داد خواهيم اين بيداد را : آذر روشن

2013-11-18_493_ghathay-zanjiraieبه کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را؟
تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون
تیرهای زهر را دلخون
واي بر من !
نيما يوشيج
پائيز ۷ ۷ سرآغاز فصلي خون بار و دهشتناك از قتل دگرانديشان و روشنفكران و مخالفان حكومت اسلامي است كه معروف به قتل هاي زنجيره اي است. گرچه قتل و جنايت از همان آغاز حيات نظام جمهوري اسلامي شروع شده و با اعدام زندانيان سياسي در دهه شصت و بخصوص در تابستان خونين ۶۷ به اوج خود رسيده بود، اما قتل هاي سياسي پاييز سال ۷ ۷ چنان فاجعه اي را رقم زد كه نهايتا ً وزارت اطلاعات رژيم با انتشاراطلاعيه اي با نسبت دادن آن به نيروهاي » خودسر» خود، مسئوليت تنها ۴ قتل از ميان بيش از ۷۰ قتل را بعهده گرفت.


داد خواهيم اين بيداد را : آذر روشن

البته دادخواهي همين ۴ قتل سياسي نيز با گذشت ۱۵ سال هنوز به سرانجامي نرسيده است و همچنان پرونده اي مفتوح و خون چكان است. و طرفه آنكه دراين ميان ناصر زرافشان وكيل شجاع پرونده قتل هاي زنجيره اي را به جرم دادخواهي به زندان و شلاق محكوم كردند و او را پنج سال به بند كشيدند. مجازاتي سنگين تر از مجازات برخي از متهمان به قتل اين پرونده ملي!

درسال ۷ ۷ در نيمه شب۳۱ شهريور حميد حاجي زاده شاعر كرماني را به همراه كارون پسر۹ ساله اش كارد آجين كردند. در اول آذر ماه داريوش فروهر و پروانه اسكندري دو چهره سياسي مخالف رژيم را بطرز فجيعي در تهران به قتل رساندند. در ۴ آذر پيكر مجيد شريف ، نويسنده و مترجم در پزشكي قانوني شناسائي شد. او در ۲۸ آبان براي ورزش صبحگاهي از منزل خارج شده بود. در ۱۲ آذر محمد مختاري نويسنده، شاعر و عضو كانون نويسندگان ناپديد و در ۱۸ آذر جسد ش پيدا مي شود . در همان روز محمد جعفر پوينده ، نويسنده و مترجم عضو كانون نويسندگان، ربوده شده و به قتل مي رسد. پيش از آن هم در ۳شهريور پيروز دواني، فعال سياسي ناپديد شده كه هنوز هم جسد وي كشف نشده است. در ۸ آذر رستمي همدانيان از همفكران پيروز دواني در همدان ربوده شده و به قتل مي رسد. سياهه جنايات رژيم بس طولاني است و اينها تنها شمار اندكي از دهها قتل هاي سياسي است كه برملا شده است.

سعيد امامي معاون وزارت اطلاعات و ازعاملين اصلي قتل هاي زنجيره اي كه در تير ماه سال ۸۷ خودش را هم كشتند؛ در بازجويي هاي خود به قتل هاي ديگري از نويسندگان اعتراف كرده بود. از جمله قتل احمد مير اعلائي در ۲ آبان ۷۴ ، دكتر غفار حسيني در ۳۰ آبان ۷۵ ، دكتر احمد تفضلي در ۲۴ دي ماه ۷۵ و ابراهيم زال زاده در ۵ اسفند ۷۵ . سعيد امامي در بازجوئي هاي خود همچنين عنوان كرده است: » كساني كه حذف شده اند مرتد، ناصبي و محارب بودند. حكم مجازات آنها مثل هميشه به ما تكليف شده است و ما آنچه كرده ايم اجراي تكاليف شرعي بوده است و نه قتل و جنايت»! او از مصباح يزدي، خوشوقت ، خزعلي، احمد جنتي ، فلاحيان و محسني اژه اي بعنوان صادر كنندگان احكام شرعي قتل ها نام برده است. مافياي جنايتكار قدرت و ثروت حاكم پيش ازآن كه افشاگري هاي سعيد امامي – اين يار وفادار نظام – به نقش رفسنجاني و خامنه اي بعنوان شاه كليد قتل ها و از جمله قتل احمد خميني، «يادگار امام» بنياد گذار نظام جنايت بارشان، برسد او را هم سر به نيست كردند تا اين پرونده ها همچنان سربسته بماند.

در تمام اين سالها همه ي تلاش مقامات قضائي رژيم كارشكني هاي آشكار در پروسه تحقيقات پرونده خونبار و پنهان داشتن مسايل از افكار عمومي جامعه و حتي خانواده قربانيان قتل هاي زنجيره اي و وكلاي آنها بوده و هست؛ اما كيست كه نداند آمرين اين جنايت ها خود سران حكومت بوده اند. آنچه رژيم از اين قتل و جنايت براي ارعاب جامعه و براي تحكيم پايه هاي خود مي خواست بهره ببرد همه به ضد خود تبديل شد. اكنون خون اين قربانيان دامن آنها را گرفته و ننگ ابدي بر پيشاني اين نظام آدمكش مهر شده است. آذر ماه ۷ ۷ را مي توان از يك منظر نقطه عطفي در واكنش مردمي به وقوع اين جنايت ها از سوي رژيم دانست. در آن روزهاي تلخ و اندوه بار، هزاران هزاران ايراني هنگام خاكسپاري داريوش و پروانه فروهر در خيابانهاي تهران بار ديگر فرياد مرگ بر استبداد سر دادند. و اين خشم و فرياد به هنگام خاكسپاري محمد جعفر پوينده و محمدمختاري نيز درغليان بود. گرچه پيگيري هاي خستگي ناپذيرخانوده هاي قربانيان قتل هاي زنجيره اي براي داد خواهي هنوز به سرانجام نرسيده است، اكنون بايد در ياري اين عزيزان توده هاي به جان آمده از اين نظام نكبت بار، دادخواه اين بيداد باشند. پرونده اين جنايات يك پرونده ملي است. اكنون كه مردم نيك مي دانند ظرفيت اين رژيم در شقاوت و قساوت تا به چه حد است نبايد خانواده هاي اين قربانيان را تنها گذاشت. از اعدام هاي انتقام جويانه و اسيركشي هاي كنوني رژيم ، از قتل عام زندانيان سياسي در تابستان خونين ۶۷ ، از به گلوله بستن راهپيمايان در خيابان ها در سال ۸۸ ، از فجايع كهريزك بايد آموخت كه جز با كوبيدن سر اين اژدهاي هفت سر امكان به نتيجه رسيدن هيچ دادخواهي در اين رژيم وجود ندارد. تلاش هاي داد خواهانه تنها در بستر اعتراضات مردمي و به پشتوانه حمايت افكارعمومي است كه مي تواند به سرانجام برسد.

براي دادخواهي اين بيداد و براي آن كه آمرين و عاملين بيش از سه دهه جنايت رژيم را در پيشگاه توده هاي مردم به بپاي ميزمحاكمه عادلانه كشاند، بايد از روي جنازه اين رژيم عبور كرد. و اين ميسرنيست الا بدست تواناي خود مردم. براي اين مهم بايد اتحاد و همبستگي داشت. دراين ميان همبستگي بين خانواده هاي خاوراني ها، خانواده هاي كشتارهاي ۸۸ ، خانواده هاي قتل هاي زنجيره اي نقش اساسي دارد.
دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۲ برابر با ۱۸ نوامبر ۲۰۱۳

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s