صاحب این عکس، در المپیاد برنده نشده.

ehsan-payamصاحب این عکس، در المپیاد برنده نشده. صاحب این عکس، قهرمان ورزشی نیست. صاحب این عکس زندانی سیاسی نیست. صاحب این عکس، سرباز وظیفه ای نیست که در مرز کشته شده باشد. این چند جمله برای شناختن صاحب این عکس کافی ست:
کولبری ۲۲ ساله بود که «برگ سبز» داشت؛ و حق داشت به شکل قانونی در مرز «نوسود» کار کند. آخرین صدایی که او از زندگی شنید، صدای رگبار بود. رگبار اسلحه های نیروی انتظامی. او درجا کشته شد. و این پایان زندگی یک جوان ۲۲ ساله است که «برگ سبز» داشت و کولبر بود و هزار و یک آرزو را با خود در دل خاک دفن کرد. بله؛ به همین سادگی. صاحب این عکس اسمش «احسان پیام» بود.

****************************
gol-nourizadچرا کردستان؟ (محمد نوری زاد)

من سفرم را ازهرکجا که شروع کنم بازاین پرسش مطرح است که چرا فارس چرا خراسان چرا لرستان؟ کردستان عزیز، عضونازنینی ازقامت افراشته ی ایران عزیزاست. عجبا که برادران اطلاعاتی وامنیتی ما تا به اسمی ازکردستان برمی خورند احتمالاً آنجا را به انباری ازباروت بند می کنند وخود پیش ازدیگران می هراسند وبابت همین هراس نیزنقشه ها می کشند وبابت این نقشه ها هزینه ها می کنند و درمیان انبوه نقشه وهزینه وهول وهراس، هرگزبه صرافت این غریوتاریخی نمی افتند که کردستان مهد تمدن ولبخند وادب وموسیقی وعرصه ی جولان شیواترین شرافت انسانی است. برادرمن، کلاشینکفت را زمین بگذار، وپرده ی هراس ازجمال کردستان پس بران تا ازتماشای درخشش جغرافیایی اش جان بگیری واز نوشانوش شرابهای انسانی اش مست شوی.

من سفرم را ازکردستان آغازمی کنم. وبنا دارم دراین سفربسراغ زیبایی های مغفول کردستان بروم. بسراغ زیبایی هایی که ما عمدتاً آنها را ندیده ایم. وفرصتی نیز برای دیده شدن آنها قائل نشده ایم. درآنجا می خواهم بسراغ زیبایی های بروم که زنجیره گون دست بدست هم داده اند و» کُرد» پرورانده اند. خیال برادران راحت، من دراین سفربسراغ نارنجک وخمپاره وجلیقه ی انتحاری وگلوله ی رسام وخمیازه های جاسوسی وزمزمه ها ونجواهای امنیتی نمی روم. مطلع سفرمن » کُرد» است. می خواهم با آن کردی دل به دل شوم که حکیم طوس درشاهنامه ی سترگش ازآن یاد کرده. می خواهم درکردستان بسراغ دل های رنجیده بروم و پشت درهرخانه برزمین بنشینم و داد بزنم آهای صاحب خانه، یک روسیاه آمده آیا دریچه ی دلت را به رویش وا می کنی؟ می خواهم دراین سفرداد بزنم وبگویم آهای کردستان، اگرازمن و امثال من زخم وغم به دل داری، این گونه های من، بیا وهمه ی نفرت های خود را درکف دستهایت بریزو برگونه های من بنواز.

می خواهم درکردستان با پدران ومادرانی بنشینم که دراین گوشه ازکره ی خاکی » کُرد» ببارآورده اند اما پیش ازآنکه خود کُرد یا مسلمان بوده باشند، ایرانی بوده اند. می خواهم با جوانان خوش قامت کُرد، سربه شانه های ایران عزیزبگذارم وبا های های گریه های آنان همراهی کنم. می خواهم دربرابرپیران کردستان زانوبزنم و ازآنان بخواهم ما را که برای آنان مجاوران ایمانی همدلی نبوده ایم ببخشایند. می خواهم دربرابرجوانان کُرد سربه زیراندازم وشرمگنانه به آنان بگویم: دل زخمی شما را خریدارم. بچند؟ مرا اما چیزی نیست جزکف دستی که برآن لبخندی و اشکی والتماسی ونقشه ای ازایران نشانده ام. می پذیرید آیا؟

محمد نوری زاد
نوزدهم آبانماه نود ودو – تهران
***************************
ehsan-payamسامان رسول پور
در تاریخ ‏نوامبر 9‏
خواهش می‌کنم وقت آقای روحانی را نگیرید. خواهش می‌کنم مزاحم آقای ظریف نشوید.

به جهنم که «حبیب» و «شیرکو» و «رضا» را اعدام کردند. به دَرَک که در یک «انتقام جویی تاریخی» ۱۶ زندانی بلوچ را در لحظه ای اعدام کردند. به جهنم که سربازانِ دلاورِ وطن «احسان پیام» ۲۲ ساله را که کولبر بود و حتی مجوز هم داشت، به رگبار بستند. درست مثل یک شکارچی بی‌رحم که با خونسردی می‌خواهد «خرگوشی بازیگوش» را از پای دربیاورد.

به جهنم که «ژینو» همان دختر بچه نازنین، بازی‌های کودکانه‌اش را تعطیل کرده. آخر، دخترک کار واجب‌تری دارد. دلش برای عمویش تنگ شده. مگر نمی‌بینید برای
عمویش نقاشی کشیده؟ نمی‌بینید نامه نوشته؟ برای «منصور آروند». عمویی که همین روزهاست که نمایندگانِ خدا روی زمین اعدامش کنند و بعد هم با لبخندی سرد و دیپلماتیک بگویند: «ما که اعدامِ سیاسی نداریم».

به دَرَک که حبیب اسلحه داشته یا نداشته. به درک که امنیتی‌ها برای اینکه پیش «ملی گرایان افراطی» کم نیاورند، دست به دامن فوتوشاپ شدند و با فوتوشاپ برای شیرکو اسلحه درست کردند. به درک که تنها عکسی که از رضا در دسترس است، عکسی ست که از «فیلم یک عروسی» برداشته شده.

به جهنم که فاروق سامانی تنها به جرمِ یک درخواست مزخرف به پنج سال زندان محکوم شد: «خواندن به زبان مادری، حق مسلم ماست!».

به درک که برادرش و چندین نوجوان دبیرستانی دیگر تنها به جرم داشتن اعلامیه مربوط به زبان مادری به ۶ ماه زندان محکوم شدند. به جهنم که هیچ‌کس نمی‌داند فرق مطالبه این چند جوان با حرف رییس جمهور چه بود؟ رییس جمهوری که آمده بود زبان مادری را آزاد کند.

به جهنم که خسرو و مسعود کردپور، دو برادر، دو روزنامه نگار، دو انسان، تنها و تنها و تنها و تنها به جرم اینکه دروغ نگفته‌اند، تنها و تنها به این دلیل که دقیق و منصفانه اطلاع رسانی کرده‌اند، به ترتیب به شش سال و سه سال و نیم زندان محکوم شدند. به دَرَک که خسرو جوان و شریف، باید این حکم را در تبعیدگاهش در زندان تبریز بگذارند. به درک که بعد از تمام شدن حکمش هم دو سال را باید اجباری به کرمان تبعید شود.

خفه شوید! این خبرها را ول‌کنید! تا مبادا به وجهه دولت آقای روحانی خدشه ای وارد شود. تا مبادا لبخندهای ملیحِ آقای وزیر درجه ای کمتر شود. یا کمردردش بدتر شود. خفه شوید، تا ما عقده های هشت ساله خودمان یادمان نیاید. خفه شوید مبادا مردی که هشت سال تمام ایران را به لجن کشید، دوباره به خواب‌هایمان برگردد. خفه شوید تا مبادا خودارضایی برخی نخبگان سیاسی با این دولت، به ارگاسم نرسد. خفه شوید تا دولت کارش را بکند. به جهنم که ژینو دل‌تنگ عمویش است. به جهنم که فاروق، سرشار از عشق بود، به جهنم که مادر حبیب، جرئت ندارد «آبیدر» را نگاه کند؛ چون تصویر پسرش را آنجا می‌بیند و بغض خفه‌اش می‌کند. به جهنم که خسرو تنها به جرم نوشتن باید به تبعیدگاه برود. به درک که تبعید می‌شود! لابد «همه جای ایران سرایش» است.

آقای وزیر راست می‌گوید: شما اصلاً وجود دارید تا اعدام شوید؟ اگر وجود دارید، زبانتان پس کجاست؟ هویتتان کجاست؟ شما اگر وجود هم داشته باشید، به قول رییس جمهور «خرده فرهنگ» ی بیش نیستید. شما اگر وجود دارید پس چرا روزنامه ای ندارید؟ پس چرا دیگران از دور و نزدیک آمده‌اند و روی شما حکومت می‌کنند؟ آقای وزیر راست می‌گوید: شما وجود ندارید. کسی که وجود ندارد، کسی که روی خاکش نمی‌تواند آزادانه نفس بکشد، حتی اگر اعدام هم شود، گورستانش آدرس ندارد.

اگر راست میگویید: حبیب و احسان و فرزاد در کدامین گورستان به خاک سپرده شده‌اند؟ جسدشان کجاست؟

خواهش می‌کنم وقت آقای روحانی را نگیرید. خواهش می‌کنم مزاحم آقای ظریف نشوید.
ehsan-payam1

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s