشتن شما نیست. روشن سازید که شما آنجایید تا هر وقت و هر جور که آنها نیاز دارند به آنها گوش دهید.

به کودک خود اطمینان دهید

کودک شما احتمالا از این که کس دیگری درباره ی سوء استفاده ای که از او شده است چیزی بفهمد، بسیار می ترسد. ممکن است سوءاستفاده کننده به آنها گفته باشد کسی حرفهای آنها را باور نمی کند، یا این که اگر موضوع را به کسی بگوید برای آنها مشکل پیش می آید، یا مادر دیگر دوستشان نخواهد داشت. از همان آغاز روشن سازید که به آنها باور دارید. روشن سازید که مهم نیست چه اتفاقی افتاده است، این اشتباه آنها نبوده است. به آنها اطمینان دهید که کار درستی کرده اند حرف می زنند، و این که شما بسیار به آنها به خاطر شجاعت شان افتخار می کنید. اجازه دهید آنها بدانند شما عاشق شان هستید و همیشه خواهید بود.

با سوء استفاده گر جنسی مواجه نشوید

مهم نیست چقدر شما مایلید، با سوء استفاده گر جنسی مواجه شوید، این کاررا به متخصصین بسپارید. انرژی شما، در این زمان باید صرف دادن احساس امنیت و عشق به کودک خود شود و صرف انرژی بر روی سوء استفاده گر جنسی توانایی شما را برای انجام این کار محدود می کند. کودک احتمالا احساس بسیار پیچیده ای نسبت به سوء استفاده گر جنسی دارد به خصوص اگر او از اعضای خانواده باشد و بنابراین دیدن این که شما از دست آنها خشم دیوانه کننده ای دارید موجب احساس گناه در آنها می شود.

مواجه شدن با سوء استفاده گر همچنین می تواند برای شما خطرناک باشد چون افراد وحشت زده کارهای وحشتناکی می کنند. و نهایتا، شما ناخواسته شواهدی که علیه آنها است را به آنها می گویید.

برای خود کمک بخواهید

سوء استفاده از کودک یکی از بدترین چیزهایی است که والدین می تواند با آن کنار بیایند. مهم است که شما برای خود کمک بخواهید زیرا بدون این امر، شما احتمالا نمی توانید از کودک خود به شیوه ای که او نیاز دارد، حمایت کنید. سازمان های حمایت کننده ای برای والدین کودکانی که از آنها سوء استفاده شده است وجود دارد، همچنین مراکزخدمات اجتماعی، می توانند شما را در ارتباط با افرادی که می توانند به شما کمک یاری رسانند.

تا قانون خانواده برابر – چهار شنبه 30 اكتبر 2013-8 آبان 1392
http://fairfamilylaw.org/spip.php?article10674

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s